English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
He is not dead by any chance , is he ? U نکند مرده باشد ؟
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
quamdiu bene se gesserit U تا زمانیکه تخلفی نکند منظور برقرار کردن حق انتفاع است برای کسی به این شرط که تا از شروط عقدتخلف نکند تصرفش ادامه داشته باشد
infarct U ناحیهای که در اثر وقفه گردش خون دررگ بافتهای ان مرده باشد دچارانفارکتوس
escheat U حق تصرف دارایی متوفی ازطرف دولت یا پادشاه درموردی که متوفی بی وارث یابی وصیت مرده باشد مصادره کردن
stillborn U زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
stillbirths U زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
stillbirth U زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
keb U میشی که بره مرده انداخته یابره اش مرده است
dog cheap U مفت مسلم بقیمت سگ مرده یاصاحب مرده
dead wool U پشم مرده [که از بدن حیوان مرده یا ذبح شده توسط مواد شیمیایی جدا شده و خاصیت رنگ پذیری خوبی ندارد.]
god defend U خدا نکند
heaven f. U خدا نکند
absit omen U خدا نکند
God (Heaven) forbid! U خدا نکند !
polarity U و قطعه کار نکند
He wouldnt dare refuse. U سگ کیست که قبول نکند
polarities U و قطعه کار نکند
You are not pulling my leg , are you ? U نکند دار ؟ سر بسرم می گذار ؟
malfunctions U آنچه درست کار نکند
malfunction U آنچه درست کار نکند
malfunction U آنچه کامل کار نکند
malfunctioned U آنچه کامل کار نکند
malfunctioned U آنچه درست کار نکند
malfunctions U آنچه کامل کار نکند
malfunctioning U آنچه خوب کار نکند
inerrably U چنانکه هیچگاه خطا یا اشتباه نکند
permissible velocity U حداکثر سرعت اب در یک کانال که ایجادفرایش نکند
She wI'll be a loser if she refuses. U اگر قبول نکند از کیسه اش رفته
the eye is bigger than the belly <proverb> U نعمت روی زمین پر نکند دیده تنگ
proselte of the gate U کسی که به دین یهود درایدولی ختنه نکند
Until a man has shown humility he cannot attain gr. <proverb> U آدم تا کوچکى نکند به بزرگى نمى رسد .
He has vowed not to gamble again. پشت دستش را داغ کرده که دیگه قمار نکند.
one level address U تابعی که در حین اجرا تابع دیگر را صدا نکند
a closed mouth catches no flies <proverb> U تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
back level U نمونه اولیه محصول که ممکن است توابعی را پشتیبانی نکند
trump card <idiom> U استفاده از وسیله قدیمی اگر هیچ چیز دیگرکار نکند
moored mine U مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
for next loop U حلقه یا تابعی که تکرار میشود تا وقتی که شرط دیگر صدق نکند
default U مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
defaults U مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
defaulted U مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
raker U تیری که پشت دیوار بطور مایل می بندند تادیوار سقوط نکند
defaulting U مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
hottest U شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hotter U شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hot U شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hold U گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
holds U گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
escutcheon U سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
hotbeds U بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbed U بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
default U عمل یا مقدار باز پیش تعیین شده که اگر اپراتور تغییر نکند استفاده خواهد شد
defaulting U عمل یا مقدار باز پیش تعیین شده که اگر اپراتور تغییر نکند استفاده خواهد شد
defaults U عمل یا مقدار باز پیش تعیین شده که اگر اپراتور تغییر نکند استفاده خواهد شد
defaulted U عمل یا مقدار باز پیش تعیین شده که اگر اپراتور تغییر نکند استفاده خواهد شد
imperfect competition U حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
open back U [نوعی فرش تخت باف که پود آن از پشت فرش کاملا مشخص باشد و بصورت حلقوی اطراف تار را در بر گرفته باشد.]
