English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
ring strain theory U نظریه کرنش- کشیدگی حلقه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
baeyer strain theory U نظریه کرنش- کشیدگی بایر
transannular strain U کشیدگی دو سر حلقه
base ring U حلقه یا رینگ تحتانی توپ حلقه پایه حلقه کف
looped U بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
loop U بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
loops U بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
stages theory of economic growth U نظریه مراحل رشد اقتصادی نظریه روستو
kow-towing U کرنش
obeisance U کرنش
kow-towed U کرنش
conge U کرنش
kow-tow U کرنش
strains U کرنش
obeisances U کرنش
strain U کرنش
kow-tows U کرنش
angle strain U کرنش زاویهای
front strain U کرنش پیچشی
kow-towing U کرنش کردن
kow-tows U کرنش کردن
distortion U کرنش زاویهای
distortions U کرنش زاویهای
strain energy U انرژی کرنش
kow-tow U کرنش کردن
kow-towed U کرنش کردن
write enable ring U حلقه پلاستیکی که باید قبل ازضبط اطلاعات روی حلقه نوارقرار گیرد
stress strain relation U رابطه تنش- کرنش
positioning band U حلقه تثبیت حلقه ثبات گلوله روی پوکه
labor theory of value U براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
elongation U کشیدگی
kurtosis U کشیدگی
strain U کشیدگی
strains U کشیدگی
nests U حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
nest U حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
ferrule U حلقه یا بست فلزی ته عصا حلقه
ferrules U حلقه یا بست فلزی ته عصا حلقه
pretensioning U پیش کشیدگی
bulk density U چگالی کشیدگی
tautness U کشیدگی وسفتی
angle strain U کشیدگی زاویهای
introversion U بدرون کشیدگی
tow U کشش کشیدگی
tows U کشش کشیدگی
stretch reflex U بازتاب کشیدگی
strain energy U انرژی کشیدگی
bulk modulus U ضریب کشیدگی
subsistence theory of wages U نظریه حداقل دستمزدها براساس این نظریه که دراواخر قرن 81 و اوایل قرن نوزدهم رایج بوده است دردراز مدت میزان دستمزد باحداقل نیاز برای زندگی برابرخواهد بود . این قانون
tonus U کشیدگی طبیعی عضله
tonicity U کشیدگی طبیعی عضله
pretension method U روش پیش کشیدگی
traction sensation U احساس کشیدگی پوست
muscle tonus U کشیدگی طبیعی عضلانی
dystonia U اختلال کشیدگی طبیعی عضلانی
hamstring pull U کشیدگی عضله پشت ران
classical theory of money U نظریه پول کلاسیک ها نظریه مقداری پول
charley horse U کشیدگی یا گرفتگی عضلانی ران سوارکار
tones U کشیدگی طبیعی عضله حال و هوا
narrowing U بهم کشیدگی ساقه یا دهنه جوراب
tone U کشیدگی طبیعی عضله حال و هوا
crisps U موجدارکردن حلقه حلقه کردن
crispest U موجدارکردن حلقه حلقه کردن
looped U حلقه درون حلقه دیگر
loop U حلقه درون حلقه دیگر
loops U حلقه درون حلقه دیگر
crisper U موجدارکردن حلقه حلقه کردن
crisp U موجدارکردن حلقه حلقه کردن
charly horse U کشیدگی یا گرفتگی عضله ران کشتی گیر
malthusian law of population U نظریه جمعیتی مالتوس براساس این نظریه جمعیت بصورت تصاعد هندسی افزایش میابد در حالیکه وسایل معیشت و مواد غذائی بصورت تصاعد عددی افزایش میابد
second best theory U نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
bight U حلقه طناب مضاعف قایق حلقه طناب دوبل
purled U حلقه حلقه شدن
purl U حلقه حلقه شدن
purling U حلقه حلقه شدن
quoit U حلقه پرتاب حلقه
eye bolt U حلقه حلقه اتصال
wreathy U حلقه حلقه شده
convolute U حلقه حلقه کردن
purls U حلقه حلقه شدن
wage fund theory of wages U نظریه مزد بر اساس وجوه دستمزد براساس این نظریه که توسط استوارت میل بیان شده مزد بر اساس رابطه میان کل وجوه مربوط به پرداخت دستمزد و تعدادکارگران تعیین میشودبنابراین برای افزایش دستمزد بایستی یا کل این وجوه را بالا برد و یا اینکه تعداد کارگران را کاهش داد
adjusting ring U حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
atony U فقدان کشیدگی طبیعی عضلانی فقدان تونوس
atonia U فقدان کشیدگی طبیعی عضلانی فقدان تونوس
atonicity U فقدان کشیدگی طبیعی عضلانی فقدان تونوس
homager U تجلیل کننده کرنش کننده
warp tension U کشش نخ های تار [میزان کشیدگی نخ های چله در دار که یکنواختی آن در بوجود آمدن فرشی یکنواخت و صاف امری ضروری است.]
