English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 237 (25 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
keynote U نطق اصلی کردن
keynotes U نطق اصلی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
elegant U یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
source U 1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
decomposing U تجزیه کردن و جدا کردن عناصر اصلی یک ماده مرکب
fail U سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
failed U سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
fails U سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
move U کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
moved U کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
moves U کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
isolation U مبدلی که برای جدا کردن قط عات از اتصال مستقیم با منبع تغذیه الکتریسیته اصلی به کار می رود
log U وارد کردن نشانه یا دستور در انتهای بخش کامپایل برای بستن تمام فایل ها و قط ع کانال بین ترمینال کاربر و کامپیوتر اصلی .
logs U وارد کردن نشانه یا دستور در انتهای بخش کامپایل برای بستن تمام فایل ها و قط ع کانال بین ترمینال کاربر و کامپیوتر اصلی .
detach U جداکردن جدا کردن از یکان اصلی
detaches U جداکردن جدا کردن از یکان اصلی
detaching U جداکردن جدا کردن از یکان اصلی
new U دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
new- U دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
newer U دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
newest U دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
staple U فقره اصلی طبقه بندی یا جور کردن
stapled U فقره اصلی طبقه بندی یا جور کردن
stapling U فقره اصلی طبقه بندی یا جور کردن
backout U ذخیره کردن فایل در محل اصلی پیش از اعمال هر گونه تغییر
bituminous paint U رنگی ضخیم و سنگین که جزء اصلی ان قیر بوده و بعنوان رنگ ضد اسید برای کم کردن خوردگی حاصل از بخارات والکترولیت موجود در باطری استفاده میشود
choke bore U روکشی برای سوراخ کردن یاتراش دادن داخل سیلندر که قسمت بالای ان دارای قطری کمتر از قطر اصلی سیلندرمیباشد
DIMM U سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
factorize U تقسیم یک عدد به دو عدد کامل که در اثر ضرب کردن همان عدد اصلی نتیجه شود
internal sort U مرتب کردن برنامه فقط با استفاده از حافظه اصلی سیستم
pooler U وسیلهای برای یکپارچه کردن و یا تبدیل داده کلیدی ورودی به صورتی که قابل قبول کامپیوتر اصلی باشد
recompile U کامپایل کردن برنامه اصلی مجددا پس از اعمال تغییرات یا رفع خطا
refan U جایگزین کردن فن اصلی بافنی با قطر بزرگتر و مراحل کمتر
repristinate U بصورت اصلی برگرداندن دوباره بکر کردن
self compiling compiler U کامپایلری که به زبان اصلی خودش نوشته شده و قابلیت کامپایل کردن خود را نیز دارد
hit the high spots <idiom> U روی نکته اصلی تمرکز کردن
to act through primary agents U به وسیله پاسخگویان اصلی عمل کردن
Other Matches
VL bus U مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus U مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
master data file U پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
mastered U سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master U سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
masters U سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
acciaccatura U نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
on board U که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
prototypal U وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
main guard U نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
prototypic U وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
generation U کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
generations U کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
initial reserves U ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
stapled U جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
first generation computer U کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
staple U جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
stapling U جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
mainstay U مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstays U مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis U [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
base unit U یکای اصلی واحد اصلی
base camp U پایگاه اصلی کمپ اصلی
master file U فایل اصلی پرونده اصلی
fundamental unit U یکای اصلی واحد اصلی
expansion slots U شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
