English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
quantum theory U نظریه کوانتومی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
quantum theory of valence U نظریه کوانتومی والانس
relativistic quantum theory U نظریه کوانتومی نسبیتی
Other Matches
stages theory of economic growth U نظریه مراحل رشد اقتصادی نظریه روستو
quantum statistics U امار کوانتومی
quantum yield U بهره کوانتومی
quantum phonomenon U پدیده کوانتومی
quantum optic U اپتیک کوانتومی
quantum number U عدد کوانتومی
quantum mechanics U مکانیک کوانتومی
labor theory of value U براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
subsidiary quantum level U ترازهای کوانتومی فرعی
radial quantum number U عدد کوانتومی شعاعی
azimuthal quzntum number U عدد کوانتومی سمتی
allowed quantum state U حالت کوانتومی مجاز
quantum wave equation U معادله کوانتومی موج
intrinsic quantum number U عدد کوانتومی ذاتی
quantum theory U مکانیک کوانتومی [فیزیک]
quantum physics U مکانیک کوانتومی [فیزیک]
quantum electrodynamics U الکترودینامیک کوانتومی [فیزیک]
magnetic quantum number U عدد کوانتومی مغناطیسی
principle quantum number U عدد کوانتومی اصلی
main quantum number U عدد کوانتومی اصلی
equatorial quantum number U عدد کوانتومی استوایی
quantum state U حالت کوانتومی [فیزیک] [شیمی]
subsistence theory of wages U نظریه حداقل دستمزدها براساس این نظریه که دراواخر قرن 81 و اوایل قرن نوزدهم رایج بوده است دردراز مدت میزان دستمزد باحداقل نیاز برای زندگی برابرخواهد بود . این قانون
classical theory of money U نظریه پول کلاسیک ها نظریه مقداری پول
malthusian law of population U نظریه جمعیتی مالتوس براساس این نظریه جمعیت بصورت تصاعد هندسی افزایش میابد در حالیکه وسایل معیشت و مواد غذائی بصورت تصاعد عددی افزایش میابد
second best theory U نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
wage fund theory of wages U نظریه مزد بر اساس وجوه دستمزد براساس این نظریه که توسط استوارت میل بیان شده مزد بر اساس رابطه میان کل وجوه مربوط به پرداخت دستمزد و تعدادکارگران تعیین میشودبنابراین برای افزایش دستمزد بایستی یا کل این وجوه را بالا برد و یا اینکه تعداد کارگران را کاهش داد
theory U نظریه
theorem U نظریه
theorems U نظریه
views U نظریه
outlook U نظریه
viewpoint U نظریه
viewpoints U نظریه
in the light of U نظریه
queuing theory U نظریه صف
lookouts U نظریه
recommendations U نظریه
notion U نظریه
notions U نظریه
opinion U نظریه
opinions U نظریه
point of view U نظریه
points of view U نظریه
position U نظریه
recommendation U نظریه
commenting U نظریه
view U نظریه
viewing U نظریه
viewed U نظریه
suggestion U نظریه
suggestions U نظریه
comment U نظریه
commented U نظریه
positioned U نظریه
lookout U نظریه
thebe U نظریه
queing theory U نظریه صف
theories U نظریه
two cents worth <idiom> U نظریه
probability theory U نظریه احتمال
one factor theory U نظریه یک عاملی
transformational theory U نظریه تطور
trireceptor theory U نظریه سه گیرندهای
price theory U نظریه قیمت
probability theory U نظریه احتمالات
noncontinuity theory U نظریه ناپیوستگی
network theory U نظریه شبکه
perturbation theory U نظریه اختلال
kinetic theory U نظریه جنبشی
learning theory U نظریه یادگیری
local theory U نظریه اختصاصی
logic theory U نظریه منطقی
automata U نظریه ماشین ها
poetics U نظریه شاعرانه
transformism U نظریه تطور
maxwellian view U نظریه ماکسولی
molecular theory U نظریه مولکولی
two factor theory U نظریه دو عاملی
valence theory U نظریه والانسی
viscoelastic theory U نظریه ویسکوالاستیک
theory of value U نظریه ارزش
social theory U نظریه اجتماعی
theory of saving U نظریه پس انداز
stagnation thesis U نظریه رکود
theory of rent U نظریه اجاره
theory of relativity U نظریه نسبیت
tetrachromatic theory U نظریه چهاررنگی
trichromatic theory U نظریه سه رنگی
theorem proving U اثبات نظریه
theorization U نظریه پردازی
representation theory U نظریه نمایش
replacement theory U نظریه جایگزینی
value theory U نظریه ارزش
