English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
break even point U نقطه سربسر سطحی از تولیدکه در ان سطح کل درامدبنگاه با کل هزینه ان برابربوده و سود بنگاه صفر است
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
break even analysis U تجزیه و تحلیل نقطه سربسر
user cost of capital U هزینه سرمایه برای بنگاه تولیدی
generatrix U نقطه یا خط یا سطحی که سبب احداث خط یا سطح یاجسمی میشود
surficial swellings U بادکردگی سطحی زمین در اثریخ زدن اب زیر سطحی خاک
endways U سربسر
totally U سربسر
endwise U سربسر
badger U :سربسر گذاشتن
badgering U :سربسر گذاشتن
badgered U :سربسر گذاشتن
badgers U :سربسر گذاشتن
junctions U محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
junction U محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
from stem to stern U ازیک سربسر دیگر
reference point U نقطه برگشت نقطه نشانی نقطه مبدا دهانه بندر
control point U نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
cost center U قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست
pull up point U نقطه بالا کشیدن هواپیما نقطه صعود برای تک یا رهاکردن بمب
foot spot نقطه ای بین نقطه مرکزی و وسط جداره عقبی میز بیلیارد
triple point U نقطه تقاطع امواج سه گانه ترکش اتمی نقطه برخوردامواج صوتی
bearing U موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر جهت قطب نما
picture point U نقطه نشانی یا نقطه بازرسی موجود در روی عکس هوایی
ti;me to go U زمان حرکت هواپیمای رهگیراز نقطه شروع هدایت زمینی تا نقطه رهگیری
pointillism U شیوه نقاشی با نقطه رنگ نقطه چین کاری
line of vision U خط مستقیمی که نقطه زردچشم را به نقطه ثابتی وصل نماید
switching U مرکز مخابرات مرکزتلفن خودکار حرکت دادن خودروها از یک نقطه به نقطه دیگر برای بارگیری یاتخلیه
free drop U برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان
zeroes U پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zero U پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zeros U پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
topsoil U خاک سطحی خاک سطحی را برداشتن
lighterage U هزینه دوبه هزینه بارگیری و تخلیه کشتی توسط دوبه
approached U فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
approaches U فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
approach U فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
mark U هدف نقطه اغاز نقطه فرود
azimuth U موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر
marks U هدف نقطه اغاز نقطه فرود
load point U نقطه بارگذاری نقطه بار کردن
firms U بنگاه
business U بنگاه
instituted U بنگاه
institutes U بنگاه
instituting U بنگاه
institution U بنگاه
concerns U بنگاه
firmer U بنگاه
corporations U بنگاه
firm U بنگاه
corporation U بنگاه
institute U بنگاه
firmest U بنگاه
establishment U بنگاه
establishments U بنگاه
concern U بنگاه
businesses U بنگاه
exchange service U بنگاه معاوضه
pawnbrokers U بنگاه رهنی
competitive firm U بنگاه رقابتی
industrial concern U بنگاه صنعتی
foundation U بنیان بنگاه
news agency U بنگاه خبرگزاری
pawnbroker U بنگاه رهنی
state enterprise U بنگاه دولتی
hydropath establishment U بنگاه اب درمانی
pawnshop U بنگاه رهنی
institute U بنداد بنگاه
enterprise U بنگاه اقتصادی
carpooling center [American E] U بنگاه همسفری
enterprises U بنگاه اقتصادی
institutes U بنداد بنگاه
instituting U بنداد بنگاه
hydrotherapeutic U بنگاه اب درمانی
mont de piete U بنگاه رهنی
service U بنگاه سرویس
head-hunters U بنگاه کاریاب
news agencies U بنگاه خبرگزاری
instituted U بنداد بنگاه
head-hunter U بنگاه کاریاب
business enterprise U بنگاه تجاری
business enterprise U بنگاه بازرگانی
serviced U بنگاه سرویس
real estate agency U بنگاه معاملات املاک
rectorate U ریاست بنگاه مذهبی
nonprofit firm U بنگاه غیر انتفاعی
representative firm U بنگاه تولیدی نمونه
institution U اصل حقوقی بنگاه
enterprise U موسسه یا بنگاه اقتصادی
pawnbroker U دلال در بنگاه رهنی
settlement U حل و فصل توافق بنگاه
settlements U حل و فصل توافق بنگاه
