Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
economic theory
U
نظریه اقتصادی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
innovation theory
U
ارائه شد . برطبق این نظریه نوسانات تجاری و توسعه اقتصادی نتیجه نواوریهایی است که کارفرمایان اینده نگربمنظور کاهش هزینه ها وافزایش سود بکار میگیرند
stages theory of economic growth
U
نظریه مراحل رشد اقتصادی نظریه روستو
take off
U
خیز . یکی از مراحل توسعه اقتصادی در نظریه روستو
Other Matches
e c e
U
کمیسیون اقتصادی اروپا کمیسیونی که در بطن شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل برای هماهنگ کردن روشهای اقتصادی دولتها درجهت افزایش فعالیتهای اقتصادی اروپا و نیز بسط وگسترش روابط اقتصادی کشورهای اروپایی با یکدیگرتشکیل شده است
economic nationalism
U
ناسیونالیسم اقتصادی خودکفایی اقتصادی سیستم فکری اقتصادی که هدف ان ایجاد سیستم اقتصادی مبنی بر خودبسی است به طوریکه اقتصاد کشور به تجارت خارجی برای کالاهای اصلی احتیاج نداشته باشد
Economic expert
[A person who is a member of the Advisory Council on the Assessment of Overall Economic Development in Germany]
U
حکیم اقتصادی
[ کسی که عضو شورای کارشناسان برای سنجش توسعه کلی اقتصادی در آلمان است]
economic liberalism
U
مکتب ازادی اقتصادی لیبرالیسم اقتصادی
economic aggregates
U
مجموعههای اقتصادی ارقام کلی اقتصادی
economic imperialism
U
جهانخواری اقتصادی امپریالیسم اقتصادی
dynamic condition
U
شرایط و مقتضیات پویای اقتصادی تغییر شرایط اقتصادی ناشی از تحول سلیقه تقاضا کنندگان وهزینه و مخارج تولید ونسبت جمعیت
business cycle
U
دوران اقتصادی یا تجارتی دوران ترقی و تنزل فعالیت تجاری و اقتصادی
quarterly journal of economics
U
مجله اقتصادی سه ماهه مجله اقتصادی که هر سه ماه یک بار منتشر میشود
labor theory of value
U
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
subsistence theory of wages
U
نظریه حداقل دستمزدها براساس این نظریه که دراواخر قرن 81 و اوایل قرن نوزدهم رایج بوده است دردراز مدت میزان دستمزد باحداقل نیاز برای زندگی برابرخواهد بود . این قانون
economic and social council
U
شورای اقتصادی و اجتماعی یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل متحد که وفیفه اش انجام امور اقتصادی واجتماعی و فرهنگی و تربیتی مربوط به سازمان ملل
economic order quantity
U
کمیت سفارش اقتصادی اقتصادی ترین مقدار سفارش
classical theory of money
U
نظریه پول کلاسیک ها نظریه مقداری پول
malthusian law of population
U
نظریه جمعیتی مالتوس براساس این نظریه جمعیت بصورت تصاعد هندسی افزایش میابد در حالیکه وسایل معیشت و مواد غذائی بصورت تصاعد عددی افزایش میابد
mixed capitalism
U
نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
second best theory
U
نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
autarky
U
خود بسی اقتصادی خود کفایی اقتصادی
market socialism
U
سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
marxist economics
U
نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
wage fund theory of wages
U
نظریه مزد بر اساس وجوه دستمزد براساس این نظریه که توسط استوارت میل بیان شده مزد بر اساس رابطه میان کل وجوه مربوط به پرداخت دستمزد و تعدادکارگران تعیین میشودبنابراین برای افزایش دستمزد بایستی یا کل این وجوه را بالا برد و یا اینکه تعداد کارگران را کاهش داد
commenting
U
نظریه
recommendation
U
نظریه
recommendations
U
نظریه
theory
U
نظریه
positioned
U
نظریه
position
U
نظریه
lookouts
U
نظریه
points of view
U
نظریه
opinions
U
نظریه
opinion
U
نظریه
notions
U
نظریه
notion
U
نظریه
two cents worth
<idiom>
U
نظریه
lookout
U
نظریه
theories
U
