English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 21 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
alloy U همبسته
alloys U همبسته
associate U همبسته
associated U همبسته
associates U همبسته
associating U همبسته
correlated U همبسته
agglomerate U همبسته
close-knit U همبسته
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
alloys U الیاژ همبسته
copper alloy U همبسته کالا
connected graph U گراف همبسته
alloy U همبسته کردن
alloy U الیاژ همبسته
correlating U همبسته بودن
correlates U همبسته بودن
alloys U همبسته کردن
correlate U همبسته بودن
correlation U ارتباط همبسته کردن
connected acyclic graph U گراف همبسته نادوری
age hardening U سخت گردانی همبسته ها به وسیله تشکیل محلول جامد فوق اشباع و رسوب مقادیراضافی در اثر گذشت زمان
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com