Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
one factor theory
U
نظریه یک عاملی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
two factor theory
U
نظریه دو عاملی
Other Matches
stages theory of economic growth
U
نظریه مراحل رشد اقتصادی نظریه روستو
factorial
U
عاملی
dibasic
U
دو عاملی
labor theory of value
U
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
bifactor method
U
روش دو عاملی
functional group
U
گروه عاملی
two way analysis
U
تحلیل دو عاملی
factor analysis
U
تحلیل عاملی
factor loading
U
وزن عاملی
factor matrix
U
ماتریس عاملی
factor pattern
U
طرح عاملی
factor structure
U
ساختار عاملی
factorial validity
U
اعتبار عاملی
factorial design
U
طرح عاملی
overdetermination
U
تعین چند عاملی
bifunctional catalysis
U
کاتالیز کردن دو عاملی
polyhydroxcy alcohol
U
الکل چند عاملی
factorial invariance
U
تغییر ناپذیری عاملی
subsistence theory of wages
U
نظریه حداقل دستمزدها براساس این نظریه که دراواخر قرن 81 و اوایل قرن نوزدهم رایج بوده است دردراز مدت میزان دستمزد باحداقل نیاز برای زندگی برابرخواهد بود . این قانون
sixteen factor personality questionnaire
U
پرسشنامه شانزده عاملی شخصیت
os/
U
او- اس- توسیستم عاملی برای کامپیوترهای 2/personalsysterm
directive effect of functional groups
U
اثر جهت دهندگی گروههای عاملی
classical theory of money
U
نظریه پول کلاسیک ها نظریه مقداری پول
CDRTOS
U
سیستم عاملی که سخت افزار I-CD را اجرا کند
unix
U
یک سیستم عاملی که براحتی قابل استفاده است
herbicide
U
عاملی که برای از بین بردن علف ها وگیاهان بکارمیرود
herbicides
U
عاملی که برای از بین بردن علف ها وگیاهان بکارمیرود
carbonet hardness
U
درجه سختی آب و عاملی جهت تعیین رنگرزی بهتر
malthusian law of population
U
نظریه جمعیتی مالتوس براساس این نظریه جمعیت بصورت تصاعد هندسی افزایش میابد در حالیکه وسایل معیشت و مواد غذائی بصورت تصاعد عددی افزایش میابد
dos
U
سیستم عاملی که توسط ماکروسافت برای IBM PC ساخته شده
second best theory
U
نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
vm/sp
U
VirtualIB سیستم عاملی برای کامپیوترهای بزرگ Product System achine
DR DOS
U
سیستم عاملی که Digital Resaerch برای IBM PC ایجاد کرده است
dos
U
سیستم عاملی که توسط Digital Research برای IBM PC ساخته شده است
wage fund theory of wages
U
نظریه مزد بر اساس وجوه دستمزد براساس این نظریه که توسط استوارت میل بیان شده مزد بر اساس رابطه میان کل وجوه مربوط به پرداخت دستمزد و تعدادکارگران تعیین میشودبنابراین برای افزایش دستمزد بایستی یا کل این وجوه را بالا برد و یا اینکه تعداد کارگران را کاهش داد
commision agent
U
نماینده حق العمل کار نماینده یا عاملی که بصورت درصد به او پرداخت میشود
trsdos
U
System Operating ShackDisk Radio Tandyسیستم عاملی برای ریزکامپیوتر 08shackTRS- radio
real time
U
سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
view
U
نظریه
queuing theory
U
نظریه صف
viewpoints
U
نظریه
viewpoint
U
نظریه
outlook
U
نظریه
viewing
U
نظریه
recommendation
U
نظریه
theorem
U
نظریه
suggestions
U
نظریه
suggestion
U
نظریه
theorems
U
نظریه
in the light of
U
نظریه
queing theory
U
نظریه صف
position
U
نظریه
comment
U
نظریه
commented
U
نظریه
two cents worth
<idiom>
U
نظریه
viewed
U
نظریه
views
U
نظریه
commenting
U
نظریه
thebe
U
نظریه
lookout
U
نظریه
lookouts
U
نظریه
positioned
U
نظریه
points of view
U
نظریه
point of view
U
نظریه
opinions
U
نظریه
opinion
U
نظریه
notions
U
نظریه
notion
U
نظریه
recommendations
U
نظریه
theories
U
نظریه
theory
U
نظریه
knot ratio
U
نسبت تعداد گره
[این کسر جهت مقایسه تراکم گره در طول و عرض بافت بکار رفته و عاملی جهت تعیین قیمت فرش می باشد.]
