Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
distribution point
U
نقطه تقسیم اماد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
break bulk point
U
نقطه تقسیم اماد کشتی به داخل قایقهای کوچکتر
Other Matches
control point
U
نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
table of distribution
U
جدول تقسیم اماد
supply point
U
نقطه اماد
distribution point
U
نقطه توزیع اماد
ammunition point
U
نقطه اماد مهمات
beach dump
U
نقطه اماد در سر پل دریایی
water point
U
نقطه تقسیم اب
civilian supply
U
امور اماد غیرنظامی رسانیدن اماد به غیرنظامیان در منطقه
junctions
U
محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
junction
U
محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
reference point
U
نقطه برگشت نقطه نشانی نقطه مبدا دهانه بندر
procuring activity
U
یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
coordinated procurement
U
عملیات اماد هماهنگ شده تحویل هم اهنگ شده اماد
balanced mobilization
U
بسیج متعادل اماد ذخیره تهیه اماد ذخیره به طورمتعادل
divisor
U
عملوندی که برای تقسیم مقسوم علیه در عمل تقسیم به کار می روند
fissiparous
U
تولیدکننده سلولهای جدیدبوسیله تقسیم سلولی یاشکاف تقسیم شونده
vernier
U
درجه یا تقسیم بندی فرعی تقسیم بدرجات جزء
craft reimbursable supply
U
اماد قابل جایگزین مربوط به هنرهای دستی اماد مصرف شدنی هنرهای دستی
credit system of supply
U
سیستم براورد اعتبار برای تهیه و اماد سیستم تعیین اعتبار خرید اماد
baseband
U
1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
base band
U
1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
trellis coding
U
روش تقسیم سیگنال که از تقسیم فرکانس و فاز استفاده میکند تا خروجی بیشتر و نرخ خطای کمتر برای سرعت ارسال داده بر حسب بیت در ثانیه ایجاد کند
subdividing
U
بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
subdivides
U
بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
subdivided
U
بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
subdivide
U
بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
central purchase
U
خرید اماد به طور تمرکزی خرید اماد به طور یکجا
foot spot
نقطه ای بین نقطه مرکزی و وسط جداره عقبی میز بیلیارد
pull up point
U
نقطه بالا کشیدن هواپیما نقطه صعود برای تک یا رهاکردن بمب
triple point
U
نقطه تقاطع امواج سه گانه ترکش اتمی نقطه برخوردامواج صوتی
bearing
U
موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر جهت قطب نما
picture point
U
نقطه نشانی یا نقطه بازرسی موجود در روی عکس هوایی
ti;me to go
U
زمان حرکت هواپیمای رهگیراز نقطه شروع هدایت زمینی تا نقطه رهگیری
sectors
U
کوچکترین فضای دیسک مغناطیسی که توسط کامپیوتر آدرس پذیر است . دیسکک به شیارهای هم مرکز تقسیم میشود و هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود که میتواند به بایتهای داده را ذخیره کند
sector
U
کوچکترین فضای دیسک مغناطیسی که توسط کامپیوتر آدرس پذیر است . دیسکک به شیارهای هم مرکز تقسیم میشود و هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود که میتواند به بایتهای داده را ذخیره کند
line of vision
U
خط مستقیمی که نقطه زردچشم را به نقطه ثابتی وصل نماید
pointillism
U
شیوه نقاشی با نقطه رنگ نقطه چین کاری
army class manager activity
U
سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
switching
U
مرکز مخابرات مرکزتلفن خودکار حرکت دادن خودروها از یک نقطه به نقطه دیگر برای بارگیری یاتخلیه
free drop
U
برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان
zeros
U
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zeroes
U
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zero
U
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
approached
U
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
approach
U
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
load point
U
نقطه بارگذاری نقطه بار کردن
azimuth
U
موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر
marks
U
هدف نقطه اغاز نقطه فرود
mark
U
هدف نقطه اغاز نقطه فرود
approaches
U
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
procurement rate
U
نواخت تهیه و تحویل اماد نواخت تحویل اماد
pyramid spot
U
نقطه روی میز اسنوکر یابیلیارد انگلیسی میان فاصله نقطه مرکزی و وسط لبه بالایی میز
crossing points
U
نقطه تقاطع نقطه تلاقی
crossing point
U
نقطه تقاطع نقطه تلاقی
flash point
U
نقطه الوگیری نقطه افروزش
holding point
U
نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
roll in point
U
نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
punctuation mark
U
علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
litter relay point
U
نقطه تعویض برانکاردکشها نقطه تعویض حمل مجروحین
punctuation marks
U
علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
bulk material
U
اماد یک جا
water supply
U
اماد اب
water supplies
U
اماد اب
train
U
بنه اماد
categories
U
انواع اماد
essential supply
U
اماد ضروری
resupply
U
اماد مجدد
mission load
U
اماد عملیاتی
reserve stock
U
