English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
read/write head U نوک خواندن / نوشتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
write U سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان نوشتن به همراه چندین عمل خواندن روی فایل میدهد
writes U سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان نوشتن به همراه چندین عمل خواندن روی فایل میدهد
align U اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
aligned U اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
aligning U اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
aligns U اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
floppy discs U ترکیب وسایل سخت افزاری و نرم افزاری که عملیات خواندن / نوشتن را در دیسک درایوی کامپیوتر کنترل میکند
floppy disk U ترکیب وسایل سخت افزاری و نرم افزاری که عملیات خواندن / نوشتن را در دیسک درایوی کامپیوتر کنترل میکند
floppy disks U ترکیب وسایل سخت افزاری و نرم افزاری که عملیات خواندن / نوشتن را در دیسک درایوی کامپیوتر کنترل میکند
sense U زمانی که RAM از حالت خواندن به نوشتن می رود
sensed U زمانی که RAM از حالت خواندن به نوشتن می رود
senses U زمانی که RAM از حالت خواندن به نوشتن می رود
thin U وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinned U وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinners U وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinnest U وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thins U وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
cylinder U 1-گروه شیارها روی دیسک . 2-شیارها روی یک وسیله چند دیسکه که بدون حرکت نوک خواندن / نوشتن قابل دستیابی است
cylinders U 1-گروه شیارها روی دیسک . 2-شیارها روی یک وسیله چند دیسکه که بدون حرکت نوک خواندن / نوشتن قابل دستیابی است
crash U خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashed U خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashes U خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashing U خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashingly U خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
yoke U جفت یا گروهی ازهدهای خواندن- نوشتن که به یکدیگر متصل هستند و برروی دو یا چند شیار نوار یادیسک مغناطیسی حرکت می کنند
read U رسانه ذخیره سازی که قابل خواندن و نوشتن است
reads U رسانه ذخیره سازی که قابل خواندن و نوشتن است
recoveries U زمانی که وسیله RAMاز حالت خواندن به نوشتن می رود
recovery U زمانی که وسیله RAMاز حالت خواندن به نوشتن می رود
faulty U شیاری از دیسک مغناطیسی که قابل خواندن یا نوشتن کامل نیست
compression U نرم افزار مقیم که داده را موقع نوشتن فشرده میکند و هنگام خواندن به حالت اولیه بر می گرداند
pass U عمل حرکت دادن تمام طول نوار مغناطیسی روی نوکهای خواندن /نوشتن
passed U عمل حرکت دادن تمام طول نوار مغناطیسی روی نوکهای خواندن /نوشتن
passes U عمل حرکت دادن تمام طول نوار مغناطیسی روی نوکهای خواندن /نوشتن
head U دیسک مخصوص برای تمیز کردن نوک خواندن / نوشتن دیسک
drive U وسیلهای که دیسک مغناطیسی را می چرخاند و محل نوک خواندن / نوشتن را کنترل میکند
drives U وسیلهای که دیسک مغناطیسی را می چرخاند و محل نوک خواندن / نوشتن را کنترل میکند
centered U قرار دادن مناسب نوک خواندن / نوشتن روی دیسک مغناطیسی یا نوار
centers U قرار دادن مناسب نوک خواندن / نوشتن روی دیسک مغناطیسی یا نوار
centre U قرار دادن مناسب نوک خواندن / نوشتن روی دیسک مغناطیسی یا نوار
centred U قرار دادن مناسب نوک خواندن / نوشتن روی دیسک مغناطیسی یا نوار
arm U وسیله مکانیکی در درایو دیسک برای مکان دهی به نوک خواندن / نوشتن روی شیار مناسب از دیسک
recorder U وسیلهای همراه موتور, نوک خواندن / نوشتن ومدار برای ضبط سیگنالهای الکتریکی روی نوار مغناطیسی
recorders U وسیلهای همراه موتور, نوک خواندن / نوشتن ومدار برای ضبط سیگنالهای الکتریکی روی نوار مغناطیسی
open U آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
opened U آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
