Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
in distance
U
نزدیک بودن شمشیرباز برای ضربه زدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
clinched
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinch
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinching
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinches
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
gain ground
U
ضربه با پا به امید بل گرفتن ان نزدیک دروازه حریف پیشروی شمشیرباز بسوی حریف
gather shot
U
ضربه برای نزدیک اوردن 2گوی برای کسب امتیازهای پی درپی باکارامبول
approached
U
ضربه برای نزدیک شدن به هدف گلف
approaches
U
ضربه برای نزدیک شدن به هدف گلف
approach
U
ضربه برای نزدیک شدن به هدف گلف
close in
U
نزدیک شدن شمشیرباز به بدن حریف
hit not valid
U
ضربه بی ارزش شمشیرباز
off target hit
U
ضربه بی ارزش شمشیرباز
time hit
U
ضربه شمشیرباز در ضد حمله
trompement
U
گریز شمشیرباز از ضربه حریف
free drop
U
برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان
hits
U
به هدف زدن ضربه شمشیرباز به بدن حریف
hit
U
به هدف زدن ضربه شمشیرباز به بدن حریف
hitting
U
به هدف زدن ضربه شمشیرباز به بدن حریف
out of distance
U
دور بودن شمشیرباز از حریف
find touch
U
بیرون فرستادن توپ نزدیک خط دروازه برای تجمع نزدیک
hitting
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
near
U
نزدیک به ضربه
nearing
U
نزدیک به ضربه
near-
U
نزدیک به ضربه
nearest
U
نزدیک به ضربه
neared
U
نزدیک به ضربه
nears
U
نزدیک به ضربه
nearer
U
نزدیک به ضربه
attention
U
شمشیرباز اماده برای مبارزه
attack on preparation
U
شمشیرباز اماده برای حمله
attentions
U
شمشیرباز اماده برای مبارزه
pinning position
U
نزدیک به ضربه شدن
under arm net shot
U
ضربه کوتاه از نزدیک تور
dab shot
U
ضربه ناگهانی از نزدیک تور
clothesline
U
ضربه نسبتا"مستقیم نزدیک زمین
high
U
ضربه نزدیک به میله اول بولینگ
highest
U
ضربه نزدیک به میله اول بولینگ
highs
U
ضربه نزدیک به میله اول بولینگ
balestra
U
پرش کوتاه و سریع شمشیرباز بجلو برای حمله
loop drive
U
ضربه باپیچش زیاد نزدیک تور حریف
pop-up
U
ضربه قوسی بلند از نزدیک تور تنیس تمرین پرش
pop up
U
ضربه قوسی بلند از نزدیک تور تنیس تمرین پرش
half volley
U
پرتاب نزدیک به توپزن که بیدرنگ پس از بلند شدن ضربه می خورد
to be quite close
U
نزدیک به هم بودن
stand by
<idiom>
U
نزدیک بودن
abuts
U
نزدیک بودن
abut
U
نزدیک بودن
abutted
U
نزدیک بودن
verge
U
نزدیک شدن مشرف بودن بر
verges
U
نزدیک شدن مشرف بودن بر
sillier
U
بیش از حد نزدیک بودن توپگیربه توپزن
silly
U
بیش از حد نزدیک بودن توپگیربه توپزن
silliest
U
بیش از حد نزدیک بودن توپگیربه توپزن
to be about to do something
<idiom>
U
نزدیک به انجام کاری بودن
[اصطلاح روزمره]
to be on the verge
[brink]
of doing something
<idiom>
U
نزدیک به انجام کاری بودن
[اصطلاح روزمره]
neck and neck
<idiom>
U
درمسابقه مساوی ویا نزدیک به تساوی بودن
fit
U
شایسته بودن برای مناسب بودن
fits
U
شایسته بودن برای مناسب بودن
fittest
U
شایسته بودن برای مناسب بودن
literacy
U
اصط لاحات مربوطه و قادر بودن برای استفاده از کامپیوتر برای برنامه نویسی و برنامههای کاربردی
blockhouse
U
ساختمان محکمی نزدیک سکوی پرتاب برای محافظت پرسنل
putted
U
ضربه برای انداختن به سوراخ
kickable
U
اسان برای ضربه زدن با پا
putt
U
ضربه برای انداختن به سوراخ
putts
U
ضربه برای انداختن به سوراخ
rugby point
U
امتیاز 3 یا 4 برای رساندن توپ به پشت خط پایان امتیاز 2 برای ضربه با پاوفرستان توپ از روی دروازه
scullery
U
اطاق کوچک نزدیک اشپزخانه برای نگاهداشتن فروف وکارد وچنگال
to catch at something
U
برای رسیدن بچیزی وگرفتن ان کوشش کردن وبدان نزدیک شدن
sculleries
U
اطاق کوچک نزدیک اشپزخانه برای نگاهداشتن فروف وکارد وچنگال
address
آماده شدن برای ضربه یا هدفگیری
addresses
U
