Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
standard costs
U
هزینههای استاندارد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
tangible costs
U
هزینههای محسوس هزینههای مرئی هزینههای عینی
differential cost analysis
U
تحلیل هزینههای تفاضلی سیستمی که در ان هزینههای روشهای مختلف برسی میگردد
business expenses
U
هزینههای کار و کسب هزینههای شرکت
production overheads
U
هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
capital outlays
U
هزینههای تاسیساتی هزینههای سرمایهای
ieee
U
سیستم استاندارد شبکه Token Ring که توسط IBM به صورت استاندارد بیان شده
document
U
روش استاندارد برای ارسال و ذخیره سازی متن ها و تصاویر روی شبکه بخشی از استاندارد IBM SNA
documenting
U
روش استاندارد برای ارسال و ذخیره سازی متن ها و تصاویر روی شبکه بخشی از استاندارد IBM SNA
documented
U
روش استاندارد برای ارسال و ذخیره سازی متن ها و تصاویر روی شبکه بخشی از استاندارد IBM SNA
ordering costs
U
هزینههای سفارش هزینههای مربوط به سفارش
international standards organization
U
طرح شبکه استاندارد ISO که به صورت لایهای است و هر لایه کار مخصوصی دارد و به سیستمهای مختلف امکان ارتباط میدهد البته در صورتی که مط ابق با استاندارد باشند
extending
U
گروهی ازتولیدکنندگان PC که انجمنی برای پیشبرد استاندارد تک بیتی به عنوان یک رقیب برای استاندارد باس MAC توسط IBM تشکیل داده اند
POSIX
U
استاندارد که یک سری سرویس سیستم عامل را شامل میشود. نرم افزاری که با استاندارد DOSIX کار میکند و بین سخت افزارها ارسال میشود
extend
U
گروهی ازتولیدکنندگان PC که انجمنی برای پیشبرد استاندارد تک بیتی به عنوان یک رقیب برای استاندارد باس MAC توسط IBM تشکیل داده اند
extends
U
گروهی ازتولیدکنندگان PC که انجمنی برای پیشبرد استاندارد تک بیتی به عنوان یک رقیب برای استاندارد باس MAC توسط IBM تشکیل داده اند
PHIGS
U
برنامه واسط استاندارد بین نرم افزار و آداپتور گرافیکی که از مجموعهای از دستورات استاندارد برای رسم و تغییر تصاویر دو بعدی و سه بعدی تشکیل شده است
source
U
استاندارد IEEE , IBM وغیره IBM و غیر IBM نوع Taken Ring امکان استاندارد bridge می دهند تا داده را ردو بدل کنند
aggregate expenditures
U
هزینههای کل
overhead costs
U
هزینههای حاشیهای
standard costs
U
هزینههای نرمال
building costs
U
هزینههای ساختمان
overhead costs
U
هزینههای اضافی
overhead costs
U
هزینههای بالاسری
operational costs
U
هزینههای عملیاتی
on costs
U
هزینههای غیرمستقیم
capital charges
U
هزینههای سرمایه
overhead costs
U
هزینههای عمومی
real costs
U
هزینههای واقعی
preliminary expenses
U
هزینههای ابتدائی
preliminary expenses
U
هزینههای مقدماتی
capital expenditures
U
هزینههای سرمایهای
comparative costs
U
هزینههای نسبی
pilot charges
U
هزینههای راهنما
prime costs
U
هزینههای اولیه
selling costs
U
هزینههای فروش
spillover costs
U
هزینههای خارجی
personal outlays
U
هزینههای شخصی
capital expenditure
U
هزینههای سرمایهای
capital outlays
U
هزینههای تاسیساتی
competition cost
U
هزینههای رقابتی
implicit costs
U
هزینههای نامرئی
implicit costs
U
هزینههای ضمنی
storage costs
U
هزینههای انبارداری
sunk cost
U
هزینههای اضافی
supplementary costs
U
هزینههای مکمل
anchor dues
U
هزینههای لنگر
transaction costs
U
هزینههای معاملاتی
government expenditures
U
هزینههای دولت
deferred charges
U
هزینههای انتقالی
fixed costs
U
هزینههای سرمایهای
fixed costs
U
هزینههای ثابت
financial expenses
U
هزینههای مالی
dock dues
