English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
diminishing marginal utility U نزولی بودن مطلوبیت نهائی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
law of diminishing marginal utility U قانون نزولی بودن مطلوبیت نهائی
Other Matches
diminishing marginal utility U نزولی بودن مطلوبیت نهایی
diminishing marginal product U نزولی بودن محصول نهائی
diminishing marginal rate of U نزولی بودن نرخ نهائی تبدیل
diminishing marginal productivity U بهره دهی نهائی نزولی نزولی بودن بهره دهی نهائی
marginal desirability U مطلوبیت نهائی
marginal utility U مطلوبیت نهائی
marginal utility curve U منحنی مطلوبیت نهائی
marginal utility of money U مطلوبیت نهائی پول
marginal utility of income U مطلوبیت نهائی درامد
marginal utility function U تابع مطلوبیت نهائی
marginal disutility U عدم مطلوبیت نهائی
decreasing marginal cost U هزینه نهائی نزولی
marginal utility of capital U مطلوبیت نهائی سرمایه فایده نهائی سرمایه
decreasing marginal efficiency of capita U کارائی نهائی نزولی سرمایه
decreasing marginal productivity U بهره وری نهائی نزولی
marginal productivity law U قانون بازدهی نهائی قانون بهره وری نهائی ب_راساس این ق__انون با اف_زایش یک عامل تولید با ف_رض ثابت بودن سایر ع__وامل تولیدنهائی نهایتا کاهش خواهدیافت
marginal user cost U هزینه استفاده نهائی یاهزینه بکارگیری نهائی
von neuman morgensterm utility index U شاخص مطلوبیت ون نیومن مورگن استرن منظورشاخص عددی برای مطلوبیت مورد انتظار استکه دروضعیت ریسک و نامطمئنی ازاین شاخص استفاده میشود .ازنظر ریاضی این شاخص درحقیقت امید ریاضی مژلوبیت کل است
marginal disutility of labor U عدم رضایت نهائی کار نارضامندی نهائی کار
marginal cost pricing U قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهائی قیمت معادل هزینه نهائی
receding leg U شاخه نزولی مسیر هدف شاخه نزولی مسیر هواپیمای هدف
utility U مطلوبیت
satisfaction U مطلوبیت
favourableness U مطلوبیت
total utility U مطلوبیت کل
compliance U مطلوبیت
dis utility U عدم مطلوبیت
margin utility U حد مطلوبیت کالا
disutility U عدم مطلوبیت
cardinal utility U مطلوبیت عددی
form utility U مطلوبیت شکلی
utility frontier U مرز مطلوبیت
place utility U مطلوبیت مکانی
margin utility U مطلوبیت نهایی
total utility function U تابع مطلوبیت کل
ordinal utility U مطلوبیت ترتیبی
utility maximization U به حداکثر رسانیدن مطلوبیت
utility possibility curve U منحنی امکانات مطلوبیت
utilitarian U مطلوبیت چیزی بخاطرسودمندی ان
utility possibility frontier U مرز امکانات مطلوبیت
utile U واحد اندازه گیری مطلوبیت
decreasing U نزولی
descending U نزولی
diminishing U نزولی
decreasing cost U هزینه نزولی
diminishing returns U بازده نزولی
downward mobility U تحرک نزولی
diminishing return U بازده نزولی
descending chromatography U کروماتوگرافی نزولی
decreasing return U بازده نزولی
descending order U ترتیب نزولی
regressive tax U مالیات نزولی
decreasing function U تابع نزولی
descending sort U ترتیب نزولی
regressive taxation U مالیات نزولی
efficiency point U حد مطلوبیت کالای تولید شده با حداقل هزینه
law of downward sloping demand U قانون تقاضای نزولی
swoop U حرکت سریع نزولی
law of diminishing return U قانون بازده نزولی
stern attack U تک نزولی ازسمت عقب
swoops U حرکت سریع نزولی
swooping U حرکت سریع نزولی
falling rate of profit U نرخ نزولی سود
diminishing utility U اصل فایده نزولی
diminishing marginal utility U فایده نهایی نزولی
downward sloping demand curve U منحنی تقاضای نزولی
earned rate U نرخ تصاعدی نزولی
regressive tax system U نظام مالیاتی نزولی
descending sort U مرتب سازی نزولی
decreasing cost industry U هزینه نزولی صنعتی
law of diminishing atility U قانون مصرف نزولی
swooped U حرکت سریع نزولی
decreasing marginal cost U هزینه نهایی نزولی
diminishing marginal product U منحنی نزولی محصول نهایی
descending branch U شاخه نزولی مسیر گلوله
bergson criterion U ضابطهای که نشان میدهد هر تغییری که موجب کاهش مطلوبیت شود نامطلوب است
ultimate U نهائی
finals U نهائی
terminal U نهائی
final U نهائی
terminals U نهائی
marginal U نهائی
marginal analysis U تحلیل نهائی
marginal product U محصول نهائی
marginal output U تولید نهائی
marginal disutility U بیفایدگی نهائی
marginal buyer U خریدار نهائی
marginal outlays U مخارج نهائی
incremental cost U هزینه نهائی
marginal cost U هزینه نهائی
incremental revenue U درامد نهائی
marginal productivity U بازدهی نهائی
marginal desirability U رضامندی نهائی
marginal case U وضعیت نهائی
marginal conditions U شرایط نهائی
marginal income U درامد نهائی
marginal revenue U درامد نهائی
marginal benefit U فایده نهائی
ultimate strength U مقاومت نهائی
final goods U کالای نهائی
final demand U تقاضای نهائی
marginal unemployment U بیکاری نهائی
terminal price U قیمت نهائی
final price U قیمت نهائی
final test U ازمایش نهائی
finished product U محصول نهائی
marginal utility U فایده نهائی
terminally U بطور نهائی
final payment U پراخت نهائی
marginal seller U فروشنده نهائی
bolster layer U بالش نهائی
sudden failure U گسیختگی نهائی
