English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
material costs U هزینههای مواد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
direct materials costs U هزینههای مواد اولیهای که مستقیما در کالا بکار برده میشود
Other Matches
tangible costs U هزینههای محسوس هزینههای مرئی هزینههای عینی
differential cost analysis U تحلیل هزینههای تفاضلی سیستمی که در ان هزینههای روشهای مختلف برسی میگردد
business expenses U هزینههای کار و کسب هزینههای شرکت
production overheads U هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
capital outlays U هزینههای تاسیساتی هزینههای سرمایهای
ptomaine U مواد الی قلیایی سمی که دراثر پوسیدگی باکتریها برروی مواد ازتی تشکیل میگردد
transudate U مواد فرانشت شده مواد مترشحه
durable material U مواد غیراستهلاکی مواد بادوام زیاد
ordering costs U هزینههای سفارش هزینههای مربوط به سفارش
dye-stuff U ماده رنگی در رنگرزی الیاف [این رنگینه ها یا بصورت سنتی از مواد طبیعی مانند اکثر گیاهان و بعضی حیوانات و یا از مواد شیمیایی تهیه می شوند]
magnaflux U نام انحصاری تست غیرمخربی برای مواد مغناطیسی بااستفاده از میدانهای مغناطیسی و مواد فلورسان
enzyme U مواد الی پیچیدهای که درموجود زنده باعث تبدیل مواد الی مرکب به موادساده تر وقابل جذب می گردد انزیم
enzymes U مواد الی پیچیدهای که درموجود زنده باعث تبدیل مواد الی مرکب به موادساده تر وقابل جذب می گردد انزیم
aggregate expenditures U هزینههای کل
slated items U مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
implicit costs U هزینههای نامرئی
government expenditures U هزینههای دولت
real costs U هزینههای واقعی
dock dues U هزینههای لنگرگاه
overhead costs U هزینههای بالاسری
building costs U هزینههای ساختمان
increasing cost U هزینههای صعودی
capital charges U هزینههای سرمایه
capital outlays U هزینههای تاسیساتی
implicit costs U هزینههای ضمنی
overhead costs U هزینههای اضافی
incidental expenses U هزینههای واقعی
capital expenditures U هزینههای سرمایهای
capital expenditure U هزینههای سرمایهای
design costs U هزینههای طراحی
national expenditures U هزینههای ملی
anchor dues U هزینههای لنگر
sunk cost U هزینههای اضافی
spillover costs U هزینههای خارجی
standard costs U هزینههای استاندارد
financial expenses U هزینههای مالی
operational costs U هزینههای عملیاتی
consumption expenditures U هزینههای مصرفی
standard costs U هزینههای نرمال
supplementary costs U هزینههای اضافی
selling costs U هزینههای فروش
fixed costs U هزینههای ثابت
fixed costs U هزینههای سرمایهای
freight charges U هزینههای حمل
transaction costs U هزینههای معاملاتی
bank charges U هزینههای بانکی
bank charge U هزینههای بانکی
on costs U هزینههای غیرمستقیم
overheads U هزینههای بالاسری
overheads U هزینههای عمومی
supplementary costs U هزینههای مکمل
increasing cost U هزینههای فزاینده
joint costs U هزینههای مشترک
comparative costs U هزینههای نسبی
competition cost U هزینههای رقابتی
overhead costs U هزینههای عمومی
pilot charges U هزینههای راهنما
prime costs U هزینههای اولیه
deferred charges U هزینههای انتقالی
preliminary expenses U هزینههای مقدماتی
personal outlays U هزینههای شخصی
overhead costs U هزینههای حاشیهای
storage costs U هزینههای انبارداری
preliminary expenses U هزینههای ابتدائی
loading participation in profits U هزینههای مشارکت در سود
avoidable costs U هزینههای قابل اجتناب
handling charges U هزینههای جابجایی کالا
selling costs U هزینههای فروش کالا
cost category U هزینههای انجام شده
taxation of costs U ارزیابی هزینههای دعوی
outlays U هزینههای سرمایهای مخارج
unliquidated obligation U هزینههای پرداخت نشده
opportunity cost U هزینههای کالای تولیدی
stevedoring charges U هزینههای بارگیری وباراندازی
increasing cost industry U صنایع با هزینههای افزایشی
recurring costs U هزینههای تکرار شونده
constant cost industry U صنعت هزینههای ثابت
surcharges U درصد هزینههای اضافی
surcharge U درصد هزینههای اضافی
desiccant U مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
ordering costs U هزینههای مربوط به سفارش کالا
contango U هزینههای دیرکرد خرید سهم
pad the bill <idiom> U اضافه شدن هزینههای کاذب
analysis U یات هزینههای محصول جدید
privy purse U اعتبارمخصوص هزینههای خصوصی پادشاه
cost analysis U تجزیه تحلیل هزینههای کار
