English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
full view U نمای روبرو
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
azimuth circle U قطب نمای نجومی هواپیما زاویه یاب نجومی صفحه قطب نمای کشتی
close up view U نمای درشت نمای نزدیک عکس درشت
vis-a-vis U روبرو
head-on U روبرو
head on U روبرو
frontal U روبرو
adverse U روبرو
vis a vis U روبرو
opposites U روبرو
opposite U روبرو
afront U روبرو
opposites U وارونه از روبرو
stand up to U روبرو شدن با
opposed U روبرو مواجه
head wind U باد روبرو
opposite U روبرو معکوس
the house over the way U خانه روبرو
opposites U روبرو معکوس
confront U روبرو شدن با
apposed engine U موتور روبرو
facing pages U صفحات روبرو
on the opposite side U در طرف روبرو
confronts U روبرو شدن با
confronting U روبرو شدن با
up against <idiom> U روبرو شدن با
opposite U وارونه از روبرو
confronted U روبرو شدن با
vis-a-vis U شخص روبرو درمقابل
acounter U روبرو شدن بادشمن
horizontally opposed engine U موتور تخت روبرو
affront روبرو دشنام دادن
diagonally U ازگوشهای بگوشه روبرو
to stand up to one's opponent U با حریف روبرو شدن
vis a vis U شخص روبرو درمقابل
encountered U روبرو شدن بادشمن
encountering U روبرو شدن بادشمن
fronting U فرمان سر روبرو جلو
encounter U روبرو شدن بادشمن
encounters U روبرو شدن بادشمن
front U فرمان سر روبرو جلو
opposed piston engine U موتور سیلندر روبرو
We are confronting a difficult problem. U با مسأله مشکلی روبرو هستیم
to face the music U دلیرانه با چیزی روبرو شدن
opposability U امادگی برای روبرو گذاشتن
stand up to someone <idiom> U شجاعت روبرو شدن را داشتن
opposed piston engine U موتور پیستون روبرو متقابل
rencontre U با خصومت روبرو شدن مقابله کردن
volte-face U چرخش بمنظور روبرو شدن باحریف
volte face U چرخش بمنظور روبرو شدن باحریف
rencounter U با خصومت روبرو شدن مقابله کردن
to raise big problems for the country U روبرو کردن این کشور با مشکلات زیادی
to face a serious problem for the country U روبرو کردن این کشور با مشکلات زیادی
there is a fire opposites U در خانه روبرو اتش سوزی رخ داده است
to take the bull by the horns U دلیرانه با سختی روبرو شدن با شاخ گاوی درافتادن
punch U در رهگیری هوایی یعنی به زودی با هواپیمای دشمن روبرو خواهید شد
punches U در رهگیری هوایی یعنی به زودی با هواپیمای دشمن روبرو خواهید شد
punched U در رهگیری هوایی یعنی به زودی با هواپیمای دشمن روبرو خواهید شد
Back to the drawing board <idiom> U [زمانی که کاری با شکست روبرو میشود و دوباره باید از اول شروع کرد]
facade U نمای سر در
facades U نمای سر در
fanades U نمای سر در
end gable U نمای جانبی
top view U نمای فوقانی
plan view U نمای بالا
downstream face U نمای پایاب
waterproofing upstream face U پوشش نمای سر اب
facade نمای خارجی
east elevation U نمای غربی
display image U نمای تصویر
two tower facade U نمای دو برجی
partial view U نمای جزیی
upstream face U نمای سراب
outside view U نمای خارجی
fore front U نمای اصلی
incrustation U نمای مرمر
incrustment U نمای مرمر
theoretical mode U نمای نظری
moment index U نمای گشتاور
side view U نمای جنبی
linear perspective U نمای خطی
full view U نمای تمام رخ
side view U نمای پهلویی
side view U نمای جانبی
sectional view U نمای برشی
front view U نمای جلو
front view U نمای جلویی
rear sight U نمای پشت
inclined face of dam U نمای مایل سد
outline U نمای کلی
faces U نمای خارجی
landscape U نمای زمین
landscaping U نمای زمین
frontispiece U نمای سردر
facade U نمای خارجی
facades U نمای خارجی
fanades U نمای خارجی
landscaped U نمای زمین
contour U نمای کرانی
face U نمای خارجی
outlined U نمای کلی
outlines U نمای کلی
outlining U نمای کلی
front U نمای جلو
front U نمای ساختمان
fronting U نمای جلو
frontispieces U نمای سردر
fronting U نمای ساختمان
front U نمای ساختمان
landscapes U نمای زمین
auxiliary view U نمای کمکی
brick facing U نمای اجری
chimneypiece U نمای بخاری