نظریه
point of view
U
نظریه
commented
U
نظریه
viewpoint
U
نظریه
viewpoints
U
نظریه
queing theory
U
نظریه صف
views
U
نظریه
queuing theory
U
نظریه صف
viewing
U
نظریه
viewed
U
نظریه
view
U
نظریه
outlook
U
نظریه
suggestions
U
نظریه
in the light of
U
نظریه
thebe
U
نظریه
theorems
U
نظریه
theorem
U
نظریه
suggestion
U
نظریه
comment
U
نظریه
theory of numbers
U
نظریه اعداد
recapitulation theory
U
نظریه بازپیدایی
classical theory
U
نظریه کلاسیک
duplicity theory
U
نظریه دو جزیی
replacement theory
U
نظریه جایگزینی
theory of relativity
U
نظریه نسبیت
capital theory
U
نظریه سرمایه
representation theory
U
نظریه نمایش
trireceptor theory
U
نظریه سه گیرندهای
trichromatic theory
U
نظریه سه رنگی
transformism
U
نظریه تطور
transformational theory
U
نظریه تطور
poetics
U
نظریه شاعرانه
three component theory
U
نظریه سه مولفهای
price theory
U
نظریه قیمت
value theory
U
نظریه ارزش
theory of value
U
نظریه ارزش
dust cloud theory
U
نظریه غباری
theory of saving
U
نظریه پس انداز
theory of rent
U
نظریه اجاره
balance theory
U
نظریه توازن
probability theory
U
نظریه احتمالات
theorem proving
U
اثبات نظریه
communication theory
U
نظریه ارتباط
quantum theory
U
نظریه کوانتومی
readings
U
نظریه شور
reading
U
نظریه شور
continuity theory
U
نظریه پیوستگی
consumption theory
U
نظریه مصرف
facet theory
U
نظریه رویه ها
theorization
U
نظریه پردازی
attensity
U
در نظریه تیچز
stagnation thesis
U
نظریه رکود
automata theory
U
نظریه ماشینها
notional
U
فکر نظریه
queuing theory
U
نظریه صف بندی
tetrachromatic theory
U
نظریه چهاررنگی
probability theory
U
نظریه احتمال
theory of accumulation
U
نظریه انباشته
communication theory
U
نظریه ارتباطات
social theory
U
نظریه اجتماعی
two factor theory
U
نظریه دو عاملی
automata
U
نظریه ماشین ها
graph theory
U
نظریه گرافها
group theory
U
نظریه گروهها
group theory
U
نظریه گروهی
equilibrium theory
U
نظریه تعادل
heam yoei vooly
U
نظریه نیرو
information theory
U
نظریه اگاهی
hartree theory
U
نظریه هارتری
information theory
U
نظریه خبر
information theory
U
نظریه اطلاعات
innovation theory
U
نظریه نواوری
kinetic theory
U
نظریه جنبشی
set theory
U
نظریه مجموعه ها
electomagnetic theory
U
نظریه الکترومغناطیسی
electron theory
U
نظریه الکترونی
electron theory
U
نظریه الکترونها
view
U
نظریه عقیده
viewed
U
نظریه عقیده
viewing
U
نظریه عقیده
views
U
نظریه عقیده
field theory
U
نظریه میدانی
game theory
U
نظریه بازیها
game theory
U
نظریه بازی
general theory
U
نظریه عمومی
learning theory
U
نظریه یادگیری
submission
U
افهار نظریه
maxwellian view
U
نظریه ماکسولی
molecular theory
U
نظریه مولکولی
viscoelastic theory
U
نظریه ویسکوالاستیک
network theory
U
نظریه شبکه
noncontinuity theory
U
نظریه ناپیوستگی
one factor theory
U
نظریه یک عاملی
refute
U
رد کردن نظریه
valence theory
U
نظریه والانسی
refuted
U
رد کردن نظریه
refutes
U
رد کردن نظریه
refuting
U
رد کردن نظریه
theoretician
U
نظریه پرداز
theoreticians
U
نظریه پرداز
logic theory
U
نظریه منطقی
local theory
U
نظریه اختصاصی
theorists
U
نظریه پرداز
theorist
U
نظریه پرداز
perturbation theory
U
نظریه اختلال
counterview
U
نظریه مخالف مواجهه
equal sacrifice theory
U
برطبق این نظریه
location theory
U
نظریه تعیین مکان
james lange theory
U
نظریه جیمز- لانگه
equal sacrifice theory
U
نظریه برابری فداکاری
liquidity preference theory
U
نظریه رجحان نقدینگی
ligand fild theory
U
نظریه میدان لیگاند
relativistic quantum theory
U
نظریه کوانتومی نسبیتی
l.f.t.
