Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
coastal frontier
U
نوار مرزی ساحلی
costal frontier
U
نوار مرزی ساحلی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
intercoastal
U
رفت و امد داخل مملکتی درون ساحلی درون مرزی
capstan
U
میله نوار گردان یا واحد پشتیبانی نوار که باعث میشود نوار به نوک خواندن / نوشتن یا گرداننده منتقل نماید
shore patrol
U
انتظامات ساحلی یا گشتی ساحلی
leaders
U
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leader
U
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
contiguous zone
U
منطقهای ازابهای متصل به ابهای ساحلی کشور را گویند که هرچند قواعد مربوط به ابهای ساحلی در مورد انها رعایت نمیشود ولی برای کشورمجاور در محدوده ان حقوق استیلایی خاص و محدودی وجود دارد
defense coastal area
U
منطقه ساحلی مورد پدافند منطقه پدافندی ساحلی
reel to reel
U
کپی کردن یک نوار داده روی نوار مغناطیسی دیگر
reel-to-reel
U
کپی کردن یک نوار داده روی نوار مغناطیسی دیگر
azimuth
U
زاویه افقی درست نوک نوار نسبت به نوار مغناطیسی
pickup reel
U
نوار گردان خالی برای قرار دادن نوار در آن از طرف پر آن
guard band
U
بخشی از نوار مغناطیسی بین دو کانال که روی یک نوار ذخیره شده اند
splices
U
نوار غیر مغناطیسی که در پشت دو انتهای نوار برای اتصال قرار می گیرند
splicing
U
نوار غیر مغناطیسی که در پشت دو انتهای نوار برای اتصال قرار می گیرند
spliced
U
نوار غیر مغناطیسی که در پشت دو انتهای نوار برای اتصال قرار می گیرند
splice
U
نوار غیر مغناطیسی که در پشت دو انتهای نوار برای اتصال قرار می گیرند
pinchwheel
U
چرخ کوچک در ماشین نوار که نوار را در محل نگه می دارد و مانع از حرکت آن میشود
perforated tape
U
نوار کاغذی یا نوار بلند که داده به صورت پانج شده روی آن ذخیره میشود
autos
U
توانایی نوار خوان که پس از رسیدن به انتهای نوار می ایستد
auto
U
توانایی نوار خوان که پس از رسیدن به انتهای نوار می ایستد
beach diagram
U
طرح نمودار بارانداز ساحلی طرح نمودار قسمت ساحلی
magnetic tape
U
جعبه کوچک حاوی چرخ نوار مغناطیسی و انتخاب کد در دستشان نوارخوان و درایو نوار استفاده میشود
magnetic tapes
U
جعبه کوچک حاوی چرخ نوار مغناطیسی و انتخاب کد در دستشان نوارخوان و درایو نوار استفاده میشود
cartridges
U
جعبه نوار که شامل نوار مغناطیسی است
cartridge
U
جعبه نوار که شامل نوار مغناطیسی است
coast pilot
U
کتاب راهنمای ساحلی راهنمای ساحلی
identities
U
الگوی بیتها پیش از اولین بلاک داده در نوار مغناطیسی که قالب نوار استفاه شده را مشخص میکند
identity
U
الگوی بیتها پیش از اولین بلاک داده در نوار مغناطیسی که قالب نوار استفاه شده را مشخص میکند
reel-to-reel
U
ماشین ضبط نور مغناطیسی که از دستگاه گیرنده نوار برای یک چرخ استفاده میکند و آنرا به یک نوار دیگر می فرستد
deceleration time
U
زمان لازم برای متوقف ساختن یک نوار مغناطیسی پس از خواندن یا ضبط اخرین قطعه داده از یک رکورد روی ان نوار
reel to reel
U
ماشین ضبط نور مغناطیسی که از دستگاه گیرنده نوار برای یک چرخ استفاده میکند و آنرا به یک نوار دیگر می فرستد
readers
U
