Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
packing
U
هر ماده مورد کاربرددربسته بندی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
packaging
U
ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
analyte
U
ماده مورد تجزیه
tartan
U
ماده شیمیایی مورد استفاده در پیست
detotalizing counter
U
شمارندهای که کل مقدارباقیمانده ماده مورد سنجش را نشان میدهد
demand paging
U
صفحه بندی مورد نیاز
thermate
U
نوعی ماده اتشزاست که در گلولههای اتشزا مورد استفاده قرار می گیرد و معمولا مخلوط اکسیداهن و الومینیم میباشد
karyosystematice
U
بخشی از رده بندی موجودات که روابط طبیعی انهارابوسیله مطالعه خصوصیات سلولی موجودات مورد مطالعه قرارمیدهد
log wood
U
درخت بقم
[در بافت این گیاه ماده رنگینی بنام هماتوکسیلین وجود دارد که برای ساخت رنگینه های قرمز، بنفش، آب و خاکستری مورد استفاده قرار می گیرد و برای الیاف پشم و ابریشم مناسب است.]
thermite
U
ماده مخصوص جوش کاری و ماده اتشزای داخل گلولههای اتشزا
antiset
U
ماده ضدغلیظ شدن و بستن مواد ماده سیال کننده
photoresist
U
ماده شیمیایی ای که در اثر اعمال نور به یک ماده مقاومت و محکم تبدیل میشود
materialism
U
فلسفه اصالت ماده اعتقاد به اینکه انچه وجود دارد ماده است
coolant
U
ماده سرماساز ماده خنک کننده
coolants
U
ماده سرماساز ماده خنک کننده
dopes
U
معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
dope
U
معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
female connector
U
دوشاخه ماده متصل کننده ماده
gunk
U
ماده کثیف و چسبناک ماده چرب
cleaned
U
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
clean
U
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleanest
U
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleans
U
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
fuelled
U
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuel
U
ماده انرژی زا ماده کارساز
pigments
U
ماده رنگی ماده ملونه
pigment
U
ماده رنگی ماده ملونه
fuels
U
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuelling
U
ماده انرژی زا ماده کارساز
fueled
U
ماده انرژی زا ماده کارساز
evaluation rating
U
درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
word warp
U
فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
carpet classification
U
طبقه بندی
[درجه بندی]
فرش
ratings
U
طبقه بندی کردن درجه بندی
rating
U
طبقه بندی کردن درجه بندی
gynandromorph
U
جانور نر و ماده هم نر و هم ماده
anti-
U
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
telescopic
U
دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
defense classification
U
طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
lineaments
U
طرح بندی صورت بندی
classifications
U
طبقه بندی رده بندی
wording
U
جمله بندی کلمه بندی
laggin
U
اب بندی کردن اب بندی ناوها
classification
U
طبقه بندی رده بندی
lineament
U
طرح بندی صورت بندی
oogamete
U
سلول جنسی ماده یاخته جنسی ماده
downgrades
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
regrade
U
تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
gift wrap
U
بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
area of operational interest
U
منطقه مورد توجه عملیاتی منطقه مورد نظر عملیاتی
line astern
U
صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
security classification
U
طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
declassification
U
از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
black designation
U
علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
transparent
U
نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
transparently
U
نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
grade
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades
U
درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
groups
