English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
y site U نوعی محوطه انبار مهمات روباز موقت که اطراف ان باسدهای خاکی احاطه شده باشد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
field storage U انبار کردن کالا در صحرا انبار مهمات در فضای باز کوپه مهمات روباز
open storage U انبار کردن کالاها در محوطه باز انبارداری در محوطه روباز
atole U جزیره یا جزایر مرجانی که اطراف دریاچه را مثل کمربندی احاطه کرده باشد
open back U [نوعی فرش تخت باف که پود آن از پشت فرش کاملا مشخص باشد و بصورت حلقوی اطراف تار را در بر گرفته باشد.]
compounds U انبار موقت پادگان محوطه پادگان مخلوط
compounded U انبار موقت پادگان محوطه پادگان مخلوط
compound U انبار موقت پادگان محوطه پادگان مخلوط
bin storage U انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
ammunition and toxic material open space U انبارهای روباز مهمات ومواد سمی
dump U انبار موقتی زاغه مهمات انبار
nonwarehouse U انبار خشک روباز
magazine space U محوطه زاغه مهمات
amphibious task group U گروه ماموریت اب خاکی گروه رزمی موقت اب خاکی
bin storage space U فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
hottest U شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hotter U شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hot U شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
magazines U انبار مهمات
ammunition dump U انبار مهمات
magazine U انبار مهمات
ammunition depot U انبار مهمات
rack space U محوطه کف چینی شده انباربرای استقرار پالتها یا جعبههای مهمات
arsenals U انبار مهمات جنگی
shell room U انبار مهمات ناو
arsenal U انبار مهمات جنگی
hotbed U بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbeds U بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
barnyard U محوطهء اطراف انبار
barnyards U محوطهء اطراف انبار
chill space U محوطه سرد انبار
midgets U نوعی اتومبیل مسابقه باچرخهای روباز
midget U نوعی اتومبیل مسابقه باچرخهای روباز
holding station U محوطه نگهداری زخمیها وبیماران بطور موقت
yard track U ریل موقت در داخل محوطه انبارها و یا باراندازها
magazine space U زاغه زیرزمینی محل انبار مهمات
inventory lot U نوبه مهمات ذخیره شده در انبار
magazine flooding system U سیستم اب فشان انبار مهمات ناو
x site U سکوی روبازموقت برای انبار کردن مهمات
x site U انبار موقت
beach dump U انبار موقت ساحلی
short lot U کالایی که مقدار موجود از ان کم است و در محوطه کوچک انبار میشود
non cohesive soil U خاکی که فاقد چسبندگی باشد
dead knot U گرهای که با عضوهای اطراف خود اتصال نداشته باشد
wet stowage U نوعی روش بارگیر مهمات درخودروها با غوطه ور کردن انها در مایعات ضد شعله
enclaves U ناحیه ایکه حکومت کشورهای بیگانه انراکاملا احاطه کرده باشد
enclave U ناحیه ایکه حکومت کشورهای بیگانه انراکاملا احاطه کرده باشد
rool crush U اثر تاخوردگی [فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
input/output U فضای ذخیره سازی موقت برای داده که ورودی یا خروجی باشد
water displacement U زهکشی سیستم زهکشی مهمات نوعی روش پر کردن خرج فسفرسفید در داخل گلوله
antimateriel ammunition U مهمات مخصوص تخریب هدفهای مادی مهمات ضداماد و وسایل
short clay U خاکی که خاک رسش کم باشد خاک رس کم مایه
teleran system U نوعی سیستم ناوبری که بااستفاده از رادارهای زمینی و سیستم تلویزیونی هواپیماهای سرگردان دراطراف محوطه فرودگاه را به باند هدایت میکند
taxiway U محوطه حرکت هواپیماها برای گرم شدن محوطه تاکسی کردن
mafrash U مفرش [واژه عربی به معنی خوابگاه و یا کیسه خواب می باشد و حالت تزئینی داشته، اطراف تشک خواب و یا جای استراحت را می پوشاند.]
