Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
compound helicopter
U
هلی کوپتری که مجهز به سیستم جلو برنده کمکی است
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
augmented turbofan
U
توربوفن مجهز به سیستم پس سوز
air traffic control radar system
U
راداری کمکی در سیستم کنترلی ترافیک هوایی
well found
U
کاملا مجهز مجهز بوسایل کامل
well founded
U
کاملا مجهز مجهز بوسایل کامل
peripheral slots
U
شکافهای خالی که دربعضی کامپیوترها قرار دارندتا کارتهای مدار چاپی بتوانندبرای بالا بردن قابلیتهای سیستم بدون اصلاح سخت افزار مجهز شوند
auxiliary storage
U
حافظه کمکی ذخیره سازی کمکی
auxiliary operation
U
عملیات کمکی عملکرد کمکی
staff
U
با کارمند مجهز کردن با کارمند مجهز شدن
staffs
U
با کارمند مجهز کردن با کارمند مجهز شدن
staffed
U
با کارمند مجهز کردن با کارمند مجهز شدن
crash conversion
U
تبدیل یک سیستم به سیستم دیگر به وسیله به پایان بردن عملیات سیستم قدیمی به هنگام اجرا شدن سیستم جدید
auxiliary machinery
U
دستگاههای کمکی ماشینهای فرعی ماشینهای کمکی
market socialism
U
سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
run
U
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
runs
U
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
sysgen
U
فرایند تغییر سیستم عامل عمومی دریافت شده ازفروشنده به سیستم مناسبی که نیازهای یکپارچه استفاده کننده را براورده می سازدتولید سیستم
blessed folder
U
در یک سیستم Apple Maciontosh پرونده سیستم که حاوی فایل هایی است که به طور خودکار در هنگام روشن شدن سیستم بار شدند
peripheral
U
که به سیستم کامپیوتری اصلی متصل است . 2-هر وسیلهای که امکان ارتباط بین سیستم و خودش را فراهم کند ولی توسط سیستم اجرا نمیشود
integrated
U
نرم افزار مثل سیستم عامل و پردازشگر کلمه که در سیستم کامپیوتری ذخیره شده است و طبق نیازهای سیستم است
accoutred
U
مجهز
barded
U
مجهز
weaponed
U
مجهز
in full fig
U
مجهز
barbed
U
مجهز
accoutered
U
مجهز
acoutre
U
مجهز
equipped
U
مجهز
armed
U
مجهز
busk
U
مجهز کردن
tool
U
مجهز کردن
panoplied
U
مجهز و اراسته
busking
U
مجهز کردن
equips
U
مجهز کردن
jet-propelled
U
مجهز به موتور جت
jet propelled
U
مجهز به موتور جت
busked
U
مجهز کردن
equipping
U
مجهز کردن
equip
U
مجهز کردن
busks
U
مجهز کردن
imp
U
مجهز کردن
full sail
U
تبار مجهز
imps
U
مجهز کردن
habilitate
U
مجهز کردن
supportive
U
مجهز کننده
turboprop jet engine
U
موتور جت مجهز به موتورتوربین
weaponed
U
مجهز به جنگ افزار
reflecterize
U
مجهز به بازتابنده کردن
reflectorize
U
مجهز به بازتابنده کردن
on a war footing
U
مجهز واماده جنگ
bugged
U
مجهز به میکروفن مخفی
tower wagon
U
اتومبیل مجهز به جرثقیل یانردبان
recoil operated
U
مجهز به دستگاه عقب نشینی
squad car
U
اتومبیل پلیس مجهز به فرستنده
fuse cut out switch
U
کلید قطع مجهز به فیوز
prepare
U
مهیا ساختن مجهز کردن
preparing
U
مهیا ساختن مجهز کردن
prepares
U
مهیا ساختن مجهز کردن
to provide oneself
U
خودرا اماده یا مجهز کردن
mast
U
دیرک بادکل مجهز کردن
under arms
U
مجهز باسلحه سبک و انفرادی
masts
U
دیرک بادکل مجهز کردن
squad cars
U
اتومبیل پلیس مجهز به فرستنده
combined circuit
U
مین مجهز به مدار عامل مرکب
dieselize
U
با موتور دیزل مجهز شدن یاکردن
grids
U
بارشته ها و میلههای درهم وبر هم مجهز کردن
grid
U
بارشته ها و میلههای درهم وبر هم مجهز کردن
furnishes
U
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnish
U
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishing
U
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
incisor tooth
U
برنده
cutting
U
برنده
vehicles
U
برنده
winners
U
برنده
vehicle
U
برنده
heuristic
U
پی برنده
incisive
U
برنده
portative
U
برنده
incisory
U
برنده
foretooth
U
برنده
cutters
U
برنده
high proof
U
برنده
scissile
U
برنده
winner
U
برنده
discoverers
U
پی برنده
discoverer
U
پی برنده
deferent
U
برنده
mutilator
U
برنده
trenchant
U
برنده
cutter
U
برنده