opens U آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
rapid U محلهای ذخیره سازی که به سرعت قابل خواندن و نوشتن هستند
mark U نوشتن حروف با جوهر مغناطیسی یا هادی که بعدا توسط ماشین قابل خواندن باشند
marks U نوشتن حروف با جوهر مغناطیسی یا هادی که بعدا توسط ماشین قابل خواندن باشند
seek U زمانی که نوک خواندن / نوشتن شیار مناسب روی دیسک را پیدا میکند
seeking U زمانی که نوک خواندن / نوشتن شیار مناسب روی دیسک را پیدا میکند
seeks U زمانی که نوک خواندن / نوشتن شیار مناسب روی دیسک را پیدا میکند
gap U سیگنال توجه به علت مکان دهی نادرست نوک خواندن / نوشتن در رسانه ذخیره سازی
gaps U سیگنال توجه به علت مکان دهی نادرست نوک خواندن / نوشتن در رسانه ذخیره سازی
refresh U بهنگام سازی مرتب محتوای RAM پویا با خواندن و نوشتن مجدد داده ذخیره شده برای اطمینان از بازیابی داده
refreshed U بهنگام سازی مرتب محتوای RAM پویا با خواندن و نوشتن مجدد داده ذخیره شده برای اطمینان از بازیابی داده
refreshes U بهنگام سازی مرتب محتوای RAM پویا با خواندن و نوشتن مجدد داده ذخیره شده برای اطمینان از بازیابی داده
double U استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
doubled U استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
doubled up U استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
floppies U ترکیب وسایل سخت افزاری و نرم افزاری که عملیات خواندن / نوشتن را در دیسک درایوی کامپیوتر کنترل میکند
floppy U ترکیب وسایل سخت افزاری و نرم افزاری که عملیات خواندن / نوشتن را در دیسک درایوی کامپیوتر کنترل میکند
park U حرکت دادن نوک خواندن /نوشتن درایو دیسک سخت روی نقط های از دیسک که دادهای ذخیره نشده است
parked U حرکت دادن نوک خواندن /نوشتن درایو دیسک سخت روی نقط های از دیسک که دادهای ذخیره نشده است
parks U حرکت دادن نوک خواندن /نوشتن درایو دیسک سخت روی نقط های از دیسک که دادهای ذخیره نشده است
fast U محلهای ذخیره سازی که قابل خواندن و نوشتن سریع هستند
fasted U محلهای ذخیره سازی که قابل خواندن و نوشتن سریع هستند
fastest U محلهای ذخیره سازی که قابل خواندن و نوشتن سریع هستند
fasts U محلهای ذخیره سازی که قابل خواندن و نوشتن سریع هستند
activities U چراغ یا LED کوچکی که در مقابل دیسک درایو یا کامپیوتر قرار دارد که بیان میکند چه زمان دیسک درایو مشغول خواندن از یا نوشتن بر دیسک است
activity U چراغ یا LED کوچکی که در مقابل دیسک درایو یا کامپیوتر قرار دارد که بیان میکند چه زمان دیسک درایو مشغول خواندن از یا نوشتن بر دیسک است
track U یکی از چند حلقه هم مرکز روی دیسک مغناطیسی یا خط وط نازک روی نوار که نوک خواندن و نوشتن به آن دستیابی دارد و در امتداد آن روی سکتورهای مختلف داده ذخیره شده است
tracked U یکی از چند حلقه هم مرکز روی دیسک مغناطیسی یا خط وط نازک روی نوار که نوک خواندن و نوشتن به آن دستیابی دارد و در امتداد آن روی سکتورهای مختلف داده ذخیره شده است
tracks U یکی از چند حلقه هم مرکز روی دیسک مغناطیسی یا خط وط نازک روی نوار که نوک خواندن و نوشتن به آن دستیابی دارد و در امتداد آن روی سکتورهای مختلف داده ذخیره شده است
fix U استفاده از نوک خواندن و نوشتن ثابت جداگانه روی هر شیار دیسک تا زمان دستیابی کوتاه شود
fixes U استفاده از نوک خواندن و نوشتن ثابت جداگانه روی هر شیار دیسک تا زمان دستیابی کوتاه شود
access mechanism U دستگاه مکانیکی در واحدذخیره دیسک که نوکهای مخصوص خواندن و نوشتن را روی شیارهای صحیح دیسک قرار میدهد مکانیزم دستیابی
bad sector U شیاری که اشتباه فرمت شده است یا خطایی دارد و غیر قابل تصحیح یا نوشتن یا خواندن است
capstan U میله نوار گردان یا واحد پشتیبانی نوار که باعث میشود نوار به نوک خواندن / نوشتن یا گرداننده منتقل نماید
CD R U فن آوری که به کاربر اجازه خواندن و نوشتن بر دیسک R-CD میدهد
center U قرار دادن مناسب نوک خواندن / نوشتن روی دیسک مغناطیسی یا نوار
dasd U رسانه ذخیره سازی که محلهای حافظه اش مستقیماگ قابل خواندن یا نوشتن است
degauss U پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار مغناطیسی یا نوک خواندن / نوشتن
direct read after write U خواندن مستقیم پس از نوشتن
