English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
half-mast U نیمه افراشتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
overlapped U نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlaps U نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlap U نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
flag U پرچم افراشتن افراشتن
flags U پرچم افراشتن افراشتن
seahorses U رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
interlap U چگونگی چند چیز که نیمه نیمه روی هم قرار میگیرند
seahorse U رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
pmos U ترانزیستور نیمه هادی اکسید آهن که از طریق ناحیه کوچکی از نیمه هادی P هدایت میشود
cmos U روشی برای ساخت تراشههای نیمه هادی نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی osentary
splice U نیمه نیمه رویهم گذاشتن
semilustrous U نیمه درخشان نیمه مجلل
imbricate U نیمه نیمه روی هم گذاشتن
spliced U نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splices U نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splicing U نیمه نیمه رویهم گذاشتن
semipublic U نیمه عمومی نیمه دولتی
rearing U افراشتن
unfurl U افراشتن
unfurled U افراشتن
unfurling U افراشتن
reared U افراشتن
rear U افراشتن
unfurls U افراشتن
rears U افراشتن
erects U شق شدن افراشتن
erect U شق شدن افراشتن
erected U شق شدن افراشتن
erecting U شق شدن افراشتن
fly U بهوافرستادن افراشتن
dressing ship U افراشتن پرچم
half mast U نیم افراشتن
dress ship U پرچم جشن را افراشتن
elevates U نشاط دادن افراشتن
elevate U نشاط دادن افراشتن
elevating U نشاط دادن افراشتن
hoists U افراشتن بالا بردن
hoist U افراشتن بالا بردن
half mast U نیم افراشتن پرچم
hoisted U افراشتن بالا بردن
mast U افراشتن پرچم به دکل ناو
masts U افراشتن پرچم به دکل ناو
semi naufragium U نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
streams U جاری شدن ساطع کردن بطورکامل افراشتن
streamed U جاری شدن ساطع کردن بطورکامل افراشتن
stream U جاری شدن ساطع کردن بطورکامل افراشتن
boatswain U افسری که مسئول افراشتن بادبان ولنگر طنابهای کشتی است
boatswains U افسری که مسئول افراشتن بادبان ولنگر طنابهای کشتی است
half life U نیمه عمر تشعشعی موادرادیواکتیو نیمه عمر
beneficial occupancy U اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
from mid may to mid june U از نیمه ماه تا نیمه ماه جون
meal break U افراشتن پرچم ناهار زنگ ناهار
semifinal U مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
dips U اندازه گیر زاویه انحنا عمق غوطه وری مین عمق شناوری ازاد مین نیم افراشتن پرچم
dip U اندازه گیر زاویه انحنا عمق غوطه وری مین عمق شناوری ازاد مین نیم افراشتن پرچم
mid- U نیمه
midnight U نیمه شب
mid U نیمه
semi U نیمه
part way U نیمه
in noon of night U در نیمه شب
stiffish U نیمه شق
half deck U نیمه پل
moiety U نیمه
division line U خط نیمه
semis U نیمه
semiautomatic U نیمه خودکار
semiconscious U نیمه هوشیار
partially hearing U نیمه شنوا
partially sighted U نیمه بینا
foreconscious U نیمه هشیاری
preconscious U نیمه هشیار
quasi private U نیمه خصوصی
semicolonial U نیمه مستعمره
partial fixing U نیمه گیرداری
left heart U نیمه چپ قلب
semicrystalline U نیمه متبلور
megrim U درد نیمه سر
midwatch U پاس نیمه شب
