Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 165 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
relative permeability
U
نفوذپذیری نسبی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
differential susceptibility and permeabi
U
مغناطیس پذیری و نفوذپذیری نسبی
Other Matches
labor theory of value
U
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
perviousness
U
نفوذپذیری
magnetic permeability
U
نفوذپذیری
permeability
U
نفوذپذیری
air permeability
U
نفوذپذیری
relative permeability
U
ضریب نفوذپذیری
specific permeability
U
ضریب نفوذپذیری
absolute permeability
U
نفوذپذیری مطلق
permeability
U
نفوذپذیری تراوایی
magnetic permeability
U
نفوذپذیری مغناطیسی
normal permeability
U
نفوذپذیری معمولی
permeability
U
نفوذپذیری مغناطیسی
reluctivity
U
واکنش نفوذپذیری مغناطیسی
initial susceptibility and permeability
U
مغناطیس پذیری و نفوذپذیری اولیه
relative plot
U
موقعیت نسبی ناوها یاهواپیماها به هم ثبت نسبی موقعیت ناوها
permalloy
U
خانوادهای ار الیاژهای اهن و نیکل که از نظر مغناطیسی نرم میباشند و تحت نیروهای مغناطیسی کم نفوذپذیری وگذردهی زیادی از خود نشان میدهند
respective
U
نسبی
self relative
U
نسبی
proportional limit
U
حد نسبی
consanguineous
U
نسبی
relative code
U
کد نسبی
relative humidity
U
نم نسبی
comparatives
U
نسبی
comparative
U
نسبی
relative
U
نسبی
proportional
U
نسبی
relative permitivity
U
گذردهی نسبی
relative maximum
U
ماکزیمم نسبی
proportional tax
U
مالیات نسبی
relative humidity
U
رطوبت نسبی
proportional liability partnership
U
شرکت نسبی
relative location
U
ترتیب نسبی
relative jurisdiction
U
صلاحیت نسبی
relative majority
U
اکثریت نسبی
relative importance
U
اهمیت نسبی
relative minimum
U
می نیمم نسبی
persons related to another by descent
U
اقارب نسبی
persons related to another by parentage
U
اقارب نسبی
relationship by bood
U
قرابت نسبی
relative address
U
نشانی نسبی
relative density
U
چگالی نسبی
relative density
U
دانسیته نسبی
relative harmonic content
U
مانده نسبی
relative frequency
U
بسامد نسبی
relative error
U
خطای نسبی
relative minimum
U
حداقل نسبی
relative compaction
U
تراکم نسبی
relative address
آدرس نسبی
relative income
U
درامد نسبی
relative nullity
U
بطلان نسبی
relative maximum
U
حداکثر نسبی
relative bearing
U
گرای نسبی
relative bearing
U
جهت نسبی
relative movement
U
حرکت نسبی
relative motion
U
حرکت نسبی
relative dispersion
U
پراکندگی نسبی
self relative address
U
نشانی نسبی
blood relationship
U
خویشاوندی نسبی
blood relationship
U
قرابت نسبی
relationship by blood
U
خویشاوندی نسبی
relationship by blood
U
قرابت نسبی
sanguinity
U
قرابت نسبی
relativism
U
نسبی نگری
comparative advantage
U
برتری نسبی
comparative advantage
U
مزیت نسبی
specific gravity
U
چگالی نسبی
relative
U
خودی نسبی
proportional representation
U
انتخابات نسبی
relativity
U
فرضیه نسبی
whole blood
U
قرابت نسبی
stranger in blood
U
غیر نسبی
genealogical
U
نسبی شجرهای
sib
U
منسوب نسبی
specific gravities
U
چگالی نسبی
comparative costs
U
هزینههای نسبی
comparative cover
U
پوشش نسبی
relative solvation
U
حلالپوشی نسبی
relative solubility
U
انحلالپذیری نسبی
ipsative scale
U
مقیاس نسبی
ipsative score
U
نمره نسبی
consanguinity
U
قرابت نسبی
relative prices
U
قیمتهای نسبی
relative precision
U
دقت نسبی
fractional error
U
خطای نسبی
emissivity
U
تابش نسبی
relative viscosity
U
گرانروی نسبی
relative velocity
U
سرعت نسبی
relative wind
U
باد نسبی
relativeness
U
نسبی بودن
distortion factor
U
مانده نسبی
relative value
U
مقدار نسبی
relative term
U
لفظ نسبی
a matter of relative importance
U
موضوعی با اهمیت نسبی
relative supersaturation
U
ابر سیری نسبی
relativity of knowledge
U
نسبی بودن دانش
relative refractory period
U
دوره بی پاسخی نسبی
true air speed
U
سرعت نسبی هواپیما
relativize
U
بصورت نسبی در اوردن
sound level
U
شدت نسبی صوت
relative value of pieces
U
ارزش نسبی سوارها
relative coding
U
برنامه نویس نسبی
employment rate
U
میزان نسبی اشتغال
strain
U
افزایش طول نسبی
cultural relativism
U
نسبی نگری فرهنگی
strains
U
افزایش طول نسبی
