Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
decoy
U
هدف مدل هدف مخصوص گول زدن رادارهای دشمن
decoyed
U
هدف مدل هدف مخصوص گول زدن رادارهای دشمن
decoying
U
هدف مدل هدف مخصوص گول زدن رادارهای دشمن
decoys
U
هدف مدل هدف مخصوص گول زدن رادارهای دشمن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
snooperscope
U
دوربین مخصوص هدف گیری دشمن
sniperscope
U
دوربین مخصوص هدف گیری دشمن
people sniffer
U
رادار مخصوص کشف افراد دشمن از روی بوی بدن انها
comouflage detection photography
U
نوعی عکاسی که با استفاده ازفیلم مخصوص انجام شده واستتار دشمن را کشف میکندعکسبرداری ضد استتار
ferrets
U
هواپیما یا کشتی یا خودرویی که مخصوص کشف و تعیین محل و ثبت و تجزیه و تحلیل تشعشعات الکترومغناطیسی ورادار دشمن تهیه شده باشند
ferret
U
هواپیما یا کشتی یا خودرویی که مخصوص کشف و تعیین محل و ثبت و تجزیه و تحلیل تشعشعات الکترومغناطیسی ورادار دشمن تهیه شده باشند
homing station
U
رادارهای کنترل هوایی
gall
U
حملات مکرر توام با تیراندازی به دشمن بستوه اوردن دشمن
galls
U
حملات مکرر توام با تیراندازی به دشمن بستوه اوردن دشمن
to triumph over the enemy
U
برشکست دشمن شادی کردن بر دشمن پیروز شدن
radio countermeasures
U
اقدامات ضد فرستندههای دشمن پیشگیریهای ضد پخش رادیویی دشمن
radio deception
U
گول زدن دشمن با بی سیم فریب رادیویی دشمن
air picket
U
هواپیمای مخصوص اکتشاف و گزارش و ردیابی هواپیماو موشکهای دشمن هواپیمای گشتی هوایی هواپیمای پیشقراول هوایی
hits
U
اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
hit
U
اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
hitting
U
اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
enemy alien
U
طرفداران دشمن در خاک خودی هواداران دشمن
rejects
U
عقب زدن دشمن دور کردن دشمن
rejecting
U
عقب زدن دشمن دور کردن دشمن
rejected
U
عقب زدن دشمن دور کردن دشمن
reject
U
عقب زدن دشمن دور کردن دشمن
battery integration end radar display
U
وسایل توزیع اتش الکترونیکی پدافند هوایی و رادارهای مربوطه
close-up
U
نزدیک شدن به دشمن تقرب به دشمن
close up
U
نزدیک شدن به دشمن تقرب به دشمن
close-ups
U
نزدیک شدن به دشمن تقرب به دشمن
close with
U
اخذتماس با دشمن درگیر شدن با دشمن
homing device
U
رادارهای ردیاب امواج رادیویی و رادار برای پیداکردن ایستگاه فرستنده انها
penetration
U
نفوذ در جبهه دشمن داخل شدن درصفوف دشمن نفوذ در شبکه اطلاعات یااداری
roll back
U
به عقب راندن تدریجی مواضع دفاعی دشمن در هم نوردیدن تدریجی دفاع دشمن
breaching
U
رخنه درمیدان مین رخنه نفوذی مواجه شدن با دشمن درگیری با دشمن
close in security
U
برقراری تامین در نزدیک شدن به دشمن تامین تقرب به دشمن
shadower
U
یکان مامور تعاقب دشمن یکان اخذ تماس با دشمن
espionage
U
جاسوسی کردن کسب خبر از دشمن کردن مراقبت دشمن
counter force
U
نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
evasions
U
اجتناب از اسارت به دست دشمن اجتناب از دشمن گریز
evasion
U
اجتناب از اسارت به دست دشمن اجتناب از دشمن گریز
teleran system
U
نوعی سیستم ناوبری که بااستفاده از رادارهای زمینی و سیستم تلویزیونی هواپیماهای سرگردان دراطراف محوطه فرودگاه را به باند هدایت میکند
lute
U
گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lutes
U
گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
write
U
وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
writes
U
وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil
U
روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
typeface
U
مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typefaces
U
مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
breaches
U
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breached
U
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
