English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
plychromy U نقاشی رنگارنگ
polychromy U نقاشی رنگارنگ
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
vorticism U مکتب نقاشی کوبیسم انگلیسی که در نقاشی از صنایع جدیدنیز استفاده کرده
oil on canvas [painting technique] U رنگ روغنی نقاشی روی کرباس [شیوه نقاشی]
polychromic U رنگارنگ
colorings U رنگارنگ
variegated U رنگارنگ
multicolored U رنگارنگ
versicolor U رنگارنگ
versicolour U رنگارنگ
many coloured U رنگارنگ
parti coloured U رنگارنگ
Technicolor U رنگارنگ
colorful U رنگارنگ
kaleidoscopic U رنگارنگ
colourful U رنگارنگ
colourings U رنگارنگ
polychrome U رنگارنگ
painted U رنگارنگ
motley U رنگارنگ
joseph's coat U کت رنگارنگ
party coloured U رنگارنگ
pied U رنگارنگ
polychromatic U رنگارنگ
paned U رنگارنگ
painted lady U پروانه رنگارنگ
medleys U مختلط رنگارنگ
onyx U عقیق رنگارنگ
grnish U نقش رنگارنگ
pied U پرنده رنگارنگ
keuper U مارن رنگارنگ
piebald U رنگارنگ ناجور
omnifarious U متنوع رنگارنگ
trogon U مرغان رنگارنگ
medley U مختلط رنگارنگ
variegate U رنگارنگ کردن
dapple U چیزی با نقاط رنگارنگ
tragopan U قرقاول رنگارنگ هندی
ingrain U خطوط وخالهای رنگارنگ کاغذدیواری
willemite U سنگ معدنی رنگارنگ متبلور
oculate U دارای چشم ها یاخالهای رنگارنگ
mottle U با خالهای رنگارنگ نشان گذاردن
varied U دارای رنگهای گوناگون رنگارنگ
onyx marble U سنگ مرمری که رکههای رنگارنگ دارد
triggerfish U ماهیان رنگارنگ دارای بدن ضخیم
granite paper U کاغذی که دارای رشته ها و خطوط رنگارنگ میباشد
harlequin U لودهای که درنمایش هاولال بازی هاجامه رنگارنگ میپوشد
beach ball U توپ بزرگ و رنگارنگ برای بازی در کنارهی دریا و دریاچه و یا استخر
beach balls U توپ بزرگ و رنگارنگ برای بازی در کنارهی دریا و دریاچه و یا استخر
The Pied Piper of Hamelin U فلوت زن رنگارنگ هاملن [با نوازش موشها را تلسم میکرد و به رودخانه میبرد غرق شوند]
motley U مختلط لباس رنگارنگ دلقک ها لباس چهل تکه
portraits U نقاشی
pictorial art U نقاشی
portrait U نقاشی
canvas U نقاشی
canvases U نقاشی
paintings U نقاشی
daubry U نقاشی بد
painting U نقاشی
daubery U نقاشی بد
the brush U نقاشی
dithering U ترکیب نقطههای رنگارنگ برای یک رنگ جدید یک روش گرافیکی کامپیوتر برای افزودن شدت نور نمایش
oil paintings U نقاشی بارنگ
nocturne U نقاشی از منظره شب
tablature U تصویر نقاشی
drawing key U کپیه نقاشی
bepaint U نقاشی کردن
aquarelle U نقاشی اب و رنگی
aqua relle U نقاشی اب و رنگی
miniature U نقاشی باتذهیب
miniatures U نقاشی باتذهیب
white ground technique U اسلوب نقاشی
watercolor U نقاشی ابرنگ
water colour U نقاشی ابرنگی
wall painting U نقاشی دیواری
illusiansm U نقاشی سه بعدی
easels U سه پایه نقاشی
painting and the like U نقاشی و مانند ان
pallet knife U کاردک نقاشی
spackle U بتونه نقاشی
paysage U نقاشی دورنما
sand painting U نقاشی روی شن
his painting lacked repose U نقاشی وی توافق
illusionism U نقاشی از منافرخیالی
impaint U نقاشی کردن
picture gallery U اطاق نقاشی
living picture U پرده نقاشی
mirror drawing U نقاشی از ایینه
scumble U رنگهای نقاشی
pencil U نقاشی مدادی
fresco U نقاشی دیواری
tableaus U پرده نقاشی
finger painting U نقاشی انگشتی
finger painting U نقاشی با انگشت
painted U نقاشی شده
tableau U پرده نقاشی
brush U نقاشی کردن
frescoes U نقاشی دیواری
animations U نقاشی متحرک
graphic U مربوط به نقاشی
murals U نقاشی دیواری
mural U نقاشی دیواری
picturing U نقاشی کردن
brushes U نقاشی کردن
pictures U نقاشی کردن
animation U نقاشی متحرک
tableaux U پرده نقاشی
palette knife U کاردک نقاشی
oil painting U نقاشی بارنگ
picture U نقاشی کردن
paints U رنگ نقاشی
paint U رنگ نقاشی
pictured U نقاشی کردن
nocturnes U نقاشی از منظره شب
pencilling U نقاشی مدادی
pastel U نقاشی بامدادرنگی
portraiture U نقاشی از صورت
palette knives U کاردک نقاشی