purchasing power parity
U
نرخ نسبی مبادله
relative addressing
U
نشانی دهی نسبی
relative addressing
U
نشان دهی نسبی
relative bearing
U
سمت نسبی ناو
strains
U
تغییر شکل نسبی
relative income hypothesis
U
فرضیه درامد نسبی
of relative importance
U
دارای اهمیت نسبی
relative dielectric constant
U
ثابت دی الکتریک نسبی
relative deformation
U
تغییر شکل نسبی
relative coordinate system
U
دستگاه مختصات نسبی
relative coding
U
برنامه نویسی نسبی
strain
U
تغییر شکل نسبی
california bearing ratio
U
توان باربری نسبی کالیفرنیا
bulk strain
U
تغییر شکل نسبی حجمی
bel
U
واحد شدت نسبی توان
simple strain
U
تغییر طول نسبی ساده
recessions
U
کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
recession
U
کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
strain at failure
U
افزایش طول نسبی درگسیختگی
relativity
U
فلسفه نسبیه نسبی بودن
coefficient of relative efficiency organ
U
ضریب نسبی کارایی سازمان
comparative ve
U
اشتباه نسبی سرعت ابتدایی
increase of strain
U
افزایش تغییر طول نسبی
lateral strain
U
تغییر شکل نسبی جانبی
linear strain
U
تغییر شکل نسبی خطی
elastic strain
U
تغییر شکل نسبی ارتجاعی
elasticity of factor substitution
U
وقتی که قیمت نسبی عوامل تغییرمیکند .
strain energy
U
انژی حاصل از تغییر شکل نسبی
difference chart
U
جدول تعیین سمت و برد نسبی
stress strain diagram
U
نمودار تنش و تغییر بعد نسبی
cold straining
U
تغییر بعد نسبی در حالت سرد
stress strain curve
U
منحنی تنش به افزایش طول نسبی
strain hardening
U
سخت شدن فلز دراثر تغییرشکل نسبی
superaerodynamics
U
ایرودینامیک مربوط به سرعتهای نسبی زیاد ودانسیته کم
adjustable proportional module
U
نیمه مدول نسبی با سقف تنظیم شونده
limiting speed
U
بیشترین سرعت نسبی فاهری هواپیمایی با شکل معین
grade
U
الگوی لباس ارزش نسبی سنگ معدنی درجه موادمعدنی
grades
U
الگوی لباس ارزش نسبی سنگ معدنی درجه موادمعدنی
rotor incidence
U
زاویه بین سطوح عمود برمحور دوران و باد نسبی
critical angle of attack
U
زاویه بین محور طولی هواپیما و جهت جریان نسبی هوا
ram
U
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
rams
U
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
rammed
U
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
relative income hypothesis
U
براساس این نظریه که توسط جیمزدوزنبری بیان شده مصرف تابع درامد نسبی
tristimulus values
U
مقادیر نسبی یه رنگ اصلی که برای ایجاد رنگهای دیگر باهم ترکیب می شوند
sailwing
U
هواپیمایی که بالهای ان تنهادرصورت وجود باد نسبی شکل و برش نمای یک ایرفویل را به خود میگیرند
pitch control
U
کنترل دوران هواپیما حول محور عرضی در هواپیماهای عمود پروازو در سرعت نسبی کم یا صفر
vertical take off and landing
U
هواپیمایی که بدون داشتن سرعت نسبی قادر به برخاستن از سطح زمین معلق ماندن در هوا و فرودمجدد باشد
income effect
U
اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
conservation
[darn]
U
مرمت و رفوگری فرش که بیشتر بصورت عمل مکانیکی بوده و جهت جلوگیری از پیشرفت خرابیو اصلاح نسبی خسارت وارد شده صورت می گیرد
pitot static system
U
سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
brinell hardness
U
سنجش سختی نسبی اجسام جامد یا صلب توسط اندازه گیری میزان فرورفتگی ناشی از فشردن گلوله 01 میلیتری سخت روی سطح فلز موردازمایش
lenz' law
U
جریان القاء شده در یک مدار که نسبت به یک میدان مغناطیسی دارای حرکت نسبی است میدانی در جهت مخالف میدان اصلی بوجودمی اورد
relative humidity
U
رطوبت نسبی
[مقدار این رطوبت در فضای کارگاه بافت حائز اهمیت بوده و کم یا زیاد بودن آن اثر مستقیم بر کار بافنده می گذارد.]
comparative cover
U
پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
vortex ring state
U
حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
loom time
U
مدت زمان بافت
[از زمان چله کشی تا جدا کردن فرش بافته شده از دار و مبنای تعیین ساعات کار مفید، وقت حقیقی لازم جهت اتمام فرش و قیمت نسبی فرش می باشد.]
voluntary manslaughter
U
قتل غیر عمد با سوء نیت نسبی عبارت از حالتی است که قاتل در اثر غلبه هیجان و غلیان احساسات مرتکب قتلی شودکه در ان رکن عمد به طورکامل موجود نیست و در عین حال قتل غیر عمد هم محسوب نمیشود
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com