Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
theory of saving
U
نظریه مربوط به پس انداز
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
theory of saving
U
نظریه پس انداز
wage fund theory of wages
U
نظریه مزد بر اساس وجوه دستمزد براساس این نظریه که توسط استوارت میل بیان شده مزد بر اساس رابطه میان کل وجوه مربوط به پرداخت دستمزد و تعدادکارگران تعیین میشودبنابراین برای افزایش دستمزد بایستی یا کل این وجوه را بالا برد و یا اینکه تعداد کارگران را کاهش داد
stages theory of economic growth
U
نظریه مراحل رشد اقتصادی نظریه روستو
average propensity to save
U
میل متوسط به پس انداز نسبتی از درامد که به پس انداز اختصاص می یابد
saving institutions
U
موسسات پس انداز شرکتهای پس انداز
labor theory of value
U
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
deflection board
U
طرح تیر خمپاره انداز میز تصحیح سمت خمپاره انداز
subsistence theory of wages
U
نظریه حداقل دستمزدها براساس این نظریه که دراواخر قرن 81 و اوایل قرن نوزدهم رایج بوده است دردراز مدت میزان دستمزد باحداقل نیاز برای زندگی برابرخواهد بود . این قانون
mortar report
U
گزارش تیراندازی خمپاره انداز دشمن گزارش تیرخمپاره انداز
unintended saving
U
پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
classical theory of money
U
نظریه پول کلاسیک ها نظریه مقداری پول
malthusian law of population
U
نظریه جمعیتی مالتوس براساس این نظریه جمعیت بصورت تصاعد هندسی افزایش میابد در حالیکه وسایل معیشت و مواد غذائی بصورت تصاعد عددی افزایش میابد
program loans
U
قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactically
U
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactical
U
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
second best theory
U
نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
inferences
U
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inference
U
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
elevation guidance
U
دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
victual
U
مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
bioclimatic
U
مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
mid wicket
U
توپزن نزدیک توپ انداز توپگیر طرفین میله نزدیک توپ انداز
genital
U
مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
auditory
U
مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
supervisory
U
مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
relative
U
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustical
U
مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustic
U
مربوط به صدا مربوط به سامعه
range component
U
عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
distance angle
U
زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
xenial
U
مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
civil appropriation
U
اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
viewpoints
U
نظریه
viewed
U
نظریه
view
U
نظریه
in the light of
U
نظریه
opinions
U
نظریه
recommendations
U
نظریه
viewpoint
U
نظریه
points of view
U
نظریه
point of view
U
نظریه
notions
U
نظریه
viewing
U
نظریه
recommendation
U
نظریه
notion
U
نظریه
queuing theory
U
نظریه صف
suggestions
U
نظریه
comment
U
نظریه
suggestion
U
نظریه
commented
U
نظریه
commenting
U
نظریه
thebe
U
نظریه
two cents worth
<idiom>
U
نظریه
opinion
U
نظریه
outlook
U
نظریه
views
U
نظریه
positioned
U
نظریه
lookouts
U
نظریه
lookout
U
نظریه
theory
U
نظریه
position
U
نظریه
theorem
U
نظریه
queing theory
U
نظریه صف
theorems
U
نظریه
theories
U
نظریه
set theory
U
نظریه مجموعه ها
attensity
U
در نظریه تیچز
automata
U
نظریه ماشین ها
probability theory
U
نظریه احتمال
automata theory
U
نظریه ماشینها
tetrachromatic theory
U
نظریه چهاررنگی
theory of relativity
U
نظریه نسبیت
local theory
U
نظریه اختصاصی
game theory
U
نظریه بازیها
theoretician
U
نظریه پرداز
queuing theory
U
نظریه صف بندی
logic theory
U
نظریه منطقی
quantum theory
U
نظریه کوانتومی
theory of numbers
U
نظریه اعداد
social theory
U
نظریه اجتماعی
balance theory
U
نظریه توازن
theory of rent
U
نظریه اجاره
probability theory
U
نظریه احتمالات
valence theory
U
نظریه والانسی
perturbation theory
U
نظریه اختلال
field theory
U
نظریه میدانی
poetics
