Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
sample
U
نمونه برداری کردن
sampled
U
نمونه برداری کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
sampling
U
نمونه برداری مزه کردن
Other Matches
acceptance sampling
U
نمونه برداری جهت پذیرش نمونه قبولی
sampling
U
نمونه برداری
samplery
U
نمونه برداری
biased sampling
U
نمونه برداری غیرتصادفی
core drilling
U
نمونه برداری با مته
bottle silt sampler
U
نمونه برداری با بطری
split spoon
U
قاشق نمونه برداری
sampling rate
U
نرخ نمونه برداری
auger
U
مته نمونه برداری
polling list
U
سیاهه نمونه برداری
bed load sampling
U
نمونه برداری از بار کف
autopolling
U
خود نمونه برداری
sampling in motion
U
نمونه برداری در حال انتقال
acceptance sampling
U
پذیرش کالاپس از نمونه برداری
nodes
U
محل برخورد بردارهادر نمونه برداری
node
U
محل برخورد بردارهادر نمونه برداری
aliasing
U
اثرات بصری نامطلوب تصاویرتولید شده کامپیوتری درنتیجه استفاده از روشهای نادرست نمونه برداری staircasing
module
U
اطاقک نمونه پیش ساخته واحد نمونه برای اندازه گیری
modules
U
اطاقک نمونه پیش ساخته واحد نمونه برای اندازه گیری
xerography
U
عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
xerographic
U
عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
stencilling
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencils
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciled
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciling
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilled
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencil
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
sample
U
نمونه برداشتن نمونه نشان دادن
sampled
U
نمونه برداشتن نمونه نشان دادن
hectograph
U
ماشین کپیه برداری یارونوشت برداری
survey
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveys
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
sampling
U
نمونه گیری برداشت نمونه
to pattern out
U
ازروی نمونه درست کردن مطابق الگویاقالب طرح کردن
stripping
U
نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
exploits
U
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploit
U
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploiting
U
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
standarize
U
با نمونه یا عیار قانونی مطابقت کردن استاندارد کردن
operated
U
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operates
U
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operate
U
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
proofread
U
نمونه خوانی کردن
proofreading
U
نمونه خوانی کردن
proofreads
U
نمونه خوانی کردن
utilising
U
بهره برداری کردن
utilizes
U
بهره برداری کردن
tap
U
بهره برداری کردن از
tapped
U
بهره برداری کردن از
utilize
U
بهره برداری کردن
tapping
U
بهره برداری کردن از
utilised
U
بهره برداری کردن
mapping
U
نقشه برداری کردن
utilizing
U
بهره برداری کردن
utilises
U
بهره برداری کردن
exploits
U
بهره برداری کردن از
defraud
U
کلاه برداری کردن
defrauded
U
کلاه برداری کردن
exploiting
U
بهره برداری کردن از
defrauding
U
کلاه برداری کردن
defrauds
U
کلاه برداری کردن
exploit
U
بهره برداری کردن از
safing
U
چاشنی برداری کردن
unveil
U
نمودار کردن پرده برداری
unveiled
U
نمودار کردن پرده برداری
unveiling
U
نمودار کردن پرده برداری
unveils
U
نمودار کردن پرده برداری
photo imagery
U
عکس برداری کردن از زمین
operated
U
عمل کردن بهره برداری کردن
operate
U
عمل کردن بهره برداری کردن
operates
U
عمل کردن بهره برداری کردن
undisturbed sample
U
نمونه گیری بهم نخورده نمونه دست نخورده
natural dyes
U
رنگینه های طبیعی
[که عموما از گیاهان و بعضی حیوانات تهیه می شوند. نمونه گیاهی رنگ قرمز گیاه روناس و نمونه حیوانی رنگ قرمز، حشره قرمزدانه می باشد.]
To take an invevtory.
