English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
surplus energy theory U نظریه انرژی مازاد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
excess capacity theory U نظریه مازاد فرفیت
vent for surplus theory of trade U نظریه تجارت "درباره استفاده از مازاد "
virtual level U تراز انرژی سیستم هستهای داخل اتم که انرژی برانگیزش ان کمتر از کمترین انرژی جداشده از ذره هستهای بیشتر است
stages theory of economic growth U نظریه مراحل رشد اقتصادی نظریه روستو
pair production U تغییر شکل انرژی سینتیک فوتون یا هر ذره پر انرژی به جرم
intrinsic energy U انرژی موجود در یک ترکیب شیمیایی انرژی ذاتی
labor theory of value U براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
subsistence theory of wages U نظریه حداقل دستمزدها براساس این نظریه که دراواخر قرن 81 و اوایل قرن نوزدهم رایج بوده است دردراز مدت میزان دستمزد باحداقل نیاز برای زندگی برابرخواهد بود . این قانون
energy transition U عبور انرژی [ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
classical theory of money U نظریه پول کلاسیک ها نظریه مقداری پول
malthusian law of population U نظریه جمعیتی مالتوس براساس این نظریه جمعیت بصورت تصاعد هندسی افزایش میابد در حالیکه وسایل معیشت و مواد غذائی بصورت تصاعد عددی افزایش میابد
european unclear a energy agency U اداره انرژی هستهای اروپا یکی از سازمانهایی که درسال 8591 در بطن سازمان همکاری اقتصادی اروپا و به منظور تولید انرژی اتمی وبرای مقاصد صلح امیز درکشورهای اروپای غربی ایجاد شده است
surcharge water U اب مازاد
surplus U مازاد
surpluses U مازاد
spoils U مازاد
excess U مازاد
excesses U مازاد
residual U مازاد
rejcet U مازاد
spoil U مازاد
spoiled U مازاد
salvage U مازاد
salvaged U مازاد
salvages U مازاد
salvaging U مازاد
spoiling U مازاد
second best theory U نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
fission to yield ratio U توان بمب اتمی نسبت انرژی شکافت اتمی به انرژی حاصله از پرتاب بمب
export surplus U مازاد صادرات
budget surplus U مازاد بودجه
basic surplus U مازاد اساسی
excesses U اضافه مازاد
system overhead U مازاد سیستم
redundant U مازاد بر احتیاج
excess U اضافه مازاد
excess reserves U اندوختههای مازاد
superimposed U مازاد بر احتیاج
spares U اقلام مازاد
farm surplus U مازاد کشاورزی
remainder U مابقی مازاد
excess stock U موجودی مازاد
overproduction U تولید مازاد
spoin bank U انبار مازاد
social surplus U مازاد اجتماعی
sellers surplus U مازاد فروشنده
residue of the state U مازاد ترکه
residual variance U پراکنش مازاد
residual matrix U ماتریس مازاد
surplus gas U گاز مازاد
surplus production U مازاد تولید
surplus stock U موجودی مازاد
excess demand U درخواست مازاد
surplus water U ابهای مازاد
economic surplus U مازاد اقتصادی
trade balance surplus U مازاد تراز تجاری
import surcharge U حقوق واردات مازاد
surplus U اقلام اضافی و مازاد
tail drain U نهرچه ابهای مازاد
back titration U تیتر کردن مازاد
producer surplus U مازاد تولید کننده
excess listing U لیست اقلام مازاد
surpluses U اقلام اضافی و مازاد
property disposition U از بین بردن اقلام مازاد
excess listing U لیست وسایل انفرادی مازاد
excess demand inflation U تورم ناشی از مازاد تقاضا
excess demand U تقاضای زیادی مازاد تقاضا
surpluses U مازاد کالاهای اقتصادی زیادی
surplus U مازاد کالاهای اقتصادی زیادی
the system of U رد مازاد ترکه متوفی به خویشان ذکورپدری
spoin bank U محل نگهداری وسایل مازاد بر احتیاج
deficit U کسر موازنه مازاد بدهی بر موجودی کمبود
deficits U کسر موازنه مازاد بدهی بر موجودی کمبود
wage fund theory of wages U نظریه مزد بر اساس وجوه دستمزد براساس این نظریه که توسط استوارت میل بیان شده مزد بر اساس رابطه میان کل وجوه مربوط به پرداخت دستمزد و تعدادکارگران تعیین میشودبنابراین برای افزایش دستمزد بایستی یا کل این وجوه را بالا برد و یا اینکه تعداد کارگران را کاهش داد
sound absorption U خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
