English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
williamson turn U نوعی مانور دریایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
sea room U شعاع مانور دریایی
wishbone t U نوعی طرح مانور
wishbone U نوعی طرح مانور
bump and run U نوعی مانور دفاعی
bump and go U نوعی مانور دفاعی
wishbones U نوعی طرح مانور
flying wedge U نوعی مانور تهاجمی قدیمی
feints U نوعی درو در خرک مانور انفعالی
feinted U نوعی درو در خرک مانور انفعالی
feinting U نوعی درو در خرک مانور انفعالی
feint U نوعی درو در خرک مانور انفعالی
loggerhead U نوعی اردک دریایی
aeolus U نوعی راکت صوتی دریایی
aerobee U نوعی راکت تجسسی دریایی
gulfweed U نوعی جلبک یا علف دریایی
coarse mine U نوعی مین دریایی با حساسیت کم
sky hawk U نوعی هواپیمای یک موتوره جت دریایی
talos U نوعی موشک دریایی زمین به هوا
tiger U نوعی هواپیمای تک موتوره سوپرسونیک جت دریایی
tigers U نوعی هواپیمای تک موتوره سوپرسونیک جت دریایی
vigilantes U نوعی هواپیمای سوپرسونیک جت دو موتوره تاکتیکی دریایی معروف به ا- 5
tartar U نوعی موشک زمین به هوای دریایی غیر اتمی
vigilante U نوعی هواپیمای سوپرسونیک جت دو موتوره تاکتیکی دریایی معروف به ا- 5
tartars U نوعی موشک زمین به هوای دریایی غیر اتمی
sofar U سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی
typhoon U نوعی موشک زمین به هوای دریایی برای هواپیماهای سریع السیر درفواصل کوتاه
typhoons U نوعی موشک زمین به هوای دریایی برای هواپیماهای سریع السیر درفواصل کوتاه
torpex U نوعی مواد منفجره که ازمخلوط تی ان تی و سیکلونیت و پودر الومینیوم تشکیل میشود و معمولا در اژدرهای دریایی و مین و بمبهای زیرابی به کار می رود
seabee U گردان ساختمان دریایی گردان مهندسی دریایی مخصوص ساختن پایگاه ولنگرگاه یکان استحکامات دریایی
styx U نوعی موشک زمین به زمین دریایی
midshipman U افسر پایین رتبه نیروی دریایی دانشجوی سال دوم دانشکده دریایی
piratic U درخوردزدان دریایی مربوطبه دزدان دریایی مبنی بردزدی
petty officers U معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
petty officer U معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
running lights U فارهای شناور دریایی چراغهای راه دریایی
oceanography U تهیه نقشههای دریایی و نقشه برداری دریایی
kite U کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
kites U کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
pilot chart U نقشههای راهنمای دریایی نقشه ناوبری دریایی
chine U عضو طولی در کنار بدنه شناورهای دریایی یاهواپیماهای دریایی که محل برخورد سطوح فوقانی وتحتانی میباشند
sea mark U راهنمای دریایی :چراغ یافانوس دریایی
stadimeter U مسافت یاب دریایی الیداد دریایی
sea cucumber U حلزون دریایی از جنس راب دریایی
fire bee U نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
sea power U قدرت دریایی منظور کشوری است که بادریا ارتباط ویژه دارد ودارای نیروی دریایی قوی است
convoy joiner U ناوهای منفردی که به کاروان دریایی پیوسته اند ناوهای متفرقه اضافی درستون دریایی
tern U پرستوک دریایی چلچله دریایی
marine U تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
terns U پرستوک دریایی چلچله دریایی
naval activity U تاسیسات دریایی قسمت دریایی
marines U تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
task unit U نیروی واگذار کننده ماموریت دریایی یکان یا بخشی ازگروه ماموریت دریایی که زیر امر فرمانده گروه قرارمی گیرد
attack director U وسایل محاسباتی سیستم کنترل اتش دریایی وسیله هادی تک اتش دریایی
maneuver U مانور
ease of movement U مانور
shunting U مانور
summary areas U مناطق اطلاعاتی دریایی مناطق یاد شده در خلاصه وضعیت دریایی
light lists U کتابهای راهنمای محل فارهای دریایی فهرست راهنمای چراغهای دریایی
bittersweet U نوعی تاجریزی نوعی سیب تلخ
combat exercise U مانور جنگی
exercised U مانور نظامی
plan of maneuver U طرح مانور
ship handling U مانور با کشتی
scheme of maneuver U طرح مانور
handle U مانور کردن
joint exercise U مانور مشترک
mass of maneuver U حجم مانور
handles U مانور کردن
exercise U مانور نظامی
maneuver and fire U اتش و مانور
umpire U داور مانور
umpired U داور مانور
umpires U داور مانور
maneuvering board U لوحه مانور
umpiring U داور مانور
exercise term U عنوان مانور
exercise commander U فرمانده مانور
fire and maneuver U اتش و مانور
exercises U مانور نظامی
free maneuver U مانور ازاد
maneuverability U قابلیت مانور
knot U میل دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
knot U گره دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
gate operating platform U سکوی مانور دریچه ها
gate operating deck U سکوی مانور دریچه ها
tight t U طرح اصلی مانور تی
manoeuvres U طرح کردن مانور
manoeuvre U طرح کردن مانور
manoeuvred U طرح کردن مانور
maneuvring U طرح کردن مانور
quartermaster's notebook U دفتر مانور ناو
