Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 313 (17 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
tracer
U
نقشه کش
tracers
U
نقشه کش
planner
U
نقشه کش
planners
U
نقشه کش
designer
U
نقشه کش
designers
U
نقشه کش
draftsmen
U
نقشه کش
draughtsman
U
نقشه کش
draughtsmen
U
نقشه کش
cartographer
U
نقشه کش
cartographers
U
نقشه کش
draftsman
U
نقشه کش
map maker
U
نقشه کش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
outline
U
نقشه
outline
U
نقشه خلاصه
outlined
U
نقشه
outlined
U
نقشه خلاصه
outlines
U
نقشه
outlines
U
نقشه خلاصه
outlining
U
نقشه
outlining
U
نقشه خلاصه
check-points
U
علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
checkpoint
U
علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
checkpoints
U
علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
scale
U
مقیاس نقشه
relief
U
نقشه برداری عوارض زمین
program
U
نقشه
programs
U
نقشه
profile
U
نقشه برش نما
profiled
U
نقشه برش نما
profiles
U
نقشه برش نما
profiling
U
نقشه برش نما
project
U
نقشه کشیدن
project
U
نقشه
project
U
طرح نقشه
projected
U
نقشه کشیدن
projected
U
نقشه
projected
U
طرح نقشه
projects
U
نقشه کشیدن
projects
U
نقشه
projects
U
طرح نقشه
plotter
U
توط ئه گر نقشه کش
plotters
U
توط ئه گر نقشه کش
sheet
U
برگ برگ نقشه
sheets
U
برگ برگ نقشه
survey
U
نقشه برداری
survey
U
نقشه برداری زمینی
survey
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed
U
نقشه برداری
surveyed
U
نقشه برداری زمینی
surveyed
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveys
U
نقشه برداری
surveys
U
نقشه برداری زمینی
surveys
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
map
U
نقشه
map
U
نقشه کشیدن
map
U
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
map
U
نقشه برداشتن از
map
U
بازیابی داده و نمایش آن به صورت نقشه
maps
U
نقشه
maps
U
نقشه کشیدن
maps
U
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
maps
U
نقشه برداشتن از
maps
U
بازیابی داده و نمایش آن به صورت نقشه
model
U
نقشه
modeled
U
نقشه
modelled
U
نقشه
models
U
نقشه
structure
U
نقشه نصب کابلها در شرکت یا ساختمان بران شبکه ها کامپیوتری و تلفن
structures
U
نقشه نصب کابلها در شرکت یا ساختمان بران شبکه ها کامپیوتری و تلفن
structuring
U
نقشه نصب کابلها در شرکت یا ساختمان بران شبکه ها کامپیوتری و تلفن
engine
U
نقشه کشیدن
stencil
U
با الگو نقشه روی انداختن استنسیل
stencil
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciled
U
با الگو نقشه روی انداختن استنسیل
stenciled
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciling
U
با الگو نقشه روی انداختن استنسیل
stenciling
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilled
U
با الگو نقشه روی انداختن استنسیل
stencilled
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilling
U
با الگو نقشه روی انداختن استنسیل
stencilling
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencils
U
با الگو نقشه روی انداختن استنسیل
stencils
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
shift
U
نقشه خائنانه
shifted
U
نقشه خائنانه
shifts
U
نقشه خائنانه
back up
U
اطلاعات مکمل حاشیهای نقشه پشتیبانی کردن
back-up
U
اطلاعات مکمل حاشیهای نقشه پشتیبانی کردن
projection
U
نقشه کشی
projection
U
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projections
U
نقشه کشی
projections
U
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
line of sight
U
مسیر دید در نقشه برداری
surveying
U
مساحی نقشه برداری
surveying
U
نقشه برداری
surveying
U
نقشه برداری ممیزی
plan
U
نقشه
plan
U
نقشه کشیدن طرح ریختن