اماد ذخیره
requisition line
U
خط درخواست اماد
supply route
U
اماد راه
supply route
U
مسیر اماد
bulk supply
U
اماد با کانتینر
unit supply
U
اماد یکانی
bulk supply
U
اماد عمده
stock
U
اماد ذخیره
stocked
U
اماد ذخیره
depot supply
U
اماد دپویی
care of supplies
U
مراقبت اماد
class v supplies
U
اماد طبقه 5
class iv supplies
U
اماد طبقه 4
class ii supplies
U
اماد طبقه 2
trained
U
بنه اماد
trains
U
بنه اماد
class i supplies
U
اماد طبقه 1
air material
U
اماد هوایی
air landed supply
U
اماد هوانشستی
essential supply
U
اماد حیاتی
supply control
U
کنترل اماد
critical item
U
اماد حساس
short supply
U
اماد کم یاب
shop supply
U
اماد تعمیرگاهی
depot supply
U
اماد امادگاهی
care of supplies
U
نگهداری اماد
materiel management
U
مدیریت اماد
supply support
U
پشتیبانی اماد
stockage
U
ذخیره اماد
category
U
اقلام اماد
general supplies
U
اماد عمومی
level of supply
U
سطح اماد
condition code
U
کدوضعیت اماد
armed
U
جنگ اماد
consigned inventory
U
اماد امانی
development order
U
دستوربهبود اماد
supply sergeant
U
گروهبان اماد
assault supplies
U
اماد هجومی
intransit stock
U
اماد سیال
follow up supply
U
اماد بعدی
commodity command
U
فرماندهی اماد
bulk material
U
اماد حجیم
procurement
U
تامین اماد
one day's supply
U
یک روز اماد
follow up
U
اماد بعدی
gratuitous issue
U
اماد پیشکشی
follow up supply
U
اماد متعاقب
point-to-point connection
U
اتصال نقطه به نقطه
point to point network
U
شبکه نقطه به نقطه
pointillism
U
نقاشی نقطه نقطه
supply route
U
خط تدارکات راه اماد
control period
U
دوره کنترل اماد
main supply route
U
مسیر اصلی اماد
unit train
U
بنه اماد یکان
procurement
U
تهیه و تحویل اماد
stock funds
U
اعتبار نقدی اماد
consumable supplies
U
اماد مصرف شدنی
unit reserves
U
اماد ذخیره یکانی
issue priority
U
تقدم توزیع اماد
emergency leave
U
سطح اماد اضطراری
main supply route
U
اماد راه اصلی
development order
U
دستور ساخت اماد
early resupply
U
تجدید اماد به موقع
logistical
U
مربوط به اماد یکانها
deteriorating supplies
U
اماد فاسد شدنی
distributions
U
جدول توزیع اماد
distribution
U
جدول توزیع اماد
control level
U
سطح کنترل اماد
base reserves
U
اماد مبنای ذخیره
automatic supply
U
روش خودکار اماد
automatic supply
U
سیستم اماد خودکار
authorized allowance supplies
U
سهمیه اماد مجاز
authorized allowance supplies
U
سهمیه مجاز اماد
application study
U
بررسی پذیرش اماد
antimateriel agent
U
عامل فساد اماد
ammunition day of supply
U
روز اماد مهمات
inventory
U
ذخیره موجودی اماد
day of supply
U
تعداد روزهای اماد
available supply rate
U
نواخت اماد موجود
defense articles
U
اماد و تجهیزات دفاعی
distribution area
U
منطقه توزیع اماد
balanced supply
U
اماد متعادل شده
balanced stock
U
ذخیره اماد متعادل
back order
U
اماد غیر موجود
procuring
U
تهیه و تحویل اماد
procures
U
تهیه و تحویل اماد
procured
U
تهیه و تحویل اماد
procure
U
تهیه و تحویل اماد
basic end item
U
اقلام اولیه اماد
bulk supply
U
اماد به طور قوال
naval stores
U
ذخایر و اماد دریایی
required supply rate
U
نواخت اماد موردنیاز
short supply
U
اماد کمبود دار
class ii activity
U
اجرای اماد طبقه 2
centralized items
U
اقلام اماد تمرکزی
class i installation
U
تاسیسات اماد طبقه 1
class i installation
U
انبار اماد طبقه 1
expendable property
U
اماد مصرف شدنی
resupply
U
تجدید اماد کردن
class i activity
U
اجرای اماد طبقه 1
service stock
U
اماد و کالاهای جنگی
assemblage
U
جمع اوری اماد
requisition line
U
مسیر درخواست اماد
assemblages
U
جمع اوری اماد
class ii installation
U
تاسیسات اماد طبقه 2
class ii installation
U
انبار اماد طبقه 2
resources
U
منابع اماد ذخایر
rolling reserve
U
اماد ذخیره غلطان
row stack
U
فاصله اماد از دیوار
status code
U
رمز وضعیت اماد در یک امادگاه
administrative lead time
U
زمان اداری دریافت اماد
air landed supply
U
اماد تخلیه شده با هواپیما
administrative shippings
U
ارسال اماد به طریق اداری
advice code
U
کد قراردادی مخصوص ارسال اماد
classified items
U
اماد طبقه بندی شده
army material command
U
فرماندهی اماد نیروی زمینی
ammunition available supply rate
U
نواخت اماد مهمات موجود
disposition
U
استقرار یکانها و اماد درمنطقه
ration factor
U
ضریب اماد جیره غذایی
available supply rate
U
نواخت اماد مهمات موجود
disposable end item
U
اماد یا اقلام قابل انهدام
demand satisfaction
U
تحویل اماد مورد نیاز
urgency of need
U
حیاتی بودن احتیاج به اماد
break up point
U
نقطه رهایی هلی کوپتر نقطه رهایی
class iii supplies
U
اماد طبقه 3 بنزین و موادروغنی وسوختی
floatation
U
اضافی بودن سطح سیال اماد
defense subsistence supply center
U
مرکز اماد زیستی وزارت دفاع
assignment of space
U
تخصیص جا برای انبار کردن اماد
control period
U
مدت زمان کنترل و بررسی اماد
army ready material program
U
برنامه بهبود امادگی رزمی اماد
base section
U
بخش اماد لجستیکی منطقه جلو
floatation
U
سطح اماد اضافی شارژ انباراضافی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com