out maneuver U تفوق جستن در مانور
exercise code word U رمز عملیات مانور
maneuvred U طرح کردن مانور
manoeuvring U طرح کردن مانور
map maneuver U مانور روی نقشه
controlled exercise U مانور کنترل شده
maneuvres U طرح کردن مانور
maritime U ناوگان مستقل دریایی ناوگان دریایی دریایی
manoeuvring U مشق کردن مانور دادن
ease of movement U سهولت حرکت راحتی مانور
maneuver U حرکت جنگی مانور کردن
pilot rudder U تیغه سکان مانور ناو
manoeuvres U مشق کردن مانور دادن
manoeuvred U مشق کردن مانور دادن
maneuvred U مشق کردن مانور دادن
maneuvres U مشق کردن مانور دادن
ground game U روش استفاده از مانور دویدن
maneuvering board U تابلوی نمایش مانور ناوها
maneuvring U مشق کردن مانور دادن
out maneuver U برتری مانور پیدا کردن
manoeuvre U مشق کردن مانور دادن
clamp anf rake U مانور برای کنترل گوی درمواجه
wingover U مانور بانیم چرخش یا نیم دایره
deropement U مانور حمله با گریز ازشمشیر حریف
drifted U مانور اتومبیل در سر پیچ بالغزیدن به یک طرف
drifts U مانور اتومبیل در سر پیچ بالغزیدن به یک طرف
garryowen U مانور مهاجمی بافرستادن توپ هوایی
drift U مانور اتومبیل در سر پیچ بالغزیدن به یک طرف
drifting U مانور اتومبیل در سر پیچ بالغزیدن به یک طرف
asses' ears U نوعی گوشه [نوعی شاخه]
bureau of naval personnel U اداره پرسنل نیروی دریایی دفتر پرسنل دریایی
naval aviation U قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
rear commodore U سرپرست کاروان دریایی جانشین فرمانده کاروان دریایی
submarines U مانور مدافع بصورت گریز اززیر سد مهاجم
progressive U مانور با گذاشتن پای ازاد جلوپای اسکیت
audible U تعویض مانور حمله یا دفاعی در مقابل حریف
submarine U مانور مدافع بصورت گریز اززیر سد مهاجم
light period U دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
sled U وسیله فلزی و پارچهای برای تمرین مانور سد کردن
sleds U وسیله فلزی و پارچهای برای تمرین مانور سد کردن
crash position indicator U برج اعلام محل وقوع سوانح دریایی برج مراقبت سوانح دریایی
Marine Corps U نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
naval gunfire U تیراندازی توپخانه دریایی اتش توپخانه دریایی
convoy commodore U فرمانده ستون دریایی فرمانده کاروان دریایی
convoy schedule U برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
convoy routing U تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
crash locator beacon U برج اعلام سوانح دریایی برج تعیین محل سوانح دریایی
convoy route U مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
commandant of marine corps U فرمانده نیروی تکاوران دریایی فرمانده نیروی تفنگداران دریایی
light ship U کشتی حامل فار دریایی کشتی حامل فانوس دریایی
lobster U خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
lobsters U خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
slingshots U مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
slingshot U مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
island pullout U مانور چرخاندن تخته موج برای ردکردن موج
naked reverse U حمله با مانور سدکنندگان به یک سمت و توپدار به سمت دیگر
ship handling U مهارت در کار کردن با ناو مانور دادن ناو
stacks U قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacked U قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stack U قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
exercise program U برنامه عملیات مانور برنامه تمرین
spotting board U طرح تیر توپخانه دریایی طرح تنظیم تیر توپخانه دریایی
thalaesic U دریایی
thalassic U دریایی
saltiest U دریایی
sea pier U سد دریایی
seas U دریایی
sea U دریایی
sea born U دریایی
shark U سگ دریایی
sharks U سگ دریایی
benthic U ته دریایی
saltier U دریایی
naval U دریایی
marines U دریایی
salty U دریایی
maritime U دریایی
nautical U دریایی
dogfish U سگ دریایی
pelagian U دریایی
marine U دریایی
bounding overwatch U حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
classification yard U محوطه مانور قطارها محوطه تقسیم مسیر قطارها
cruised U سفر دریایی
blockage U ممانعت دریایی
nautical terms U اصطلاحات دریایی
rock sucker U مارماهی دریایی
naval base U پایگاه دریایی
sea bass U گرگ دریایی
porpoise U گراز دریایی
rover U دزد دریایی
sea anemone U شقایق دریایی
porpoises U گراز دریایی
blockages U محاصره دریایی
sea dog U خوک دریایی
sea cucumber U راب دریایی
nautical almanac U زیج دریایی
blockage U محاصره دریایی
medusa U ستاره دریایی
sea cow U گاو دریایی
cruises U سفر دریایی
cruising U سفر دریایی
nautical chart U نقشه دریایی
nautical slide rule U خط کش محاسبه دریایی
nautical twilight U شفق دریایی
naval activity U یکان دریایی
naval attache U وابسته دریایی
cruise U سفر دریایی
blockages U ممانعت دریایی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com