Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
valence bond theory
U
نظریه پیوند والانس
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
quantum theory of valence
U
نظریه کوانتومی والانس
hydrogen bonding
U
پیوند هیدروژنی
[ایجاد پیوند مولکولی توسط هیدروژن]
[در رنگرزی]
stages theory of economic growth
U
نظریه مراحل رشد اقتصادی نظریه روستو
valence
U
والانس
isovalent
U
هم والانس
valency
U
والانس
valencies
U
والانس
outer shell
U
لایه والانس
valence band
U
نوار والانس
valence electron
U
الکترون والانس
valence shell
U
لایه والانس
outer shell
U
پوسته والانس
valence shell
U
پوسته والانس
valence band edge
U
لبه نوار والانس
bivalent
U
دارای دو والانس دوفرفیتی
labor theory of value
U
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
subsistence theory of wages
U
نظریه حداقل دستمزدها براساس این نظریه که دراواخر قرن 81 و اوایل قرن نوزدهم رایج بوده است دردراز مدت میزان دستمزد باحداقل نیاز برای زندگی برابرخواهد بود . این قانون
classical theory of money
U
نظریه پول کلاسیک ها نظریه مقداری پول
malthusian law of population
U
نظریه جمعیتی مالتوس براساس این نظریه جمعیت بصورت تصاعد هندسی افزایش میابد در حالیکه وسایل معیشت و مواد غذائی بصورت تصاعد عددی افزایش میابد
second best theory
U
نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
wage fund theory of wages
U
نظریه مزد بر اساس وجوه دستمزد براساس این نظریه که توسط استوارت میل بیان شده مزد بر اساس رابطه میان کل وجوه مربوط به پرداخت دستمزد و تعدادکارگران تعیین میشودبنابراین برای افزایش دستمزد بایستی یا کل این وجوه را بالا برد و یا اینکه تعداد کارگران را کاهش داد
theory
U
نظریه
theorem
U
نظریه
theorems
U
نظریه
point of view
U
نظریه
points of view
U
نظریه
opinions
U
نظریه
opinion
U
نظریه
notions
U
نظریه
notion
U
نظریه
two cents worth
<idiom>
U
نظریه
lookouts
U
نظریه
position
U
نظریه
positioned
U
نظریه
lookout
U
نظریه
outlook
U
نظریه
viewpoint
U
نظریه
viewpoints
U
نظریه
comment
U
نظریه
suggestions
U
نظریه
suggestion
U
نظریه
views
U
نظریه
viewing
U
نظریه
view
U
نظریه
viewed
U
نظریه
in the light of
U
نظریه
thebe
U
نظریه
commented
U
نظریه
commenting
U
نظریه
recommendation
U
نظریه
queing theory
U
نظریه صف
theories
U
نظریه
queuing theory
U
نظریه صف
recommendations
U
نظریه
associates
U
هم پیوند
associating
U
هم پیوند
zonule
U
پیوند
graftage
U
پیوند
grafter
U
پیوند زن
imping
U
پیوند
associated
U
هم پیوند
associate
U
هم پیوند
inosculation
U
پیوند رگ ها
inosculation
U
رگ پیوند
ligature
U
خط پیوند
bond
U
پیوند
strapping
U
پیوند
anastomosis
U
پیوند
bonding
U
پیوند
transplantation
U
پیوند
linkages
U
پیوند
linkage
U
پیوند
colligation
U
پیوند
connexion
U
پیوند
consociation
U
پیوند
nexus
U
پیوند
grafting
U
پیوند
slurred
U
پیوند
connexions
U
پیوند
slurring
U
پیوند
merging
U
پیوند
slurs
U
پیوند
synthesis
U
پیوند
grafted
U
پیوند
link
U
پیوند
hyphens
U
پیوند
connection
U
پیوند
hyphen
U
پیوند
syntheses
U
پیوند
grafts
U
پیوند
slur
U
پیوند
ligaments
U
پیوند
ligament
U
پیوند
unrelated
U
بی پیوند
graft
U
پیوند
relation
U
پیوند
trireceptor theory
U
نظریه سه گیرندهای
hartree theory
U
نظریه هارتری
group theory
U
نظریه گروهی
automata theory
U
نظریه ماشینها
attensity
