Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
contour map
U
نقشهای که دارای خطوط فاصل مشخصی باشد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
interface
U
تخته جانبی که به کامپیوتر امکان میدهد تا با وسایل مشخصی واسط باشد یا استاندارد مشخصی را رعایت کند
interfaces
U
تخته جانبی که به کامپیوتر امکان میدهد تا با وسایل مشخصی واسط باشد یا استاندارد مشخصی را رعایت کند
topographic map
U
نقشه ایکه دارای خطوط ارتفاعی باشد
Hanbel
U
[نوعی گلیم مراکشی که صرفا جهت مفروش نمودن زمین بافته شده، و دارای خطوط موازی و رنگین با نقشه های پرکار می باشد.]
ground plans
U
نقشهای که هم تراز زمین باشد طرح عمومی
ground plan
U
نقشهای که هم تراز زمین باشد طرح عمومی
stepped lines
U
خطوط کنگره ای
[خطوط شکسته]
[در اطراف نگاره ها و اشکال فرش های هندسی باف و روستایی. گاه بجای استفاده از خطوط صاف از این خطوط استفاده می شود.]
lightface
U
حروفی که خطوط ان ریزوفریف باشد
hank
U
طول مشخصی از نخ
[بطور مثال یک هنک یا کلاف الیاف پنبه معادل با هشتصد و چهل یارد یا هفتصد و پنجاه و شش متر می باشد.]
oblique perspective
U
پرسپکتیوی که تمام خطوط اصلی ان مایل باشد
vermiculate
U
دارای خطوط موجی
rivulose
U
دارای خطوط مارپیچی
escutcheon
U
سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
lineolate
U
خط دار دارای خطوط ریز
lineolated
U
خط دار دارای خطوط ریز
laid paper
U
کاغذی که در متن اصلی ان خطوط موازی وجود داشته باشد
ring straked
U
دارای خطوط گرد در روی بدن
ring streaked
U
دارای خطوط گرد در روی بدن
granite paper
U
کاغذی که دارای رشته ها و خطوط رنگارنگ میباشد
universal grid
U
مختصات نقشهای جهانی شبکه بندی نقشهای جهانی
thread
U
دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
threads
U
دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
hexahydrate
U
ترکیبی که دارای شش ذره اب باشد
orthotone
U
که ازخود دارای تیکه باشد
curvilineal
U
دارای خطوط منحنی محدودبخطوط منحنی
tedradynamous
U
دارای شش پرچمی که دوپرچمش بلندتر باشد
pentaptote
U
اسمی که دارای پنج حالت باشد
spondee
U
وتدی که دارای دوهجای دراز باشد
an idiomatic experssion
U
عبارتی که دارای ساختمان ویژهای باشد
isotherm
U
خطوط هم حرارت خطوط متحدالحرارت اب دریا
isobar
U
خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی
isobars
U
خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی
proceleusmatic
U
وتدی که دارای چهار هجای کوتاه باشد
lagate a latere
U
نماینده پاپ که دارای اختیارات کامل باشد
Queen Mother
U
ملکهای که دارای فرزندباشد مادرپادشاه که بیوه باشد
pork pies
U
کلوچهای که دارای قیمه گوشت خوک باشد
Queen Mothers
U
ملکهای که دارای فرزندباشد مادرپادشاه که بیوه باشد
prelatess
U
زنی که دارای مقام مترانی یا اسقفی باشد
proceleusmatic foot
وتدی که دارای چهار هجای کوتاه باشد.
club car
U
واگن راه اهنی که دارای میزناهارخوری باشد
oxer
U
اغل گاو که دارای نرده یاپرچین باشد
chloramine
U
هرنوع ترکیبی که دارای ازت و کلر باشد
ox fence
U
اغل کاو که دارای نرده یاپرچین باشد
pork pie
U
کلوچهای که دارای قیمه گوشت خوک باشد
sloe gin
U
عرق گندم که دارای اب میوه گوجه باشد
vacuole
U
گودال کوچکی که دارای اب یاهوا یا چیز دیگر باشد
shaggy ugs
U
فرش های با پرز بلند
[این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
gamy
U
دارای بو و مزه گوشت شکارکه نزدیک فاسد شدن باشد
biddable
U
دارای دست قوی که قابل توپ زدن باشد پیشنهادشدنی
knight marshal
U
کسیکه در خانواده سلطنتی دارای برخی مامریتهای قضایی باشد
gamey
U
دارای بو و مزه گوشت شکار که نزدیک فاسد شدن باشد
double-faced
U
فرش های دو رو
[فرشی که پشت و روی آن دارای پرز باشد.]
convoys
U
کشتی بازرگانی که دارای وسایل جنگی برای دفاع باشد
trapped
U
زمینی که دارای محدوده یاتلههای ماسهای بصورت مانع باشد
convoy
U
کشتی بازرگانی که دارای وسایل جنگی برای دفاع باشد
vanity boxŠcaseŠor bag
U
قوطی یاکیف کوچکی که دارای اینه واسباب پودرزنی باشد
isohaline
U
خطوط هم نمک خطوط میزان منحنی نمایش غلظت نمک دریا
partitions
U
حد فاصل
partition
U
حد فاصل
range
U
حد فاصل
disjunctive
U
فاصل
ranged
U
حد فاصل
ranges
U
حد فاصل
interface
U
فاصل
line of d.