U
نظریه میدان لیگاند
labor theory of value
U
نظریه ارزش کار
excess capacity theory
U
نظریه مازاد فرفیت
expertize
U
نظریه فنی دادن
density wave theory
U
نظریه موج چگالی
crystal field theory
U
نظریه میدان بلور
mathematical learning theory
U
نظریه ریاضی یادگیری
maxwell theory og light
U
نظریه الکترومغناطیسی نورماکسول
logic theorist
U
نظریه پرداز منطقی
mechanistic theory
U
نظریه ماشینی نگری
decision theory
U
نظریه تصمیم گیری
general theory of relativity
U
نظریه نسبیت عمومی
quantum theory of valence
U
نظریه کوانتومی والانس
need press theory
U
نظریه نیاز- فشار
quantity theory of money
U
نظریه مقداری پول
field theory
U
نظریه اساسی میدان
real will
U
نظریه اراده واقعی
c.f.t
U
نظریه میدان بلور
underconsumption theory
U
نظریه مصرف ناکافی
theory of monoplistic competition
U
نظریه رقابت انحصاری
theory of income distribution
U
نظریه توزیع درامد
theory of income determination
U
نظریه تعیین درامد
set theory
U
نظریه مجموعه ها
[ریاضی]
theory of saving
U
نظریه مربوط به پس انداز
valence bond theory
U
نظریه پیوند والانس
theory of numbers
U
نظریه اعداد
[ریاضی]
counsels
U
نظریه دادن رایزنی
switched on
<idiom>
U
لحنی با نظریه تازه
put in one's two cents
<idiom>
U
به شخصی نظریه دادن
young helmholtz theory
U
نظریه یانگ- هلمهولتس
counsel
U
نظریه دادن رایزنی
counseled
U
نظریه دادن رایزنی
counselled
U
نظریه دادن رایزنی
counselling
U
نظریه دادن رایزنی
symptom substitution theory
U
نظریه جانشینی نشانه ها
switch theory
U
نظریه راه گزینی
statistical learning theory
U
نظریه اماری یادگیری
second best theory
U
نظریه بهترین دوم
Group theory
U
نظریه گروه ها
[ریاضی]
sampling theory
U
نظریه نمونه گیری
bard cannon theory
U
نظریه بارد- کنون
affective arousal theory
U
نظریه برانگیختگی عاطفی
theory of functions of a complex variable
U
نظریه توابع
[ریاضی]
stimulus response theory
U
نظریه محرک- پاسخ
surplus energy theory
U
نظریه انرژی مازاد
steady state theory
U
نظریه حالت پایا
Complex analysis
U
نظریه توابع
[ریاضی]
special theory of relativity
U
نظریه نسبیت خصوصی
persuasion
U
نظریه یا عقیده ازروی اطمینان
persuasions
U
نظریه یا عقیده ازروی اطمینان
he took a different view
U
نظریه دیگری اتخاذ کرد
geometry of numbers
U
نظریه هندسی اعداد
[ریاضی]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com