unforeseen expenses U هزینههای پیش بینی نشده
secondary costs U هزینههای غیر مستقیم یاثانوی
average cost U میانگین هزینههای تولیدی هر واحد
life cycle costs U هزینههای دوره عمر یک محصول
dock charges U هزینههای حوض dock-dues : syn
fixed costs U هزینههای که وابسته به حجم تولید نمیباشد
discounted cash flow U ارزش فعلی پرداختها و هزینههای اتی
correlation U جدول نسبت بین هزینههای متغیر تولید
loading for contingencies U کارمزدی که بابت هزینههای احتمالی به حق بیمه اضافه میشود
contingent fund U اعتبار هزینههای پیش بینی نشده ذخیره احتیاطی
docl pass U گواهی که پس از پرداخت هزینههای لنگرگاه به صاحب کشتی داده میشود
deferred expense U هزینههای پیش بینی شدهای که هنوز موعد پرداختشان نرسیده است
crowding out effect U نرخ بهره را بالامیبرد و سبب کاهش هزینههای سرمایه گذاری خصوصی در اقتصاد میشود
foreign military sales U فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
demurrage U هزینه معطلی در حمل با قطار یا کشتی هزینههای معطلی
engels law U ارتباط بین درامدو هزینههای مصرفی که اولین بار بوسیله امارشناس المانی قرن نوزدهم ارنست انگل مورد بررسی قرار گرفت
material U مواد
provisions U مواد
materials U مواد
supplies U مواد
composite material U مواد مرکب
qualifying clauses U مواد اصلاحی
acaricide U مواد کنه کش
backing material U مواد محافظ
stocks U مواد ذخیره
explosive ordnance U مواد منفجره
cohesive material U مواد چسبا
cohesive materials U مواد چسبنده
purview U مواد اساسی
fatigue of material U فرسودگی مواد
feed stock U مواد اولیه
coherent materials U مواد چسبنده
dissolved solids U مواد محلول
direct material U مواد مستقیم
accessory substances U مواد فرعی
producer's goods U مواد تولیدی
organic materials U مواد الی
printed matter U مواد چاپی
balsamic materials U مواد بلسانی
defense articles U مواد پدافندی
excess stock U مواد اضافی
overburden U مواد رویی
alluvial deposit U مواد رسوبی
sealing compound U مواد ضد نشت
cryptomaterial U مواد رمز
bill of material U فهرست مواد
bill of materials U فهرست مواد
active material U مواد عامل
radioactive material U مواد رادیواکتیو
practice material U مواد تمرینی
acetone bodies U مواد استونی
colorant U مواد رنگی
inorganic materials U مواد غیرالی
instruction material U مواد درسی
instructional material U مواد اموزشی
insulating compound U مواد عایق
insulating material U مواد عایق
intromission U مواد الحاقی
assets U مواد لازم
joint filler U مواد درزبندی
materials transfer notes U دستورانتقال مواد
indirect materials U مواد غیرمستقیم
print U مواد چاپی
raw material U مواد خام
petroleum U مواد نفتی
organic compound U مواد آلی
organic compound U مواد شیمیایی
prints U مواد چاپی
washing agent U مواد شوینده
printed U مواد چاپی
joint filling compound U مواد درزبندی
material control U کنترل مواد
material balance U موازنه مواد
maintenance materials U مواد تعمیرات
magnetic materials U مواد مغناطیسی
letter press U مواد چاپی
joint sealing material U مواد درزبندی
jointing material U مواد پرکننده
materials requisition U درخواست مواد
materials management U مدیریت مواد
materials handling U جابجایی مواد
miscellaneous provisions U مواد متفرقه
substitute material U مواد جانشینی
raw materials U مواد اولیه
raw materials U مواد خام
nutrition U مواد غذائی
fission products U مواد اتمی
fixed material U مواد پایدار
testing of materials U ازمایش مواد
off the shelf U مواد در دسترس
fixes U مواد مخدره
fix U مواد مخدره
medics U مواد دارویی
mineral U مواد معدنی
fertile meterial U مواد بارخیز
suspended load U مواد غوطه ور
fine aggregate U مواد ریز
operating supplies U مواد کمکی
lubricants U مواد روغنی
lubricant U مواد روغنی
glacial drift U مواد یخرفته
natural products U مواد طبیعی
protein U مواد سفیدهای
oddments U مواد گوناگون
proteins U مواد سفیدهای
muffling material U مواد میرایی
supplies officer U مسئول مواد
narcotic drugs U مواد مخدر
explosives U مواد سوزا
cost fraction U نتیجه مستقیم هزینههای مستقیم تولید یا خدمت به تعداد واحدهای تولید شده یاکمیت خدمات
fine aggregate U مواد دانه ریز
materials utilisation control U کنترل مصرف مواد
materials utilisation control U کنترل بکارگیری مواد
high explosive U مواد منفجره قوی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com