virus U هر بار که فایل آسیب دیده اجرا میشود. ویروس میتواند داده را خراب کند , یک پیام نشان دهد یا کاری نکند
viruses U هر بار که فایل آسیب دیده اجرا میشود. ویروس میتواند داده را خراب کند , یک پیام نشان دهد یا کاری نکند
collapse pressure U حگاکثر فشار وارد به یک لایه تا ان لایه ریزش نکند
dead U مرده
low spirited U دل مرده
at rest U مرده
vapid U مرده
defunct U مرده
six feet under <idiom> U مرده
lifeless U مرده
low-spirited U دل مرده
one-man U یک مرده
hearses U مرده کش
hearse U مرده کش
deceased U مرده
one man U یک مرده
extinct U مرده
in the dust U مرده
exanimate U مرده
his heart sank U دل مرده شد
laptop U کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
lapheld U کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
apprenticeships U دوره کاراموزی در CL به هر نوع کاراموزی اطلاق میشود که ماجورنبوده یا اجرت ان از دو پاونددر هفته تجاوز نکند
apprenticeship U دوره کاراموزی در CL به هر نوع کاراموزی اطلاق میشود که ماجورنبوده یا اجرت ان از دو پاونددر هفته تجاوز نکند
defunct U مرده درگذشته
murrain U گوشت مرده
parted U درگذشته مرده
death feigning U مرده نمایی
stillbirth U مرده زاد
death mask U قیافه مرده
necrolatry U مرده پرستی
death day U سال مرده
deadness U حالت مرده
out of play U توپ مرده
dead space U فضای مرده
lyke wake U پاسبانی مرده در شب
widowers U مرد زن مرده
widower U مرد زن مرده
morgue U مرده خانه
dead storage U گنجایش مرده
death masks U قیافه مرده
dead storage U حجم مرده
dead time U زمان مرده
dead volume U حجم مرده
deadball U توپ مرده
death watch U پاسبان مرده
stillbirths U مرده زاد
autopsy U تشریح مرده
necropsy U مرده نگری
non productive time U زمان مرده
dull finish U رخده مرده
dull finish U کالیبر مرده
pah U مرده شور
swells U موج مرده
swelled U موج مرده
ground swell U موج مرده
necrophobia U مرده هراسی
autopsies U تشریح مرده
cremations U مرده سوزانی
cremation U مرده سوزانی
time lags U زمان مرده
time lag U زمان مرده
necromania U مرده پرستی
death's head U جمجمه مرده
exanimate U دل مرده وبیروح
necrophagous U مرده خور
necrophagous U مرده خوار
necrophilia U مرده گرایی
swell U موج مرده
dead as a doornail <idiom> U کاملا مرده
slaked lime U اهک مرده اهک مرده
resurrectionist U مرده دزد
air slaked lime U اهک مرده
dead as a d. U بکلی مرده
still born U مرده بدنیاامده
saprophage U مرده خوار
playing dead U مرده نمایی
dead load U بار مرده
idle turn U کلاف مرده
living corpse U مرده متحرک
down with him U مرده باد
idle wire U سیم مرده
resurrection man U مرده دزد
inhumationist U مرده خاک کن
dead soils U خاکهای مرده
dead rise U فاصله مرده
reliquiae U مرده ریگ
dead band U نوار مرده
dead ball U توپ مرده
morgues U مرده خانه
blate U روح مرده
wellŠsuppose it is so U خوب فرض کنیم چنین باشد فرضا چنین باشد
necromimesis U خود مرده انگاری
plague on it U مرده شورش ببرد
still born U مرده زاییده شده
departed U مرده درگذشته مرحوم
sloughy U شبیه پوست مرده
gralloch U احشای گوزن مرده
balefire U اتش مرده سوزانی
back lash eliminator U تعادل در مسیر مرده
Speak well of the dead . <proverb> U پشت سر مرده بد نگو.
cirerar yurn U فرف خاکستر مرده
mortuary U مرده شوی خانه
blast it U مرده شورش را ببرد
inheritance U مرده ریگ وراثت
protoxlead U سنگ مرده مرتک
inheritances U مرده ریگ وراثت
he seems to have died U ازقرارمعلوم مرده است
eloge U ستایش شخص مرده
cadaveric U دارای رنگ مرده
mortuaries U مرده شوی خانه
time lag U فاصله زمانی مرده
d. paleness U رنگ ارام مرده
death masks U ماسک صورت مرده
funeral home U مرده شوی خانه
autopsy U تشریح نسج مرده
aeropause U منطقه جوی مرده
autopsies U تشریح نسج مرده
dead-house U مرده شوی خانه
sequestrum U قسمت بافت مرده
time lags U فاصله زمانی مرده
death mask U ماسک صورت مرده
Zel-i Sultan vase U طرح گلدان ظل السلطان [این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
karachoph design U لچک ترنج کاراچف [این طرح مربوط به همین شهر در جنوب تفلیس منطقه قفقاز می باشد که در آن ترنج بزرگ و هشت وجهی با چهار مربع در دو طرف آن می باشد و قدمت آن بیش از صد سال است.]
deathy U مرگ نما مرده وار
cadaverous U دارای رنگ پریده و مرده
palls U تابوت محتوی مرده حائل
To be crazy about agirl . U کشته مرده دختری بودن
palling U تابوت محتوی مرده حائل
heritage U مرده ریگ سهم موروثی
sciomantic U غیبگو از روی سایه مرده
prosector U تشریح کننده بدن مرده
palled U تابوت محتوی مرده حائل
pall U تابوت محتوی مرده حائل
natimortality U امار مرده زاییده شدگان
postmortem U مرده رامعاینه وکالبد شکافی کردن
it is not true that he is dead U اینکه میگویند مرده است حق ندارد
urns U گلدان یا فرف محتوی خاکستر مرده
urn U گلدان یا فرف محتوی خاکستر مرده
crematory U کورهای که لاشه مرده یااشغال را در ان می سوزانند
sciomacy U غیب گویی از روی سایه مرده
funeral pyre U توده هیزم که مرده را روی ان میسوزانند
necrotic U دارای بافت مرده یااستخوان فاسد
wraith U روح مرده کمی قبل یا پس از مرگ
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com