U
نظریه شاعرانه
maxwellian view
U
نظریه ماکسولی
price theory
U
نظریه قیمت
readings
U
نظریه شور
reading
U
نظریه شور
theorem proving
U
اثبات نظریه
submission
U
افهار نظریه
theory of accumulation
U
نظریه انباشته
molecular theory
U
نظریه مولکولی
theorization
U
نظریه پردازی
theoreticians
U
نظریه پرداز
network theory
U
نظریه شبکه
noncontinuity theory
U
نظریه ناپیوستگی
facet theory
U
نظریه رویه ها
one factor theory
U
نظریه یک عاملی
duplicity theory
U
نظریه دو جزیی
refute
U
رد کردن نظریه
innovation theory
U
نظریه نواوری
continuity theory
U
نظریه پیوستگی
refuted
U
رد کردن نظریه
consumption theory
U
نظریه مصرف
refutes
U
رد کردن نظریه
view
U
نظریه عقیده
refuting
U
رد کردن نظریه
economic theory
U
نظریه اقتصادی
viewed
U
نظریه عقیده
communication theory
U
نظریه ارتباط
electomagnetic theory
U
نظریه الکترومغناطیسی
viewing
U
نظریه عقیده
information theory
U
نظریه اطلاعات
information theory
U
نظریه خبر
information theory
U
نظریه اگاهی
group theory
U
نظریه گروهی
dust cloud theory
U
نظریه غباری
trireceptor theory
U
نظریه سه گیرندهای
trichromatic theory
U
نظریه سه رنگی
group theory
U
نظریه گروهها
hartree theory
U
نظریه هارتری
heam yoei vooly
U
نظریه نیرو
transformism
U
نظریه تطور
theorists
U
نظریه پرداز
transformational theory
U
نظریه تطور
graph theory
U
نظریه گرافها
theorist
U
نظریه پرداز
electron theory
U
نظریه الکترونی
electron theory
U
نظریه الکترونها
views
U
نظریه عقیده
classical theory
U
نظریه کلاسیک
representation theory
U
نظریه نمایش
notional
U
فکر نظریه
kinetic theory
U
نظریه جنبشی
two factor theory
U
نظریه دو عاملی
game theory
U
نظریه بازی
learning theory
U
نظریه یادگیری
capital theory
U
نظریه سرمایه
viscoelastic theory
U
نظریه ویسکوالاستیک
recapitulation theory
U
نظریه بازپیدایی
equilibrium theory
U
نظریه تعادل
value theory
U
نظریه ارزش
replacement theory
U
نظریه جایگزینی
three component theory
U
نظریه سه مولفهای
theory of value
U
نظریه ارزش
general theory
U
نظریه عمومی
stagnation thesis
U
نظریه رکود
communication theory
U
نظریه ارتباطات
second best theory
U
نظریه بهترین دوم
sampling theory
U
نظریه نمونه گیری
switch theory
U
نظریه راه گزینی
real will
U
نظریه اراده واقعی
stimulus response theory
U
نظریه محرک- پاسخ
quantum theory of valence
U
نظریه کوانتومی والانس
surplus energy theory
U
نظریه انرژی مازاد
symptom substitution theory
U
نظریه جانشینی نشانه ها
set theory
U
نظریه مجموعه ها
[ریاضی]
quantity theory of money
U
نظریه مقداری پول
switched on
<idiom>
U
لحنی با نظریه تازه
special theory of relativity
U
نظریه نسبیت خصوصی
relativistic quantum theory
U
نظریه کوانتومی نسبیتی
theory of numbers
U
نظریه اعداد
[ریاضی]
field theory
U
نظریه اساسی میدان
counselled
U
نظریه دادن رایزنی
counselling
U
نظریه دادن رایزنی
counsels
U
نظریه دادن رایزنی
density wave theory
U
نظریه موج چگالی
decision theory
U
نظریه تصمیم گیری
crystal field theory
U
نظریه میدان بلور
counterview
U
نظریه مخالف مواجهه
james lange theory
U
نظریه جیمز- لانگه
l.f.t.
U
نظریه میدان لیگاند
labor theory of value
U
نظریه ارزش کار
ligand fild theory
U
نظریه میدان لیگاند
c.f.t
U
نظریه میدان بلور
statistical learning theory
U
نظریه اماری یادگیری
general theory of relativity
U
نظریه نسبیت عمومی
equal sacrifice theory
U
نظریه برابری فداکاری
valence bond theory
U
نظریه پیوند والانس
counsel
U
نظریه دادن رایزنی
Group theory
U
نظریه گروه ها
[ریاضی]
expertize
U
نظریه فنی دادن
excess capacity theory
U
نظریه مازاد فرفیت
theory of functions of a complex variable
U
نظریه توابع
[ریاضی]
underconsumption theory
U
نظریه مصرف ناکافی
Complex analysis
U
نظریه توابع
[ریاضی]
counseled
U
نظریه دادن رایزنی
equal sacrifice theory
U
برطبق این نظریه
liquidity preference theory
U
نظریه رجحان نقدینگی
steady state theory
U
نظریه حالت پایا
bard cannon theory
U
نظریه بارد- کنون
mechanistic theory
U
نظریه ماشینی نگری
theory of income distribution
U
نظریه توزیع درامد
mathematical learning theory
U
نظریه ریاضی یادگیری
theory of income determination
U
نظریه تعیین درامد
put in one's two cents
<idiom>
U
به شخصی نظریه دادن
maxwell theory og light
U
نظریه الکترومغناطیسی نورماکسول
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com