English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
c.f.t U نظریه میدان بلور
crystal field theory U نظریه میدان بلور
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
electrostatic crystal field theory U نظریه الکتروستاتیکی میدان بلور
Other Matches
crystal field stabilization energy U انرژی پایداری میدان بلور
field theory U نظریه اساسی میدان
l.f.t. U نظریه میدان لیگاند
ligand fild theory U نظریه میدان لیگاند
stages theory of economic growth U نظریه مراحل رشد اقتصادی نظریه روستو
compound wound generator U ژنراتوری که هم دارای میدان موازی و هم میدان سری میباشد
grenade court U میدان تیر یا میدان اموزش پرتاب نارنجک
labor theory of value U براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
high intensity magnetic field U میدان مغناطیسی شدت میدان بزرگ
subsistence theory of wages U نظریه حداقل دستمزدها براساس این نظریه که دراواخر قرن 81 و اوایل قرن نوزدهم رایج بوده است دردراز مدت میزان دستمزد باحداقل نیاز برای زندگی برابرخواهد بود . این قانون
lenz' law U جریان القاء شده در یک مدار که نسبت به یک میدان مغناطیسی دارای حرکت نسبی است میدانی در جهت مخالف میدان اصلی بوجودمی اورد
classical theory of money U نظریه پول کلاسیک ها نظریه مقداری پول
battlefield recovery U اخراجات میدان رزم اخراجات میدان نبرد جمع اوری وسایل از کار افتاده رزمی
malthusian law of population U نظریه جمعیتی مالتوس براساس این نظریه جمعیت بصورت تصاعد هندسی افزایش میابد در حالیکه وسایل معیشت و مواد غذائی بصورت تصاعد عددی افزایش میابد
second best theory U نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
closure minefield U میدان مین سد کننده حرکت میدان مین ممانعتی دریایی
crystal glass U بلور
crystalliferous U بلور زا
flint glass U بلور
crystal U بلور
prism U بلور
prisms U بلور
single crystal U تک بلور
crystals U بلور
macle U بلور زوج
metal crystal U بلور فلز
colored crystal U بلور سنگین
catwhisker U سوزن بلور
cast crystal U بلور ریخته
quartz crystal U بلور کوارتز
microcrystal U ریز بلور
cut glass U بلور کریستال
crystals U بلور کوارتز
monovalent crystal U بلور تک والانسی
crystal U بلور کوارتز
quasi crystal U شبه بلور
iceland spar U بلور ایسلند
atomic crystal U بلور اتمی
whisker U سوزن بلور
rock crystal U سنگ بلور
covalent crystal U بلور کووالانسی
crystallography U بلور نگاری
crystalloid U شبیه بلور
crystalloid U شبکه بلور
crystallographer U بلور شناس
detecting crystal U بلور اشکارساز
ionic crystal U بلور یونی
distorted crystal U بلور واپیچیده
molecular crystal U بلور مولکولی
quartz U بلور کوهی
glassware U بلور الات
iceland crystal U بلور ایسلند
host crystal U بلور میزبان
host crystal U بلور زمینه
glassworker U بلور ساز
crystallography U علم بلور
valence crystal U بلور کووالانسی
crystal control U تنظیم با بلور
crystal defect U نقص بلور
crystal energy U انرژی بلور
crystal gazing U بلور بینی
crystallization U بلور سازی
crystal growth U رشد بلور
crystal lattice U شبکه بلور
crystal plane U صفحه بلور
crystal pulling U بلور پردازی
crystal structure U ساختار بلور
crystal system U دستگاه بلور
crystalliferous U موجد بلور
crystallography U بلور شناسی
flint glass U فرف بلور
inert gas crystal U بلور گازهای بی اثر
crystallography U مبحث بلور شناسی
crystal allotropy U چند شکلی بلور
noble gas crystal U بلور گازهای بی اثر
crystal growth affinity U رشد خواهی بلور
frequency changer crystal U بلور تغییر دهنده بسامد
course U میدان تیر میدان
coursed U میدان تیر میدان
courses U میدان تیر میدان
conversion loss of frequency changer cry U اتلاف بلور تغییر دهنده بسامد
crystal frequency changer efficiency U بازده بلور تغییر دهنده بسامد