three component theory U نظریه سه مولفهای
theory of numbers U نظریه اعداد
queuing theory U نظریه صف بندی
recapitulation theory U نظریه بازپیدایی
theory of accumulation U نظریه انباشته
balance theory U نظریه توازن
theorist U نظریه پرداز
facet theory U نظریه رویه ها
field theory U نظریه میدانی
submission U افهار نظریه
theoreticians U نظریه پرداز
theoretician U نظریه پرداز
game theory U نظریه بازی
general theory U نظریه عمومی
viewed U نظریه عقیده
notional U فکر نظریه
refuting U رد کردن نظریه
equilibrium theory U نظریه تعادل
reading U نظریه شور
duplicity theory U نظریه دو جزیی
dust cloud theory U نظریه غباری
economic theory U نظریه اقتصادی
electomagnetic theory U نظریه الکترومغناطیسی
electron theory U نظریه الکترونی
electron theory U نظریه الکترونها
automata theory U نظریه ماشینها
attensity U در نظریه تیچز
theorists U نظریه پرداز
refutes U رد کردن نظریه
readings U نظریه شور
continuity theory U نظریه پیوستگی
graph theory U نظریه گرافها
viewing U نظریه عقیده
communication theory U نظریه ارتباط
communication theory U نظریه ارتباطات
information theory U نظریه اگاهی
information theory U نظریه خبر
views U نظریه عقیده
classical theory U نظریه کلاسیک
information theory U نظریه اطلاعات
innovation theory U نظریه نواوری
set theory U نظریه مجموعه ها
refute U رد کردن نظریه
group theory U نظریه گروهها
game theory U نظریه بازیها
group theory U نظریه گروهی
hartree theory U نظریه هارتری
capital theory U نظریه سرمایه
heam yoei vooly U نظریه نیرو
refuted U رد کردن نظریه
consumption theory U نظریه مصرف
view U نظریه عقیده
bard cannon theory U نظریه بارد- کنون
switch theory U نظریه راه گزینی
surplus energy theory U نظریه انرژی مازاد
steady state theory U نظریه حالت پایا
counsel U نظریه دادن رایزنی
c.f.t U نظریه میدان بلور
stimulus response theory U نظریه محرک- پاسخ
symptom substitution theory U نظریه جانشینی نشانه ها
theory of income determination U نظریه تعیین درامد
counseled U نظریه دادن رایزنی
counselling U نظریه دادن رایزنی
counsels U نظریه دادن رایزنی
switched on <idiom> U لحنی با نظریه تازه
put in one's two cents <idiom> U به شخصی نظریه دادن
theory of numbers U نظریه اعداد [ریاضی]
young helmholtz theory U نظریه یانگ- هلمهولتس
theory of saving U نظریه مربوط به پس انداز
valence bond theory U نظریه پیوند والانس
underconsumption theory U نظریه مصرف ناکافی
set theory U نظریه مجموعه ها [ریاضی]
affective arousal theory U نظریه برانگیختگی عاطفی
theory of monoplistic competition U نظریه رقابت انحصاری
theory of income distribution U نظریه توزیع درامد
counselled U نظریه دادن رایزنی
james lange theory U نظریه جیمز- لانگه
Group theory U نظریه گروه ها [ریاضی]
expertize U نظریه فنی دادن
excess capacity theory U نظریه مازاد فرفیت
theory of functions of a complex variable U نظریه توابع [ریاضی]
quantity theory of money U نظریه مقداری پول
need press theory U نظریه نیاز- فشار
general theory of relativity U نظریه نسبیت عمومی
mechanistic theory U نظریه ماشینی نگری
l.f.t. U نظریه میدان لیگاند
labor theory of value U نظریه ارزش کار
ligand fild theory U نظریه میدان لیگاند
liquidity preference theory U نظریه رجحان نقدینگی
location theory U نظریه تعیین مکان
counterview U نظریه مخالف مواجهه
mathematical learning theory U نظریه ریاضی یادگیری
maxwell theory og light U نظریه الکترومغناطیسی نورماکسول
equal sacrifice theory U برطبق این نظریه
equal sacrifice theory U نظریه برابری فداکاری
decision theory U نظریه تصمیم گیری
crystal field theory U نظریه میدان بلور
logic theorist U نظریه پرداز منطقی
density wave theory U نظریه موج چگالی
real will U نظریه اراده واقعی
field theory U نظریه اساسی میدان
sampling theory U نظریه نمونه گیری
second best theory U نظریه بهترین دوم
statistical learning theory U نظریه اماری یادگیری
Complex analysis U نظریه توابع [ریاضی]
special theory of relativity U نظریه نسبیت خصوصی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com