Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
shunt ratio
U
نسبت شنت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
scale
U
کمتریا افزایش نسبت
cathedral
U
تمایل نوک بالهای هواپیما به طرف پایین نسبت به ریشه بالها
cathedrals
U
تمایل نوک بالهای هواپیما به طرف پایین نسبت به ریشه بالها
bearing
U
نسبت
bearing
U
موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر جهت قطب نما
give
U
نسبت دادن به بیان کردن
gives
U
نسبت دادن به بیان کردن
giving
U
نسبت دادن به بیان کردن
connection
U
بستگی نسبت
connexions
U
بستگی نسبت
colour
U
شماره بیتهای دادهای که به یک پیکسل نسبت داده می شوند تا رنگ آن را شرح دهند. یک بیت برای دو رنگ
colours
U
شماره بیتهای دادهای که به یک پیکسل نسبت داده می شوند تا رنگ آن را شرح دهند. یک بیت برای دو رنگ
trust
U
تاسیس به خصوصی است در حقوق انگلوساکسون که در ان شخصی مالی را به شخص دیگری منتقل میکند واین شخص متعهد میشودامور خاصی را نسبت به شخص ثالث انجام دهد و یابه طور کلی اموری را که مورد نظر موسس بوده بجااورد
trusted
U
تاسیس به خصوصی است در حقوق انگلوساکسون که در ان شخصی مالی را به شخص دیگری منتقل میکند واین شخص متعهد میشودامور خاصی را نسبت به شخص ثالث انجام دهد و یابه طور کلی اموری را که مورد نظر موسس بوده بجااورد
trusts
U
تاسیس به خصوصی است در حقوق انگلوساکسون که در ان شخصی مالی را به شخص دیگری منتقل میکند واین شخص متعهد میشودامور خاصی را نسبت به شخص ثالث انجام دهد و یابه طور کلی اموری را که مورد نظر موسس بوده بجااورد
share
U
سیستم عامل شبکه که به منابع کلمه رمز نسبت میدهد به جای اینکه شماره کاربران را تنظیم کند تا دستیابی محدود شود
shared
U
سیستم عامل شبکه که به منابع کلمه رمز نسبت میدهد به جای اینکه شماره کاربران را تنظیم کند تا دستیابی محدود شود
shares
U
سیستم عامل شبکه که به منابع کلمه رمز نسبت میدهد به جای اینکه شماره کاربران را تنظیم کند تا دستیابی محدود شود
rate
U
نسبت
rate
U
اندازه نسبت
rates
U
نسبت
rates
U
اندازه نسبت
credit
U
نسبت دادن
credited
U
نسبت دادن
crediting
U
نسبت دادن
credits
U
نسبت دادن
sacrilegious
U
موهن نسبت به مقدسات
relation
U
رابطه نسبت
relation
U
نقل قول وابسته به نسبت یا خویشی
relation
U
نسبت
regard
U
باره نسبت
regarded
U
باره نسبت
regards
U
باره نسبت
fundamentalist
U
کسیکه نسبت بکتاب مقدس واصول دین پروتستان طرفدارعقایدکهنه است
to
U
تا نسبت به
homage
U
اعلام رسمی بیعت از طرف متحد یا متفقی نسبت به پادشاه
allergies
U
حساسیت نسبت بچیزی
allergy
U
حساسیت نسبت بچیزی
protection
U
سد کردن راه حریف نسبت به مهاجمی که در شرف پاس دادن است
handicap
U
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicaps
U
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
attribution
U
نسبت دادن
airspeed
U
سرعت هواپیما نسبت به هوای محیط خود
airspeeds
U
سرعت هواپیما نسبت به هوای محیط خود
class conscious
U
دارای حساسیت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعی خود
class-conscious
U
دارای حساسیت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعی خود
class-consciousness
U
دارای حساسیت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعی خود
vertical
U
در زاویه راست نسبت به افق
monetarists
U
طرفداران مکتب پولی گروهی که معتقدند که سیاست پولی در رابطه باایجاد ثبات اقتصادی و تثبیت اشتغال و درامد نقش موثرتری نسبت به سیاست مالی دارد . همچنین این عده اعتقاد دارند که اقتصاد بخودی خود تثبیت خواهد شد
loyalist
U
وفادار نسبت بتاج وتخت
loyalists
U
وفادار نسبت بتاج وتخت
than
U
نسبت به
percentage
U
نسبت یا درصد
percentage
U
نسبت حرکات موفقیت امیز
percentages
U
نسبت یا درصد
percentages
U
نسبت حرکات موفقیت امیز
definition
U
یات . 2-مقدار یا فرمولی که به یک متغیر یا برچسب نسبت داده شود
