English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
mallard U نوعی مرغابی وحشی
mallards U نوعی مرغابی وحشی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
goldeneye U نوعی مرغابی
marionette U عروسک خیمه شب بازی نوعی مرغابی
marionettes U عروسک خیمه شب بازی نوعی مرغابی
brutify U وحشی یا حیوان صفت کردن وحشی شدن
wild fowl U مرغان وحشی پرندگان وحشی
ferae naturae U وحشی ذاتا وحشی
ducked U مرغابی
duck U مرغابی
redshank U مرغابی
duckings U مرغابی
drakes U مرغابی نر
drake U مرغابی نر
ducks U مرغابی
duckling U جوجه مرغابی
sarcelle U مرغابی جره
kingduck U مرغابی شمالی
scoter U مرغابی سیاه
ducking U شکار مرغابی
gaggles U دسته مرغابی
gaggle U دسته مرغابی
eider U مرغابی شمالی
teal U مرغابی جره
smew U مرغابی شمال اروپاواسیا
horned grebe U مرغابی شانه بسر
grebe U اسفرود بی دم مرغابی شابه بسر
decoy duck U مرغابی ای که مرغان دیگررابدام میاندازد
ducker U غوطه خور مرغابی گیر
eiderdowns U پرنرمی که از مرغابی شمالی بدست می اید
eiderdown U پرنرمی که از مرغابی شمالی بدست می اید
crepuscular birds U مرغابی که درسرخی شامگاه بیرون می اید
albatrosses U یکجور مرغابی بزرگ دریایی از خانواده diomedeidae
frigate bird U مرغابی دریاهای گرمسیری که بالهای بلندقوی دارد
albatross U یکجور مرغابی بزرگ دریایی از خانواده diomedeidae
pass shooting U شکار مرغابی هنگام گذشتن ازبالای موضع شکارچی
man darin duck U یکجور مرغابی کاکل دار که اصل ان از چین است
fire bee U نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
bittersweet U نوعی تاجریزی نوعی سیب تلخ
asses' ears U نوعی گوشه [نوعی شاخه]
ferocious U وحشی
barbaric U وحشی
undaunted U وحشی
barbarous U وحشی
truculent U وحشی
sylvatic U وحشی
rambunctious U وحشی
feral U وحشی
ruttish U وحشی
wilds U وحشی
wildest U وحشی
wild U وحشی
hare brained U وحشی
gris U وحشی
savages U وحشی
savaging U وحشی
Gothic U وحشی
ferine U وحشی
uncivilized U وحشی
anthropophagus U وحشی
boarish U وحشی
ruffian U وحشی
savaged U وحشی
savage U وحشی
unshapen U وحشی
unshaped U وحشی
ruffians U وحشی
unmannerly U وحشی
ungovernable U وحشی
wildness U وحشی گری
semi barbarian U نیم وحشی
onion grass U یکجور جو وحشی
bestiality U وحشی گری
wildling U حیوان وحشی
tiger cat U گربه وحشی
feral child U کودک وحشی
saracen U کافر وحشی
wildlife U حیوانات وحشی
wild rice U برنج وحشی
toadflax U کتان وحشی
barbarize U وحشی کردن
mallards U اردک وحشی
mallard U اردک وحشی
cheetahs U یوزپلنگ وحشی
cheetah U یوزپلنگ وحشی
parsnips U زردک وحشی
parsnips U هویج وحشی
parsnip U زردک وحشی
parsnip U هویج وحشی
savage U وحشی کردن
savaged U وحشی شدن
savaged U وحشی کردن
barbarise U وحشی کردن
charlock U خردل وحشی
farouche U وحشی صفت
fellness U وحشی گری
savaging U وحشی کردن
savaging U وحشی شدن
savages U وحشی کردن
savages U وحشی شدن
wildfowl U اردک وحشی
gothicism U وحشی گری
brutalized U وحشی شدن
brutalize U وحشی شدن
brutalising U وحشی شدن
brutalises U وحشی شدن
savage U وحشی شدن
brutalised U وحشی شدن
mustang U اسب وحشی
on the same p as the savages U درترازو وحشی ها
brutalizes U وحشی شدن
brutalizing U وحشی شدن
buffalo U گاو وحشی
wildcats U گربه وحشی
wildcat U گربه وحشی
horsemint U نعناع وحشی
imbrute U وحشی شدن
bullocks U گوساله وحشی
bullock U گوساله وحشی
manlike U جنس نر وحشی
buffaloes U گاو وحشی
onion couch U یکجور جو وحشی
Wild West U غرب وحشی
headaches U خشخاش وحشی