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade
U
درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
insulation testing apparatus
U
دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
unitized load
U
بار بسته بندی شده یا باردست چین شده بار تقسیم بندی شده
approach formation
U
صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
army class manager activity
U
سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
classifications
U
طبقه بندی کردن طبقه بندی
phasing
U
مرحله بندی مرحله بندی عملیات
classification
U
طبقه بندی کردن طبقه بندی
cases
U
مورد
occurence
U
مورد
unseasonable
U
بی مورد
open to question
<adj.>
U
مورد شک
case
U
مورد
instance
U
مورد
instances
U
مورد
inopportune
U
بی مورد
inapposite
U
بی مورد
oportuneness
U
مورد
unseasonably
U
بی مورد
occasions
U
مورد
occasioning
U
مورد
objected
U
مورد
occasioned
U
مورد
occasion
U
مورد
object
U
مورد
indirect objects
U
مورد
direct objects
U
مورد
objects
U
مورد
out of place
U
بی مورد
objecting
U
مورد
savory
U
مورد پسند
utilization
U
مورد مصرف
utilized
U
مورد استفاده
savoury
U
مورد پسند
beloved
U
مورد علاقه
dubious
U
مورد شک مشکوک
noted
U
مورد ملاحظه
in dispute
U
مورد بحث
utilisation
[British]
U
مورد مصرف
using
U
مورد مصرف
in no instance
U
در هیچ مورد
involved
U
مورد بحث
unnecessary roughness
U
خشونت بی مورد
entitlements
U
مورد سزیدگی
entitlements
U
مورد استحقاق
confutation
U
مورد تکذیب
entitlement
U
مورد استحقاق
under disccussion
U
مورد بحث
entitlement
U
مورد سزیدگی
sightly
U
مورد نظر
laughing stock
U
مورد تمسخر
to make observations
[about]
[on]
U
اندیشیدن
[در مورد]
[به]
expectative
U
مورد انتظار
fishy
U
مورد تردید
dubitable
U
مورد شک مشکوک
happy
[about]
<adj.>
U
خشنود
[در مورد]
case analysis
U
تحلیل مورد
instance
U
لحظه مورد
opportuneness
U
مورد مناسب
myrtle berry
U
مورد دانه
requirement
U
مورد نیاز
myrtle
U
مورد سبز
undue
U
بی جهت بی مورد
undue
U
ناروا بی مورد
usage
U
مورد استفاده
usages
U
مورد استفاده
special case
U
مورد ویژه
In this case ( instance) .
U
دراین مورد
liable to prosecution
U
مورد تعقیب
case study
U
مورد پژوهی
mytaceous
U
از تیره مورد
objcetionable
U
مورد ایراد
object of transaction
U
مورد معامله
schreber case
U
مورد شربر
cases
U
دعوی مورد
subject of hire
U
مورد اجاره
cases
U
مورد غلاف
case
U
دعوی مورد
case studies
U
مورد پژوهی
case
U
مورد غلاف
As the case may be .
U
برحسب مورد( آن)
exploitation
[utilization]
U
مورد مصرف
collector's item
U
مورد استثنائیوویژهیککلکسیون
myrtaceae
U
تیره مورد
hold up
<idiom>
U
مورد هدف
received
U
مورد قبول
to make observations
[about]
[on]
U
نگریختن
[در مورد]
[به]
taken
U
مورد تحسین
taken
U
مورد قبول
instances
U
لحظه مورد
usage
U
مورد مصرف
stipulation
U
ماده
agents
U
ماده
bitches
U
سگ ماده
agent
U
ماده
provision
U
ماده
female
U
ماده
foamed meterid
U
ماده کف
abscess
U
ماده
bitched
U
سگ ماده
clause
U
ماده
bitching
U
سگ ماده
abscesses
U
ماده
item
U
ماده
items
U
ماده
material
U
ماده
stuffless
U
بی ماده
clauses
U
ماده
bitch
U
سگ ماده
metal
U
ماده
metals
U
ماده
monoclinous
U
نر و ماده
materials
U
ماده
matter
U
ماده
anti matter
U
ضد ماده
stuff
U
ماده
substances
U
ماده
substance
U
ماده
matters
U
ماده
mattered
U
ماده
stuffed
U
ماده
stuffs
U
ماده
mattering
U
ماده
nany
U
بز ماده
article
U
ماده
antimatter
U
ضد ماده
nanny goat
U
بز ماده
catch for door bolt
U
ماده
articles
U
ماده
nanny goats
U
بز ماده
criticised
U
مورد انتقاد قراردادن
capital employed
U
سرمایه مورد استفاده
agreement area
U
سطح مورد قرارداد
scrutinizing
U
مورد مداقه قراردادن
scrutinizes
U
مورد مداقه قراردادن
receptee
U
افراد مورد پذیرش
scrutinized
U
مورد مداقه قراردادن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com