Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
user cost of capital
U
هزینه سرمایه برای بنگاه تولیدی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
representative firm
U
بنگاه تولیدی نمونه
two input firm
U
بنگاه تولیدی باد و عامل تولید
absolute advantage
برتری مطلق یک کشور یا واحد تولیدی درعرضه یک محصول یا خدمت با هزینه ای کمتر از رقیب
margin cost
U
مقدار هزینهای ک__ه در نتیجه اف_زایش محصول یک واحد تولیدی به کل هزینه افزوده میشود
break even point
U
نقطه سربسر سطحی از تولیدکه در ان سطح کل درامدبنگاه با کل هزینه ان برابربوده و سود بنگاه صفر است
cost of capital
U
هزینه سرمایه
capital cost
U
هزینه سرمایه
investment cost
U
هزینه سرمایه گذاری
rate of return over cost
U
نرخ بازدهی بر هزینه سرمایه
acceleration principle
U
یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
imperial institute
U
بنگاه امپراطوری است در لندن برای پیشرفت بازرگانی
robot
U
وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
robots
U
وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
capacity cost
U
هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
plow back
U
عایدات حاصله از کسب وکاررا برای سرمایه گذاری مجددکنار گذاردن
current asset cycle
U
زمانی که برای تساوی حجم فروش با سرمایه جاری لازم است
Klamath
U
نام کد برای گونه کم هزینه پردازنده Intel pention
personal
U
ریز کامپیوتر کم هزینه برای مصارف خانگی و تجاری سبک
burse
U
بورس وجهی که برای کمک هزینه تحصیلی داده میشود
debt finance
U
افزایش سرمایه از طریق فروش سهام تامین محل برای پرداخت قروض و دیون
prospectus
U
شرح چاپی درباره شرکت یا معدنی که برای ان باید سرمایه جمع اوری شود
prospectuses
U
شرح چاپی درباره شرکت یا معدنی که برای ان باید سرمایه جمع اوری شود
to boondoggle
[American English]
U
پول و وقت تلف کردن
[برای پروژه ای با سرمایه دولت بخاطر انگیزه سیاسی]
keystroke
U
شمارش انتخابهای کلید انجام شده برای محاسبه هزینه تایپ
connects
U
هزینه در واحد دقیقه برای ارتباط داشتن با کامپیوتر راه دور
connect
U
هزینه در واحد دقیقه برای ارتباط داشتن با کامپیوتر راه دور
over capitalised
U
براورد اضافی سرمایه سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه اعلام کردن
supply price of capital
U
قیمت عرضه سرمایه اصطلاح کینز در رابطه باهزینه سرمایه گذاری
capital stock
U
سهام سرمایه سهامی که به عنوان سرمایه به شرکت اورده میشود
cut corners
<idiom>
U
[زمانی که چیزی برای صرفه جویی در هزینه به طور بد انجام شده است]
capital consumption allowance
U
کسر مصرف سرمایه مترادف با استهلاک سرمایه
liquidity trap
U
سرمایه گذاری بسیار کم بوده و سرمایه گذاران ترجیح میدهند که دارائیهای خود رابه شکل پول نقد نگاه دارند
disinvestment
U
سرمایه گذاری منفی سرمایه برداری
capitalization
U
تبدیل به سرمایه کردن تجمع سرمایه
output
U
تولیدی
outputs
U
تولیدی
productive
U
تولیدی
progenitive
U
تولیدی
counterproductive
U
ضد تولیدی
generative
U
تولیدی
multiplier principle
U
اصل ضریب افزایش سرمایه نسبت بین افزایش سرمایه گذاری و بالا رفتن درامد
feasibility
U
بررسی هزینه ها و مزیت برای بررسی شروع مجدد پروژه
financier
U
سرمایه دار سرمایه گذار
financiers
U
سرمایه دار سرمایه گذار
capital gain
U
منافع حاصل از فروش یاتعویض اقلام دارایی به قیمتی بیش از ارزش دفتری اضافه ارزش سرمایه سرمایه باز یافته
capitalism
U
کاپیتالیزم سیستم سرمایه داری سیستم سرمایه گرایی سرمایه داری
productive capacity
U
فرفیت تولیدی
productive work
U
کار تولیدی
business goods
U
کالای تولیدی
productive sector
U
بخش تولیدی
producer goods
U
کالاهای تولیدی
producer's goods
U
مواد تولیدی
manufactoring plant
U
کارخانه تولیدی
appropriation
U
بودجه مصوبه برای هزینه اعتبارات پیش بینی شده در بودجه توزیع درامد خالص به حسابهای مختلف
producer durable equipment
U
تجهیزات با دوام تولیدی
generation data set
U
مجموعه دادههای تولیدی
opportunity cost
U
هزینههای کالای تولیدی
atomistic society
U
واحدهای کوچک تولیدی
producer price index
U
شاخص قیمت تولیدی
government enterprise
U
موسسات تولیدی دولتی
average cost
U
میانگین هزینههای تولیدی هر واحد
residential investments
U
سرمایه گذاری مسکن سرمایه گذاری به شکل خانههای مسکونی
cost center
U
قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست
finished
U
کالاهای تولیدی که آماده فروش هستند
overcapitalization
U
سرمایه گذاری بیش ازحد سرمایه گذاری افراطی
desired investment
U
سرمایه گذاری مطلوب سرمایه گذاری مورد نظر
dictatorship of proletariat
U
اصطلاحی است که بوسیله کارل مارکس برای توصیف مرحلهای از سوسیالیسم بکار برده شد .در این مرحله طبقه بورژوا یا سرمایه داران قدرت را از دست می دهند و کارگران قدرت را دراختیار می گیرند .