midyear U نیمه سال
middle watch U نگهبانی نیمه شب
semiconscious U نیمه بیهوش
semiconscious U نیمه اگاه
nocturn U عبادت نیمه شب
quasi public U نیمه دولتی
half-column U نیمه ستون
semiaquatic U نیمه ابزی
semiarboreal U نیمه درختی
semiarid U نیمه خشک
quasi convex U نیمه محدب
semicinductor U نیمه رسانا
semicivilized U نیمه متمدن
semi conductor U نیمه هادی
semi literate U نیمه نویسا
semiactive U نیمه فعال
semi trailer U نیمه یدک
semi skilled U نیمه ماهر
semicinductor U نیمه هادی
quasi public U نیمه عمومی
quasi commercial U نیمه بازرگانی
semicolonialism U نیمه مستعمراتی
quasi concave U نیمه مقعر
second half U نیمه دوم
semicolonial U نیمه ازاد
semi official U نیمه رسمی
semi mechanization U نیمه مکانیزه
semi independent U نیمه مستقل
half-bat U آجر نیمه
subarid U نیمه خشک
subadult U نیمه بالغ
subacute U نیمه حاد
solid state U نیمه هادی
shaly clay U رس نیمه بلوری
semivitrified U نیمه شیشهای
semitropic U نیمه گرمسیری
semitransparent U نیمه شفاف
semitranslucent U نیمه شفاف
semitranslucent U نیمه کدر
semiterrestrial U نیمه خاکی
semisynthetic U نیمه ترکیبی
semisynthetic U نیمه مصنوعی
semisolid U نیمه جامد
semiskilled U نیمه ماهر
subfossil U نیمه سنگواره
subovate U نیمه بیضی
dwarf wall U دیوار نیمه
aileron U نیمه لچکی
aileron U نیمه سنتوری
underemployed U نیمه کار
sub-tropical U نیمه حاره
semi-precious U نیمه گرانبها
semi-precious U نیمه بهادار
semi-final U نیمه نهایی
semi-conscious U در حال نیمه غش
semi-conscious U نیمه بیهوش
semi-conscious U نیمه هشیار
half-timbered U نیمه چوبی
subsaline U نیمه شور
semirigid U نیمه سخت
semireligious U نیمه مذهبی
semigloss U نیمه شفاف
semigloss U نیمه درخشان
semiofficial U نیمه رسمی
semiformal U نیمه رسمی
semifluid U نیمه ابکی
semifixed U نیمه ثابت
semifinal U نیمه نهایی
semierect U نیمه قائم
semierect U نیمه ایستاده
semidomesticated U نیمه اهلی
semidome U نیمه گنبد
semidivine U نیمه خدا
semidivine U نیمه الهی
semidetached U نیمه مجزا
semihard U نیمه سخت
semihard U نیمه محکم
semipublic U نیمه همگانی
semipro U نیمه حرفهای
semiprivate U نیمه خصوصی
semipermeable U نیمه تراوا
semipermanent U نیمه جاودان
semiparasitic U نیمه انگلی
semiopaque U نیمه کدر
semiopaque U نیمه شفاف
semimobile U نیمه متحرک
semilustrous U نیمه درخشنده
semilogarithmic U نیمه لگاریتمی
semilog U نیمه لگاریتمی
semiliquid U نیمه مایع
semilate U نیمه دیررس
semicrystalline U نیمه بلورین
semis U نیمه تاحدی
half loaded U سلاح نیمه پر
subconsciously U نیمه اگاه
subconsciously U نیمه هشیار
subconscious U نیمه اگاه
subconscious U نیمه هشیار
subliminally U نیمه خوداگاه
halfway U نیمه راه
half mast high U نیمه افراشته
partial U نیمه کامل
semi-finals U نیمه نهایی
semi finals U نیمه نهایی
half-mast U نیمه افراشتگی
parboils U نیمه پختن
parboiling U نیمه پختن
parboiled U نیمه پختن
parboil U نیمه پختن
semi U نیمه تاحدی
midway U نیمه راه
subliminal U نیمه خوداگاه
inchoate U نیمه تمام
before mid night U قبل از نیمه شب
demigod U نیمه خدا
backcourt U نیمه دفاعی
half U نیمه نخست
half faced U نیمه کاره
translucent U نیمه شفاف
half way U نیمه راه
midsummer U نیمه تابستان
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com