close up view U نمای کلوزاپ
alternating perspective U نمای متناوب
aerial perspective U نمای هوایی
frontages U نمای ساختمان
city view U نمای شهر
frontage U نمای ساختمان
mantelpiece U نمای بخاری
mantelpieces U نمای بخاری
mantlepieces U نمای بخاری
taximeter U مسافت نمای تاکسی
waviness U موج نمای جعد
program flowchart U روند نمای برنامه
planisphere U جهان نمای مسطح
reversible perspective U نمای بازگشت پذیر
sea fiont U نمای دریایی شهر
face U [نمای خارج ساختمان]
strict profile view U نمای نیمرخ کامل
storm card U طوفان نمای دریایی
to front a house with marble U نمای خانهای رابامرمرساختن
shadow tuning indicator U میزان نمای سایهای
sea front U نمای دریایی شهر
magnetic compass U قطب نمای مغناطیسی
marble facing U نمای سنگ مرمری
gyro compass U قطب نمای نجومی
deviascope U قطب نمای کشتی
display foreground U پیش نمای تصویر
episcotister U محرک نمای دیداری
induction compass U قطب نمای القائی
georama U جهان نمای پوک
inclined face of dam U نمای شیبدار بند
gyro compass U قطب نمای ژیروسکوپی
back facade U نمای پشت ساختمان
astro compass U قطب نمای ژیروسکوپی
vegetation U نشو و نمای نباتی
tableaus U دور نمای نقاشی
tableau U دور نمای نقاشی
shop fronts U ازاره نمای بنا
accelerometer U سرعت نمای هواپیما
air speed indicator U سرعت نمای هواپیما
angular perspective U نمای زاویه دار
shop front U ازاره نمای بنا
astro compass U قطب نمای نجومی
tableaux U دور نمای نقاشی
characteristic U مقدار نمای یک عدد اعشاری
direction board U پلاتینگ بردسمت نمای دیدبان
coverage diagram U نمای منطقه زیر پوشش
cello phane U کاغذ شیشه نمای سلولزی
briggs meyers type indicator U سنخ نمای بریگز- مایر
aperiodic compass U قطب نمای چفت شونده
speed light U چراغ سرعت نمای دریایی
sinusoidal projection U نقشه جهان نمای مسطح
magnetic indicator U سمت نمای مغناطیسی هواپیما
characteristically U مقدار نمای یک عدد اعشاری
cathode ray oscilloscope U نوسان نمای اشعه کاتدی
lensatic U قطب نمای عدسی دار
speed cones U مخروق سرعت نمای ناو
prismatic U قطب نمای اینه دار
myers briggs type indicator U سنخ نمای مایرز- بریگز
planisphere U جهان نمای سطح نما
per standard compass U برحسب قطب نمای استاندارد
compass azimuth U گرای قطب نمای کشتی
lichgate U طاق نمای مشرف بحیاط کلیسا
scaramouche U عروسک دلقک نمای خیمه شب بازی
scaramouch U عروسک دلقک نمای خیمه شب بازی
aperiodic magnetic compass U قطب نمای مغناطیسی بدون نوسان
aperiodic compass U قطب نمای با عقربه چفت شونده
prehominid U پستانداران معدوم انسان نمای اولیه
spectroheliograph U تصویریک رنگ طیف نمای خورشید
prehominidae U پستانداران معدوم انسان نمای اولیه
gyro magnetic compass U قطب نمای ژیروسکوپی ناوژیروسکوپ مغناطیسی
detail view U نمای فرعی در یک نقشه که جزئیاتی از ان را در برمیگیرد
spectroheliogram U تصویر یک رنگ طیف نمای خورشید
left slide U حرکت موج سوار روی موج بسمت چپ روبرو ساحل
spiders U عدسی بزرگ نمای روی قطب نما
spider U عدسی بزرگ نمای روی قطب نما
overmantel U ارایش طاقچه دار در روی نمای بخاری
wind tie U پرده بادنمای فرودگاه سمت نمای باد
gyrograph U نمودارهای تصحیحات قطب نمای مغناطیسی ناو
mercator projection U نقشه برجسته نمای دارای نصف النهارات متوازی
moquette U پارچه مخمل نمای مخصوص فرش یا رویه صندلی
femur U [نمای صاف افقی که میان آن حجاری شده باشد.]
characteristically U مقدار نمای یک عدد اعشاری که از حد معمول بزرگتر است
characteristic U مقدار نمای یک عدد اعشاری که از حد معمول بزرگتر است
Galilee U [هشتی ورودی کلیسا بین نمای داخلی و خارجی رواق] [معماری]
gyrolog U دفترچه ضرایب ژیروسکوپی یاجدول تصحیح قطب نمای مغناطیسی ناو
cross examination U تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
pithecanthropus U انسان اولیه میمون نمای دورهء پلیوسن که جمجمه اش در جاوه کشف شده
x engine U موتور پیستونی با چهار ردیف سیلندر که از نمای روبروبصورت ایکس قرار گرفته اند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com