English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
animation U نقاشی متحرک
animations U نقاشی متحرک
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
real time U با همان سرعتی که در جهان واقعی حرکت می کنند.نقاشی متحرک بلا درنگ نیاز به سخت افزار نمایش قادر به نمایش یک ترتیب به صورت ده تصویر مختلف در ثانیه دارد
cel U فریم ... در یک ترتیب نقاشی متحرک
pre imaging U تولید فریم نقاشی متحرک یا ویدیو در بافر حافظه پیش از آنکه روی صفحه منتقل شود برای نمایش
story board U مجموعه تصاویر یا رسم ها که پیشبرد نقاشی متحرک یا ویدیویی را نشان میدهد
Other Matches
vorticism U مکتب نقاشی کوبیسم انگلیسی که در نقاشی از صنایع جدیدنیز استفاده کرده
oil on canvas [painting technique] U رنگ روغنی نقاشی روی کرباس [شیوه نقاشی]
oogamous U دارای یاخته جنسی نر کوچک و متحرک و یاخته ماده بزرگ و غیر متحرک
operating slide U دستگاه الات متحرک تیربار الات متحرک یا قسمتهای خوراک دهنده
painting U نقاشی
portrait U نقاشی
canvas U نقاشی
canvases U نقاشی
portraits U نقاشی
daubry U نقاشی بد
daubery U نقاشی بد
pictorial art U نقاشی
the brush U نقاشی
paintings U نقاشی
fresco U نقاشی دیواری
easel U سه پایه نقاشی
miniatures U نقاشی باتذهیب
plychromy U نقاشی رنگارنگ
aquarelle U نقاشی اب و رنگی
brushes U نقاشی کردن
brush U نقاشی کردن
tablature U تصویر نقاشی
spackle U بتونه نقاشی
portraiture U نقاشی از صورت
scumble U رنگهای نقاشی
aqua relle U نقاشی اب و رنگی
sand painting U نقاشی روی شن
polychromy U نقاشی رنگارنگ
picture gallery U اطاق نقاشی
drawing key U کپیه نقاشی
pencil U نقاشی مدادی
pencilling U نقاشی مدادی
pencils U نقاشی مدادی
his painting lacked repose U نقاشی وی توافق
illusionism U نقاشی از منافرخیالی
impaint U نقاشی کردن
living picture U پرده نقاشی
finger painting U نقاشی انگشتی
painted U نقاشی شده
mirror drawing U نقاشی از ایینه
frescoes U نقاشی دیواری
palette knives U کاردک نقاشی
bepaint U نقاشی کردن
painting and the like U نقاشی و مانند ان
pallet knife U کاردک نقاشی
paysage U نقاشی دورنما
palette knife U کاردک نقاشی
wall painting U نقاشی دیواری
finger painting U نقاشی با انگشت
illusiansm U نقاشی سه بعدی
easels U سه پایه نقاشی
oil painting U نقاشی بارنگ
graphic U مربوط به نقاشی
nocturne U نقاشی از منظره شب
nocturnes U نقاشی از منظره شب
tableaus U پرده نقاشی
pastel U نقاشی بامدادرنگی
oil paintings U نقاشی بارنگ
murals U نقاشی دیواری
pictures U نقاشی کردن
pictured U نقاشی کردن
picture U نقاشی کردن
paints U رنگ نقاشی
tableau U پرده نقاشی
miniature U نقاشی باتذهیب
white ground technique U اسلوب نقاشی
picturing U نقاشی کردن
paint U رنگ نقاشی
mural U نقاشی دیواری
watercolor U نقاشی ابرنگ
water colour U نقاشی ابرنگی
tableaux U پرده نقاشی
tableaux U دور نمای نقاشی
comic strip U فیلمهای نقاشی شده
comic strips U فیلمهای نقاشی شده
animated cartoon U فیلمهای نقاشی شده
line drawing U نقاشی با مداد وقلم
chiaroscuro U نقاشی سیاه قلم
tableaus U دور نمای نقاشی
line drawings U نقاشی با مداد وقلم
tableau U دور نمای نقاشی
oil painting U نقاشی رنگ روغنی
oil paintings U نقاشی رنگ روغنی
draw a man test U ازمون نقاشی ادمک
panel U نقاشی روی چوی
graphic U مربوط به نقاشی یاترسیم
palettes U جعبه رنگ نقاشی
palette U جعبه رنگ نقاشی
panels U نقاشی روی چوی
Oil painting . U نقاشی رنگ روغن
old masters U نقاشی هر یک از این هنرمندان
old master U نقاشی هر یک از این هنرمندان
paint brush قلم موی نقاشی
oil color U روغن مخصوص نقاشی
frescoes U نقاشی ابرنگی کردن
frescoes U نقاشی ابرنگی روی گچ
fresco U نقاشی ابرنگی روی گچ
scenograph U منظره نقاشی شده