U
هزینههای لنگرگاه
design costs
U
هزینههای طراحی
incidental expenses
U
هزینههای واقعی
increasing cost
U
هزینههای فزاینده
consumption expenditures
U
هزینههای مصرفی
national expenditures
U
هزینههای ملی
material costs
U
هزینههای مواد
freight charges
U
هزینههای حمل
joint costs
U
هزینههای مشترک
supplementary costs
U
هزینههای اضافی
overheads
U
هزینههای بالاسری
increasing cost
U
هزینههای صعودی
bank charges
U
هزینههای بانکی
bank charge
U
هزینههای بانکی
overheads
U
هزینههای عمومی
constant cost industry
U
صنعت هزینههای ثابت
opportunity cost
U
هزینههای کالای تولیدی
cost category
U
هزینههای انجام شده
loading participation in profits
U
هزینههای مشارکت در سود
handling charges
U
هزینههای جابجایی کالا
increasing cost industry
U
صنایع با هزینههای افزایشی
selling costs
U
هزینههای فروش کالا
outlays
U
هزینههای سرمایهای مخارج
unliquidated obligation
U
هزینههای پرداخت نشده
taxation of costs
U
ارزیابی هزینههای دعوی
stevedoring charges
U
هزینههای بارگیری وباراندازی
avoidable costs
U
هزینههای قابل اجتناب
recurring costs
U
هزینههای تکرار شونده
surcharges
U
درصد هزینههای اضافی
surcharge
U
درصد هزینههای اضافی
unforeseen expenses
U
هزینههای پیش بینی نشده
cost analysis
U
تجزیه تحلیل هزینههای کار
ordering costs
U
هزینههای مربوط به سفارش کالا
contango
U
هزینههای دیرکرد خرید سهم
analysis
U
یات هزینههای محصول جدید
pad the bill
<idiom>
U
اضافه شدن هزینههای کاذب
average cost
U
میانگین هزینههای تولیدی هر واحد
privy purse
U
اعتبارمخصوص هزینههای خصوصی پادشاه
secondary costs
U
هزینههای غیر مستقیم یاثانوی
life cycle costs
U
هزینههای دوره عمر یک محصول
ODI
U
واسط استاندارد معرفی شده توسط Novell برای کارت واسط شبکه که به کاربران امکان میدهد فقط یک درایور شبکه داشته باشند که با تمام کارتهای واسط شبکه کار میکند. استاندارد پیش از یک پروتکل را پشتیبانی میکند. مثل IPX و NetBEUI
fixed costs
U
هزینههای که وابسته به حجم تولید نمیباشد
dock charges
U
هزینههای حوض dock-dues : syn
discounted cash flow
U
ارزش فعلی پرداختها و هزینههای اتی
correlation
U
جدول نسبت بین هزینههای متغیر تولید
contingent fund
U
اعتبار هزینههای پیش بینی نشده ذخیره احتیاطی
loading for contingencies
U
کارمزدی که بابت هزینههای احتمالی به حق بیمه اضافه میشود
docl pass
U
گواهی که پس از پرداخت هزینههای لنگرگاه به صاحب کشتی داده میشود
direct materials costs
U
هزینههای مواد اولیهای که مستقیما در کالا بکار برده میشود
deferred expense
U
هزینههای پیش بینی شدهای که هنوز موعد پرداختشان نرسیده است
crowding out effect
U
نرخ بهره را بالامیبرد و سبب کاهش هزینههای سرمایه گذاری خصوصی در اقتصاد میشود
demurrage
U
هزینه معطلی در حمل با قطار یا کشتی هزینههای معطلی
engels law
U
ارتباط بین درامدو هزینههای مصرفی که اولین بار بوسیله امارشناس المانی قرن نوزدهم ارنست انگل مورد بررسی قرار گرفت
standard
U
استاندارد
high and dry
<idiom>
U
استاندارد
canonical
U
استاندارد
modulus
U
استاندارد
standards
U
استاندارد
standardized
U
استاندارد شده
standardised
U
استاندارد نمودن
standardising
U
استاندارد نمودن
standardize
U
استاندارد نمودن
standardizing
U
استاندارد نمودن
standardises
U
استاندارد نمودن
basic standard cost
U
قیمت استاندارد
standardizes
U
استاندارد نمودن
standard specification
U
دستورات استاندارد
standards of living
U
استاندارد زندگی
standard of living
U
استاندارد زندگی
standard
U
استاندارد همگون