enterprises U موسسه یا بنگاه اقتصادی
pawnbrokers U دلال در بنگاه رهنی
pyramid spot U نقطه روی میز اسنوکر یابیلیارد انگلیسی میان فاصله نقطه مرکزی و وسط لبه بالایی میز
flash point U نقطه الوگیری نقطه افروزش
crossing points U نقطه تقاطع نقطه تلاقی
crossing point U نقطه تقاطع نقطه تلاقی
outclearing U فرستادن چک و قبض به بنگاه پایاپاپای
hacienda U بنگاه کشاورزی یا معدن ومانند ان
holding point U نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
roll in point U نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
two input firm U بنگاه تولیدی باد و عامل تولید
open shop U بنگاه دارای سیستم استخدام ازاد
BBC U مخفف بنگاه سخن پراکنی بریتانیا
cost contract U قرارداد مربوط به پرداخت هزینه ها قرارداد هزینه
economic of scale U کاهش دادن هزینه ها کاهش یافتن هزینه ها
subvention U اعانه نقدی دولت به بنگاه عام المنفعه
out relief U دستگیری مردمی که در بنگاه اعانه بودباش ندارند
imperial institute U بنگاه امپراطوری است در لندن برای پیشرفت بازرگانی
cost accounts حساب های هزینه یابی حساب هزینه ای حساب مخارج
marginal cost pricing U قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهائی قیمت معادل هزینه نهائی
turnover U تعداد دفعاتی درسال که موجودی انبار یک بنگاه فروخته میشود
capacity cost U هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
punctuation marks U علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
punctuation mark U علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
litter relay point U نقطه تعویض برانکاردکشها نقطه تعویض حمل مجروحین
expansion path U مسیر افزایش حجم عملیات بنگاه گر یک نقشه منحنیهای متساوی التولید
shallows U کم اب سطحی
shallowest U کم اب سطحی
shallower U کم اب سطحی
shallow U کم اب سطحی
planar U سطحی
skin deep U سطحی
surface U سطحی
surfaced U سطحی
surfaces U سطحی
surface water U اب سطحی
superficiality U سطحی
superficial U سطحی
decahedral U ده سطحی
sketchier U سطحی
sketchy U سطحی
acrotic U سطحی
skin-deep <idiom> U سطحی
shallow foundation U پی سطحی
low level U سطحی
sketchily U سطحی
sketchiest U سطحی
pointillism U نقاشی نقطه نقطه
point-to-point connection U اتصال نقطه به نقطه
point to point network U شبکه نقطه به نقطه
smattering U دانش سطحی
adsorption U کشش سطحی
surface targets U هدفهای سطحی
surface soil U خاک سطحی
multilevel U چند سطحی
surface reverbration U برگشتهای سطحی
pentahedral U پنج سطحی
singe U سوختگی سطحی
surface leakage U نشت سطحی
surface ornament U تزیینات سطحی
singed U سوختگی سطحی
surface moisture U رطوبت سطحی
surface tension U کشش سطحی
surface outflow U اب سطحی خروجی
one level memory U حافظه یک سطحی
adsorption U جذب سطحی
superficially U بطور سطحی
impact burst U ترکش سطحی
sheet washing U فرسایش سطحی
n level logic U منطق N سطحی
multi level U چند سطحی
surface treatment U عملیات سطحی
surface treatment U روکش سطحی
surface treatment U اسفالت سطحی
surface treatment U اندود سطحی
horizontal curve U پیچ سطحی
surface irrigation U ابیاری سطحی
surfaced U سطحی جلادادن
surface corrosion U خوردگی سطحی
surface contact rectifier U یکسوکننده سطحی
surface tensity U کشش سطحی
surface charge U بار سطحی
surface burst U ترکش سطحی
surface burning U احتراق سطحی
suface wind U باد سطحی
surface U سطحی جلادادن
interfacial tension U کشش سطحی
interfacial force U کشش سطحی
area load U بار سطحی
adhesion U جاذبه سطحی
statical moment U لنگر سطحی
adsorbent U جاذب سطحی
surface creep U خزیدن سطحی
surface detection U اکتشاف سطحی
sorption U جذب سطحی
polyhedral U چند سطحی
surface inflow U اب سطحی ورودی
skin effect U اثر سطحی
topdress U سطحی ریختن
singeing U سوختگی سطحی
surfaces U سطحی جلادادن
surface evaporation U تبخیر سطحی
singes U سوختگی سطحی
surface erosion U فرسایش سطحی
evaporation U تبخیر سطحی
surface dressing U پوشش سطحی
surface drains U زهکشهای سطحی
surface detection U راداراکتشافی سطحی
low level winds U بادهای سطحی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com