Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
extraordinary meeting
U
نشست ویژه
special session
U
نشست ویژه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
idiosyncrasy
U
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasies
U
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
meet
U
نشست نشست گاه
meets
U
نشست نشست گاه
to watch for certain symptoms
U
توجه کردن به نشانه های ویژه
[علایم ویژه مرض ]
special interest groups
U
گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
specialty
U
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
speciality
U
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialities
U
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
idiocrasy
U
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه
praetorial
U
متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
settlements
U
نشست
settlement
U
نشست
slump
U
نشست
slumped
U
نشست
slumping
U
نشست
slumps
U
نشست
precipitation
U
ته نشست
deposition
U
ته نشست
trim
U
نشست
consolidation
U
نشست
meeting
U
نشست
meetings
U
نشست
siting
U
نشست
trims
U
نشست
seance
U
نشست
seepage
U
نشست
settlement of the dam
U
نشست سد
settletment
U
نشست
leakages
U
نشست
leakage
U
نشست
depositions
U
ته نشست
trimmest
U
نشست
fouling
U
ته نشست
sediments
U
ته نشست
sittings
U
نشست
sitting
U
نشست
session
U
نشست
sessions
U
نشست
symposia
U
هم نشست
symposiums
U
هم نشست
symposium
U
هم نشست
sediment
U
ته نشست
assembly
U
مجمع نشست
subside
U
نشست کردن
precipitated rocks
U
سنگهای ته نشست
rate of deposition
U
سرعت ته نشست
closed conference
U
نشست مسدود
seep in
U
نشست کردن
closed meeting
U
نشست مسدود
lime deposite
U
ته نشست اهکی
air landed
U
هوا نشست
settlement of the foundation
U
نشست پی گاه
settlement ratio
U
نسبت نشست
subsided
U
نشست کردن
she sat behind me
U
او پشت من نشست
sinkable
U
نشست کردنی
oil residue
U
ته نشست روغن
shore formation
U
ته نشست دریاچهای
lacustrine sediment
U
ته نشست دریاچهای
subsides
U
نشست کردن
settle
U
نشست کردن
settles
U
نشست کردن
subsidence
U
نشست فرونشینی
subsidence
U
نشست خاک
annual accumulation of sediment
U
ته نشست سالانه
boring stay
U
محل نشست
calcareous deposit
U
ته نشست اهکی
deposit
U
ته نشست ته نشین
electrolytic deposition
U
ته نشست الکترولیتی
extravasate
U
نشست کردن
exudation
U
برون نشست
deposits
U
ته نشست ته نشین
leaky
U
نشست کننده
trim aft
U
نشست پاشنه
trim forward
U
نشست سینه
sinking
U
استهلاک نشست
true slump
U
نشست واقعی
to cave in
U
نشست کردن
sink
U
نشست کردن
subsiding
U
نشست کردن
soft spot
U
ناحیه نشست
sinks
U
نشست کردن
He was favorably impressed by what I told him .
U
حرفم دردلش نشست
The dust was laid ( settled ) .
U
گرد وخاک نشست
She sat beside ( next to ) her mother .
U
کنار مادرش نشست
She went to the bad.
U
بروز سیاه نشست
The plan landed .
U
هواپیما بزمین نشست
annual accumulation of sediment
U
سال اورد ته نشست
seat of settlement
U
محل نشست ساختمان
settlement of abutments
U
نشست تکیه گاه
extraordinary meeting
U
نشست فوق العاده
landing zone
U
منطقه نشست هوایی
special session
U
نشست فوق العاده
powwow
U
نشست وگفتگو کردن
settlement forecast
U
پیش بینی نشست
conventional take off and landing
U
هواپیمایی با نشست وبرخاست معمولی
the bird took its perch
U
مرغ روی چوب نشست
proces verbal
U
صورت جلسه نشست نامه
exudate
U
ترشح التهابی برون نشست
to have a closed meeting
U
نشست محرمانه داشتن
[بخصوص سیاست]
To associate ( mix) with someone .