U
حد فاصل
interfaces
U
فاصل
frontier
U
خط فاصل مرزی
midrib
U
خط یا برامدگی حد فاصل
hermaprodite
U
کسی که هم دارای حالات زنانگی وهم حالات مردانگی باشد
dactyl
U
کلمهای دارای سه هجا که هجای اول بلند و دو هجای بعدی ان کوتاه باشد
contour
U
خط فاصل درنقشههای رنگی
break up
U
حد فاصل علایم مشخصه هدف
coordinates
U
مختصات نقشهای
map chart
U
طرح نقشهای
map reconnaissance
U
شناسایی نقشهای
map scale
U
مقیاس نقشهای
coragne line
U
خطوط جذر و مد یکسان خطوط کشند یکسان
chart data
U
عناصر تیر نقشهای
to pursue a plan
U
نقشهای را دنبال کردن
wind fire angle
U
سمت نقشهای باد
coordinate code
U
رمزمربوط به مختصات نقشهای
map template
U
طلق چارت نقشهای
pursuance of a plan
U
تعقیب اندیشه یا نقشهای
stationary front
U
جبهه حد فاصل بین دو توده هوای راکد
half long
U
حد فاصل بین جمله طویل وجمله کوتاه
carry through
<idiom>
U
برای کاری نقشهای کشیدن
grid interval
U
فواصل شبکه بندی نقشهای
isobath
U
خطوط میزان منحنی نقشه عمق نما خطوط میزان عمق
hyperon
U
جرمی که حد فاصل بین پروتون ونوترون دو اتم است
Medici Mamluk rug
U
قالی مدیسه مملوک
[این فرش متعلق به قرن شانزدم میلادی می باشد که به تازگی کشف و در موزه پالازو ایتالیا نگهداری می شود و دارای سه ترنج هشت وجهی است.]
backer
U
کسی که دراجرای نقشهای کمک میکند
universal transverse mercator
U
سیستم مختصات نقشهای قائم الزاویه
to pursue a plan
U
مطابق طرح یا نقشهای پیش رفتن
map k
U
ضریب تصحیح عوامل یاعناصر نقشهای
backers
U
کسی که دراجرای نقشهای کمک میکند
gyroplane
U
نوعی هواپیما که حد فاصل میان هلیکوپتر و طیارههای معمولی است
assignment
U
بخش مشخصی از یک کار
assignments
U
بخش مشخصی از یک کار
typecast
U
ارجاع کردن نقشهای مشابه به هنرپیشهی بخصوص
typecasts
U
ارجاع کردن نقشهای مشابه به هنرپیشهی بخصوص
typecasting
U
ارجاع کردن نقشهای مشابه به هنرپیشهی بخصوص
follow the string
U
وضع مشخصی نسبت به زه گرفتن
pyrogravure
U
نقشهای که بوسیله داغ کردن چوب روی ان می اندازند
planimetric
U
نقشهای که فقط فواصل افقی نقاط رانشان میدهد
pictomap
U
نقشهای که روی عکس هوایی تهیه شده است
specific devise
U
زمین مشخصی که به ارث گذاشته شود
bars
U
توقف مشخصی برای دستیابی به فایل
bar
U
توقف مشخصی برای دستیابی به فایل
timed
U
خیر زمانی مشخصی ایجاد کند
automatically
U
که بدون دستورات مشخصی کار میکند
time
U
خیر زمانی مشخصی ایجاد کند
times
U
خیر زمانی مشخصی ایجاد کند
isotach
U
خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
auxiliary contours
U
خطوط میزان منحنی واسطه خطوط میزان منحنی تکمیلی
horizontal control
U
کنترل افقی در نقشه برداری اندازه گیری بر دو سمت نقشهای
motif
U
گلی خاص در زمینه فرش
[این طرح ها با توجه به منطقه بافت دارای اشکال و ابعاد مختلفی بوده و تا حدودی مشخص کننده منطقه بافت می باشد.]