replacement theory
U
نظریه جایگزینی
information theory
U
نظریه خبر
information theory
U
نظریه اطلاعات
innovation theory
U
نظریه نواوری
social theory
U
نظریه اجتماعی
hartree theory
U
نظریه هارتری
heam yoei vooly
U
نظریه نیرو
representation theory
U
نظریه نمایش
queuing theory
U
نظریه صف بندی
group theory
U
نظریه گروهها
group theory
U
نظریه گروهی
recapitulation theory
U
نظریه بازپیدایی
graph theory
U
نظریه گرافها
stagnation thesis
U
نظریه رکود
general theory
U
نظریه عمومی
game theory
U
نظریه بازی
learning theory
U
نظریه یادگیری
information theory
U
نظریه اگاهی
trireceptor theory
U
نظریه سه گیرندهای
maxwellian view
U
نظریه ماکسولی
molecular theory
U
نظریه مولکولی
theory of accumulation
U
نظریه انباشته
theorization
U
نظریه پردازی
network theory
U
نظریه شبکه
quantum theory
U
نظریه کوانتومی
theorem proving
U
اثبات نظریه
perturbation theory
U
نظریه اختلال
poetics
U
نظریه شاعرانه
price theory
U
نظریه قیمت
probability theory
U
نظریه احتمالات
theory of numbers
U
نظریه اعداد
probability theory
U
نظریه احتمال
logic theory
U
نظریه منطقی
trichromatic theory
U
نظریه سه رنگی
transformism
U
نظریه تطور
kinetic theory
U
نظریه جنبشی
transformational theory
U
نظریه تطور
three component theory
U
نظریه سه مولفهای
noncontinuity theory
U
نظریه ناپیوستگی
value theory
U
نظریه ارزش
theory of value
U
نظریه ارزش
local theory
U
نظریه اختصاصی
theory of saving
U
نظریه پس انداز
theory of rent
U
نظریه اجاره
theory of relativity
U
نظریه نسبیت
tetrachromatic theory
U
نظریه چهاررنگی
submission
U
افهار نظریه
theorist
U
نظریه پرداز
notional
U
فکر نظریه
reading
U
نظریه شور
readings
U
نظریه شور
attensity
U
در نظریه تیچز
automata theory
U
نظریه ماشینها
theoretician
U
نظریه پرداز
capital theory
U
نظریه سرمایه
theoreticians
U
نظریه پرداز
refuting
U
رد کردن نظریه
refutes
U
رد کردن نظریه
view
U
نظریه عقیده
viewed
U
نظریه عقیده
viewing
U
نظریه عقیده
views
U
نظریه عقیده
theorists
U
نظریه پرداز
set theory
U
نظریه مجموعه ها
automata
U
نظریه ماشین ها
refute
U
رد کردن نظریه
refuted
U
رد کردن نظریه
classical theory
U
نظریه کلاسیک
continuity theory
U
نظریه پیوستگی
valence theory
U
نظریه والانسی
balance theory
U
نظریه توازن
viscoelastic theory
U
نظریه ویسکوالاستیک
duplicity theory
U
نظریه دو جزیی
dust cloud theory
U
نظریه غباری
economic theory
U
نظریه اقتصادی
electomagnetic theory
U
نظریه الکترومغناطیسی
electron theory
U
نظریه الکترونها
equilibrium theory
U
نظریه تعادل
field theory
U
نظریه میدانی
facet theory
U
نظریه رویه ها
game theory
U
نظریه بازیها
electron theory
U
نظریه الکترونی
communication theory
U
نظریه ارتباط
consumption theory
U
نظریه مصرف
communication theory
U
نظریه ارتباطات
stimulus response theory
U
نظریه محرک- پاسخ
switch theory
U
نظریه راه گزینی
underconsumption theory
U
نظریه مصرف ناکافی
steady state theory
U
نظریه حالت پایا
valence bond theory
U
نظریه پیوند والانس
special theory of relativity
U
نظریه نسبیت خصوصی
statistical learning theory
U
نظریه اماری یادگیری
Group theory
U
نظریه گروه ها
[ریاضی]
theory of functions of a complex variable
U
نظریه توابع
[ریاضی]
Complex analysis
U
نظریه توابع
[ریاضی]
surplus energy theory
U
نظریه انرژی مازاد
set theory
U
نظریه مجموعه ها
[ریاضی]
theory of monoplistic competition
U
نظریه رقابت انحصاری
theory of income distribution
U
نظریه توزیع درامد
theory of income determination
U
نظریه تعیین درامد
theory of saving
U
نظریه مربوط به پس انداز
switched on
<idiom>
U
لحنی با نظریه تازه
young helmholtz theory
U
نظریه یانگ- هلمهولتس
symptom substitution theory
U
نظریه جانشینی نشانه ها
put in one's two cents
<idiom>
U
به شخصی نظریه دادن
theory of numbers
U
نظریه اعداد
[ریاضی]
counsel
U
نظریه دادن رایزنی
excess capacity theory
U
نظریه مازاد فرفیت
expertize
U
نظریه فنی دادن
field theory
U
نظریه اساسی میدان
general theory of relativity
U
نظریه نسبیت عمومی
crystal field theory
U
نظریه میدان بلور
james lange theory
U
نظریه جیمز- لانگه
l.f.t.
U
نظریه میدان لیگاند
labor theory of value
U
نظریه ارزش کار
ligand fild theory
U
نظریه میدان لیگاند
liquidity preference theory
U
نظریه رجحان نقدینگی
equal sacrifice theory
U
برطبق این نظریه
equal sacrifice theory
U
نظریه برابری فداکاری
density wave theory
U
نظریه موج چگالی
counseled
U
نظریه دادن رایزنی
counselled
U
نظریه دادن رایزنی
counsels
U
نظریه دادن رایزنی
affective arousal theory
U
نظریه برانگیختگی عاطفی
bard cannon theory
U
نظریه بارد- کنون
counselling
U
نظریه دادن رایزنی
c.f.t
U
نظریه میدان بلور
counterview
U
نظریه مخالف مواجهه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com