English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 183 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
tonne U هزار کیلوگرم
tonnes U هزار کیلوگرم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
shot U ساچمه وزنه برای مردان 62/7 کیلوگرم وبرای زنان 520/4 کیلوگرم
shots U ساچمه وزنه برای مردان 62/7 کیلوگرم وبرای زنان 520/4 کیلوگرم
cwts U واحد ورن برابر 34 کیلوگرم امریکا یا 05 کیلوگرم انگلستان
cwt U واحد ورن برابر 34 کیلوگرم امریکا یا 05 کیلوگرم انگلستان
light heavyweight U 5/28 کیلوگرم وزنه برداری وکشتی 18 کیلوگرم
Loo sanpra U [منطقه ای در چین که در آن یک فرش کوچک در ابعاد یک متر در یک متر با رنگ های قرمز، زرد، سیاه و آبی به دست آمده است و عمری بین هزار و هفتصد پانزده تا دو هزار و دویست و نود سال دارد.]
milfoil U بومادران هزار برگ هزار برگ
flyweight U 15 کیلوگرم
heavy weight U 18+ کیلوگرم
it weighed kilogrammes U سه کیلوگرم
heavy weight U 38+ کیلوگرم
finweight U 05- کیلوگرم
bantamweight U 45 کیلوگرم
light flyweight U 84 کیلوگرم
babyweight U 84 کیلوگرم
flyweights U 15 کیلوگرم
kilograms U کیلوگرم
kilogrammes U کیلوگرم
kilogram U کیلوگرم
flyweight U 25 کیلوگرم
flyweights U 25 کیلوگرم
featherweights U 75 کیلوگرم
featherweight U 75 کیلوگرم
under kg U 56- کیلوگرم
welterweight U 76 کیلوگرم
over 0 kg U 08+ کیلوگرم
lightweights U 5/76 کیلوگرم
kg U کیلوگرم
lightweights U 06 کیلوگرم
lightweight U 5/76 کیلوگرم
light middleweight U 57 کیلوگرم
light welterweight U 76 کیلوگرم
middle heavyweight U 09 کیلوگرم
under 0 kg U 06- کیلوگرم
lightweight U 06 کیلوگرم
middleweight U 47 کیلوگرم
tons U 709 کیلوگرم
flyweights U 05 تا45 کیلوگرم
welterweight U 46 تا07 کیلوگرم
kilogrammetre U کیلوگرم متر
it scaled kilograms U ده کیلوگرم درامد
heavy weight U 001 کیلوگرم
it weighed kilogrammes U سه کیلوگرم درامد
middleweight U 67 تا38 کیلوگرم
bantamweight U 45 تا85 کیلوگرم
super heavyweight U 001+ کیلوگرم
the weight is kilogrammes U ان 5 کیلوگرم است
ton U 709 کیلوگرم
flyweight U 05 تا45 کیلوگرم
featherweights U 85 تا46 کیلوگرم
grams U یک هزارم کیلوگرم
grammes U یک هزارم کیلوگرم
gram U یک هزارم کیلوگرم
featherweight U 85 تا46 کیلوگرم
lightweights U 07 تا67 کیلوگرم
lightweight U 07 تا67 کیلوگرم
kilo U یک کیلوگرم معادل هزارگرم
kilos U یک کیلوگرم معادل هزارگرم
where is the kilogramme weight ? U سنگ کیلوگرم کجاست
it weighed kilogrammes U بود سه کیلوگرم وزن داشت
ultralight aircraft U هواپیمائی با وزن کمتر از454 کیلوگرم
hundredweights U یا 08/05کیلوگرم است ودر امریکابرابر001 رطل یا 63/54 کیلوگرم میباشد
hundredweight U یا 08/05کیلوگرم است ودر امریکابرابر001 رطل یا 63/54 کیلوگرم میباشد
slugs U واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم
slugged U واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم
slug U واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم
one thousand U یک هزار
ten thousand U ده هزار
milliped U هزار پا
per mill U در هزار
per mill U در هر هزار
per mil U در هزار
mil U هزار
multiped U هزار پا
milleped U هزار پا
myriad U ده هزار
myriads U ده هزار
labyrinthine fret U هزار تو
millions U هزار در هزار
thousand U هزار
thousandth U یک هزار
million U هزار در هزار
thousandths U یک هزار
thousands U هزار
millepore U هزار سوراخ
polypody U هزار پایی
kilos U هزار گرم
myriagram U ده هزار گرم
kilocycle U هزار چرخه
several thousands U چندین هزار
spline U هزار خار
kilograms U هزار گرم
milliard U هزار میلیون
kilo U در معنای یک هزار
kilo U معادل هزار
kilogrammes U هزار گرم
kilogram U هزار گرم
myriapoda U هزار پایان
myriametre U ده هزار متر
myriameter U ده هزار متر
myrialitre U ده هزار لیتر
kilo U هزار گرم
diplopodous U دارای هزار پا
millennia U هزار سال
millennium U هزار سال
millenniums U هزار سال
chiliad U هزار ساله
chiliad U هزار عدد