to tune in TV
[radio]
U
روی کانال مشخصی تلویزیون
[رادیو]
را تنظیم کردن
programmable function key
U
یچی که کار مشخص یا دستورات مشخصی به آن منتسب میشود
merge print program
U
برنامهای که به استفاده کننده اجازه میدهد تافرمهای مشخصی را تولیدکند
interrupt
U
وقفهای که CPU را هدایت میکند تا به محل مشخصی منتقل شود
interrupting
U
وقفهای که CPU را هدایت میکند تا به محل مشخصی منتقل شود
interrupts
U
وقفهای که CPU را هدایت میکند تا به محل مشخصی منتقل شود
a closed mouth catches no flies
<proverb>
U
تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
program
U
مجموعه دستورات کامل که کامپیوتر را برای کار مشخصی هدایت میکند
secondary
U
سازمانی که دستیابی به اینترنت را برای ناحیه مشخصی از کشور تامین کند
programs
U
مجموعه دستورات کامل که کامپیوتر را برای کار مشخصی هدایت میکند
moored mine
U
مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
formatter
U
سخت تافزار یا نرم افزاری که متن را طبق قواعد مشخصی مرتب میکند
case
U
دستور یا عملی که وقتی عمل میکند که حروف به صورت مشخصی وارد شوند
cases
U
دستور یا عملی که وقتی عمل میکند که حروف به صورت مشخصی وارد شوند
hotter
U
شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hot
U
شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hottest
U
شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
blended
U
شکل ایرودینامیکی که در ان اجزاء اصلی بدون هیچ خط یاحد و مرز مشخصی به یکدیگرمتصل میشوند
hotbed
U
بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbeds
U
بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
backgrounds
U
سیستمی در کامپیوتر که کارهای با حق تقدم پایین در فاصل زمانهای معین که کارهای بزرگ انجام نمیشوند قابل انجامند
background
U
سیستمی در کامپیوتر که کارهای با حق تقدم پایین در فاصل زمانهای معین که کارهای بزرگ انجام نمیشوند قابل انجامند
imperfect competition
U
حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
schematize
U
بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
court rug
U
فرش تالاری یا درباری
[این نوع فرش از نفیس ترین و گران ترین فرش ها می باشد و دارای نقش ها و طرح های عالی با نخ ممتاز بوده و فقط بصورت سفارشی برای محل های خاص بافته می شود.]
basics
U
سیستمی که برنامه یا کارهای مشخصی را برای یک کامپیوتر مرکزی انجام میدهد و با استفاده از سیگنالهای وقفه قابل کنترل است
basic
U
سیستمی که برنامه یا کارهای مشخصی را برای یک کامپیوتر مرکزی انجام میدهد و با استفاده از سیگنالهای وقفه قابل کنترل است
grid zone
U
منطقه شبکه بندی نقشه منطقه نقشهای
conventional sign
U
علایم قراردادی نقشهای علایم معمولی نقشه
glyptography
U
شناسائی نقشهای جواهر حکاکی در روی جواهر
open back
U
[نوعی فرش تخت باف که پود آن از پشت فرش کاملا مشخص باشد و بصورت حلقوی اطراف تار را در بر گرفته باشد.]
knot count
U
رجشمار
[گره زرعی]
[تعداد گره در طول مشخصی از فرش]
Greedy Cup
U
جام فیثاغورس
[تا اندازه مشخصی باید پر شود وگرنه همه مایع خالی می شود]
Pythagoras cup
U
جام فیثاغورس
[تا اندازه مشخصی باید پر شود وگرنه همه مایع خالی می شود]
Pythagorean cup
U
جام فیثاغورس
[تا اندازه مشخصی باید پر شود وگرنه همه مایع خالی می شود]
Tantalus cup
U
جام فیثاغورس
[تا اندازه مشخصی باید پر شود وگرنه همه مایع خالی می شود]
no man's land
U
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
lapheld
U
کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
laptop
U
کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
isobare
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
trick
U
خطوط
cotidal lines
U
خطوط هم مد
tricking
U
خطوط
tricked
U
خطوط
soft shelled
U
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
U
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
wellŠsuppose it is so
U
خوب فرض کنیم چنین باشد فرضا چنین باشد
line spacing
U
فاصله خطوط
zigzag
U
خطوط منکسر
absorption lines
U
خطوط دراشامی
absorption spectrum
U
خطوط جذبی
outside lines
U
خطوط حمله
line of induction
U
خطوط القا
line of flux
U
خطوط قوا
stream lines
U
خطوط جریان
line to line fault
U
تماس خطوط
spectral lines
U
خطوط طیفی
lines of communication
U
خطوط مواصلاتی
zigzagged
U
خطوط منکسر
zigzagging
U
خطوط منکسر
grid lines
U
خطوط شبکه
zigzags
U
خطوط منکسر
curvature lines
U
خطوط مدور
curvature lines
U
خطوط منحنی
lines of force
U
خطوط نیرو
leading
U
فاصله خطوط
lines of force
U
خطوط قوا
street railway
U
خطوط تراموا
line of communications
U
خطوط مواصلات
air way station
U
خطوط هوایی
isochromatique
U
خطوط همرنگ
dark lines
U
خطوط تاریک
isovent
U
خطوط هم باد
extension lines
U
خطوط دنباله
equipotential lines
U
خطوط هم پتانسیل
isocline
U
خطوط هم شیب
cotidal lines
U
خطوط مدیکسان
emission spectrum lines
U
خطوط نشری
isostatic lines
U
خطوط ایزواستاتیک
flowlines
U
خطوط جریان
closed traverse
U
خطوط متقاطع
symmetry lines
U
خطوط تقارن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com