Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
marginal user cost
U
هزینه استفاده نهائی یاهزینه بکارگیری نهائی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
marginal cost pricing
U
قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهائی قیمت معادل هزینه نهائی
marginal cost
U
هزینه نهائی
incremental cost
U
هزینه نهائی
marginal cost function
U
تابع هزینه نهائی
marginal costing
U
هزینه یابی نهائی
marginal cost curve
U
منحنی هزینه نهائی
decreasing marginal cost
U
هزینه نهائی نزولی
marginal factor cost
U
هزینه نهائی عامل
marginal productivity law
U
قانون بازدهی نهائی قانون بهره وری نهائی ب_راساس این ق__انون با اف_زایش یک عامل تولید با ف_رض ثابت بودن سایر ع__وامل تولیدنهائی نهایتا کاهش خواهدیافت
marginal disutility of labor
U
عدم رضایت نهائی کار نارضامندی نهائی کار
marginal utility of capital
U
مطلوبیت نهائی سرمایه فایده نهائی سرمایه
diminishing marginal productivity
U
بهره دهی نهائی نزولی نزولی بودن بهره دهی نهائی
terminals
U
نهائی
terminal
U
نهائی
marginal
U
نهائی
finals
U
نهائی
ultimate
U
نهائی
final
U
نهائی
marginal outlays
U
مخارج نهائی
marginal seller
U
فروشنده نهائی
marginal analysis
U
تحلیل نهائی
marginal benefit
U
فایده نهائی
marginal buyer
U
خریدار نهائی
marginal case
U
وضعیت نهائی
marginal conditions
U
شرایط نهائی
marginal output
U
تولید نهائی
final goods
U
کالای نهائی
marginal product
U
محصول نهائی
marginal productivity
U
بازدهی نهائی
marginal disutility
U
بیفایدگی نهائی
marginal desirability
U
مطلوبیت نهائی
marginal desirability
U
رضامندی نهائی
final test
U
ازمایش نهائی
marginal revenue
U
درامد نهائی
marginal income
U
درامد نهائی
marginal utility
U
مطلوبیت نهائی
incremental revenue
U
درامد نهائی
terminally
U
بطور نهائی
final demand
U
تقاضای نهائی
ultimate strength
U
مقاومت نهائی
marginal utility
U
فایده نهائی
final payment
U
پراخت نهائی
final price
U
قیمت نهائی
sudden failure
U
گسیختگی نهائی
finished product
U
محصول نهائی
bolster layer
U
بالش نهائی
terminal price
U
قیمت نهائی
marginal unemployment
U
بیکاری نهائی
marginal product function
U
تابع محصول نهائی
marginal physical product
U
محصول فیزیکی نهائی
marginal value product
U
ارزش تولید نهائی
marginal utility curve
U
منحنی مطلوبیت نهائی
marginal utility of money
U
مطلوبیت نهائی پول
marginal propensity to spend
U
میل نهائی به مخارج
marginal producer
U
تولید کننده نهائی
marginal utility function
U
تابع مطلوبیت نهائی
marginal utility of income
U
مطلوبیت نهائی درامد
marginal product curve
U
منحنی محصول نهائی
marginal net product
U
محصول نهائی خالص
marginal propensity to absorb
U
تمایل نهائی به جذب
marginal productivity
U
بهره وری نهائی
marginal revenue curve
U
منحنی درامد نهائی
marginal return of capital
U
بازده نهائی سرمایه
marginal rate of transformation
U
نرخ نهائی تبدیل
marginal rate of substitution
U
نرخ نهائی جانشینی
marginal propensity to spend
U
میل نهائی به خرج
marginal propensity to save
U
میل نهائی به پس انداز
marginal propensity to import
U
میل نهائی به واردات
marginal propensity to expend
U
تمایل نهائی به مخارج
marginal supply price
U
قیمت عرضه نهائی
marginal tax rate
U
نرخ نهائی مالیات
decree absolute
حکم نهائی دادگاه
marginal propensity to expend
U
میل نهائی به مخارج
marginal propensity to consume
U
میل نهائی به مصرف
marginal tax rate
U
میل نهائی به مالیات
marginal revenue product
U
درامد محصول نهائی
marginal revenue function
U
تابع درامد نهائی
marginal demand price
U
قیمت تقاضای نهائی
marginal lender
U
وام دهنده نهائی
marginal borrower
U
وام گیرنده نهائی
marginal efficiency of capital
U
کارائی نهائی سرمایه
face fromwork
U
قالب بندی نهائی
marginal disutility
U
عدم مطلوبیت نهائی
increasing marginal return
U
بازده نهائی فزاینده
marginal propensity to invest
U
میل نهائی به سرمایه گذاری
value of marginal product of labor
U
ارزش تولید نهائی کار
value of marginal product of capital
U
ارزش تولید نهائی سرمایه
marginal net private product
U
محصول خصوصی نهائی خالص
marginal propensity to pay taxes
U
میل نهائی به پرداخت مالیات
marginal physical product of labor
U
محصول فیزیکی نهائی کار
final goods
U
کالا برای مصرف نهائی
decreasing marginal efficiency of capita
U
کارائی نهائی نزولی سرمایه
marginal rate of time preference
U
نرخ نهائی ترجیح زمانی
decreasing marginal productivity
U
بهره وری نهائی نزولی
diminishing marginal product
U
نزولی بودن محصول نهائی
diminishing marginal utility
U
نزولی بودن مطلوبیت نهائی