plan
U
نقشه کف
plan
U
نقشه مسطحه برنگاره
plan
U
طرح ریزی کردن در نظر داشتن نقشه
plans
U
نقشه
plans
U
نقشه کشیدن طرح ریختن
plans
U
نقشه کف
plans
U
نقشه مسطحه برنگاره
plans
U
طرح ریزی کردن در نظر داشتن نقشه
design
U
نقشه
design
U
نقشه کشیدن
designs
U
نقشه
designs
U
نقشه کشیدن
atlas
U
فرهنگ جهان نما نقشه جهان نما
atlases
U
فرهنگ جهان نما نقشه جهان نما
Other Matches
strategy
U
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategies
U
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
conformal projection
U
نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
line route map
U
نقشه نشان دهنده راهها نقشه راهنمای مسیر خطوط سیم دستگاه
docking plan
U
نقشه مسیر ورود کشتی به حوضچه تعمیر نقشه ساختمان قسمت زیر ناوlongshoreman
hyetography
U
نقشه کشی از بارندگی نمایش بارش با نقشه
cartographer
U
ترسیم کننده نقشه متخصص رسم نقشه
cartographers
U
ترسیم کننده نقشه متخصص رسم نقشه
control map
U
نقشه مخصوص بررسی صحت بقیه نقشه ها
mapping
U
نقشه کشی کردن تهیه نقشه
topographic map
U
نقشه عوارض نما نقشه توپوگرافی
storage map
U
نقشه انباره نقشه انبارش
orthographic
U
تصویر یا نقشه که در ان خطوط مصور برسطح تصویر یا نقشه عموداست
plotted
U
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plots
U
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plot
U
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
map sheet
U
شماره برگ نقشه از سریهای مختلف برگ نقشه
geodesy
U
نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
vignetting
U
سایه روشن زدن به نقشه یاعکس هوایی نمایش عوارض نقشه با سایه روشن تدریجی
spandrel
U
لچک
[در فرش های لچک ترنج، لچک ها معمولا یک چهارم ترنج بوده و یا دارای نقشه مشابه و یا نقشه متفاوت می باشند.]
outline assembly drawing
U
نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
common control
U
کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
map compilation
U
تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
geodetic datum
U
سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
computer aided design and drafting
U
طراحی و نقشه کشی به کمک کامپیوتر طراحی و نقشه کشی کامپیوتری
bench mark
U
شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
grid navigation
U
ناوبری از روی نقشه ناوبری از روی خطوط شبکه نقشه
polar stereographic
U
سیستم تهیه نقشه قطبی سیستم نقشه برداری قطبی
trimsize
U
اندازه تنظیم شده نقشه حواشی تنظیم شده نقشه
trig list
U
لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
survey station
U
ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
map plane
U
سطح مبنای تراز نقشه مبنای تراز نقشه
field control
U
نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
plotted
U
نقشه
visual aid
U
نقشه
drawing
U
نقشه
drawings
U
نقشه
chart
U
نقشه
plots
U
نقشه
plot
U
نقشه
schemes
U
نقشه
schemed
U
نقشه
scheme
U
نقشه
plotless
U
بی نقشه
plat
U
نقشه
cartograph
U
نقشه
mounted map
U
نقشه
plan view
U
نقشه کف
planless
U
بی نقشه
rambling
U
بی نقشه
charting
U
نقشه
charted
U
نقشه
charts
U
نقشه
insets
U
نقشه فرعی
insets
U
نقشه تکمیلی
inset
U
نقشه فرعی
surveyor
U
نقشه بردار
map exercise
U
مانورروی نقشه
topography
U
نقشه برداری
relief map
U
نقشه برجسته
part plan
U
نقشه جزیی
relief emboss
U
نقشه برجسته
inset
U
نقشه تکمیلی
designment
U
نقشه کشی
site plan
U
نقشه جایگاه
site plan
U
نقشه محل
situation map
U
نقشه وضعیت
programmes
U
دستور نقشه
programme
U
دستور نقشه
sketches
U
نقشه ساده
sketches
U
نقشه تقریبی
star chart
U
نقشه ستارگان
sketched
U
نقشه ساده
