Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
littleneck clam
U
نوزاد حلزون خوراکی که معمولا خام خورده میشود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
spat
U
: حلزون خوراکی خیلی کوچک
winkles
U
جابجا کردن حلزون خوراکی
winkle
U
جابجا کردن حلزون خوراکی
clam
U
حلزون دوکپهای یا صدف خوراکی از جنس pecten گوشت صدف
clams
U
حلزون دوکپهای یا صدف خوراکی از جنس pecten گوشت صدف
town fog
U
نوعی مه یخ مانند که دردرجه حرارت خیلی پایین تولید میشود و معمولا درشهرهای پر جمعیت دیده میشود
short order
U
خوراکی که زود مهیا میشود
assaulted
U
در CL معمولا "بعد از این کلمه قصد مهاجم ذکر میشود
assault
U
در CL معمولا "بعد از این کلمه قصد مهاجم ذکر میشود
assaults
U
در CL معمولا "بعد از این کلمه قصد مهاجم ذکر میشود
pitting corrosion
U
سوراخهائی که در سطح بتن یا فلز در اثر خوردگی ایجاد میشود و به کرم خوراکی معروف است
branch cutoff
U
دیواری است که معمولا درجهت عمود بر دیوار سپری ساخته میشود
cordon bleu
U
گوشتی که در میان آن ژامبون و پنیر قرار داده و سرخمیکنند و معمولا با سس سرو میشود
absorptive terrace
U
این تراس معمولا به منظورنگهداری و پخش اب دربیشترین سطح ممکن طرح وساخته میشود
low supercharger gear
U
دور کم سوپرشارژر درموتورهای پیستونی که معمولا بصورت اتوماتیک توسط یک فشارسنج کنترل میشود
cruelty
U
عقلا" قابل پیش بینی باشد . این چنین رفتاری معمولا" باعث صدورحکم طلاق میشود
trends
U
مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
trend
U
مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
torpex
U
نوعی مواد منفجره که ازمخلوط تی ان تی و سیکلونیت و پودر الومینیوم تشکیل میشود و معمولا در اژدرهای دریایی و مین و بمبهای زیرابی به کار می رود
palnut
U
مهره نازکی معمولا از جنس فولاد پرس شده که بمنظورافزایش ایمنی و جلوگیری ازشل شدن مهرههای معمولی روی انها بسته میشود
PPP
U
که معمولا برای ارسال داده بین کامپیوتر کاربر و سرور راه دور روی اینترنت با استفاده از پروتکل شبکه Tcp/Ip استفاده میشود
authoritarainism
U
نقطه مقابل اندیویدوالیسم و عبارت ازحکومتی است که در ان ازادی فردی به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت قرار گیرد. قدرت دولت معمولا در گروه کوچکی از پیشوایان متمرکز ومتجلی میشود
slugged
U
حلزون
snails
U
حلزون
slugs
U
حلزون
scallop
U
حلزون گرفتن
labyrinth
U
حلزون گوش
scallops
U
حلزون گرفتن
snail
حلزون با پوسته
cochlea
U
حلزون گوش
holothurian
U
حلزون دریایی
snailery
U
پرورشگاه حلزون
snaillike
U
حلزون وار
labyrinths
U
حلزون گوش
auditory labyrinth
U
حلزون شنوایی
top
U
روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی
grubs
U
نوزاد
chick
U
نوزاد
babies
U
نوزاد
baby
U
نوزاد
newborn
U
نوزاد
bambino
U
نوزاد
grub
U
نوزاد
new born
U
نوزاد
neonate
U
نوزاد
grubbed
U
نوزاد
babes
U
نوزاد
babe
U
نوزاد
infant
U
نوزاد
spat
U
بچه حلزون مرافعه
cockleshells
U
صدف حلزون دوکپهای
labium
U
لبه صدف حلزون
shellfish
U
حلزون صدف دار
molluscs
U
جانور نرم تن حلزون
mollusc
U
جانور نرم تن حلزون
mollusk
U
جانور نرم تن حلزون
slug
حلزون بدون پوسته
cockleshell
U
صدف حلزون دوکپهای
frass
U
گه کرم نوزاد
daughter chain
U
زنجیر نوزاد
frying
U
حیوان نوزاد
grandbaby
U
نوه نوزاد
altricial
U
نوزاد زودرس
fry
U
حیوان نوزاد
Take care of the infant.
