English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
octuple U هشت چندان هشت برابر کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
doubled U سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
double U سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled up U سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
density U سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
densities U سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
triplicate U سه برابر سه برابر کردن
howitzer U توپی که طول لوله ان برابر با 02 تا03 برابر کالیبر باشد
as much a U دو چندان
one hundred times as many U سد چندان
tenfold U ده چندان
sextuple U شش چندان
so much U چندان
pretty good U نه چندان بد
two fold U دو چندان
folds U چندان
he drank himself to death U چندان
fold U چندان
folded U چندان
as much as U چندان که
very U چندان فراوان
not ahunderd mails flom U نه چندان دوراز
so U چندان همینطور
quantum sufficit U چندان که بس باشد
it matters little U چندان اهمیت ندارد
h does not w.much U چندان وزنی ندارد
it is of little worth U چندان ارزشی ندارد
it is not very hard U چندان سخت نیست
make little of U چندان سودی نبردن از
withstood U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstanding U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstands U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstand U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
it wasdone in no time U اینکار چندان وقتی نبرد
My French is not up to much. U فرانسه ام چندان تعریفی ندارد
paralleling U برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
parallelled U برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
paralleled U برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
parallel U برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
parallelling U برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
parallels U برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
isodomun U [بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
isodomon U [بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
eualize U برابر کردن
doubled up U دو برابر کردن
treble U سه برابر کردن
trebled U سه برابر کردن
trebles U سه برابر کردن
reduplicate U دو برابر کردن
parallelize U برابر کردن
level out U برابر کردن
sextuple U شش برابر کردن
par U برابر کردن
triplex U سه برابر کردن
double U دو برابر کردن
equalization U برابر کردن
doubled U دو برابر کردن
prallelize U برابر کردن
trebling U سه برابر کردن
i made little of it U چندان سودی از ان نبردم استفادهای از ان نکردم
the dust panned out pootly U ان خاک زرد دادولی نه چندان زیاد
He is in a bad way (poor circumstances). U وضع وحالش چندان تعریفی ندارد
quintuplicate U پنج برابر کردن
to set off U انداختن برابر کردن
septuple U هفت برابر کردن
iam so tired that i cannot eat U چندان خسته هستم که نمیتوانم چیزی بخورم
the ship is hull down U کشتی چندان دوراست که تنه ان پیدا نیست
it wasdone in no time U انجام این کار چندان طولی نکشید
compressive strength U قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد
to safeguard [against] U تامین کردن [علیه] [در برابر]
to safeguard [against] U حفظ کردن [علیه] [در برابر]
to safeguard [against] U نگهداری کردن [علیه] [در برابر]
blessing in disguise <idiom> U [چیز خوبی که در ظاهری نه چندان خوب قرار دارد]
i had half a mind to go U چندان مایل برفتن نبودم انقدر ها میل نداشتم بروم
sensitive to corrosion U حساس در برابر زنگ زدگی حساس در برابر خوردگی
parallelling U موازی کردن برابر کردن
parallel U موازی کردن برابر کردن
sextuplicate U شش برابر کردن تبدیل به شش کردن
paralleled U موازی کردن برابر کردن
parallelled U موازی کردن برابر کردن
parallels U موازی کردن برابر کردن
paralleling U موازی کردن برابر کردن
to keep pace with something <idiom> U با چیزی برابر راه رفتن [یاد گرفتن] [تغییر کردن] [اصطلاح]
without recourse U عبارتی که درفهر نویسی اسناد قابل انتقال بکار می رود و به وسیله ان فهر نویس مسئوولیت خودرا در برابر فهر نویسان بعدی نفی میکند و تنها خودرا در برابر کسی که سند رابرایش صادر کرده است مسئول قرار میدهد
splash proof enclosure U حفافت در برابر قطرات اب حفافت در برابر باران حفافت در مقابل ریزش قطرات اب
so large U چندان بزرگ بقدری بزرگ
eight fold U هشت چندان هشت لا
equaling U برابر
breast U برابر
homological U برابر
eq U برابر با
equalled U برابر
vs U در برابر
equipollent U برابر
squares U برابر
square U برابر
squaring U برابر
sextuple U شش برابر
bracketed U برابر
equal U برابر
equaled U برابر
ninefold U نه برابر
one fold U یک برابر
even <adj.> U برابر
one hundred times as many U صد برابر
euqal U برابر
squared U برابر
level with each other U برابر
he is twice the man he was U دو برابر
two fold U دو برابر
sixfold U شش برابر
symmetric U برابر
decuple U ده برابر
double U دو برابر
triples U سه برابر
equals U برابر
opposites U برابر
triple U سه برابر
doubled U دو برابر
for U در برابر
tripled U سه برابر
abreast U برابر
opposite U برابر
tripling U سه برابر
doubled up U دو برابر
as much a U دو برابر
three fold U سه برابر
equalling U برابر
threefold U سه برابر
tantamount U برابر
paripassu U برابر
versus U در برابر
tenfold U ده برابر
identical U برابر
breasts U برابر
peer U برابر بودن با
triple precision U دقت سه برابر
mustn't U برابر است با not must
equalled U برابر مساوی
tie U برابر شدن
millionfold U یک میلون برابر
money worth U برابر پول
triple precision U با دقت سه برابر
water resistant U مقاوم در برابر اب
dead even U دقیقا برابر
equalling U برابر مساوی
peering U برابر بودن با
under the same conditions U شرایطی برابر
equilateral U دو پهلو برابر
parallels U برابر خط موازی
parallelling U برابر خط موازی
eight fold U هشت برابر
sevenfold U هفت برابر
trebly U بطور سه برابر
parallelled U برابر خط موازی
paralleled U برابر خط موازی
fair play U شرایط برابر
parallel U برابر خط موازی
equals U برابر مساوی
antithesis U برابر نهاده
antitheses U برابر نهاده
leveler U برابر کننده
plains U صاف برابر
leveller U برابر کننده
life long U برابر با یک عمر
lifelong U برابر یک عمر
plain U صاف برابر
plainer U صاف برابر
plainest U صاف برابر
doubler U دو برابر کننده
identical U کاملا" برابر
against payment U در برابر پول
counterbalanced U نیروی برابر
deuce U برابر درامتیاز 04
triply U بطور سه برابر
octuple U هشت برابر
equalizer U برابر کننده
equalizers U برابر کننده
peer to each other U برابر با یکدیگر
quadraple U چهار برابر
manifold U چند برابر
counterbalances U نیروی برابر
nip and tuck U تقریبا برابر
equaled U برابر مساوی
fivefold U پنج برابر
septuple U هفت برابر
counterbalance U نیروی برابر
levels U سطح برابر
levelled U سطح برابر
leveled U سطح برابر
level U سطح برابر
EC U پیشوند برابر با ex-
ge U بزرگتر از یا برابر با
equal U برابر مساوی
peered U برابر بودن با
counterweights U وزنه برابر
anti thesis U برابر نهاد
equivalent U برابر مشابه
paralleling U برابر خط موازی
senary U شش برابر ششگانه
equaling U برابر مساوی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com