ماشینی که سوراخهای پانچ شده را روی نوار کاغذی یا سیگنالهای روی نوار مغناطیسی را می خواند
reader
U
ماشینی که سوراخهای پانچ شده را روی نوار کاغذی یا سیگنالهای روی نوار مغناطیسی را می خواند
leader
U
قسمت خالی نوار در ابتدای حلقه یک نوار مغناطیسی نقطه چین یا خط چین راهنما
leaders
U
قسمت خالی نوار در ابتدای حلقه یک نوار مغناطیسی نقطه چین یا خط چین راهنما
tape drive
U
نوار چرخان نوار ران
tape drives
U
نوار چرخان نوار ران
paralic
U
مرزی
boundary
U
مرزی
boundaries
U
مرزی
bordering
U
خط مرزی
mete
U
: خط مرزی
borderline
U
مرزی
bordered
U
خط مرزی
border
U
خط مرزی
marginal
U
مرزی
extraterritoriality
U
برون مرزی
frontalier
U
نیروهای مرزی
outpost
U
پایگاه مرزی
extraterritorial
U
برون مرزی
frontier
U
خط فاصل مرزی
mete
U
سنگ مرزی
limiting voltage
U
ولتاژ مرزی
frontalier
U
یکان مرزی
exterritorial
U
برون مرزی
outposts
U
پایگاه مرزی
frontier treaty
U
معاهده مرزی
rubicon
U
مرز خط مرزی
border land
U
زمین مرزی
boundar trench
U
نهرچه مرزی
boundary conditions
U
شرایط مرزی
marchland
U
زمین مرزی
boundary surface
U
سطح مرزی
marginal check
U
برسی مرزی
boundary effect
U
اثر مرزی
marginal check
U
مقابله مرزی
boundary trench
U
نهرچه مرزی
marginal checking
U
بررسی مرزی
marginal consciousness
U
هشیاری مرزی
boundary layer
U
لایه مرزی
critical frequency
U
فرکانس مرزی
oversea
U
برون مرزی
border stone
U
سنگ مرزی
border installations
U
تاسیسات مرزی
cleavage plane
U
سطح مرزی
marginal test
U
ازمون مرزی
borderline schizophrenia
U
اسکیزوفرنی مرزی
borderline state
U
حالت مرزی
video cassettes
U
نوار کاست سمعی و بصری نوار کاست صوتی وتلویزیونی
video cassette
U
نوار کاست سمعی و بصری نوار کاست صوتی وتلویزیونی
extraterritoriality
U
حقوق برون مرزی
terry
U
سربازمدافع مرزی انگلیس
catchment
U
حوزه ابریز مرزی
surface boundary layer
U
لایه مرزی سطح
frontalier
U
جزو یکان مرزی
high seas
U
ابهای برون مرزی
exterritoriality
U
حقوق برون مرزی
borderline mental deficiency
U
نقص عقلی مرزی
borderline psychosis
U
روان پریشی مرزی
laminar boundary layer
U
لایه مرزی خطی
barrier combat air patrol
U
گشتی مرزی هوایی
inland
U
درون مرزی داخله
borderline mental retardation
U
عقب ماندگی ذهنی مرزی
touch in goal
U
محدوده بین خط دروازه و خط مرزی
touch in goal line
U
ادامه خط بین خط دروازه و خط مرزی
boundaries
U
6 یا 4 امتیاز برای عبور توپ از خط مرزی
boundary
U
6 یا 4 امتیاز برای عبور توپ از خط مرزی
overseas
U
ماموریت برون مرزی یا خارج از کشور
service line
U
حد مرزی سرویس روی دیوار مقابل اسکواش
service line
U
خط مرزی روی زمین در بازی اسکواش دوبل
drop shot
U
ضربه اهسته بالای حد مرزی و افتادن به زمین
oversea command
U
یکان خارج از کشور فرماندهی برون مرزی
seasider
U
ساحلی
sea board
U
خط ساحلی
strandline
U
خط ساحلی
inshore
U
ساحلی
inshore water
U
اب ساحلی
bridgehead line
U
خط سر پل ساحلی
coastlines
U
خط ساحلی
bridge head
U
سر پل ساحلی
beach head
U
سر پل ساحلی
coastline
U
خط ساحلی
coastal
U
ساحلی
offing
U
اب ساحلی