marginal capital output ratio
U
نسبت نهائی سرمایه بر تولید
tack coat
U
پوشش نهائی جاده با قیر
marginal return of investment
U
بازدهی نهائی سرمایه گذاری
marginal efficiency of investment
U
کارائی نهائی سرمایه گذاری
marginal physical product of capital
U
محصول فیزیکی نهائی سرمایه
purchase element
U
عامل منتجه بار نهائی
marginal efficiency of investment schedu
U
نمودار کارائی نهائی سرمایه گذاری
diminishing marginal rate of
U
نزولی بودن نرخ نهائی تبدیل
law of diminishing marginal utility
U
قانون نزولی بودن مطلوبیت نهائی
marginal productivity theory of
U
نظریه توزیع بر مبنای بهره وری نهائی
gurantee period
U
مدت زمانیکه قبل از تحویل نهائی پیمانکار ساختمانی موفف است خسارات ساختمان رارفع نماید
equation of exchange
U
متوسط قیمت کالاها و خدمات نهائی و مقدار تولید کالاها وخدمات
marginal case
U
حالت نهائی حالت حدی
user cost
U
هزینه استفاده
dead freight
U
هزینه حمل بابت فرفیت استفاده نشده
layers
U
لایهای که درباره مسیرهای استفاده شونده و هزینه و... تصمیم گیری میکند
layer
U
لایهای که درباره مسیرهای استفاده شونده و هزینه و... تصمیم گیری میکند
exclusion principle
U
اگر بتوان مانع استفاده کالا توسط کسانی که حاضر بپرداخت هزینه
exploitation
[utilization]
U
بکارگیری
usage
U
بکارگیری
using
U
بکارگیری
utilisation
[British]
U
بکارگیری
usages
U
بکارگیری ها
utilisations
U
بکارگیری ها
utilizations
U
بکارگیری ها
employment
U
بکارگیری
utilization
U
بکارگیری
string handling
U
بکارگیری رشته
sword play
U
مهارت در بکارگیری شمشیر
feed back
U
بکارگیری اطلاعات حاصله
fuku shiki kumite
U
بکارگیری کاتا در مبارزه
materials utilisation control
U
کنترل بکارگیری مواد
aviationelectronic
U
بکارگیری الکترونیک در صنعت هوانوردی یا فضانوردی
bit parallel
U
طراحی و یا بکارگیری تکنیک انتقال موازی
cost center
U
قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست
collective goods
U
کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
crossed controls
U
بکارگیری سطوح کنترل برخلاف حالت عادی درمانورهای ویژه
lighterage
U
هزینه دوبه هزینه بارگیری و تخلیه کشتی توسط دوبه
cadam
U
فرایند بکارگیری سیستمهای کامپیوتری به عنوان وسائلی در کاربردهای طراحی وساخت Computer anufacturing
cim
U
تکنولوژی که مستلزم بکارگیری یک دستگاه ورودی برای خواندن مستقیم محتویات میکروفیلم به داخل کامپیوتر میباشدicrofilmanufacturing
computer input microfilm
U
تکنولوژی که مستلزم بکارگیری یک دستگاه ورودی برای خواندن مستقیم محتویات میکروفیلم به درون کامپیوتر میباشد
mumps
U
یک زبان برنامه نویسی که مخصوصا" برای بکارگیری رکوردهای پزشکی طراحی شده است System assachusetsulti-Programming
cost contract
U
قرارداد مربوط به پرداخت هزینه ها قرارداد هزینه
economic of scale
U
کاهش دادن هزینه ها کاهش یافتن هزینه ها
basic
U
یک زبان برنامه نویسی ساده از نظراموزش و بکارگیری و دارای فهرست کوچکی از دستورات وقالبهای ساده
basics
U
یک زبان برنامه نویسی ساده از نظراموزش و بکارگیری و دارای فهرست کوچکی از دستورات وقالبهای ساده
cost accounts
حساب های هزینه یابی حساب هزینه ای حساب مخارج
electronic cottage
U
مفهوم اجازه دادن به کارگران برای اینکه در خانه بمانند و کارها را توسط بکارگیری ترمینالهای کامپیوتر که به یک دفترمرکزی متصل میباشد انجام دهند
pc file iii
U
یک سیستم ارزان و همه منظوره برای مدیریت پایگاه داده که برای سهولت بکارگیری طراحی شده است
capacity cost
U
هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
dead time
U
زمان بدون استفاده زمانی که در ان ازراندمان دستگاه استفاده نمیشود
dead freight
U
کرایه قسمتی از کشتی که به صرفنظر از استفاده یا عدم استفاده باید پرداخت شود
vertical
U
نرم افزار کاربردی که برای استفاده خاص طراحی شده است و نه استفاده عمومی
idles
U
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
idled
U
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
frees
U
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
capacity
U
استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است
capacities
U
استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است
freeing
U
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
idlest
U
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
free
U
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
freed
U
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
idle
U
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
fourth generation computers
U
فناوری کامپیوتر با استفاده از مدارهای CSI که قبلا توسعه یافته اند و هنوز هم استفاده می شوند
bitmap
U
معرفی رویدادها یا استفاده از آرایه تک بیتی به عنوان تصویر یا شکل یا جدول وسایل استفاده شده و...