fifo U روش ذخیره سازی خواندن و نوشتن به طوری که اولین عنصر در اولین فراخوانی ذخیره میشود
flying head U نوک خواندن / نوشتن دیسک سخت که به صورت حلقهای است و بالای سطح دیسک چرخان قرار دارد
head crash U برخورد فیزیکی نوک خواندن /نوشتن با سطح دیسک برخورد نوک خواندن ونوشتن با سطح ضبط شونده یک دیسک سخت که نتیجه اش از دست اطلاعات میباشد خرابی هد
head load control U روش الکتریکی که برای سوارکردن نوک ها روی وسیله پیش از خواندن یا نوشتن بکار می رود
i/o U پردازندهای که پردازش کمی را انجام میدهد چرا که زمان آن برای خواندن یا نوشتن داده از پورت ورودی / خروجی صرف میشود
nonaligned U نوک خواندن که در همان محل رسانه مغناطیسی نیست که نوک نوشتن بود. تولید کمبود کیفیت سیگنال
photodigital memory U سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
r/w U خواندن- نوشتن
read write cycle U چرخه خواندن و نوشتن
read write head U نوک خواندن و نوشتن
read write privilege U امتیاز خواندن- نوشتن
read/write U خواندن- نوشتن
rwm U حافظه خواندن و نوشتن emory
scatter read gather write U خواندن توزیعی و نوشتن تجمعی
He cant reade let alone write. U خواندن هم بلد نیست چه رسد به نوشتن
Other Matches
addressed memory U حافظه خواندن،نوشتن [علوم کامپیوتر]
addressable storage U حافظه خواندن،نوشتن [علوم کامپیوتر]
RAM [random access memory] U حافظه خواندن،نوشتن [علوم کامپیوتر]
Random-access memory U حافظه خواندن،نوشتن [علوم کامپیوتر]
lilt U اهنگ خوش نوا وموزون خواندن شعرنشاط انگیز خواندن باسبکروحی حرکت کردن
lilts U اهنگ خوش نوا وموزون خواندن شعرنشاط انگیز خواندن باسبکروحی حرکت کردن
scrawl U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawled U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawling U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawls U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
write protect U غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
encipher U برمز نوشتن رمز نوشتن
to a. letter U روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
read head U هد خواندن راس خواندن
DVD U درایو دیسک DVD که به کاربر امکان نوشتن , پاک کردن و نوشتن مجدد داده روی دیسک DVD میدهد
erasable U قطعه حافظه فقط خواندنی که توسط ولتاژ اعمال شده به سوزن نوشتن آن برنامه ریزی است و داده بهاین سوزن نوشتن اعمال میشود وتوسعه اشعه مافوق بنفش پاک میشود
he dose not know how to write U نوشتن نمیداند نوشتن بلدنیست بلدنیست بنویسد
extend U فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extends U فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extending U فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
read U خواندن
intoning U خواندن
intones U خواندن
intoned U خواندن
reads U خواندن
intone U خواندن
reading age U سن خواندن
rhapsodiz U خواندن
readings U خواندن
recitation U از بر خواندن
lip-reads U لب خواندن
lip-read U لب خواندن
to take lessons U یا خواندن
recitations U از بر خواندن
lip read U لب خواندن
misreads U بد خواندن
reading U خواندن
misread U بد خواندن
misreading U بد خواندن
reading rate U سرعت خواندن
to bid d. to U بمبارزه خواندن
reading speed U سرعت خواندن
reading readiness U امادگی خواندن
nondestructive read U خواندن غیرمخرب
reading span U فراخنای خواندن
criminate U مجرم خواندن
criminiate U مرجم خواندن
reading station U ایستگاه خواندن
readout U خواندن بازخواندن
destructive read U خواندن مخرب
rhapsodiz U از بر خواندن سرودن
chitter U اواز خواندن
scan U با وزن خواندن
read strobe U بارقه خواندن
read pulse U تپش خواندن
beatifying U مبارک خواندن
scans U با وزن خواندن
read head U نوک خواندن
raw head U نوک خواندن
scanned U با وزن خواندن
readability U قابلیت خواندن
numerate U خواندن یاشمردن
reading disability U ناتوانی در خواندن
parallel reading U خواندن موازی
cantillate U با اواز خواندن
bastardize U حرامزاده خواندن
trills U با تحریر خواندن
reading quotient U بهر خواندن
reading habit U عادت خواندن
trilled U با تحریر خواندن