reynolds stress
U
تنش برشی در لایه مرزی خطی در سیال نارون
boat telephone
U
تلفن ساحلی
beach reserves
U
ذخایر ساحلی
beach patrol
U
گشتی ساحلی
beach obstacle
U
مانع ساحلی
dune
U
توده شن ساحلی
beach matting
U
کف پوش ساحلی
sea dike
U
دیوار ساحلی
land breeze
U
باد ساحلی
beach patrol
U
نگهبان ساحلی
beach face
U
کمربند ساحلی
beach exit
U
معبر ساحلی
coastal route
U
مسیر ساحلی
shore patrol
U
دژبان ساحلی
over the beach operations
U
عملیات ساحلی
coastal patrol
U
گشتی ساحلی
coastal frontier
U
حدود ساحلی
coastal artillery
U
توپخانه ساحلی
coast station
U
ایستگاه ساحلی
coast defence
U
پدافند ساحلی
coastal zone
U
منطقه ساحلی
costal frontier
U
مرز ساحلی
martello
U
قلعه ساحلی
links
U
تپه ساحلی
cabotage
U
کشتیرانی ساحلی
cabotage
U
تجارت ساحلی
littoral
U
ناحیه ساحلی
shore boat
U
تاکسی ساحلی
beach exit
U
گذرگاه ساحلی
foreshores
U
کمربند ساحلی
inshore water
U
ابهای ساحلی
inshore current
U
جریان اب ساحلی
inshore current
U
جریانات ساحلی
foreshore
U
کمربند ساحلی
landing craft
U
کرجی ساحلی
territorial waters
U
ابهای ساحلی
shorelines
U
خط ساحل یا خط ساحلی
groyne
U
سد یا دیواره ساحلی
beach erosion
U
فرسایش ساحلی
shoreline
U
خط ساحل یا خط ساحلی
marina
U
تفرجگاه ساحلی
marinas
U
تفرجگاه ساحلی
coastguard
U
گارد ساحلی
coastguards
U
گارد ساحلی
beach organization
U
یکان ساحلی
quay
U
دیوار ساحلی
quays
U
دیوار ساحلی
shore erosion
U
فرسایش ساحلی
barrier light
U
نورافکن ساحلی
intermediate type submarine cable
U
کابل ساحلی
inshorepatrol
U
گشتی ساحلی
tidewater
U
خط ساحلی کشند اب
shore stablishment
U
تاسیسات ساحلی
territorial sea
U
دریای ساحلی
shore patrol
U
پلیس ساحلی
This new frontier incident probably means war.
U
این رویداد مرزی جدید معنیش احتمالآ جنگ است
dat
U
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
beach flag
U
پرچم مشخصه ساحلی
beach dump
U
انبار موقت ساحلی
coasters
U
کشتی ویژه خط ساحلی
coastal navigation, coasting
U
حمل و نقل ساحلی
beach support area
U
منطقه پشتیبانی ساحلی
lidos
U
میعادگاه قشنگ ساحلی
out port
U
ساحلی مورد استفاده سر پل
lido
U
میعادگاه قشنگ ساحلی
beach group
U
گروه خدمات ساحلی
continental shelf
U
حد ساحلی فلات قاره
beachmaster's unit
U
یکان لجستیک ساحلی
battalion landing team
U
تیم ساحلی گردان
levee
U
دیواره ساحلی رودخانه
coaster
U
کشتی ویژه خط ساحلی
beach minefield
U
میدان مین ساحلی
cabotage
U
کشتی رانی ساحلی
beach matting
U
تور سیمی ساحلی
cabotage
U
حمل ونقل ساحلی
barrier reef
U
مرجان سنگ ساحلی
coastal route
U
راه ابی ساحلی
sanbar
U
دیوار شنی ساحلی
filmstrip
U
نوار فیلم اسلایدهای بشکل نوار فیلم
coastal refraction
U
انعکاس ساحلی امواج رادیویی
beach reserves
U
ذخایر موجود دربارانداز ساحلی
coastel low
U
قوانین مربوط به ابهای ساحلی
phalarope
U
مرغ ساحلی نوک دراز
piloting
U
ناوبری در کنار ابهای ساحلی
Goa
U
ایالتی ساحلی در غرب هندوستان
cay
U
تخته سنگ ساحلی درجزیره
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com