easel U سه پایه نقاشی
pencils U نقاشی مدادی
oil color U روغن مخصوص نقاشی
paint brush قلم موی نقاشی
Oil painting . U نقاشی رنگ روغن
vase painting U نقاشی روی سفال
old masters U نقاشی هر یک از این هنرمندان
scenograph U منظره نقاشی شده
sea piece U نقاشی منظره دریا
tablature U نقاشی دیواری یا سقفی
palettes U جعبه رنگ نقاشی
tableaux U دور نمای نقاشی
tableaus U دور نمای نقاشی
tableau U دور نمای نقاشی
plafond U سقف نقاشی شده
old master U نقاشی هر یک از این هنرمندان
scenography U نقاشی پردههای نمایش
oil painting U نقاشی رنگ روغنی
fresco U نقاشی ابرنگی روی گچ
chiaroscuro U نقاشی سیاه قلم
graphic U مربوط به نقاشی یاترسیم
animated cartoon U فیلمهای نقاشی شده
palette U جعبه رنگ نقاشی
comic strips U فیلمهای نقاشی شده
comic strip U فیلمهای نقاشی شده
line drawing U نقاشی با مداد وقلم
line drawings U نقاشی با مداد وقلم
oil paintings U نقاشی رنگ روغنی
draw a man test U ازمون نقاشی ادمک
draw a person test U ازمون نقاشی ادم
fresco U نقاشی ابرنگی کردن
panels U نقاشی روی چوی
frescoes U نقاشی ابرنگی کردن
panel U نقاشی روی چوی
frescoes U نقاشی ابرنگی روی گچ
drawings U هنر طراحی تابلو نقاشی
drawing U هنر طراحی تابلو نقاشی
kakemone U [تصویر و نقاشی روی ابریشم]
crayon U مداد ابرو نقاشی کردن
canvases U کرباس پارچه مخصوص نقاشی
mezzotinto U نقاشی سایه روشن کردن
mezzotint U نقاشی سایه روشن کردن
arras U نقاشی طراحی قلاب دوزی
crayons U مداد ابرو نقاشی کردن
gallery U جای ارزان اطاق نقاشی
goodenough draw a man test U ازمون نقاشی ادمک گودایناف
frank drawing completion test U ازمون تکمیل نقاشی فرانک
predella U نقش یا نقاشی در روی خیزپله
galleries U جای ارزان اطاق نقاشی
divisinism U تجزیه کاری رنگ در نقاشی
cel U فریم ... در یک ترتیب نقاشی متحرک
canvas U کرباس پارچه مخصوص نقاشی
To fake an oil – painting . U یک تابلوی نقاشی قلابی درست کردن
canvas U پرده نقاشی کف رینگ بوکس یا کشتی
canvases U پرده نقاشی کف رینگ بوکس یا کشتی
ambience U نقوش و تزئینات اطراف یک تابلو نقاشی
pornography U نقاشی یا عکس محرک احساسات جنسی
encaustic U نقاشی بارنگی که باموم اب کرده بسازند
brushes U شکل وسیله برس در بسته نقاشی
pieta U نقاشی یامجسمه مریم مادر عیسی
war paint U نقاشی بدن برای رزم و پیکار
ambiance U نقوش و تزئینات اطراف یک تابلو نقاشی
brush U شکل وسیله برس در بسته نقاشی
Biedermeier U [سبک معماری، دکوراسیون و نقاشی اروپای میانی]
applique U نقاشی رنگ و روغن روی فرف فلزی
collages U اختلاط رنگهای مختلف درسطح پرده نقاشی
The painting is only a copy. U این نقاشی فقط کپی [از اصل] است.
The painting portrays the death of Nelson. U این نقاشی مرگ نلسون را مجسم می کند .
collage U اختلاط رنگهای مختلف درسطح پرده نقاشی
grisaille U نقاشی برجسته نماروی شیشه برنگ خاکستری
picturesqueness U شایستگی برای نقاشی شدن یاعکس برداری
pc paint U برنامه مشهور نقاشی وترسیم برای ریزکامپیوترها
paint roller mill U غلطک دسته دار ویژه نقاشی ساختمان
graphic display U یک ترمینال کامپیوتر برای نمایش نقاشی ها و تصاویرروی یک صفحه
pornography U نقاشی یانوشته خارج ازاخلاق درباره مسائل جنسی
crosshair U در برنامه رسم یا نقاشی شکل نشانه گر که به صورت ضربدر است
willowware U بشقاب دارای نقاشی بید وغیره برای تزئین اطاق
altar-piece U پرده نقاشی [یا تندیس تزئینی در قسمت بالا و عقب محراب کلیسا]
story board U مجموعه تصاویر یا رسم ها که پیشبرد نقاشی متحرک یا ویدیویی را نشان میدهد
palette U لوحه سوراخ دار بیضی یامستطیل مخصوص رنگ امیزی نقاشی
palettes U لوحه سوراخ دار بیضی یامستطیل مخصوص رنگ امیزی نقاشی
airbrush U یک ابزار نقاشی که الگوهای نامنظم از نقاط را ایجاد میکند مانند اسپری مکانیکی
chiaroscuro U نوعی نقاشی که فقط با سیاه روشن وبدون رنگ امیزی انجام میشود
brushes U وسیلهای در شبکه نرم افزاری نقاشی که پیکسل هایی راروی صفحه رسم میکند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com