uncivilly U وحشی بی ادب
grosses U وحشی توده
grossest U وحشی توده
grossing U وحشی توده
headache U خشخاش وحشی
uncivil U وحشی بی ادب
grosser U وحشی توده
grossed U وحشی توده
gross U وحشی توده
the african savages وحشی های آفریقا
styrax U بوته وحشی جاوی
sheldrake U اردک وحشی دریایی
brutal U حیوان صفت وحشی
marijuana U تنباکوی وحشی بیابانی
perfection of savagery U نهایت وحشی گری
perfection of savagery U کمال وحشی گری
ruffianly U گردن کلفت وحشی
buff U گاو وحشی زردنخودی
buffs U گاو وحشی زردنخودی
leopards U پلنگ گربه وحشی
leopard U پلنگ گربه وحشی
madcap U ادم بی پروا و وحشی
marihuana U تنباکوی وحشی بیابانی
troglodyte U انسانهای غارنشین وحشی
gooseberry bush U درخت انگور وحشی
wild parsley U انواع هویج وحشی
wildfowler U شکارچی غاز وحشی
wild beasts U جانوران وحشی وحوش
ferocity U وحشی گری سبعیت
barbarians U ادم وحشی یابربری
barbarian U ادم وحشی یابربری
barbarise U وحشی گری کردن
barbarize U بیگانه یا وحشی شدن
feral U حیوان شکاری وحشی
caprifig U درخت انجیر وحشی
brent U یکجورغاز وحشی کوچک
greylag U غاز وحشی اروپایی
warrens U محل نگهداری حیوانات وحشی
polecat U موش خرمای وحشی اروپایی
polecats U موش خرمای وحشی اروپایی
wilding U گیاه یا میوه خودرو وحشی
reclaim animal U حیوانات وحشی تربیت شده
warren U محل نگهداری حیوانات وحشی
brutalises U وحشی یا حیوان صفت کردن
passenger pigeon U کبوتر وحشی امریکای شمالی
brutalised U وحشی یا حیوان صفت کردن
masterwort U سنبل ختایی جاوه وحشی
catamount U ادم پس کوهی و وحشی صفت
brutalizes U وحشی یا حیوان صفت کردن
charreada U سواری مکزیکی اسب وحشی
catamountain U ادم پس کوهی و وحشی صفت
brutalized U وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalize U وحشی یا حیوان صفت کردن
wild eyed U دارای چشمان وحشی وخیره
brutalising U وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalizing U وحشی یا حیوان صفت کردن
to have the wild stag's foot <idiom> U در چابکی پای آهوی وحشی داشتن.
zootechny U فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
cougars U گربه وحشی پشمالو یوزپلنگ امریکایی
cougar U گربه وحشی پشمالو یوزپلنگ امریکایی
diana U الههء ماه وشکار حیوانات وحشی
zootechnics U فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
saddle bronc riding U سواری بر اسب وحشی برای 01 ثانیه
passanger U شاهین وحشی جوان را هنگام مهاجرت گرفتن
agriology U مطاله و تطبیق اداب و رسوم قبایل وحشی
kheda U کدا:خانهای که فیلهای وحشی رادران گرفتارمیسازند
roughrider U سوار کار ماهر اسبهای چموش و وحشی
bareback riding U سواری بدون زین برای 8ثانیه بر اسب وحشی
razorback U خوک نیمه وحشی دورگه جنوب شرقی اتازونی
spooned U طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spoons U طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spooning U طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
pandours or doors U امنیه وحشی درنده خو که درسال 1471 تشکیل شد وچندی پس از ان جز ارتش اطریش گردید
spoon U طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
fetishes U اشیاء یاموجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده وموردپرستش قرارمی گرفتند بت
fetish U اشیاء یاموجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده وموردپرستش قرارمی گرفتند بت
desert U [طراحی محوطه سازی در قرن هجدهم میلادی با نگاه کردن به طبیعت وحشی و دست نخورده]
honks U صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com