U
از نوزاد توجه کن
infant industry
U
صنعت نوزاد
fries
U
حیوان نوزاد
slugs
U
مثل حلزون حرکت کردن
helicoid
U
بشکل پوسته حلزون مارپیچ
slugged
U
مثل حلزون حرکت کردن
slug
U
مثل حلزون حرکت کردن
soft shell
U
حلزون دارای صدف نرم
slinking
U
نوزاد زود رس لاغر
larvae
U
نوزاد حشره لیسه
slinks
U
نوزاد زود رس لاغر
slink
U
نوزاد زود رس لاغر
layettes
U
پوشاک طفل نوزاد
layette
U
پوشاک طفل نوزاد
larva
U
نوزاد حشره لیسه
The baby is there months old .
U
نوزاد سه ماهه است
flyblow
U
نوزاد حشرات ومگس
The baby is restless.
U
نوزاد بی تابی می کند
hard clam
U
حلزون دارای کفههای صدفی سخت
hatchling
U
جانور تازه متولد نوزاد
acheilia
U
فقدان لب بطور مادرزادی نوزاد بی لب
The baby spat out the pI'll.
U
نوزاد قرص را تف کرد بیرون
ray
U
ماهی چهارگوش عمق زی که از حلزون تغذیه میکند
shelling
U
صدف حلزون کاسه یا لاک محافظ جانور
shells
U
صدف حلزون کاسه یا لاک محافظ جانور
shell
U
صدف حلزون کاسه یا لاک محافظ جانور
meal
U
خوراکی
meals
U
خوراکی
chows
U
خوراکی
chow
U
خوراکی
eating
U
خوراکی
viands
U
خوراکی
edible
U
خوراکی
cates
U
خوراکی
comestible
U
خوراکی
sector
U
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sectors
U
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
universal
U
آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود
to sleep like a baby
<idiom>
U
مثل نوزاد راحت و بی دغدغه خوابیدن
The baby was kicking and scraming .
U
نوزاد لگه می انداخت وفریاد می کشید
articles of food
U
موادغذایی یا خوراکی
green vegetable
U
سبزی خوراکی
green meat
U
گیاه خوراکی
oysters
U
صدف خوراکی
oyster
U
صدف خوراکی
trophic level
U
تراز خوراکی
strawberries
U
چلیک خوراکی
mussles
U
صدف خوراکی
strawberry
U
چلیک خوراکی
Brit
U
نوزاد شاه ماهی و برخی ماهیهای دیگر
Brits
U
نوزاد شاه ماهی و برخی ماهیهای دیگر
paedogenesis
U
تولید مثل بوسیله نوزاد حشرات یا شفیره
cankerworm
U
نوزاد مختلف حشراتی که افت گیاهان اند
milk leg
U
ورم پای نوزاد همراه با دردبهنگام زایمان
periwig
U
نوعی صدف خوراکی
pinon
U
تخم خوراکی کاج
pinyon
U
تخم خوراکی کاج
potherb
U
سبزیهای معطر خوراکی
sego
U
پیاز خوراکی زنبق
salmonberry
U
تمشک سرخ خوراکی
roughage
U
مواد خوراکی زبر
turbot
U
ماهی پهن خوراکی
larder
U
گنجه خوراک خوراکی
larders
U
گنجه خوراک خوراکی
truffle
U
قارچ خوراکی دنبلان
truffles
U
قارچ خوراکی دنبلان
morelle
U
قارچ مورکلای خوراکی
champignon
U
نوعی قارچ خوراکی
cero
U
نوعی ماهی خوراکی
morel
U
قارچ مورکلای خوراکی
meadow mushroom
U
قارچ خوراکی معمولی
abortion
سقط نوزاد نارس یا رشد نکرده عدم تکامل
abortions
U
سقط نوزاد نارس یا رشد نکرده عدم تکامل
cantarellus
U
نوعی قارچ کوهی خوراکی
shell bean
U
لوبیایی که مغز ان خوراکی است
root crop