marginal product curve U منحنی محصول نهائی
marginal rate of transformation U نرخ نهائی تبدیل
marginal net product U محصول نهائی خالص
marginal borrower U وام گیرنده نهائی
decree absolute حکم نهائی دادگاه
marginal rate of substitution U نرخ نهائی جانشینی
marginal factor cost U هزینه نهائی عامل
marginal lender U وام دهنده نهائی
marginal propensity to absorb U تمایل نهائی به جذب
marginal efficiency of capital U کارائی نهائی سرمایه
marginal propensity to save U میل نهائی به پس انداز
marginal propensity to spend U میل نهائی به مخارج
marginal demand price U قیمت تقاضای نهائی
marginal costing U هزینه یابی نهائی
marginal propensity to spend U میل نهائی به خرج
marginal cost function U تابع هزینه نهائی
marginal cost curve U منحنی هزینه نهائی
marginal return of capital U بازده نهائی سرمایه
marginal value product U ارزش تولید نهائی
marginal tax rate U نرخ نهائی مالیات
marginal tax rate U میل نهائی به مالیات
marginal propensity to import U میل نهائی به واردات
marginal product function U تابع محصول نهائی
marginal productivity U بهره وری نهائی
marginal propensity to expend U تمایل نهائی به مخارج
marginal propensity to expend U میل نهائی به مخارج
marginal propensity to consume U میل نهائی به مصرف
increasing marginal return U بازده نهائی فزاینده
marginal supply price U قیمت عرضه نهائی
marginal producer U تولید کننده نهائی
marginal revenue curve U منحنی درامد نهائی
marginal revenue function U تابع درامد نهائی
marginal revenue product U درامد محصول نهائی
marginal physical product U محصول فیزیکی نهائی
face fromwork U قالب بندی نهائی
marginal physical product of capital U محصول فیزیکی نهائی سرمایه
marginal physical product of labor U محصول فیزیکی نهائی کار
marginal propensity to pay taxes U میل نهائی به پرداخت مالیات
marginal rate of time preference U نرخ نهائی ترجیح زمانی
marginal return of investment U بازدهی نهائی سرمایه گذاری
marginal net private product U محصول خصوصی نهائی خالص
marginal efficiency of investment U کارائی نهائی سرمایه گذاری
marginal propensity to invest U میل نهائی به سرمایه گذاری
value of marginal product of capital U ارزش تولید نهائی سرمایه
value of marginal product of labor U ارزش تولید نهائی کار
marginal capital output ratio U نسبت نهائی سرمایه بر تولید
purchase element U عامل منتجه بار نهائی
final goods U کالا برای مصرف نهائی
tack coat U پوشش نهائی جاده با قیر
neoclassical school U مکتبی که براساس ان رقابت و پیروی ازاصول حداکثرساختن مطلوبیت و سود میتواندتخصیص ایده الی از منابع رادر اقتصاد بوجود اورد
marginal efficiency of investment schedu U نمودار کارائی نهائی سرمایه گذاری
marginal productivity theory of U نظریه توزیع بر مبنای بهره وری نهائی
gurantee period U مدت زمانیکه قبل از تحویل نهائی پیمانکار ساختمانی موفف است خسارات ساختمان رارفع نماید
To be very conspicuous . To stick out a mile . To be a marked person . U مثل گاو پیشانی سفید بودن ( انگشت نما ومشخص بودن )
peregrinate U سرگردان بودن اواره بودن در کشور خارجی اقامت کردن
contain U در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contains U در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contained U در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
to have short views U د راندیشه حال بودن وبس کوته نظر بودن
regressive taxes U مالیاتهای کاهنده مالیاتهای نزولی
to be in one's right mind U دارای عقل سلیم بودن بهوش بودن
outnumber U از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
outnumbered U از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
outnumbering U از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
outnumbers U از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
up to it/the job <idiom> U مناسب بودن ،برابربودن ،قادربه انجام بودن
to mind U مراقب بودن [مواظب بودن] [احتیاط کردن]
corresponded U بهم مربوط بودن مانند یا مشابه بودن
corresponds U بهم مربوط بودن مانند یا مشابه بودن
correspond U بهم مربوط بودن مانند یا مشابه بودن
equation of exchange U متوسط قیمت کالاها و خدمات نهائی و مقدار تولید کالاها وخدمات
lurks U در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
to be hard put to it U درسختی وتنگی بودن درزحمت بودن
to be in a habit U دارای خویاعادتی بودن دچارخویاعادتی بودن
To be on top of ones job . U بر کار سوار بودن ( مسلط بودن )
lurking U در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
look out U منتظر بودن گوش به زنگ بودن
lurked U در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
fit U شایسته بودن برای مناسب بودن
lurk U در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
fits U شایسته بودن برای مناسب بودن
validity of the credit U معتبر بودن یا پادار بودن اعتبار
fittest U شایسته بودن برای مناسب بودن
to look out U اماده بودن گوش بزنگ بودن
belongs U مال کسی بودن وابسته بودن
belonged U مال کسی بودن وابسته بودن
belong U مال کسی بودن وابسته بودن
reasonableness U موجه بودن عادلانه یا مناسب بودن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com