trill U با تحریر خواندن
psalmodize U زبور خواندن
quirister U باجمع خواندن
perused U بدقت خواندن
unreadable U غیرقابل خواندن
spells U پی بردن به خواندن
to read wrong U اشتباه [ی] خواندن
lull U لالایی خواندن
lulled U لالایی خواندن
lulling U لالایی خواندن
lulls U لالایی خواندن
beatified U مبارک خواندن
to throw down the glove U بمبارزه خواندن
unreadable U نامستحق خواندن
spelled U پی بردن به خواندن
peruses U بدقت خواندن
peruse U بدقت خواندن
perusing U بدقت خواندن
misreading U غلط خواندن
brag U رجز خواندن
bragged U رجز خواندن
bragging U رجز خواندن
To misread the facts . To infer wrongly . U کور خواندن
brags U رجز خواندن
lullabies U لالایی خواندن
lullaby U لالایی خواندن
to call to witness U بگواهی خواندن
rehearsals U تمرین از بر خواندن
cite U به دادگاه خواندن
boast U رجز خواندن
boasted U رجز خواندن
chortle U سرودوتسبیح خواندن
boasts U رجز خواندن
to go to school U درس خواندن
misreads U غلط خواندن
chortles U سرودوتسبیح خواندن
chortling U سرودوتسبیح خواندن
to glance U بشتاب خواندن
to fling down the gauntlet U بمبارزه خواندن
readable U قابل خواندن
misread U غلط خواندن
rehearsal U تمرین از بر خواندن
citing U به دادگاه خواندن
to song a song U سرود خواندن
chortled U سرودوتسبیح خواندن
cites U به دادگاه خواندن
beatifies U مبارک خواندن
spell U پی بردن به خواندن
beatify U مبارک خواندن
to read out U بلند خواندن
cited U به دادگاه خواندن
paganize U کافرو زندیق خواندن
chants U سرود یا اهنگ خواندن
to get wise to someone <idiom> U دست کسی را خواندن
he took to books U پرداخت به کتاب خواندن
chanted U سرود یا اهنگ خواندن
to read through something U چیزی را کاملا خواندن
chanting U سرود یا اهنگ خواندن
reciting U با صدایی موزون خواندن
recites U با صدایی موزون خواندن
recited U با صدایی موزون خواندن
recite U با صدایی موزون خواندن
chant U سرود یا اهنگ خواندن
when reading a book U در حال خواندن کتابی
nonoverlap processing U روشی که به وسیله ان خواندن
psalm U سرود مذهبی خواندن
orate U نطق کردن خواندن
nondestructive U خواندن غیر مخرب
vocal U اوازی ویژه خواندن
to tune up U خواندن ونواختن اغازکردن
psalms U سرود مذهبی خواندن
literacy U قادر به خواندن بودن
sings U سرود خواندن سراییدن
skims U بطور سطحی خواندن
skimmed U بطور سطحی خواندن
skim U بطور سطحی خواندن
reemploy U دوباره بخدمت خواندن
to study for the bar U درس حقوق خواندن
to choir a hymn U سرودی راباهم خواندن
sing U تصنیف اواز خواندن
the three r's U خواندن ونوشتن وحساب
vocals U اوازی ویژه خواندن
sing U سرود خواندن سراییدن
sings U تصنیف اواز خواندن
to serve with a summons U با خواست برگ خواندن
to strike up U خواندن یازدن اغازکردن
read restore cycle U چرخه خواندن و ترمیم
studying U درس خواندن خوانش
bidden U خواندن پیشنهاد دادن
see through <idiom> U فکر کسی را خواندن
speak one's piece <idiom> U فکر کسی را خواندن
To read someone s mind (thoughts). U فکر کسی را خواندن
invite U خواندن وعده گرفتن
invited U خواندن وعده گرفتن
invites U خواندن وعده گرفتن
literacy U سواد خواندن ونوشتن
photodigital memory U خواندن چند بار
to read over something U چیزی را کاملا خواندن
studies U درس خواندن خوانش
study U درس خواندن خوانش
inscribing U نوشتن
scrawl U بد نوشتن
inscribed U نوشتن
inscribe U نوشتن
inscribes U نوشتن
scrawled U بد نوشتن
scrawls U بد نوشتن
scrawling U بد نوشتن
pen U نوشتن
to drive a pen or quill U نوشتن
pens U نوشتن
scribbling U بد نوشتن
penning U نوشتن
scribble U بد نوشتن
superscrible U نوشتن
write U نوشتن
write head U هد نوشتن
to reduce to writing U نوشتن
scribbles U بد نوشتن
scribbled U بد نوشتن
set down U نوشتن
to put down U نوشتن
to set down U نوشتن
pt down U نوشتن
indite U نوشتن
penned U نوشتن
put down <idiom> U نوشتن
writes U نوشتن
choir loft U جای مخصوص خواندن کلیسا
to read over something U چیزی را از اول تا آخر خواندن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com