identification friendly or foe
U
سیستم تشخیص هواپیمای دوست و دشمن سیستم تشخیص دشمن توسط رادار
breach
U
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
disorganising
U
به هم زدن سازمان دشمن به هم زدن نظم دشمن
disorganised
U
به هم زدن سازمان دشمن به هم زدن نظم دشمن
disorganize
U
به هم زدن سازمان دشمن به هم زدن نظم دشمن
disorganizing
U
به هم زدن سازمان دشمن به هم زدن نظم دشمن
hostile track
U
تعقیب هواپیمای دشمن ردگیری هواپیمای دشمن
disorganises
U
به هم زدن سازمان دشمن به هم زدن نظم دشمن
disorganizes
U
به هم زدن سازمان دشمن به هم زدن نظم دشمن
graphics
U
کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
registering
U
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
register
U
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registers
U
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
end on
U
سینه به سینه شدن با دشمن روبرو شدن با دشمن یاچیزی
approach march
U
راهپیمایی برای تقرب به دشمن راهپیمایی برای تماس با دشمن
out flank
U
دور زدن جناح دشمن احاطه کردن جناح دشمن احاطه جناحی کردن
repel
U
پس زدن دشمن عقب زدن دشمن
repelled
U
پس زدن دشمن عقب زدن دشمن
repelling
U
پس زدن دشمن عقب زدن دشمن
repels
U
پس زدن دشمن عقب زدن دشمن
bogies
U
تماس با هواپیمای دشمن هواپیمای دشمن هواپیمای ناشناس
bogey
U
تماس با هواپیمای دشمن هواپیمای دشمن هواپیمای ناشناس
bogeys
U
تماس با هواپیمای دشمن هواپیمای دشمن هواپیمای ناشناس
delete
U
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes
U
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted
U
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting
U
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
embedded code
U
کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
shelling report
U
گزارش تیراندازی دشمن گزارش تیراندازی توپخانه دشمن
dispersal airfield
U
فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
at d.
U
دشمن
adversary
U
دشمن
enemy
U
دشمن
foe
U
دشمن
hostile
U
دشمن
enemies
U
دشمن
adversaries
U
دشمن
foes
U
دشمن
foeman
U
دشمن
abhorrer
U
دشمن
xenophobe
U
دشمن
adversarial
U
دشمن
potential enemy
U
دشمن اصلی
arch enemy
U
دشمن بزرگ
hostile battery
U
اتشبار دشمن
hostile artillery
U
توپخانه دشمن
man hater
U
دشمن ادم
antagonist
U
رقیب دشمن
antichrst
U
دشمن مسیح
potential enemy
U
دشمن حتمی
antagonists
U
رقیب دشمن
hateable
U
دشمن داشتنی
antagonizing
U
دشمن کردن
contained
U
احاطه دشمن
evading
U
گریز از دشمن
antagonised
U
دشمن کردن
antagonises
U
دشمن کردن
antagonising
U
دشمن کردن
antagonize
U
دشمن کردن
antagonized
U
دشمن کردن
contain
U
احاطه دشمن
alien enemy
U
دشمن خارجی
archenemy
U
دشمن بزرگ
evade
U
گریز از دشمن
evaded
U
گریز از دشمن
contains
U
احاطه دشمن
waning
U
جنگ دشمن
engagements
U
درگیری با دشمن
engagement
U
درگیری با دشمن
feudist
U
متحد دشمن
enemy state
U
حکومت دشمن
enemies
U
دشمن کردن
enemy
U
دشمن کردن
enemy state
U
دولت دشمن
enemy forces
U
نیروهای دشمن
waned
U
جنگ دشمن
antagonizes
U
دشمن کردن
wane
U
جنگ دشمن
wanes
U
جنگ دشمن
evades
U
گریز از دشمن
nemesis
U
دشمن بزرگ
the enemy
U
کشتی دشمن
unfriendly
U
دشمن ناشناس
fronting
U
سمت دشمن
front
U
سمت دشمن
the enemy
U
نیروی دشمن
xenophobe
U
دشمن بیگانه
merged
U
دشمن فاهر شد
break off
U
قطع تماس با دشمن
trophy of war
U
غنیمت جنگی از دشمن
to roll up the enemy line
U
بخط دشمن کردن
to pierce the enemy's line
U
دشمن رخنه کردن
harassing
U
به هم زدن کارایی دشمن
harass
U
ناراحت کردن دشمن
anti air
U
ضد برتری هوایی دشمن
close with
U
نزدیک شدن به دشمن
action station
U
پناهگاه ضد تک هوایی دشمن
close in
U
نزدیک شدن به دشمن
One enemy is one too many.