U
محصولات دارای ریشههای خوراکی
sockeye
U
ماهی خوراکی ریزشمال کلمبیا
gemma
U
نرم تن یا صدف گردکوچک خوراکی
greenling
U
نوعی ماهی خوراکی و گوشتخوار
root crops
U
محصولات دارای ریشههای خوراکی
porgy
U
ماهی خوراکی دندان دار
porgee
U
ماهی خوراکی دندان دار
whiting
U
ماهی نرم باله خوراکی اروپایی
burnt offerings
U
حیوان یا خوراکی که در معبد سوزانده میشد
terrapins
U
لاک پشت خوراکی سواحل فلوریدا
burnt offering
U
حیوان یا خوراکی که در معبد سوزانده میشد
giblet
U
احشاء خوراکی مرغ خانگی وغیره
geoduck
U
نوعی جانور نرم تن یاصدف خوراکی
snapping turtle
U
لاک پشت بزرگ خوراکی ابزی
To decay . To go bad .
U
فاسد شدن ( مواد خوراکی وغیره )
terrapin
U
لاک پشت خوراکی سواحل فلوریدا
It's pretty hard to be in a bad mood around a fivemonth old baby.
U
ناراحت بودن در کنار یک نوزاد پنج ماهه کار سختی است.
white crappie
U
ماهی خوراکی نقره فام شمال امریکاcell
hasty pudding
U
خوراکی که با ارد وشیروکره وگوشت درست میکنند
shad
U
شاه ماهی خوراکی اروپا وشمال امریکا
timbale
U
خوراکی مرکب از گوشت ماهی وجوجه وپنیر وغیره
green turtle
U
لاک پشت دریایی که تخمها وگوشت ان خوراکی است
normally
U
معمولا"
generally
U
معمولا
in an ordinary way
U
معمولا
usually
U
معمولا
pipe
U
معمولا
usu
U
معمولا
piped
U
معمولا
as a rule
U
معمولا
ordinarily
U
معمولا"
one for one
U
معمولا اسمبلر
normally open contact
U
اتصال معمولا باز
four address instruction
U
معمولا: محل دو عملوند
application
U
معمولا به صورت نوشته
applications
U
معمولا به صورت نوشته
at large
U
به طور کلی
[معمولا]
phosphor
U
معمولا اشعه الکترونی
normally closed contact
U
اتصال معمولا بسته
halts
U
معمولا با روشهای خارجی
halt
U
معمولا با روشهای خارجی
halted
U
معمولا با روشهای خارجی
as a rule
<idiom>
U
معمولا ،طبق عادت
bezant
U
پولک گردی که معمولا از طلااست
prints
U
معمولا با معیار نقط ه در اینچ
print
U
معمولا با معیار نقط ه در اینچ
printed
U
معمولا با معیار نقط ه در اینچ
gulped
U
گروهی از کلمات معمولا دو بایت
gulping
U
گروهی از کلمات معمولا دو بایت
gulps
U
گروهی از کلمات معمولا دو بایت
gulp
U
گروهی از کلمات معمولا دو بایت
hand-out
<idiom>
U
پاداش ،معمولا از طرف دولت
normal
U
معمولا یا آنچه به ترتیب رخ دهد
soft shelled
U
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
to pass go orrun current
U
معمولا مورد قبول واقع شدن
cleanup
U
توپزن چهارم که معمولا قوی است
home
U
که معمولا در بالا سمت چپ قرار دارد
products customarily found in a pharmacy
U
کالاهایی که معمولا در داروخانه بفروش می روند
homes
U
که معمولا در بالا سمت چپ قرار دارد
echoed
U
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echo
U
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com