bilinear filtering U مرکب با توجه به چهار پیکسل تنظیم شده اطراف هر پیکسل برای بررسی اینکه تغییری در رنگ آنها و جود نداشته باشد
tractor group U گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
holdees U پرسنل یا خودروها یا هواپیمایا کشتی که به طور موقت دریک پادگان توقف کرده ومنتظر دستور یا وسایل حرکت به سمت محل ماموریت باشد
assault craft U ناوچههای هجومی اب خاکی قایق نفربرهجومی اب خاکی
antiamphibious minefield U میدان مین ضد اب خاکی یا ضدعملیات اب خاکی دشمن
ammunition loading line U صف بارگیری مهمات صف بارکردن مهمات
musical chairs U نوعی بازی که بازیکنان در حرکتاند و وقتی موسیقی متوقف شد مینشینند و هر کس بی صندلی باشد باخته است
Open-plan <adj.> U سالن باز، محوطه وسیع، ساختمانی که هرطبقه آن فقط دارای یک محوطه وسیع است و اتاق ندارد
encirclement U احاطه دشمن احاطه کردن
suspension of arms U اعلام اتش بس موقت یا تعلیق موقت حالت جنگی
naval landing party U تیم اب خاکی نیروی دریایی تیم اماده کردن ساحل برای عملیات اب خاکی
machine address U نوعی برنامه زبان اسمبلی که برای تولید کد که فقط از آدرس و مقدار مطلق استفاده میکند تشکیل شده باشد
apron U محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
aprons U محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
protempore U موقت شاغل مقامی بطور موقت
Hanbel U [نوعی گلیم مراکشی که صرفا جهت مفروش نمودن زمین بافته شده، و دارای خطوط موازی و رنگین با نقشه های پرکار می باشد.]
kabal U قبال [نوعی واحد اندازه گیری در تبریز معادل هزار و چهارصد گره می باشد و جهت تعیین مقدار دستمزد بافنده بکار می رود.]
caged storage U قسمتی از انبار که برای نگهداری اقلام مخصوص وخطرناک در نظر گرفته شده انبار محصور
clear way U محوطه بالاکشیدن هواپیما محوطه کندن هواپیما از زمین
machinery space U محوطه موتورخانه ناو محوطه ماشین الات ناو
classification yard U محوطه مانور قطارها محوطه تقسیم مسیر قطارها
stockpiled U ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiling U ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpile U ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiles U ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiles U پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiling U پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpile U پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiled U پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
atomic demolition munition U خرج تخریب مهمات اتمی مهمات مخصوص تخریب جنگ افزار اتمی
holding area U منطقه لنگرگاه موقت در روی دریا منطقه توقف موقت کشتیها
Brontide U نوعی صدا [صدایی خفه شده و آرام که در برخی از مناطق زلزله خیز، به خصوص در امتداد سواحل و روی دریاچه ها شنیده میشود و تصور میرود که به دلیل لرزشهای ضعیف زمین باشد.]
kanat U نوعی گلیم ترکی [روشی از بافت گلیم است که در آن ابتدا رشته های باریک را بافته، سپس آنها را به یکدیگر می دوزند. این روش بین روستائیان ترکیه بیشتر مرسوم می باشد.]