comment U نظریه
opinion U نظریه
notions U نظریه
notion U نظریه
recommendations U نظریه
lookouts U نظریه
lookout U نظریه
viewpoints U نظریه
viewpoint U نظریه
opinions U نظریه
point of view U نظریه
position U نظریه
positioned U نظریه
commented U نظریه
two cents worth <idiom> U نظریه
outlook U نظریه
commenting U نظریه
recommendation U نظریه
points of view U نظریه
suggestions U نظریه
queing theory U نظریه صف
theories U نظریه
theory U نظریه
thebe U نظریه
views U نظریه
suggestion U نظریه
in the light of U نظریه
theorems U نظریه
view U نظریه
viewed U نظریه
theorem U نظریه
queuing theory U نظریه صف
viewing U نظریه
refuting U رد کردن نظریه
probability theory U نظریه احتمالات
submission U افهار نظریه
theoreticians U نظریه پرداز
theoretician U نظریه پرداز
refutes U رد کردن نظریه
reading U نظریه شور
refuted U رد کردن نظریه
readings U نظریه شور
refute U رد کردن نظریه
automata theory U نظریه ماشینها
attensity U در نظریه تیچز
notional U فکر نظریه
balance theory U نظریه توازن
capital theory U نظریه سرمایه
theory of relativity U نظریه نسبیت
theory of numbers U نظریه اعداد
theory of accumulation U نظریه انباشته
theorization U نظریه پردازی
theorem proving U اثبات نظریه
tetrachromatic theory U نظریه چهاررنگی
stagnation thesis U نظریه رکود
social theory U نظریه اجتماعی
representation theory U نظریه نمایش
replacement theory U نظریه جایگزینی
recapitulation theory U نظریه بازپیدایی
queuing theory U نظریه صف بندی
quantum theory U نظریه کوانتومی
probability theory U نظریه احتمال
price theory U نظریه قیمت
theory of rent U نظریه اجاره
theory of saving U نظریه پس انداز
viscoelastic theory U نظریه ویسکوالاستیک
valence theory U نظریه والانسی
two factor theory U نظریه دو عاملی
trireceptor theory U نظریه سه گیرندهای
trichromatic theory U نظریه سه رنگی
transformism U نظریه تطور
transformational theory U نظریه تطور
three component theory U نظریه سه مولفهای
value theory U نظریه ارزش
theory of value U نظریه ارزش
poetics U نظریه شاعرانه
perturbation theory U نظریه اختلال
general theory U نظریه عمومی
game theory U نظریه بازی
game theory U نظریه بازیها
field theory U نظریه میدانی
facet theory U نظریه رویه ها
equilibrium theory U نظریه تعادل
electron theory U نظریه الکترونها
electron theory U نظریه الکترونی
electomagnetic theory U نظریه الکترومغناطیسی
economic theory U نظریه اقتصادی
dust cloud theory U نظریه غباری
duplicity theory U نظریه دو جزیی
continuity theory U نظریه پیوستگی
consumption theory U نظریه مصرف
communication theory U نظریه ارتباط
communication theory U نظریه ارتباطات
graph theory U نظریه گرافها
group theory U نظریه گروهها
one factor theory U نظریه یک عاملی
noncontinuity theory U نظریه ناپیوستگی
network theory U نظریه شبکه
molecular theory U نظریه مولکولی
maxwellian view U نظریه ماکسولی
logic theory U نظریه منطقی
local theory U نظریه اختصاصی
learning theory U نظریه یادگیری
kinetic theory U نظریه جنبشی
innovation theory U نظریه نواوری
information theory U نظریه اطلاعات
information theory U نظریه خبر
information theory U نظریه اگاهی
heam yoei vooly U نظریه نیرو
hartree theory U نظریه هارتری
group theory U نظریه گروهی
classical theory U نظریه کلاسیک
viewing U نظریه عقیده
viewed U نظریه عقیده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com