conductive
U
برنده
winning
U
برنده
winnings
U
برنده
titans
U
نوعی موشک دو طبقه قاره پیمای بالیستیکی مجهز به کلاهک اتمی
bench check
U
کارگاه مجهز به دستگاههای ازمایشی علامت نقطه بازرسی نقشه برداری
titan
U
نوعی موشک دو طبقه قاره پیمای بالیستیکی مجهز به کلاهک اتمی
subsidiaries
U
کمکی
ancillary
U
کمکی
secondary
U
کمکی
subsidiary
U
کمکی
supplementary
U
کمکی
auxiliary
U
کمکی
auxiliaries
U
کمکی
propelling
U
پیش برنده
shoo-in
<idiom>
U
برنده مطلق
boosters
U
بالا برنده
dissolvent
U
حل کننده برنده
achiever
U
از پیش برنده
prizewinner
U
برنده جایزه
winner
U
برنده بازی
prizer
U
برنده جایزه
raiders
U
یورش برنده
raider
U
یورش برنده
persi
U
برنده سر دیو
outpoint
U
برنده با امتیاز
user
U
بکار برنده
winners
U
برنده بازی
users
U
بکار برنده
cutting head
U
نوک برنده
victor
U
برنده مسابقه
perseus
U
برنده سر دیو
medalist
U
برنده مدال
matrolinous
U
بارث برنده
booster
U
بالا برنده
deferent
U
بیرون برنده
victors
U
برنده مسابقه
dark horses
U
برنده غیرمترقبه
lacerative
U
برنده یا درنده
contenders
U
برنده احتمالی
gonfalonier
U
برنده پرچم
gestatorial
U
برنده پاپ
decision
U
برنده با امتیاز
uptake
U
بالا برنده
decisions
U
برنده با امتیاز
resolutive
U
تحلیل برنده
contender
U
برنده احتمالی
medallist
U
برنده مدال
highest bidder
U
برنده مزایده
uplifter
U
بالا برنده
utilizer
U
بکار برنده
incisively
U
بطور برنده
medalists
U
برنده مدال
impellor
U
پیش برنده
impeller
U
پیش برنده
promoter
U
پیش برنده
medallists
U
برنده مدال
winner of a match
U
برنده مسابقه
winning move
U
حرکت برنده
propulsive
U
جلو برنده
promotor
U
پیش برنده
heiresses
U
ارث برنده زن
wearing
U
تحلیل برنده
heiress
U
ارث برنده زن
dark horse
U
برنده غیرمترقبه
edged tool
U
الت برنده
edge tool
U
الت برنده
annihilator
U
از بین برنده
winning position
U
پوزیسیون برنده
promoters
U
پیش برنده
standby
U
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standbys
U
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
desk accessory
U
در یک سیستم Apple Macitosh امکان افزوده که سیستم را بهبود میبخشد
coupling
U
نوعی رابطه متقابل بین سیستم هایا خصوصیات یک سیستم
policonic projection
U
سیستم تصویر چند مخروطی سیستم تهیه نقشه چندمخروطی
bifuel propulsion
U
سیستم خروج گاز با فشارحاصله از دو نوع سوخت سیستم جت دو سوختی
download
U
فرایند انتقال اطلاعات از یک سیستم کامیپوتر مرکزی بزرگ به سیستم کامپیوترکوچک و دور
design phase
U
فرایند توسعه یک سیستم اطلاعاتی براساس نیازمندیهای سیستم از قبل تاسیس شده
natives
U
کامپایلری که کد تولید میکند که روی سیستم مشابه سیستم جاری اجرا میشود.
chcp
U
در سیستم عاملهای OS \ MS DOS دستور سیستم که صفحه کد مورد استفاده را بیان میکند
native
U
کامپایلری که کد تولید میکند که روی سیستم مشابه سیستم جاری اجرا میشود.
auxiliary target
U
نقطه کمکی
auxiliary storage
U
انبار کمکی
auxiliary storage
U
انباره کمکی
auxiliary target
U
هدف کمکی
auxiliary forces
U
قوای کمکی
user interface
U
میانجی کمکی
auxiliary equipment
U
وسائل کمکی
auxiliary landing field
U
فرودگاه کمکی
back up frequency
U
فرکانس کمکی
auxiliary operatich
U
عمل کمکی
auxiliary view
U
نمای کمکی
auxiliary rotor
U
رتور کمکی
auxiliary memory
U
حافظ کمکی
auxiliary operation
U
عمل کمکی
utilitu program
U
برنامه کمکی
auxiliary equipment
U
وسایل کمکی
boostes pump
U
پمپ کمکی
auxiliary charger
U
شارژکننده کمکی
communicating pole
U
قطب کمکی
accommodator
U
کارگر کمکی
artificial aids
U
وسایل کمکی
artificial antenna
U
انتن کمکی
dummy antenna
U
انتن کمکی
operating supplies
U
مواد کمکی
booster pump
U
پمپ کمکی
booster magneto
U
دینام کمکی
auxiliary memory
U
حافظه کمکی
auxiliary equipment
U
تجهیزات کمکی
auxiliary base line
U
باز کمکی
boostes transformer
U
ترانسفورماتور کمکی
commutating pole
U
قطب کمکی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com