two cents worth <idiom> U نظریه
queuing theory U نظریه صف
queing theory U نظریه صف
in the light of U نظریه
theories U نظریه
theorems U نظریه
theorem U نظریه
suggestions U نظریه
theory U نظریه
outlook U نظریه
viewpoint U نظریه
viewpoints U نظریه
thebe U نظریه
view U نظریه
viewing U نظریه
lookout U نظریه
lookouts U نظریه
recommendations U نظریه
recommendation U نظریه
commenting U نظریه
point of view U نظریه
commented U نظریه
suggestion U نظریه
viewed U نظریه
comment U نظریه
positioned U نظریه
position U نظریه
views U نظریه
notion U نظریه
notions U نظریه
opinion U نظریه
opinions U نظریه
points of view U نظریه
mercantilists U مرکانتیلیست ها اقتصاددانانی که معتقد بودندرفاه اقتصادی یک کشور دراثر بوجود امدن مازاد در ترازپرداختها و تراکم طلا وسایرفلزات گرانقیمت افزایش می یابد
one factor theory U نظریه یک عاملی
view U نظریه عقیده
transformational theory U نظریه تطور
equilibrium theory U نظریه تعادل
transformism U نظریه تطور
theorists U نظریه پرداز
automata theory U نظریه ماشینها
trichromatic theory U نظریه سه رنگی
reading U نظریه شور
noncontinuity theory U نظریه ناپیوستگی
information theory U نظریه اگاهی
readings U نظریه شور
theorist U نظریه پرداز
valence theory U نظریه والانسی
two factor theory U نظریه دو عاملی
attensity U در نظریه تیچز
trireceptor theory U نظریه سه گیرندهای
viewed U نظریه عقیده
perturbation theory U نظریه اختلال
theory of accumulation U نظریه انباشته
theorization U نظریه پردازی
quantum theory U نظریه کوانتومی
theorem proving U اثبات نظریه
tetrachromatic theory U نظریه چهاررنگی
queuing theory U نظریه صف بندی
duplicity theory U نظریه دو جزیی
views U نظریه عقیده
balance theory U نظریه توازن
economic theory U نظریه اقتصادی
recapitulation theory U نظریه بازپیدایی
electomagnetic theory U نظریه الکترومغناطیسی
replacement theory U نظریه جایگزینی
representation theory U نظریه نمایش
electron theory U نظریه الکترونی
electron theory U نظریه الکترونها
social theory U نظریه اجتماعی
continuity theory U نظریه پیوستگی
consumption theory U نظریه مصرف
theory of numbers U نظریه اعداد
poetics U نظریه شاعرانه
price theory U نظریه قیمت
dust cloud theory U نظریه غباری
probability theory U نظریه احتمالات
probability theory U نظریه احتمال
three component theory U نظریه سه مولفهای
capital theory U نظریه سرمایه
viewing U نظریه عقیده
classical theory U نظریه کلاسیک
value theory U نظریه ارزش
theory of value U نظریه ارزش
communication theory U نظریه ارتباطات
communication theory U نظریه ارتباط
theory of saving U نظریه پس انداز
theory of rent U نظریه اجاره
theory of relativity U نظریه نسبیت
stagnation thesis U نظریه رکود
information theory U نظریه خبر
graph theory U نظریه گرافها
general theory U نظریه عمومی
game theory U نظریه بازی
learning theory U نظریه یادگیری
refute U رد کردن نظریه
game theory U نظریه بازیها
refuted U رد کردن نظریه
maxwellian view U نظریه ماکسولی
refutes U رد کردن نظریه
molecular theory U نظریه مولکولی
group theory U نظریه گروهی
hartree theory U نظریه هارتری
heam yoei vooly U نظریه نیرو
local theory U نظریه اختصاصی
information theory U نظریه اطلاعات
automata U نظریه ماشین ها
theoretician U نظریه پرداز
theoreticians U نظریه پرداز
submission U افهار نظریه
innovation theory U نظریه نواوری
logic theory U نظریه منطقی
set theory U نظریه مجموعه ها
notional U فکر نظریه
refuting U رد کردن نظریه
facet theory U نظریه رویه ها
kinetic theory U نظریه جنبشی
network theory U نظریه شبکه
viscoelastic theory U نظریه ویسکوالاستیک
group theory U نظریه گروهها
field theory U نظریه میدانی
special theory of relativity U نظریه نسبیت خصوصی
statistical learning theory U نظریه اماری یادگیری
theory of income distribution U نظریه توزیع درامد
steady state theory U نظریه حالت پایا
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com