English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
gordon setter U نوعی سگ شکاری سیاه رنگ
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
gazehound U نوعی سگ شکاری
basset U نوعی سگ شکاری پا کوتاه برون زد
bloodhound U نوعی سگ شکاری که شامه بسیارتیزی دارد
bloodhounds U نوعی سگ شکاری که شامه بسیارتیزی دارد
aceko black U نوعی رنگ سیاه اسیدی
basalt U نوعی سنگ چخماق یااتش فشانی سیاه
black widow U نوعی عنکبوت زهردارکه جنس ماده ان سیاه رنگ است
chiaroscuro U نوعی نقاشی که فقط با سیاه روشن وبدون رنگ امیزی انجام میشود
gobo U نوعی پرده پارچهای سیاه رنگ که در تلویزیون و سینمادوربین را از نور زائد محفوظ نگه میدارد
dark bulb U نوعی لامپ اشعه کاتدی که هنگام خاموش بودن سیاه بنظر می رسد و به تصاویرویدئویی وضوح خوبی میدهد
basalt U نوع سنگ چخماق یا اتش نشانی سیاه مرمر سیاه
silhouettes U نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
silhouette U نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
melanin U رنگ سیاه ولکههای سیاه روی پوست
crape U نوار ابریشمی سیاه سیاه پوشانیدن
bold face U طرح سیاه حرف سیاه
sables U رنگ سیاه لباس سیاه
smutted whcat U گندم سیاه یا زنگ سیاه
ethiops U سیاب سیاه جیوه سیاه
black hole U حفره سیاه چاله سیاه
black holes U حفره سیاه چاله سیاه
sable U رنگ سیاه لباس سیاه
fire bee U نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
bittersweet U نوعی تاجریزی نوعی سیب تلخ
hound U سگ شکاری
gundog U سگ شکاری
sporting dog U سگ شکاری
raptatory U شکاری
deer hound U سگ شکاری
gundogs U سگ شکاری
buckhound U سگ شکاری
raptatorial U شکاری
hounds U سگ شکاری
ratch U سگ شکاری
raptorail U شکاری
hounded U سگ شکاری
hounding U سگ شکاری
hunter U سگ شکاری
hunting dog U سگ شکاری
gun dog U سگ شکاری
hunters U سگ شکاری
feral U شکاری
accipital U شکاری
accipiter U مرغ شکاری
birds of prey U مرغان شکاری
ravening U شکاری غاصب
bow U کمان شکاری
hunter U اسب یا سگ شکاری
capped watch U ساعت شکاری
bows U کمان شکاری
bowing U کمان شکاری
staghound U تازی شکاری
killer submarine U زیردریایی شکاری
sport car U اتومبیل شکاری
dogcart U کالسکهی شکاری
terrier U سگ بویی شکاری
dogcarts U کالسکهی شکاری
ravin U طعمه شکاری
game bag U خرجین شکاری
shot gun U تفنگ شکاری
birds of prey U پرندگان شکاری
game fowl U مرغ شکاری
bowed U کمان شکاری
canum venaticorum U سگان شکاری
game U جانور شکاری
hunters U اسب یا سگ شکاری
deer dog U تازی سگ شکاری
sports cars U اتومبیل شکاری
sports car U اتومبیل شکاری
blood U سگ شکاری و بوی خن
shotgun U تفنگ شکاری
shotguns U تفنگ شکاری
terriers U سگ بویی شکاری
Afghan Hound U سگ شکاری افغان
canes venatici U سگان شکاری
black body radiation U تابش جسم سیاه پرتو جسم سیاه
accipitrine U ازجنس باز شکاری
bird of prey U مرغ شکاری گوشتخوار
feral U حیوان شکاری وحشی
beagles U تازی شکاری پاکوتاه
marlin U ماهی شکاری بزرگ
huntsman U مدیر تازیهای شکاری
huntsmen U مدیر تازیهای شکاری
raven U شکار طعمه شکاری
fighter cover U پوشش با هواپیماهای شکاری
fighter bomber U شکاری- بمب افکن
field trial U مسابقه تازیهای شکاری
venatical U وابسته بشکار شکاری
venatic U وابسته بشکار شکاری
chaser U مفتش هواپیمای شکاری
high power U تفنگ شکاری بزرگ
pointers U سگ شکاری یابنده شکار
beagle U تازی شکاری پاکوتاه
chasers U مفتش هواپیمای شکاری
ravens U شکار طعمه شکاری