lighterage
U
هزینه دوبه هزینه بارگیری و تخلیه کشتی توسط دوبه
cooperative scorer
U
بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
institutes
U
بنگاه
institution
U
بنگاه
institute
U
بنگاه
concern
U
بنگاه
business
U
بنگاه
establishments
U
بنگاه
corporation
U
بنگاه
corporations
U
بنگاه
instituting
U
بنگاه
establishment
U
بنگاه
concerns
U
بنگاه
businesses
U
بنگاه
firm
U
بنگاه
firmer
U
بنگاه
instituted
U
بنگاه
firms
U
بنگاه
firmest
U
بنگاه
value added
U
اضافه قیمتی که در مواد خام در نتیجه عملیات صنعتی و تولیدی ایجاد میشود
unintended investment
U
سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
instituting
U
بنداد بنگاه
enterprises
U
بنگاه اقتصادی
carpooling center
[American E]
U
بنگاه همسفری
instituted
U
بنداد بنگاه
exchange service
U
بنگاه معاوضه
mont de piete
U
بنگاه رهنی
state enterprise
U
بنگاه دولتی
competitive firm
U
بنگاه رقابتی
institutes
U
بنداد بنگاه
business enterprise
U
بنگاه بازرگانی
business enterprise
U
بنگاه تجاری
hydropath establishment
U
بنگاه اب درمانی
enterprise
U
بنگاه اقتصادی
hydrotherapeutic
U
بنگاه اب درمانی
head-hunters
U
بنگاه کاریاب
serviced
U
بنگاه سرویس
pawnshop
U
بنگاه رهنی
industrial concern
U
بنگاه صنعتی
news agency
U
بنگاه خبرگزاری
news agencies
U
بنگاه خبرگزاری
head-hunter
U
بنگاه کاریاب
service
U
بنگاه سرویس
pawnbroker
U
بنگاه رهنی
pawnbrokers
U
بنگاه رهنی
institute
U
بنداد بنگاه
foundation
U
بنیان بنگاه
registered capital
U
سرمایه به ثبت رسیده سرمایه ثبت شده
collapse capitalism
U
فروپاشی سرمایه داری سقوط سرمایه داری
marginal utility of capital
U
مطلوبیت نهائی سرمایه فایده نهائی سرمایه
capital program
U
برنامه سرمایه گذاری برنامه تولید سرمایه
margin productivity
U
نسبت بین محصول بدست امده وعوامل تولیدی که در صرف ایجاد ان شده است
pawnbroker
U
دلال در بنگاه رهنی
rectorate
U
ریاست بنگاه مذهبی
nonprofit firm
U
بنگاه غیر انتفاعی
pawnbrokers
U
دلال در بنگاه رهنی
real estate agency
U
بنگاه معاملات املاک
institution
U
اصل حقوقی بنگاه
enterprises
U
موسسه یا بنگاه اقتصادی
settlements
U
حل و فصل توافق بنگاه
settlement
U
حل و فصل توافق بنگاه
enterprise
U
موسسه یا بنگاه اقتصادی
marxist economics
U
نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
outclearing
U
فرستادن چک و قبض به بنگاه پایاپاپای
hacienda
U
بنگاه کشاورزی یا معدن ومانند ان
cobb doglas production function
U
ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
open shop
U
بنگاه دارای سیستم استخدام ازاد
BBC
U
مخفف بنگاه سخن پراکنی بریتانیا
cost contract
U
قرارداد مربوط به پرداخت هزینه ها قرارداد هزینه
economic of scale
U
کاهش دادن هزینه ها کاهش یافتن هزینه ها
subvention
U
اعانه نقدی دولت به بنگاه عام المنفعه
out relief
U
دستگیری مردمی که در بنگاه اعانه بودباش ندارند
place utility
U
استفاده فیزیکی یا وضعی حالتی که موسسه تولیدی جهت بالا بردن سود خودحمل و نقل محصولش را نیزبر عهده بگیرد