baseband transmission
U
روشی که برای بکارگیری انتقال سیگنالهای فرکانس پایین از میان کابل کواکسیال جهت انتقال داده در شبکه بامحلی با فاصله کوتاه
composite demand
U
تقاضا برای کالا در موارد استفاده متفاوت مانند استفاده از گازوئیل درمصارف خانگی و مصارف صنعتی
quad
U
چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
quads
U
چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
bands
U
شبکه محلهای که از سیگنالهای تقسیم شده و ارسالی روی کابل coaxiad با استفاده از پروتکل CSMA / CD استفاده میکند
band
U
شبکه محلهای که از سیگنالهای تقسیم شده و ارسالی روی کابل coaxiad با استفاده از پروتکل CSMA / CD استفاده میکند
ieee
U
که فقط داده و سیگنالهای تصدیق استفاده می شوند و در آزمایشگاهها برای اتصال کامپیوتر به قط عات اندازه گیری استفاده میشود
shareware
U
نرم افزاری که آماده استفاده است ولی وقتی که توسط کاربر استفاده شود باید به نویسنده آن مبلغی بپردازد.
antialiasing
U
تکنیک افزایش دقت نمایش گرافیک کامپیوتری یک روش بکارگیری صافی که باعث فهور خطها و لبههای صاف در محل تصویر صفحه نمایش میشود
duplexes
U
دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود
exerciser
U
وسیلهای که به استفاده کننده امکان میدهد تا با استفاده از وسائل دستی برنامه ها واتصالات سخت افزاری راایجاد نموده و اصلاح نماید
duplex
U
دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود
joint tenants
U
در CLچند تن را گویند که مشترکا"از عین مستاجره استفاده کندبا این قید که هر یک پس ازمرگ دیگری یا دیگران حق استفاده انحصاری داشته باشد
common use
U
مورد استفاده عمومی استفاده مشترک
bus network
U
سیستمی که در ان تمام ایستگاهها یا دستگاههای کامپیوتری توسط بکارگیری یک کانال مشترک توزیعی یایک گذارگاه با هم دیگر ارتباط برقرار می کنند شبکه گذری شبکه خطی
PPP
U
که معمولا برای ارسال داده بین کامپیوتر کاربر و سرور راه دور روی اینترنت با استفاده از پروتکل شبکه Tcp/Ip استفاده میشود
wimp
U
نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند
wimps
U
نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند
defect skipping
U
روش مشخص کردن و برچسب گداری شیارهای حساس مغناطیسی در حال ساخت تا استفاده نشوند. اشاره به شیار بعدی مناسبی که قابل استفاده است
Hamming code
U
سیستم کدگذتاری که از بیتهای بررسی برای تشخیص و تصحیح خطاها در داده ارسالی استفاده میکند که بیشتر در سیستمهای متن راه دور استفاده میشود
solenoid sweep
U
پاک کردن مین با استفاده ازقدرت سیم پیچی مغناطیسی مین روبی با استفاده ازسلونوئید
publish
U
1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
publishes
U
1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
published
U
1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
wires
U
روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
wire
U
روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
oasis
U
یک سیستم عامل چند استفاده کننده که در چندین سیستم ریزکامپیوتر استفاده می گردد
oases
U
یک سیستم عامل چند استفاده کننده که در چندین سیستم ریزکامپیوتر استفاده می گردد
universal
U
آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود
reed
U
شانه
[وسیله ای که جهت کوبیدن و محکم کردن نخ پود در چله استفاده می شود و بیشتر در دارهای مکانیکی مورد استفاده قرار می گیرد. اندازه اینگونه شانه به پهنای عرض بافت است.]
paperless
U
شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند
user freindly
U
اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
stepped lines
U
خطوط کنگره ای
[خطوط شکسته]
[در اطراف نگاره ها و اشکال فرش های هندسی باف و روستایی. گاه بجای استفاده از خطوط صاف از این خطوط استفاده می شود.]
scan
U
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند
scanned
U
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند
scans
U
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند
usages
U
استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
usage
U
استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
hollerith code
U
سیستم کدگذاری که از سوراخ هایی در کارت بری نمایش حروف و نشانه ها استفاده میکند. این سیستم از دو مجموعه ردیف 12 تایی برای تامین محل کافی هر کد استفاده میکند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com