scenography U نقاشی پردههای نمایش
sea piece U نقاشی منظره دریا
tablature U نقاشی دیواری یا سقفی
fresco U نقاشی ابرنگی کردن
draw a person test U ازمون نقاشی ادم
vase painting U نقاشی روی سفال
plafond U سقف نقاشی شده
crayons U مداد ابرو نقاشی کردن
canvases U کرباس پارچه مخصوص نقاشی
canvas U کرباس پارچه مخصوص نقاشی
crayon U مداد ابرو نقاشی کردن
gallery U جای ارزان اطاق نقاشی
galleries U جای ارزان اطاق نقاشی
drawing U هنر طراحی تابلو نقاشی
goodenough draw a man test U ازمون نقاشی ادمک گودایناف
mezzotint U نقاشی سایه روشن کردن
predella U نقش یا نقاشی در روی خیزپله
divisinism U تجزیه کاری رنگ در نقاشی
mezzotinto U نقاشی سایه روشن کردن
arras U نقاشی طراحی قلاب دوزی
drawings U هنر طراحی تابلو نقاشی
kakemone U [تصویر و نقاشی روی ابریشم]
frank drawing completion test U ازمون تکمیل نقاشی فرانک
brushes U شکل وسیله برس در بسته نقاشی
war paint U نقاشی بدن برای رزم و پیکار
To fake an oil – painting . U یک تابلوی نقاشی قلابی درست کردن
pornography U نقاشی یا عکس محرک احساسات جنسی
canvas U پرده نقاشی کف رینگ بوکس یا کشتی
pieta U نقاشی یامجسمه مریم مادر عیسی
canvases U پرده نقاشی کف رینگ بوکس یا کشتی
brush U شکل وسیله برس در بسته نقاشی
ambience U نقوش و تزئینات اطراف یک تابلو نقاشی
ambiance U نقوش و تزئینات اطراف یک تابلو نقاشی
encaustic U نقاشی بارنگی که باموم اب کرده بسازند
bascule bridge U پل متحرک
moveable U متحرک
ambulant U متحرک
dynamically U متحرک
dynamic U متحرک
vagility U متحرک
vagile U متحرک
movable dam U سد متحرک
locomotory U متحرک
movable bridge U پل متحرک
mobiles U متحرک
mobile U متحرک
remoter U متحرک
moving U متحرک
lock U سد متحرک
locks U سد متحرک
remotest U متحرک
remote U متحرک
drawbridges U پل متحرک
drawbridge U پل متحرک
floating U متحرک
The painting portrays the death of Nelson. U این نقاشی مرگ نلسون را مجسم می کند .
Biedermeier U [سبک معماری، دکوراسیون و نقاشی اروپای میانی]
The painting is only a copy. U این نقاشی فقط کپی [از اصل] است.
collages U اختلاط رنگهای مختلف درسطح پرده نقاشی
collage U اختلاط رنگهای مختلف درسطح پرده نقاشی
grisaille U نقاشی برجسته نماروی شیشه برنگ خاکستری
applique U نقاشی رنگ و روغن روی فرف فلزی
picturesqueness U شایستگی برای نقاشی شدن یاعکس برداری
pc paint U برنامه مشهور نقاشی وترسیم برای ریزکامپیوترها
paint roller mill U غلطک دسته دار ویژه نقاشی ساختمان
graphic display U یک ترمینال کامپیوتر برای نمایش نقاشی ها و تصاویرروی یک صفحه
pornography U نقاشی یانوشته خارج ازاخلاق درباره مسائل جنسی
swirls U گرداب متحرک
gangway U پلکان متحرک
gangways U پلکان متحرک
drawbridge U دریچه متحرک
sedentary U غیر متحرک
drawbridges U دریچه متحرک
on the wing U سیار متحرک
escalators U پلکان متحرک
escalators U پله متحرک
stepladder U نردبان متحرک
stepladders U نردبان متحرک
roll kitchen U اشپزخانه متحرک
quadrantal davit U جرثقیل متحرک
propelled mine U مین متحرک
escalator U : پلکان متحرک
escalator U پله متحرک
escalator U پلکان متحرک
escalators U : پلکان متحرک
nephroptosis U کلیه متحرک
moving loads U بارهای متحرک
travelling load U بار متحرک
mobile charge U بار متحرک
jibbing U بازوی متحرک
jibs U بازوی متحرک
cabin scooter U قفسه متحرک
locomotor U جنبده متحرک
jack knife bridge U پل متحرک تاشو
hot money U پول متحرک
hauling part U قسمت متحرک
mobile defense U پدافند متحرک
mobile phase U فاز متحرک
mobile plant U دستگاه متحرک
moving average U میانگین متحرک
moving head U با نوک متحرک
movable head U با نوک متحرک
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com