basic standard
U
استاندارد اولیه
standards
U
استاندارد همگون
boilerplate
U
متن استاندارد
substandard
U
زیر استاندارد
standard ohm
U
اهم استاندارد
standard measure
U
اندازه استاندارد
standard interface
U
رابط استاندارد
standard interface
U
واسطه استاندارد
standard function
U
تابع استاندارد
standard error
U
خطای استاندارد
atmosphere
U
اتمسفر استاندارد جو
atmospheres
U
اتمسفر استاندارد جو
standard pascal
U
پاسکال استاندارد
standard pitch
U
گام استاندارد
traditional chess
U
شطرنج استاندارد
table lamp
U
لامپ استاندارد
standardization
U
استاندارد سازی
standard specification
U
مقررات استاندارد
standard solution
U
محلول استاندارد
standard section
U
پروفیل استاندارد
standard rate
U
نرخ استاندارد
standard price
U
قیمت استاندارد
standard condition
U
شرایط استاندارد
standard cell
U
پیل استاندارد
standard candle
U
شمع استاندارد
normal temperature and pressure
U
شرایط استاندارد
standard temperature and pressure
U
شرایط استاندارد
standard class
U
درجه استاندارد
magnetic standard
U
اهنربای استاندارد
frequency standard
U
استاندارد فرکانس
primary standard
U
استاندارد اولیه
resistance standard
U
مقاومت استاندارد
standard resistor
U
مقاومت استاندارد
secondary standard
U
استاندارد ثانویه
dialects
U
ی در زبان استاندارد
dialect
U
ی در زبان استاندارد
nonstandard
U
غیر استاندارد
standard bar
U
میله استاندارد
standard atmosphere
U
اتمسفر استاندارد
silver standard
U
استاندارد نقره
standard hydrogen electrode
U
الکتورد هیدروژن استاندارد
data encyption standard
U
استاندارد حفافت داده
NDIS
U
واسط دستور استاندارد
ambient quality standard
U
استاندارد کیفیت پرمون
cut the mustard
<idiom>
U
به حد استاندارد لازم رسیدن
up to par/scratch/snuff/the mark
<idiom>
U
متناسب با استاندارد طبیعی
ieee
U
واسط استاندارد IEEE
standard product cost
U
ارزش تولید استاندارد
standard penetration
U
ازمایش نفوذی استاندارد
standard conversion factor
U
ضریب تبدیل استاندارد
calibration
U
مین یک بررسی استاندارد
standard electrode potential
U
پتانسیل استاندارد الکترود
standard electrode potential
U
پتانسیل الکترود استاندارد
standard heat of formation
U
گرمای تشکیل استاندارد
primary standard grade
U
خلوص استاندارد اولیه
clark
U
پیل استاندارد کلارک
standard oil company
U
استاندارد اویل کمپانی
standard oil company
U
شرکت نفت استاندارد
standard oxidation potential
U
پتانسیل اکسایش استاندارد
pop up menu
U
منوی غیر استاندارد
ansi
U
کدهای استاندارد ANSI
mnemonic
U
استاندارد اختصار کلمه
international organisation for standard
U
موسسه بین المللی استاندارد
current standard cost
U
هزینه استاندارد و مورد قبول
RJ connector
U
استاندارد عمومی اتصال چهارسیمی
feed back
U
اخذ اطلاعات ومقایسه ان با استاندارد
standard
U
عیار قانونی استاندارد مقرر
standard free energy of formation
U
انرژی ازاد تشکیل استاندارد
dif
U
استاندارد مخصوص فایلهای داده
per standard compass
U
برحسب قطب نمای استاندارد
nibble
U
نصف طول بایت استاندارد
nibbling
U
نصف طول بایت استاندارد
nibbled
U
نصف طول بایت استاندارد
nibbles
U
نصف طول بایت استاندارد
calibrating standard
U
تنظیم شده به صورت استاندارد
standards
U
عیار قانونی استاندارد مقرر
international standard atmosphere
U
اتمسفر استاندارد بین المللی
ieee
U
استاندارد مون Token Bus
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com