pointer U سگ شکاری یابنده شکار
doublcd barrcled shot U تفنگ شکاری دو لول
asses' ears U نوعی گوشه [نوعی شاخه]
goshawk U باز بال کوتاه شکاری
golden retriever U سگ شکاری طلایی رنگ دورگه
irish wolfhound U سگ شکاری بزرگ وقوی هیکل
gamekeepers U متصدی جانوران شکاری قرقچی
saker U باز شکاری در اروپای قدیم
salmi U خورش باگوشت مرغ شکاری
accipitrine U متعلق به مرغان شکاری بازمانند
small game U پرندگان وپستانداران شکاری کوچک
predaceous U شکاری تغذیه کننده از شکار
predacious U شکاری تغذیه کننده از شکار
sporterize U تبدیل تفنگ نظامی به شکاری
gamekeeper U متصدی جانوران شکاری قرقچی
setter U توله شکاری وپشمالوی بویی اهنگساز
setters U توله شکاری وپشمالوی بویی اهنگساز
upland game U پرندگان و حیوانات کوچم شکاری در ارتفاعات
sleuth hound U یکجور سگ شکاری که شامه بسیارتیزی دارد
paper white monitor U صفحه نمایش که متن سیاه را روی صفحه سفید نمایش میدهد و نه مثل متنهای معمولی درخشان روی صفحه سیاه
glede U انواع پرندگان یامرغان شکاری مخصوصازغن یا چالاقان
wing shooting U شکار یا نشانه روی مرغان شکاری در حال پرواز
to hark back U برگشتن) درگفتگوی ازتوله شکاری که اندکی برمیگرددتاردشکار رادوب
hunter killer U نیروهای شکاری و انهدامی دریایی یکان مامور جستجو وانهدام زیردریایی دشمن
yoicks U علامت تعجب درهیجان و خشم و خوشی ووجد.فریاد تحریک و تشویق برای تازی شکاری مخصوص
fighter direction U هدایت کردن هواپیماهای شکاری هدایت جنگنده ها ازروی ناو
big game U صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
hot rod U اتومبیل شکاری وسریع السیر اتومبیل مسابقهای
fowling piece U تفنگ پرنده زنی تفنگ شکاری
sooty U سیاه
glaucoma U اب سیاه
black U سیاه
sad coloured U سیاه
bog U سیاه اب
night black U سیاه
jet-black U سیاه سیاه
ebon U سیاه
grimy U سیاه
pitch dark U سیاه
pitchy U سیاه
blacks U سیاه
jetties U سیاه
mossy U سیاه اب
swamps U سیاه اب
quagmire U سیاه اب
quagmires U سیاه اب
swamp U سیاه اب
swamped U سیاه اب
dogwood U سیاه ال
swamping U سیاه اب
jetty U سیاه
Negroes U سیاه
Negro U سیاه
blacked U سیاه
bogs U سیاه اب
blacker U سیاه
marshes U سیاه اب
blackest U سیاه
marsh U سیاه اب
raven U کلاغ سیاه
mammy U دده سیاه
blackens U سیاه کردن
to black out U سیاه کردن
blackened U سیاه کردن
sycamine U توت سیاه
achromatic U سیاه و سفید
blacken U سیاه کردن
denigrating U سیاه کردن
bitumen macadam U ماکادام سیاه
moles U خال سیاه
ravens U کلاغ سیاه
denigrate U سیاه کردن
denigrated U سیاه کردن
denigrates U سیاه کردن
blackening U سیاه کردن
dungeons U سیاه چال
dungeon U سیاه چال
aniline black U سیاه انیلینی
water proofed mortar U اهک سیاه
wash drawing U ابرنگ سیاه
iron mould U سیاه کردن
viper's grass U سفورجنه سیاه
tamarack U سیاه کاج
lampblack U سیاه یکدست
kibitka U سیاه چادرنمدی
to wear willow U سیاه پوشیدن
in mourning U کثیف سیاه
gin U عرق جو سیاه
spades U خال دل سیاه
the black sea U دریای سیاه
biotite U میکای سیاه
humus U سیاه خاک
denigration U سیاه ساختن
in mourning U سیاه پوش
begrime U سیاه کردن
the black race U نژاد سیاه
gins U عرق جو سیاه
spade U خال دل سیاه
substantia nigra U جسم سیاه
etch U سیاه قلم
marsh U سیاه اب باطلاق
black markets U بازار سیاه
pertussus U سیاه سرفه
pertussis U سیاه سرفه
black market U بازار سیاه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com