barefaced U روباز
hypaethral U روباز
hypethral U روباز
exposed U روباز
opens U روباز
opened U روباز
open U روباز
camion U واگن روباز
open caisson U صندوقچه روباز
loose cargo U بار روباز
exposing U روباز گذاردن
open ditches U زهکشهای روباز
exposes U روباز گذاردن
expose U روباز گذاردن
open ditch U نهر روباز
open canal U کانال روباز
loose issue U تدارکات روباز
out flank U دور زدن جناح دشمن احاطه کردن جناح دشمن احاطه جناحی کردن
gripped U جوی روباز کوچک
grip U جوی روباز کوچک
gripping U جوی روباز کوچک
grips U جوی روباز کوچک
opencast mining [British E] U استخراج معدن روباز
catch pit U مجرای روباز زهکش
hydraulics of open channals U هیدرولیک کانالهای روباز
strip mining [American E] U استخراج معدن روباز
surface mining استخراج معدن روباز
Open-pit mining U استخراج معدن روباز
sprint car U اتومبیل روباز مسابقه
gold washing U شستن طلائی [نوعی سفیدگری مرسوم در افغانستان که با رنگزدائی فرش های قرمز، آنرا بصورت ترکیبی اتفاقی از رنگ های زرد و نارنجی در می آورد. این نوع زمینه رنگی، مورد علاقه بعضی از خریداران اروپایی می باشد.]
truck U واگن روباز چرخ باربری
tilbury U درشکه روباز سبک دوچرخه
trucks U واگن روباز چرخ باربری
trucked U واگن روباز چرخ باربری
trucking U واگن روباز چرخ باربری
fire bee U نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
holding anchorage U لنگر موقت در روی دریا یابندرگاه توقف موقت در روی دریا
inventory fraction U نسبت درصد ذخیره مهمات درصد ذخیره مهمات
a closed mouth catches no flies <proverb> U تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
straddling U احاطه هدف از نظر سمتی احاطه سمتی هدف
moored mine U مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
bittersweet U نوعی تاجریزی نوعی سیب تلخ
escutcheon U سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
imperfect competition U حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
asses' ears U نوعی گوشه [نوعی شاخه]
munitions U مهمات
ammunition U مهمات
ordnance U مهمات
munition U مهمات
ordnace U مهمات
ammo U مهمات
stock number U شماره فنی انبار شماره انبار
custodial record U پروندههای سوابق انبار سوابق انبار
siege U احاطه
bracket U احاطه
surrounds U احاطه
encompassment U احاطه
circumambiency U احاطه
surrounded U احاطه
envelopment U احاطه
circumfusion U احاطه
surround U احاطه
environment U احاطه
sieges U احاطه
cincture U احاطه
environments U احاطه
artillery ammunition U مهمات توپخانه
chemical ammunition U مهمات شیمیایی
ammunition credit U سهمیه مهمات
live U مهمات جنگی
loads U بارگیری مهمات
cook off U گل کردن مهمات
ammunition dump U زاغه مهمات
ammo zero U مهمات تمام
piggy back U کیسه مهمات
ammunition loading line U خط بارگیری مهمات
ammunition pit U زاغه مهمات
fixed ammunition U مهمات ثابت
ammunition trains U بنه مهمات
ammunition carrier U خودرو مهمات کش
bunkers U زاغه مهمات
bunker U زاغه مهمات
blank ammunition U مهمات مانوری
ammunition lot U نوبه مهمات
ammunition chest U جعبه مهمات
ammunition identification code U کد شناسایی مهمات
caves U زاغه مهمات
cave U زاغه مهمات
ammunition handler U متصدی مهمات
ammunition condition U وضعیت مهمات
ammunition barricade U بستههای مهمات
ammunition carrier U مهمات بیار
explosive ordnance U مهمات منفجره
live ammunition U مهمات جنگی
lot U نوبه مهمات
ammunition pit U چاله مهمات
lived U مهمات جنگی
separate loading U مهمات مجزا
blank ammunition U مهمات مشقی
ball ammunition U مهمات مانوری
service ammunition U مهمات رزمی
igloo space U زاغههای مهمات
inert U مهمات مشقی
caisson U واگون مهمات
munitions of war U مهمات جنگی
munitioneer U مهمات ساز
inert ammunition U مهمات مشقی
service ammunition U مهمات جنگی
tracers U مهمات رسام
armed ammunition U مهمات مسلح
drill ammunition U مهمات مشقی
inert ammunition U مهمات بی اثر
separate ammunition U مهمات مجزا
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com