bimillenary U دو هزار ساله
kilos U در معنای یک هزار
kilos U معادل هزار
grand U هزار دلار
thousand and one U هزار ویک
grander U هزار دلار
grandest U هزار دلار
kilometres U هزار متر
kilometre U هزار متر
kilometers U هزار متر
thou U یک هزار دلار
billionth U یک تقسیم بر هزار میلیون
billionths U یک تقسیم بر هزار میلیون
two thousand tonner U کشتی دو هزار تنی
yarrow U بومادران هزار برگ
To take ones leave . U هزار تومان کم آورده ام
millennial U جشن هزار ساله
gigacycle U هزار میلیارد چرخه
gigabyte U یک هزار میلیون بابت
g U در معنای یک هزار میلیون
kilomegacycle U هزار میلیون چرخه
Kbit U معادل هزار بایت
kilos U هزار بیت داده
omasum U هزار لاخئذقث خق ذثق
metric ton U تن متریک یا تن هزار کیلویی
kilohertz U هزار سیکل در یک ثانیه
kips U هزار دستورالعمل درثانیه
kilo U هزار بیت داده
k U نشانه بیان یک هزار
hectares U ده هزار متر مربع
hectare U ده هزار متر مربع
millenium U دوره هزار ساله
kilobaud U هزار بیت در ثانیه
it was valued at rials 000 U پنج هزار ریال قیمت شد
I am inundated with work. U هزار جور کارسرم ریخته
I have all kinds of problems. U هزار جور گرفتار ؟ دارم
This is only one instance out of many . U این یک مورداز هزار تا است
kilo U فرکانس هزار سیکل در ثانیه
to die a thousand deaths U هزار مرگ و میر مردن
kilos U فرکانس هزار سیکل در ثانیه
millenial U وابسته به دوره هزار ساله
millenarianism U اعتقاد به سلطنت هزار ساله مسیح
The losses run into hundreds of thousands. U خسارات بالغ به صدها هزار می شوند.
millenarian U معتقد به سلطنت هزار ساله مسیح
puff pastry U خمیر هزار برگ [غذا و آشپزخانه]
kilovoltage U نیروی برق برحسب هزار ولت
flaky pastry U خمیر هزار برگ [غذا و آشپزخانه]
it was valued at rials 000 U پنج هزار ریال بهابران گذاردند
gigaflop U یک هزار میلیون عملیات اعشاری در ثانیه
gigahertz U فرکانس یک هزار میلیون سیکل در ثانیه
puff paste U خمیر هزار برگ [غذا و آشپزخانه]
phyllo (pastry) U خمیر هزار برگ [غذا و آشپزخانه]
postmillennialist U معتقدبه فهور ثانوی مسیح پس از هزار سال
postmillenarian U معتقدبه فهور ثانوی مسیح پس از هزار سال
the hall seats one thousand U تالار هزار صندلی میخورد تالارهزارتن راجامیدهد
Analogical architecture U [معماری بومی ایتالیا در سال هزار و نهصد و هفتاد]
angstrom U واحد اندازه گیری معادل با یک هزار میلیونیوم متر
premillennial U وابسته بظهور ثانوی عیسی قبل از هزار سال
kiloton weapon U جنگ افزار اتمی که قدرت انفجاران برابر هزار تن تی ان تی است
Jehovah's Witnesses U دستهای از مسیحیان که بحکومت خداوند و به بازگشت عیسی پس از هزار سال دیگراعتقاددارند
kb U واحد اندازه گیری رسانه با فرفیت بالا با معنای هزار بایت
Kbyte U واحد اندازه گیری رسانه با فرفیت بالا معادل هزار بایت
kilo U هزار دستور برناه که هر ثانیه پردازش می شوند برای بررسی توان کامپیوتر
kilos U هزار دستور برناه که هر ثانیه پردازش می شوند برای بررسی توان کامپیوتر
kilo U واحد اندازه گیری وسیله رسانه سازی با فرفیت بالا به معنای هزار بایت داده
kilos U واحد اندازه گیری وسیله رسانه سازی با فرفیت بالا به معنای هزار بایت داده
the early bird catches the worm <proverb> U کسی که بر سر خواب سحر شبیخون زد هزار دولت بیدار را به خواب گرفت
it is a thousand pities U جای هزار افسوس است مایه بسی تاسف است
terabyte U یک هزار گیگا بایت یا یک میلیون مگا بایت داده
capital ship U کشتی جنگی یی که فرفیت ان بیش از ده هزار تن و مسلح به توپهایی با کالیبر بیش از8 اینچ باشد
kabal U قبال [نوعی واحد اندازه گیری در تبریز معادل هزار و چهارصد گره می باشد و جهت تعیین مقدار دستمزد بافنده بکار می رود.]
I dont have one toman let alone a thousand tomans . U هزار تومان که هیچه یک تومان هم ندارم
Moghat U مقات [نوعی واحد اندازه گیری در مشهد که مبنای آن تعداد هزار و دویست گره در یک ردیف طولی و عرضی بوده و جهت پرداخت دستمزد بافنده بکار می رود.]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com