اماده شدن برای ضربه یاهدفگیری
addressed
U
اماده شدن برای ضربه یاهدفگیری
winner's circle
U
محوطه نزدیک خط پایان درمسیر سوارکار و اسب برنده برای گرفتن جایزه
break shot
U
نخستین ضربه برای پراکندن گویهای بیلیارد
blasts
U
ضربه به گوی برای خروج ازماسه یا شن نرم
rugby point
U
3 امتیاز برای ضربه ازاد یاضربه پنالتی
forcing
U
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
forces
U
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
blast
U
ضربه به گوی برای خروج ازماسه یا شن نرم
force
U
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
circularization
U
تصحیح مدار ماهواره برای رسیدن یا نزدیک شدن ان به دایره کامل در ارتفاع لازم
webbing
U
نوارهای داخل کلاهخود برای کاستن فشار ضربه
drag bunt
U
ضربه با ثابت نگهداشتن چوب برای دویدن به پایگاه
back up
U
اماده برای دویدن درصورت ضربه خوب یار
back-up
U
اماده برای دویدن درصورت ضربه خوب یار
scalper
U
پوشش روی پا و سم عقبی برای حفافت از ضربه پای جلو
chop
U
ضربه پایین زدن به توپ برای اینکه به زمین بخورد
chopped
U
ضربه پایین زدن به توپ برای اینکه به زمین بخورد
blue flag
U
پرچم ابی برای علامت دادن بکسی که اتومبیل دیگری بدنبال و نزدیک اوست تا راه بدهد
doubled up
U
ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
doubled
U
ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
double
U
ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
quick kick
U
کوشش در ضربه زدن با پا درضمن پاس برای کسب موقعیت بهتر
lay up
U
ضربه زدن به مسافت کوتاهتر از عادی برای اجتناب از افتادن ان در مانع
tee
U
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
tees
U
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
teeing
U
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
chop
U
کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
teed
U
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
chopped
U
کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
plots
U
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
plot
U
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
plotted
U
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
inside
U
ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
insides
U
ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
closest
U
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
closer
U
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
close
U
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
closes
U
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
overstriking
U
توانایی یک چاپگر نسخه چاپی برای ضربه مکرر زدن به کاراکتربه منظور تولید حالت نمایانتری از ان
just in case
U
برای مطمئن بودن
to stand ready for
[+ noun]
U
آماده بودن برای
misbecome
U
نامناسب بودن برای
to stand ready to
[+ verb]
U
آماده بودن برای
to act
[as somebody]
U
پاسخگو بودن
[برای]
away
U
بازی در زمین حریف گویی که دورتر ازگوی دیگر از سوراخ قراردارد و حق تقدم برای ضربه زدن پیدا میکند
to stand in the gap
U
برای دفاع اماده بودن
to look at the black side
[about something]
U
بدبین بودن
[برای چیزی]
to be clear to somebody
U
برای کسی مشخص بودن
overtask
U
زیاد سنگین بودن برای
to be clear to somebody
U
برای کسی واضح بودن
to keep ome's powder dry
U
برای هر رویدادی اماده بودن
point bland
U
بسیار نزدیک در مسافت نزدیک
inshore
U
نزدیک کرانه نزدیک ساحل
inshrine
U
در حکم مزاریا معبد بودن برای
to be congenial to somebody
[things]
U
برای کسی مطبوع بودن
[اشیا]
to be congenial to somebody
[things]
U
برای کسی دلپذیر بودن
[اشیا]
to be congenial to somebody
[things]
U
برای کسی سازگار بودن
[اشیا]
end in itself
<idiom>
U
مکان کافی برای راحت بودن
turn up one's nose at
<idiom>
U
ردکردن خوب بودن برای کسی