U
با کسی نشست وبر خاست کردن
the veaael was neaped
U
کشتی بواسطه فرو کش اب بگل نشست
dropping
U
نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
he took her in to dinner
U
انزن را بسفره خانه برده پهلویش نشست
dropped
U
نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
drop
U
نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
drops
U
نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
inclusus
U
گوشه نشینی که در غاریا کلبهای می نشست ودرجهانیان رابروی خود می بست
expert
U
ویژه گر
special character
U
ویژه
specific humidity
U
نم ویژه
prerogative
U
حق ویژه
prerogatives
U
حق ویژه
idiocrasy
U
ویژه
extra special
U
ویژه
adhoc
U
ویژه
peculiar
U
ویژه
paticular
U
ویژه
extra
<adj.>
U
ویژه
special
<adj.>
U
ویژه
priviege
U
حق ویژه
particular
U
ویژه
specialist
U
ویژه گر
specialists
U
ویژه گر
expressing
U
ویژه
net
U
ویژه
specifics
U
ویژه
experts
U
ویژه گر
nett
U
ویژه
special
U
ویژه
specific
U
ویژه
specially
U
ویژه
privilege
U
حق ویژه
nets
U
ویژه
express
U
ویژه
expressed
U
ویژه
particulars
U
ویژه
expresses
U
ویژه
expert
U
ویژه کار
lingo
U
زبان ویژه
lingoes
U
زبان ویژه
lacrimal
U
ویژه اشک
specific weight
U
سنگینی ویژه
specific weight
U
وزن ویژه
net profit
U
سود ویژه
monkish
U
ویژه راهبان
speleologist
U
ویژه گر غارشناسی
specific yield
U
ابدهی ویژه
dead weights
U
ویژه وزن
dead weight
U
ویژه وزن
experts
U
ویژه کار
monocular
U
ویژه یک چشم
life guard
U
هنگ ویژه
lachrymal
U
ویژه اشک
labeled cargo
U
کالای ویژه
specializes
U
ویژه گری
specializing
U
ویژه گری
extra equipment
U
متعلقات ویژه
equity capital
U
ارزش ویژه
endemical
U
ویژه یک قوم
electrical resistivity
U
مقاومت ویژه
eigenvalue
U
ویژه مقدار
eigenfunction
U
ویژه تابع
ecotype
U
بوم ویژه
conizance
U
نشان ویژه
favourite or vor
U
ویژه مخصوص
characteristic root
U
ویژه مقدار
kink
U
ویژه گی فرریز
indicium
U
نشانه ویژه
specialises
U
ویژه گری
specialising
U
ویژه گری
special effects
U
جلوههای ویژه
specialize
U
ویژه گری
physiologists
U
ویژه گر فیزیولوژی
physiologist
U
ویژه گر فیزیولوژی
habiliments
U
جامه ویژه
(not one's) cup of tea
<idiom>
U
علاقه ویژه
gastronomist
U
ویژه گرخوراک
proper value
U
ویژه مقدار
specific volume
U
حجم ویژه
special drawing right
U
حق برداشت ویژه
specific cost
U
هزینه ویژه
specialist
U
ویژه کار
specialists
U
ویژه کار
self weight
U
ویژه وزن
specific donor
U
دهنده ویژه
specific drawdown
U
افت ویژه
specific heat
U
گرمای ویژه
species specific
U
نوع- ویژه
special verdict
U
تصمیم ویژه
singular matrix
U
ماتریش ویژه
special character
U
دخشه ویژه
special drawing rights
U
حق برداشت ویژه
special case
U
مورد ویژه
special bastard
U
حرامزاده ویژه
special agreement
U
قرارداد ویژه
special duty
U
کار ویژه
monographs
U
ویژه نگاشت
special party
U
گروه ویژه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com