U
در نظریه تیچز
replacement theory
U
نظریه جایگزینی
trichromatic theory
U
نظریه سه رنگی
group theory
U
نظریه گروهها
social theory
U
نظریه اجتماعی
innovation theory
U
نظریه نواوری
information theory
U
نظریه اطلاعات
stagnation thesis
U
نظریه رکود
heam yoei vooly
U
نظریه نیرو
equilibrium theory
U
نظریه تعادل
information theory
U
نظریه خبر
balance theory
U
نظریه توازن
two factor theory
U
نظریه دو عاملی
representation theory
U
نظریه نمایش
capital theory
U
نظریه سرمایه
information theory
U
نظریه اگاهی
transformism
U
نظریه تطور
facet theory
U
نظریه رویه ها
theory of value
U
نظریه ارزش
tetrachromatic theory
U
نظریه چهاررنگی
view
U
نظریه عقیده
theory of saving
U
نظریه پس انداز
theory of rent
U
نظریه اجاره
theory of relativity
U
نظریه نسبیت
theory of numbers
U
نظریه اعداد
theorization
U
نظریه پردازی
theory of accumulation
U
نظریه انباشته
duplicity theory
U
نظریه دو جزیی
dust cloud theory
U
نظریه غباری
electron theory
U
نظریه الکترونها
economic theory
U
نظریه اقتصادی
field theory
U
نظریه میدانی
continuity theory
U
نظریه پیوستگی
theorem proving
U
اثبات نظریه
graph theory
U
نظریه گرافها
classical theory
U
نظریه کلاسیک
communication theory
U
نظریه ارتباط
electron theory
U
نظریه الکترونی
views
U
نظریه عقیده
transformational theory
U
نظریه تطور
general theory
U
نظریه عمومی
game theory
U
نظریه بازی
communication theory
U
نظریه ارتباطات
game theory
U
نظریه بازیها
three component theory
U
نظریه سه مولفهای
viewing
U
نظریه عقیده
viewed
U
نظریه عقیده
consumption theory
U
نظریه مصرف
electomagnetic theory
U
نظریه الکترومغناطیسی
recapitulation theory
U
نظریه بازپیدایی
one factor theory
U
نظریه یک عاملی
notional
U
فکر نظریه
value theory
U
نظریه ارزش
perturbation theory
U
نظریه اختلال
poetics
U
نظریه شاعرانه
logic theory
U
نظریه منطقی
theorists
U
نظریه پرداز
theorist
U
نظریه پرداز
price theory
U
نظریه قیمت
maxwellian view
U
نظریه ماکسولی
submission
U
افهار نظریه
noncontinuity theory
U
نظریه ناپیوستگی
network theory
U
نظریه شبکه
refute
U
رد کردن نظریه
refuted
U
رد کردن نظریه
refutes
U
رد کردن نظریه
refuting
U
رد کردن نظریه
molecular theory
U
نظریه مولکولی
theoretician
U
نظریه پرداز
theoreticians
U
نظریه پرداز
probability theory
U
نظریه احتمالات
local theory
U
نظریه اختصاصی
set theory
U
نظریه مجموعه ها
queuing theory
U
نظریه صف بندی
kinetic theory
U
نظریه جنبشی
learning theory
U
نظریه یادگیری
reading
U
نظریه شور
readings
U
نظریه شور
quantum theory
U
نظریه کوانتومی
valence theory
U
نظریه والانسی
automata
U
نظریه ماشین ها
probability theory
U
نظریه احتمال
viscoelastic theory
U
نظریه ویسکوالاستیک
root graft
U
پیوند ریشهای
equatorial bond
U
پیوند استوایی
mesalliance
U
پیوند ناجور
bond energy
U
انرژی پیوند
syntropy
U
پیوند سالم
sailmaker splice
U
پیوند چادردوز
multiple bond
U
پیوند چندگانه
ogee
U
منحنی پیوند
neural bond
U
پیوند عصبی
radio link
U
پیوند رادیویی
organ transplantation
U
پیوند عضو
electrovalent bond
U
پیوند الکترووالانسی
osteoplasty
U
پیوند استخوانی
engraft
U
پیوند زدن
syndesmosis
U
پیوند رباطی
outcrossing
U
پیوند دو نژاد
multivincular
U
بسیار پیوند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com