sketched
U
نقشه تقریبی
sketch
U
نقشه ساده
sketch
U
نقشه تقریبی
stereotaxic atlas
U
نقشه مغز
master plan
U
نقشه کلیات
draughtsmanship
U
نقشه کشی
rescale
U
نقشه کشیدن
map compilation
U
تالیف نقشه
master plans
U
نقشه مجموعه
schematic diagram
U
نقشه رادیو
scheme of life
U
نقشه زندگی
master plans
U
نقشه کلیات
master plan
U
نقشه مجموعه
storage map
U
نقشه حافظه
construction drowling
U
نقشه کارگاهی
cadastral map
U
نقشه استراتژیکی
map orientation
U
توجیه نقشه
memory mapping
U
نقشه حافظه
brodmann's map
U
نقشه برودمن
mercator chart
U
نقشه مرکاتور
map margin
U
کناره نقشه
contour map
U
نقشه برجسته
my cake is dough
U
نقشه ام باطل شد
bleeding edge
U
حاشیه نقشه
nautical chart
U
نقشه دریانوردی
bi margin format
U
نقشه دو حاشیهای
nautical chart
U
نقشه دریایی
to make plans
U
نقشه ریختن
cadastral map
U
نقشه ثبتی
memory map
U
نقشه حافظه
constant helm plan
U
نقشه زیگزاگ
map reading
U
نقشه خوانی
map scale
U
مقیاس نقشه
control map
U
نقشه مادر
cognitive map
U
نقشه شناختی
chartography
U
نقشه کشی
chartography
U
ترسیم نقشه
chart series
U
سری نقشه ها
chart desk
U
میز نقشه
to forge out plans
U
نقشه ریختن
operation map
U
نقشه عملیاتی
battle pin
U
سنجاق نقشه
battle map
U
نقشه جنگی
detail drawing
U
نقشه تفصیلی
plat
U
نقشه مسطحه
detail drawing
U
نقشه جزئیات
polar diagram
U
نقشه قطبی
power play
U
نقشه تهاجمی
mapping
U
نقشه برداری
process chart
U
نقشه عملیات
abbazzo
U
طرح نقشه
ground plans
U
نقشه مسطحه
ground plan
U
نقشه مسطحه
plat
U
قطعه نقشه
map maker
U
نقشه ساز
operation map
U
نقشه عملیات
base map
U
نقشه مبنا
base map
U
نقشه پایگاه
base map
U
نقشه مادر
original map
U
نقشه مادر
approval of plan
U
تصویب نقشه
original map
U
نقشه اصلی
pictomap
U
نقشه عکسی
planimetric
U
نقشه پلانیمتری
planless economy
U
اقتصاد بی نقشه
planned chart
U
نقشه کروکی
planography
U
فن ترسیم نقشه
surveyors
U
نقشه بردار
power struggle
U
نقشه تهاجمی
plots
U
نقشه کشیدن
weaving draft
U
نقشه بافت
plot
U
گراف یا نقشه
weaving draft
U
نقشه فرش
general plan
U
نقشه کلی
plot
U
نقشه کشیدن
general plan
U
نقشه عمومی
mapwise
U
نقشه وار
contour
U
نقشه برجسته
patterns
U
نقشه شکل
plots
U
گراف یا نقشه
have had it (with someone or something)
<idiom>
U
نقشه کشیدن
key map
U
نقشه راهنما
karnaugh map
U
نقشه کارنو
floor plan
U
نقشه اشکوب
key map
U
نقشه راهنما
isohyetal map
U
نقشه هم بارش
plotted
U
گراف یا نقشه
plotted
U
نقشه کشیدن
patterns
U
نقشه ساختن
pattern
U
نقشه شکل
installation plan
U
نقشه ی نصب
indifference map
U
نقشه بی تفاوتی
index map
U
نقشه راهنما
index map
U
نقشه عکسی
hydrographic
U
نقشه اب نگاری
hydrographic chart
U
نقشه دریایی
hyerograph
U
نقشه بارندگی
pattern
U
نقشه ساختن
portfolios
U
کلاسور نقشه
portfolio
U
کلاسور نقشه
ideas
U
نقشه کار
idea
U
نقشه کار
wrenches
U
نقشه فریبنده
wrenched
U
نقشه فریبنده
wrench
U
نقشه فریبنده
interconnection scheme
U
نقشه ی اتصال
geographic map
U
نقشه جغرافیایی
interchart
U
در روی نقشه
interchart
U
در داخل نقشه
pin
U
سنجاق نقشه
map
U
نقشه
[جغرافیا]
hook-ups
U
نقشه اویزان
hook-up
U
نقشه اویزان
hook up
U
نقشه اویزان
synoptic chart
U
نقشه هوازی
tabular drawing
U
نقشه شیب
land surveyor
U
نقشه بردار
topographer
U
نقشه بردار
map chart
U
نقشه مسطح
structural drawing
U
نقشه ساختمانی
strategic map
U
نقشه نظامی
cartography
U
نقشه نگاری
cartography
U
نقشه کشی
strategic plan
U
نقشه جنگ
structural draftsman
U
نقشه کش ساختمانی
planning
U
نقشه کشی
drawing
U
نقشه کارگاهی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com