served
U
گذراندن به سر بردن صودمند بودن برای
serves
U
گذراندن به سر بردن صودمند بودن برای
serve
U
گذراندن به سر بردن صودمند بودن برای
indian check
U
سد کردن راه حریف با بالابردن چوب بالای سر او برای ضربه زدن به چوب او
punt
U
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punted
U
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punts
U
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
impluse response
U
پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
clutch start
U
روشن و اماده بودن موتورسیکلت برای مسابقه
to be closed to
[all]
traffic
U
برای
[همه نوع]
ترافیک بسته بودن
to be the obvious thing
[for somebody or something]
U
آشکار
[بدیهی]
بودن
[برای کسی یا چیزی]
to be on-call
U
در آماده باش برای ترک درخدمت بودن
backsword man
U
شمشیرباز
fencer
U
شمشیرباز
siding
[railway]
U
دوراهی راه اهن
[برای بیرون بودن از ترافیک]
to go down
[in a particular way]
with somebody
U
برای کسی
[به سبک ویژه ای]
قابل پذیرش بودن
stabling siding
U
دوراهی راه آهن
[برای بیرون بودن از ترافیک]
siding
[railway]
U
دوراهی راه آهن
[برای بیرون بودن از ترافیک]
freedom
U
آزاد بودن برای انجام کاری بدون محدودیت
freedoms
U
آزاد بودن برای انجام کاری بدون محدودیت
validation
U
بررسی انجام شده برای معتبر بودن داده
parking siding
U
دوراهی راه اهن
[برای بیرون بودن از ترافیک]
parking siding
U
دوراهی راه آهن
[برای بیرون بودن از ترافیک]
stabling siding
U
دوراهی راه اهن
[برای بیرون بودن از ترافیک]
foilist
U
شمشیرباز فویل
assaults
U
یورش شمشیرباز
assaulted
U
یورش شمشیرباز
epeeist
U
شمشیرباز اپه
line of attack
U
سینه شمشیرباز
assault
U
یورش شمشیرباز
sabreur
U
شمشیرباز سابر
fencing position
U
گارد شمشیرباز
foilsman
U
شمشیرباز فویل
case sensitive search
U
جستجو برای حساسیت نسبت به بزرگ یا کوچک بودن حرف
waiting game
U
صبور و گوش به زنگ بودن برای یافتن فرصت خوب
intestable
U
وصیت کردن ناشایسته برای گواه بودن یاگواهی دادن
Her teacher's presence caused her considerable discomfort.
U
بودن دبیر او
[زن]
احساس ناراحتی زیادی برای او
[زن]
ایجاد کرد.
waiting games
U
صبور و گوش به زنگ بودن برای یافتن فرصت خوب
fencing measure
U
فاصله معمولی دو شمشیرباز
guarding
U
حالت دفاعی شمشیرباز
guard
U
حالت دفاعی شمشیرباز
coquille
U
محافظ دست شمشیرباز
preparation of attack
U
شمشیرباز اماده حمله
sword arm
U
دست مسلح شمشیرباز
attack on the blade
U
حمله شمشیرباز به تیغه
bib
U
محافظ گلوی شمشیرباز
bibs
U
محافظ گلوی شمشیرباز
composite attack
U
حمله شمشیرباز با حرکات پی در پی
compound attack
U
حمله شمشیرباز با حرکات پی در پی
offensive movement
U
حرکت تهاجمی شمشیرباز
guards
U
حالت دفاعی شمشیرباز
lanista
U
شمشیرباز اموزگار شمشیربازی
fleche
U
نقل مکان شمشیرباز
verification
U
بررسی صحت کارکردن یک سیستم و مناسب بودن آن برای کارهای موردنظر
configured in
U
وسیلهای که مشخصات آن بیان کننده آماده بودن آن برای استفاده است
approaches
U
نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
approached
U
نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
approach
U
نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
jumps
U
حمله شمشیرباز با پرش به هوا
jumped
U
حمله شمشیرباز با پرش به هوا
jump
U
حمله شمشیرباز با پرش به هوا
standstill
U
در کنار یکدیگر رکاب زدن و درانتظار اشتباه حریف بودن برای گریز
plastron
U
محافظ سینه کمر و پهلوهای شمشیرباز
progressive attack
U
پیشروی شمشیرباز با حرکات تهاجمی گوناگون
stance
U
طرز ایستادن شمشیرباز مقابل حریف
stances
U
طرز ایستادن شمشیرباز مقابل حریف
carrying
U
سیگنال مدار جمع کننده برای بیان کامل بودن تمام عملیات وام ها
carried
U
سیگنال مدار جمع کننده برای بیان کامل بودن تمام عملیات وام ها
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com