definitions
U
یات . 2-مقدار یا فرمولی که به یک متغیر یا برچسب نسبت داده شود
acoustics
آواشناسی نسبت های صوتی قابلیت شنوایی
texture
U
طرز قرار گرفتن ذرات خاک نسبت بهم
textures
U
طرز قرار گرفتن ذرات خاک نسبت بهم
column
U
در نرم افزار پردازش کلمه میله وضعیت که در پایین صفحه است که بیان کننده موقعیت نشانه گر نسبت به ستون ها در صفحه است
columns
U
در نرم افزار پردازش کلمه میله وضعیت که در پایین صفحه است که بیان کننده موقعیت نشانه گر نسبت به ستون ها در صفحه است
back
U
نشانگری که موقعیت گره پدر نسبت به گره اصلی را نگه می دارد. که در برنامه سازی برای حرکت به عقب در فایل استفاده میشود
backs
U
نشانگری که موقعیت گره پدر نسبت به گره اصلی را نگه می دارد. که در برنامه سازی برای حرکت به عقب در فایل استفاده میشود
attach
U
نسبت دادن گذاشتن
attaches
U
نسبت دادن گذاشتن
attaching
U
نسبت دادن گذاشتن
quotient
U
نسبت
quotients
U
نسبت
amendment
U
پیشنهاداصلاحی نمایندهء مجلس نسبت به لایحه یا طرح قانونی
amendments
U
پیشنهاداصلاحی نمایندهء مجلس نسبت به لایحه یا طرح قانونی
master
U
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
mastered
U
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
masters
U
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
tolerance
U
قدرت تحمل نسبت بدارویا زهر
tolerances
U
قدرت تحمل نسبت بدارویا زهر
towards
U
نسبت به
system
U
مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
systems
U
مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
rapport
U
نسبت
correspondingly
U
بهمان نسبت
decibel
U
واحدی که نسبت بین دو مقدار الکتریسیته یاصوت را بیان میکند
decibels
U
واحدی که نسبت بین دو مقدار الکتریسیته یاصوت را بیان میکند
distortion
U
نسبت اشل قائم به اشل افقی در مدلها
distortions
U
نسبت اشل قائم به اشل افقی در مدلها
blood
U
نسبت خویشاوندی
open
U
وضع راکت نسبت به دیوار مقابل با سطح ان به طرف بالا
opened
U
وضع راکت نسبت به دیوار مقابل با سطح ان به طرف بالا
opens
U
وضع راکت نسبت به دیوار مقابل با سطح ان به طرف بالا
favouritism
U
مساعدت نسبت به
ascribe
U
نسبت دادن
ascribed
U
نسبت دادن
ascribes
U
نسبت دادن
ascribing
U
نسبت دادن
export
U
ذخیره سازی داده در یک فرمت فایل دیگری نسبت به پیش فرض
exported
U
ذخیره سازی داده در یک فرمت فایل دیگری نسبت به پیش فرض
exporting
U
ذخیره سازی داده در یک فرمت فایل دیگری نسبت به پیش فرض
disclaim
U
ترک دعوا کردن نسبت به
disclaimed
U
ترک دعوا کردن نسبت به
Other Matches
leverage
U
نسبت بدهی به دارائی خالص تغییر نسبت غیر معین
ohm's law
U
جریان در یک مدار با ولتاژ نسبت مستقیم وبا مقاومت نسبت عکس دارد
lift fan
U
توربوفنی که با نسبت کنارگذارزیاد تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکاررود
liftjet
U
توربوفن یا توربوجتی بسیارسبک وزنی با نسبت کنارگذرکم که تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکارمیرود
attributable
U
قابل نسبت دادن نسبت دادنی
prorata
U
برحسب نسبت معین بهمان نسبت
nationallism
U
مکتب ملیت اعتقاد به برتری یک ملت نسبت به ملل دیگر و لزوم وفاداری مطلق هر تابع نسبت به ملیت خود
format
U
نسبت
formats
U
نسبت
ratio
U
نسبت
the rat of to
U
نسبت دو به سه
proportions
U
نسبت
relational
U
نسبت
respect
U
نسبت
respects
U
نسبت
proportion
U
نسبت
t ratio
U
نسبت تی
cognation
U
نسبت
proportional
U
به نسبت
kinship
U
نسبت
in the ratio of
U
به نسبت
in respect of
U
نسبت به
in respect of
U
به نسبت
in relation to
U
نسبت به
in regard to
U
نسبت به
in regard of
U
نسبت به
in proprotion to
U
نسبت به
in connexion with
U
نسبت به
apropos of
U
نسبت به
ratios
U
نسبت
as compared to
U
نسبت به
uncross
U
نسبت
with respect to
U
نسبت به
In what proportion ?