U
یک دشمن هم زیاد است
betrayment
U
تسلیم به دشمن کردن
repulsing
U
پس زدن دشمن وازدن
break through
U
نفوذکردن در مواضع دشمن
repulses
U
پس زدن دشمن وازدن
repulse
U
پس زدن دشمن وازدن
line of approach
U
راه تقرب به دشمن
harass
U
ایذا کردن دشمن
He gave the inemy no respite .
U
به دشمن مهلت نداد
betraying
U
تسلیم دشمن کردن
threat
U
دشمن تهدید کردن
flank crossing
U
عبوراز جناح دشمن
hunting
U
شکار دشمن یا زیردریایی
threats
U
دشمن تهدید کردن
betrayed
U
تسلیم دشمن کردن
harasses
U
ناراحت کردن دشمن
betrays
U
تسلیم دشمن کردن
harasses
U
ایذا کردن دشمن
To the envy of our enemies .
U
به کوری چشم دشمن
repulsed
U
پس زدن دشمن وازدن
enemy in liken of friend
U
دشمن در لباس دوست
betray
U
تسلیم دشمن کردن
suspect battery
U
اتشبار مشکوک دشمن
limited objective
U
هدف نزدیک به جبهه دشمن
confirmed location
U
محل تایید شده دشمن
strike
U
حمله ضربه زدن به دشمن
confusion agent
U
عامل گیج کردن دشمن
strikes
U
حمله ضربه زدن به دشمن
threat study
U
بررسی توسعه تهدید دشمن
antisocial
U
مخل اجتماع دشمن جامعه
counter surveillance
U
عملیات ضدمراقبت و تجسس دشمن
threat study
U
بررسی امکانات رزمی دشمن
strategic reconnaissance
U
بررسی مقدماتی وضع دشمن
One enemy is too many, a hundred friend are too few.
<proverb>
U
یک دشمن زیاد است صد دوست کم .
identification zone
U
منطقه تشخیص هواپیماهای دشمن
evasion and scape
U
گریز و فراراز دست دشمن
electromagnetic intrusion
U
نفوذ الکترومغناطیسی در مداررادارهای دشمن
To break down the enemys resistance.
U
مقاومت دشمن رادرهم شکستن
diversionary attack
U
تک منحرف کننده توجه دشمن
direct pressure
U
تعاقب کردن مستقیم دشمن
denial measures
U
تدابیر ممانعت ازنفوذ دشمن
flank crossing
U
دور زدن جناح دشمن
We were surrounded ( encircled ) by the enemy forces .
U
درمحاصره نیروهای دشمن بودیم
counter fire
U
اتش ضد اتشباربر علیه دشمن
contact report
U
گزارش تماس با هواپیمای دشمن
hostile
U
متعلق به دشمن خصومت امیز
scrambling
U
درگیر شدن باهواپیمای دشمن
infiltrate
U
در خطوط دشمن نفوذ کردن
infiltrated
U
در خطوط دشمن نفوذ کردن
infiltrates
U
در خطوط دشمن نفوذ کردن
infiltrating
U
در خطوط دشمن نفوذ کردن
search and clear
U
جستجو و پاک کردن دشمن
catalytic
U
ترغیب کننده دشمن به درگیری
people sniffer
U
رادار کشف افراد دشمن
siege mentality
U
دشمن پنداری همه جانبه
captured material
U
وسایل گرفته شده از دشمن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com