wage fund theory of wages U نظریه مزد بر اساس وجوه دستمزد براساس این نظریه که توسط استوارت میل بیان شده مزد بر اساس رابطه میان کل وجوه مربوط به پرداخت دستمزد و تعدادکارگران تعیین میشودبنابراین برای افزایش دستمزد بایستی یا کل این وجوه را بالا برد و یا اینکه تعداد کارگران را کاهش داد
endomorph U بلوری که درجوف بلور دیگر قرار دارد
crystallography U کریستال شناسی مطالعه بلورها شناخت بلور
hasty breaching U نفوذ تعجیلی در میدان مین عبور تعجیلی از میدان مین رخنه تعجیلی
lookout U نظریه
positioned U نظریه
position U نظریه
lookouts U نظریه
two cents worth <idiom> U نظریه
points of view U نظریه
point of view U نظریه
opinions U نظریه
opinion U نظریه
notions U نظریه
theorems U نظریه
notion U نظریه
thebe U نظریه
in the light of U نظریه
outlook U نظریه
queing theory U نظریه صف
queuing theory U نظریه صف
viewpoints U نظریه
views U نظریه
theorem U نظریه
theories U نظریه
viewpoint U نظریه
recommendation U نظریه
viewing U نظریه
recommendations U نظریه
suggestions U نظریه
view U نظریه
commented U نظریه
comment U نظریه
viewed U نظریه
suggestion U نظریه
commenting U نظریه
theory U نظریه
theorization U نظریه پردازی
refutes U رد کردن نظریه
refuted U رد کردن نظریه
notional U فکر نظریه
viewed U نظریه عقیده
classical theory U نظریه کلاسیک
refute U رد کردن نظریه
communication theory U نظریه ارتباطات
viewing U نظریه عقیده
three component theory U نظریه سه مولفهای
theory of accumulation U نظریه انباشته
theory of relativity U نظریه نسبیت
theory of numbers U نظریه اعداد
logic theory U نظریه منطقی
theoretician U نظریه پرداز
theory of rent U نظریه اجاره
theoreticians U نظریه پرداز
theory of saving U نظریه پس انداز
theory of value U نظریه ارزش
value theory U نظریه ارزش
view U نظریه عقیده
refuting U رد کردن نظریه
submission U افهار نظریه
capital theory U نظریه سرمایه
views U نظریه عقیده
readings U نظریه شور
reading U نظریه شور
stagnation thesis U نظریه رکود
quantum theory U نظریه کوانتومی
social theory U نظریه اجتماعی
queuing theory U نظریه صف بندی
recapitulation theory U نظریه بازپیدایی
replacement theory U نظریه جایگزینی
representation theory U نظریه نمایش
probability theory U نظریه احتمال
probability theory U نظریه احتمالات
maxwellian view U نظریه ماکسولی
tetrachromatic theory U نظریه چهاررنگی
balance theory U نظریه توازن
molecular theory U نظریه مولکولی
automata theory U نظریه ماشینها
network theory U نظریه شبکه
noncontinuity theory U نظریه ناپیوستگی
one factor theory U نظریه یک عاملی
perturbation theory U نظریه اختلال
poetics U نظریه شاعرانه
price theory U نظریه قیمت
local theory U نظریه اختصاصی
field theory U نظریه میدانی
equilibrium theory U نظریه تعادل
electron theory U نظریه الکترونها
electron theory U نظریه الکترونی
information theory U نظریه اگاهی
information theory U نظریه خبر
information theory U نظریه اطلاعات
innovation theory U نظریه نواوری
electomagnetic theory U نظریه الکترومغناطیسی
economic theory U نظریه اقتصادی
dust cloud theory U نظریه غباری
duplicity theory U نظریه دو جزیی
viscoelastic theory U نظریه ویسکوالاستیک
theorists U نظریه پرداز
game theory U نظریه بازیها
game theory U نظریه بازی
general theory U نظریه عمومی
graph theory U نظریه گرافها
group theory U نظریه گروهها
group theory U نظریه گروهی
hartree theory U نظریه هارتری
heam yoei vooly U نظریه نیرو
facet theory U نظریه رویه ها
theorist U نظریه پرداز
kinetic theory U نظریه جنبشی
theorem proving U اثبات نظریه
continuity theory U نظریه پیوستگی
attensity U در نظریه تیچز
transformism U نظریه تطور
automata U نظریه ماشین ها
two factor theory U نظریه دو عاملی
trichromatic theory U نظریه سه رنگی
set theory U نظریه مجموعه ها
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com