U
به چه نسبت ؟
In the ration lf one to ten .
U
به نسبت یک به ده
us
U
نسبت بما
toward
U
بطرف نسبت به
activity ratio
U
نسبت فعالیت
magnetogyric ratio
U
نسبت ژیرومغناطیس
lay to
U
نسبت دادن به
abundance
U
نسبت فراوانی
cash ratio
U
نسبت نقدینگی
inverse ratio or proportion
U
نسبت معکوس
inverse ratio
U
نسبت معکوس
ionic ratio
U
نسبت یونی
visibility
U
نسبت دید
mobility ratio
U
نسبت تحرک
mole ratio
U
نسبت مولی
one's complement
U
متمم نسبت به یک
attribute
U
نسبت دادن
nines complement
U
متمم نسبت به 9
attributes
U
نسبت دادن
attributing
U
نسبت دادن
water cement ratio
U
نسبت اب و سیمان
compression ratio
U
نسبت تراکم
bear on
U
نسبت داشتن
factor proportion
U
نسبت عوامل
baud rate
U
نسبت باود
feedback ratio
U
نسبت فیدبک
fineness ratio
U
نسبت فرافت
liquidity ratio
U
نسبت نقدینگی
aspect ratio
U
نسبت دید
aspect ratio
U
نسبت تصویر
error ratio
U
نسبت خطا
distribution ratio
U
نسبت توزیع
concentration ratio
U
نسبت تمرکز
contact ratio
U
نسبت تماس
control ratio
U
نسبت فرمان
bypass ratio
U
نسبت کنارگذاری
correlation ratio
U
نسبت همبستگی
cost benefit ratio
U
نسبت فایده
current ratio
U
نسبت جاری
deposit ratio
U
نسبت سپرده
aspect ratio
U
نسبت صفحه
ascribable
U
نسبت دادنی
glide ratio
U
نسبت سریدن
impluse ratio
U
نسبت ضربه
oxygen ration
U
نسبت اکسیژن
acidity coefficient
U
نسبت اکسیژن
abundance ratio
U
نسبت فراوانی
absorption ratio
U
نسبت جذب
impluse ratio
U
نسبت ایمپولز
in d. of
U
با بی اعتنایی نسبت به
imputation
U
نسبت دادن
imputable
U
نسبت دادنی
gyromagnetic ratio
U
نسبت ژیرومغناطیسی
he is faithful to me
U
نسبت به من باوفاست
hit ratio
U
نسبت اصابت
image ratio
U
نسبت تصویر
impedance ratio
U
نسبت امپدانس
affine
U
نسبت ازدواجی
affine
U
نسبت سلبی
advalorem
U
به نسبت قیمت
scalling factor
U
نسبت اشل
reduction ratio
U
نسبت کاهش
recycling ratio
U
نسبت بازگردانی
imputed
U
نسبت دادن
to do by
U
رفتارکردن نسبت به
imputes
U
نسبت دادن
sensitivity ratio
U
نسبت حساسیت
settlement ratio
U
نسبت نشست
imputing
U
نسبت دادن
to behave toward
U
رفتارکردن نسبت به
into
U
نسبت به مقارن
recycle ratio
U
نسبت بازگردانی
selection ratio
U
نسبت گزینش
assion
U
نسبت دادن
self relative
U
نسبت بخود
scale down
U
به نسبت ثابت
saving ratio
U
نسبت پس انداز
roundness
U
نسبت گردی
feedback ratio
U
نسبت پس خوراند
relativization
U
نسبت دادن
to put down
U
نسبت دادن
transformer ratio
U
نسبت مبدل
ratio of transformer
U
نسبت مبدل
viscosity ratio
U
نسبت گرانروی
relationships
U
وابستگی نسبت
transformation ratio
U
نسبت تبدیل
relationship
U
وابستگی نسبت
ten's complement
U
متمم نسبت به 01
velocity ratio
U
نسبت سرعت
operating ratio
U
نسبت عملیاتی
porosity
U
نسبت روزنه ها
price ratio
U
نسبت قیمت
transmissivity
U
نسبت فرافرستی
two's complement
U
متمم نسبت به دو
weight ratio
U
نسبت وزن
progenitorship
U
نسبت جدی
progressive ratio
U
نسبت تصاعدی
ratio detector
U