U
صورت برداری کردن ( موجودی گرفتن )
geodesy
U
نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
utilizes
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilised
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilising
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilises
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizing
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
common control
U
کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
paragons
U
رقابت کردن بعنوان نمونه بکار بردن برتری یافتن
paragon
U
رقابت کردن بعنوان نمونه بکار بردن برتری یافتن
geodetic datum
U
سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
bench mark
U
شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
trig list
U
لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
phototostat
U
رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
bessel method
U
پیدا کردن محل توقفگاه به روش بسل سیستم نقشه برداری بسل
redundancies
U
نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
redundancy
U
نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
salami technique
U
کلاه برداری کامپیوتری توسط تراکنشهای جدا وکوچک که دنبال کردن آنها وتشخیص آنها مشکل است
maps
U
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
map
U
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
survey station
U
ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
field control
U
نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
copied
U
پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copying
U
پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copies
U
پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copy
U
پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
modelled
U
نمونه
paragon
U
نمونه
paragons
U
نمونه
strickle
U
نمونه
model
U
نمونه
modeled
U
نمونه
sampled
U
نمونه
schema
U
نمونه
module
U
نمونه
modules
U
نمونه
sampling
U
نمونه
specimen
U
نمونه
specimens
U
نمونه
calligraph
U
نمونه
exemplars
U
نمونه
exemplar
U
نمونه
copying
U
نمونه
copy
U
نمونه
copies
U
نمونه
copied
U
نمونه
breadboard
U
نمونه
example
U
نمونه
examples
U
نمونه
forme
U
نمونه
foretype
U
نمونه
ensample
U
نمونه
copyslip
U
نمونه
format
U
نمونه
formats
U
نمونه
models
U
نمونه
representative
U
نمونه
paradigms
U
نمونه
type
U
نمونه
typed
U
نمونه
paradigm
U
نمونه
types
U
نمونه
precedent
U
نمونه
representatives
U
نمونه
precedents
U
نمونه
instances
U
نمونه
instance
U
نمونه
progenitors
U
نمونه
progenitor
U
نمونه
sample
U
نمونه
patterns
U
نمونه
schemata
U
نمونه
typicalness
U
نمونه
pattern
U
نمونه
vectors
U
برداری
vector
U
برداری
decerebration
U
مخ برداری
embodiment
U
در برداری
typical
U
یک نمونه بارز
exemplum
U
مثال نمونه
emulator
U
نمونه ساز
standard
U
نمونه قانونی
core sample
U
نمونه استوانهای
sample
U
نمونه قراردادن
foretype
U
نمونه قبلی
exemplarily
U
بطور نمونه
emulation
U
نمونه سازی
for example
U
برای نمونه
exemplification
U
نمونه اوری
polled
U
نمونه برداشتن
polls
U
نمونه برداشتن
coring
U
نمونه گیری
poll
U
نمونه برداشتن
standards
U
نمونه قانونی
sample
U
نمونه کالا
prototypes
U
نمونه اولیه
prototypes
U
نمونه نخستین
prototypes
U
نمونه ازمایشی
test model
U
نمونه ی ازمایش
type of use
U
نمونه کاربرد
prototype
U
نمونه ازمایشی
sampler
U
نمونه بردار
samplers
U
نمونه بردار
typical
U
نمونه نوعی
per sample
U
طبق نمونه
prototype
U
نمونه اولیه
prototype
U
نمونه نخستین
sampled
U
نمونه قراردادن
breadboard
U
نمونه تابلویی
modeling
U
نمونه سازی
by the square
U
مطابق نمونه
sampled
U
نمونه گرفتن
sampled
U
واحد نمونه
sampling
U
نمونه گیری
biased sample
U
نمونه سودار
sampled
U
نمونه کالا
archetype
U
نمونه اولیه
archetypes
U
نمونه اولیه
cell
U
فرف نمونه
cells
U
فرف نمونه
sample size
U
بزرگی نمونه
sight form
U
نمونه رصد
specimen signature
U
نمونه امضاء
unknown sample
U
نمونه مجهول
typification
U
تعیین نمونه
typicality
U
نمونه علامت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com