matters U بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matter U بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering U بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered U بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
externals U که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
external U که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
FEP U پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
pilot tunnel U تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
authentic document U اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
body U 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
bodies U 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
standby U سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standbys U سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
echo check U بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
master compass U قطبنمای الکتریکی اصلی قطبنمای اصلی
input/output U فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
primarily U اصلی
isogeny U هم اصلی
proto U اصلی
major U اصلی
cardinal U اصلی
parent U اصلی
initialed U اصلی
initialled U اصلی
germinal U اصلی
ingrown U اصلی
majored U اصلی
main door U در اصلی
mastered U اصلی
primordial U اصلی
rudimental U اصلی
cardinals U اصلی
initialling U اصلی
arch U اصلی
aboriginal U اصلی
principle U اصلی
initials U اصلی
elemental U اصلی
head U اصلی
aboriginals U اصلی
primitive U اصلی
masters U اصلی
original U اصلی
primal U اصلی
arch- U اصلی
functional U اصلی
majoring U اصلی
primary U اصلی
initial U اصلی
intrinsic U اصلی
initialing U اصلی
essentials U اصلی
essential U اصلی
main stem U خط اصلی
arches U اصلی
originals U اصلی
immanent U اصلی
elementarily U اصلی
basics U اصلی
native code U کد اصلی
basic U اصلی
first-hand U اصلی
quintessential U اصلی
texts U اصلی
fundametal U اصلی
firsthand U اصلی
mainlined U اصلی
main attack U تک اصلی
genuine U اصلی
mainlines U خط اصلی
mainlines U اصلی
principal U اصلی
principals U اصلی
primes U اصلی
main U خط اصلی
main <adj.> U اصلی
seminal U اصلی
line link U خط اصلی
mainlining U خط اصلی
mainlining U اصلی
prime U اصلی
organic U اصلی
primed U اصلی
fundamental U اصلی
quintessential <adj.> U اصلی
inherent U اصلی
substantive [essential] <adj.> U اصلی
vital <adj.> U اصلی
mainline U اصلی
mainline U خط اصلی
trunk U خط اصلی
elementary U اصلی
main deck U پل اصلی
main line U خط اصلی
radicals U اصلی
text U اصلی
trunks U خط اصلی
normative U اصلی
mainlined U خط اصلی
master U اصلی
major <adj.> U اصلی
main lines U خط اصلی
radical U اصلی
essential <adj.> U اصلی
main memory U حافظه اصلی
key currencies U ارزهای اصلی
dominant design U زمینه اصلی
mainspring U دلیل اصلی
main members U قطعات اصلی
main line of resistance U خط مقاومت اصلی
main oscillator U اسیلاتور اصلی
current coil U پیچک اصلی
main mast U دکل اصلی
masters U مدل اصلی
dominant design U طرح اصلی
primary accused U متهم اصلی
main attack U حمله اصلی
main program U برنامه اصلی
main lines U نهر اصلی
main menu U منوی اصلی
mainspring U انگیزه اصلی
main port U بندر اصلی
backing metal U فلز اصلی
main routine U روال اصلی
main anode U اند اصلی
mainstream U مسیر اصلی
parant metal U فلز اصلی
root directory U دایرکتوری اصلی
root name U نام اصلی
main score U نمره اصلی
root segment U بخش اصلی
main sector U بخش اصلی
constituent U جزء اصلی
master U مدل اصلی
main motor U موتور اصلی
innate U لاینفک اصلی
main lines U کانال اصلی
unessential U غیر اصلی
main sail U بادبان اصلی
main patent U ثبت اصلی
main pipe U لوله اصلی
main sequence U رشته اصلی
main line U کانال اصلی
principal in the first degree U مجرم اصلی
main pole U قطب اصلی
constituents U جزء اصلی
root valve U شیر اصلی
headers U لوله اصلی
main drain U زهکش اصلی
pure color U رنگ اصلی
main road U جاده اصلی
main circuit U مدار اصلی
mainframe U سیستم اصلی
main road U راه اصلی
main carburetor U کاربراتور اصلی
main electrode U الکترود اصلی
main distribution U مقسم اصلی
mainframes U سیستم اصلی
main canal U کانال اصلی
main cable U کابل اصلی
main busbar U شمش اصلی
main building U ساختمان اصلی
decompilation U به زبان اصلی
main exchange U مرکز اصلی
main beam U شعاع اصلی
main coil U بوبین اصلی
main effort U تلاش اصلی
main discharge U تخلیه اصلی
meat U غذای اصلی
leading insurer U بیمه گر اصلی
atrium U حیاط اصلی
main direction U جهت اصلی
primary colours U رنگهای اصلی
main current U جریان اصلی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com