اشکارساز نسبت
impute
U
نسبت دادن
strength ratio
U
نسبت استحکام
stress ratio
U
نسبت تنش
proximity of blood
U
قرابت نسبت
there is nothing wanting
U
چیزی کم نسبت
voltage ratio
U
نسبت ولتاژ
void ratio
U
نسبت منفذها
prorenata
U
نسبت موافق
golden ratio
U
نسبت طلایی
[ریاضی]
sensibility to praise
U
حساسیت نسبت به ستایش
charge mass ratio
U
نسبت بار به جرم
incapable of pain
U
بیحس نسبت بدرد
thoughtful of others
U
با ملاحظه نسبت بدیگران
signal to noise ratio
U
نسبت پیام به همهمه
singal to noise ratio
U
نسبت سیگنال به اغتشاش
file activity ratio
U
نسبت فعالیت پرونده
current transfer ratio
U
نسبت انتقال جریان
to bear witness to
U
شهادت دادن نسبت به
engine pressure ratio
U
نسبت فشار موتور
susceptible to pain
U
حساس نسبت بدرد
scale up
U
افزایش به نسبت ثابت
to be kind to...
U
مهربان بودن نسبت به ....
context sensitive
U
حساس نسبت به متن
gear transmission ratio
U
نسبت دنده گیربکس
gear ratio
U
نسبت چره دنده ها
sensitive to light
U
حساس نسبت به روشنایی
genealogically
U
ازروی نسبت نامه
the p of income to expenses
U
نسبت درامدبه هزینه
geopotential
U
پتانسیل نسبت به زمین
signal to nise ratio
U
نسبت سیگنال به نویز
he showed me kindness
U
ابرازمحبت نسبت به من نمود
prorate
U
به نسبت تقسیم کردن
proration
U
سرشکنی تقسیم به نسبت
nine's complement
U
متم نسبت به 9 متمم 9
wage profit ratio
U
نسبت دستمزد به سود
work ratio
U
نسبت کار به استراحت
He is distantly related to us .
U
نسبت دوری با ما دارد
ratio of capital to output
U
نسبت سرمایه به تولید
ratio of specific heats
U
نسبت گرمایی ویژه
nozzle contraction
U
نسبت همگرایی نازل
nozzle expasion ratio
U
نسبت واگرایی نازل
with relation to
U
نسبت به راجع به در باره
price system
U
نسبت و رابطه قیمتها با هم
ohm per volt
U
نسبت اهم بر ولت
trump up
U
نسبت ناروا دادن
trespass against
U
خطا کردن نسبت به
traitor to the countruy
U
خائن نسبت به کشور
relational
U
وابسته به نسبت یاخویشی
to think ill of any one
U
نسبت به کسی بد گمان
metaphsics
U
نسبت بهشتی و دانش
lift thrust
U
نسبت برا به تراست
future-oriented
<adj.>
U
پایدار
[نسبت به آینده]
sustainable
<adj.>
U
پایدار
[نسبت به آینده]
relative aperture
U
نسبت فاصله کانونی
rescussor
U
متمرد نسبت به قانون
return to scale
U
بازده نسبت به مقیاس
lateralrelationship
U
نسبت در خط افقی از پهلو
impedance ratio
U
نسبت مقاومت فاهری
in regard to
U
راجع به در خصوص نسبت به
lift drag ratio
U
نسبت برا به پسا
legal right toa property
U
حق قانونی نسبت به ملکی
thermotropism
U
حساسیت نسبت به گرما
law of variable proportion
U
قانون نسبت متغیر
labor capital ratio
U
نسبت کار به سرمایه
RPI
[row per inch]
U
رجشمار نسبت به اینچ
indisposed towards any one
U
بی میل نسبت به کسی
to stick together
U
نسبت بیکدیگروفادار بودن
voltage ratio of transformer
U
نسبت ولت مبدل
compositions
U
نسبت اجزای سازنده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com