current standard cost
U
مقیاس سنجش قیمت کالای تولیدی یا مواد اولیه با قیمت پایه است
cost accounts
حساب های هزینه یابی حساب هزینه ای حساب مخارج
marginal cost pricing
U
قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهائی قیمت معادل هزینه نهائی
turnover
U
تعداد دفعاتی درسال که موجودی انبار یک بنگاه فروخته میشود
expansion path
U
مسیر افزایش حجم عملیات بنگاه گر یک نقشه منحنیهای متساوی التولید
corporations
U
شرکت یا بنگاه دارای شخصیت حقوقی هیات اعضا انجمن شهر یا مامورین منتخب شهرداری
corporation
U
شرکت یا بنگاه دارای شخصیت حقوقی هیات اعضا انجمن شهر یا مامورین منتخب شهرداری
elasticity of factor substitution
U
کشش جانشینی عوامل مقیاسی از درجه قابلیت جانشینی بین عوامل تولید در هر فرایند تولیدی
international finance corporation
U
شرکت مالی بین المللی شرکت تاسیس شده به وسیله بانک جهانی که هدفش تشویق و ترویج موسسات تولیدی بخش خصوصی درکشورهای توسعه نیافته است
producer's goods
U
کالاهای سرمایهای کالاهای تولیدی
kiosk
U
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks
U
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
iron law of wage
U
قانون مفرغ دستمزدها براساس این نظریه که بوسیله مالتوس ارائه شده نرخ بالای زاد و ولد عرضه نیروی کار را در سطحی بالاتر از تقاضا و فرفیت تولیدی جامعه قرار داده و لذادستمزدها بسطح کاهش معیشت تقلیل میابد
badminton
U
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
capital
U
سرمایه
capital intensive
U
سرمایه بر
turn over
U
سرمایه
equities
U
سرمایه
equity
U
سرمایه
asset
U
سرمایه
fund
U
سرمایه
funded
U
سرمایه
capital intensive
U
سرمایه طلب
capital inflow
U
ورود سرمایه
capital in cash
U
سرمایه نقدی
capital fund
U
وجوه سرمایه
invested
U
سرمایه گذاشتن
flight of capital
U
مهاجرت سرمایه
capital intensive technique
U
فن تولید سرمایه بر
financing
U
سرمایه گذاری
capital creation
U
ایجاد سرمایه
reserve fund
U
سرمایه احتیاطی
floating capital
U
سرمایه متحرک
capital depreciation
U
استهلاک سرمایه
capital exports
U
صادرات سرمایه
capital flight
U
فرار سرمایه
capital flow
U
جریان سرمایه
capital flow
U
انتقال سرمایه
capital formation
U
تشکیل سرمایه
accumulation of capital
U
انباشت سرمایه
accumulation of capital
U
تراکم سرمایه
capital outflow
U
خروج سرمایه
out flow of capital
U
خروج سرمایه
replacement capital
U
سرمایه جانشینی
capital paid in
U
ذخیره سرمایه
replacement capital
U
سرمایه جایگزینی
capital requirement
U
نیاز سرمایه
fixed property
U
سرمایه ثابت
capital reserve
U
ذخیره سرمایه
capital stock
U
موجودی سرمایه
capital stock
U
حجم سرمایه
capital structure
U
ساخت سرمایه
capital structure
U
بنیان سرمایه
capital market
U
بازار سرمایه
enterprise
U
سرمایه گذاری
accumulated capital
U
سرمایه متراکم
real capital
U
سرمایه واقعی
capital levy
U
مالیات بر سرمایه
trust fund
U
سرمایه امانی
capital liability
U
بدهی سرمایه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com