Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 68 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
rate of wage
U
نرخ دستمزد
wage rate
U
نرخ دستمزد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
wage
U
دستمزد
waged
U
دستمزد
wages
U
دستمزد
waging
U
دستمزد
salaries
U
دستمزد
salary
U
دستمزد
payroll
U
سیاهه دستمزد
pay
U
دستمزد
paying
U
دستمزد
pays
U
دستمزد
raise
U
بالا بردن دستمزد
raises
U
بالا بردن دستمزد
stipend
U
دستمزد
stipends
U
دستمزد
fee
U
مزد دستمزد
retainer
U
حق المشاوره ثابت و مقطوع وکیل دائمی قرارداد پرداخت دستمزد وکیل دائمی
retainers
U
حق المشاوره ثابت و مقطوع وکیل دائمی قرارداد پرداخت دستمزد وکیل دائمی
annual wage
U
دستمزد سالانه
base wage rate
U
حداقل دستمزد
daily pay
U
دستمزد روزانه
direct labour
U
دستمزد مستقیم
double time
U
پرداخت دستمزد کارگران به دو برابر مقدار عادی
factor payments
U
دستمزد
feoff
U
دستمزد
indirect labour
U
هزینه دستمزد غیرمستقیم
minimim wage law
U
قانون حداقل دستمزد که براساس ان حداقل دستمزدنبایستی از میزانی که توسط دولت تعیین میشود کمتر باشد
minimum wage
U
حداقل دستمزد
primage
U
دستمزد بار زدن کشتی
rapine
U
دستمزد
rate of wage increase
U
نرخ افزایش دستمزد
subsistence theory of wages
U
نظریه حداقل دستمزدها براساس این نظریه که دراواخر قرن 81 و اوایل قرن نوزدهم رایج بوده است دردراز مدت میزان دستمزد باحداقل نیاز برای زندگی برابرخواهد بود . این قانون
truck system
U
اصول دادن کالا به جای دستمزد به کارگران
wage agreement
U
قرارداد دستمزد
wage agreement
U
موافقت نامه دستمزد
wage bargain
U
چانه زنی دستمزد
wage ceiling
U
سقف دستمزد
wage ceiling
U
حداکثر دستمزد
wage compution day
U
دستمزد ساعتی
wage constraint
U
محدودیت دستمزد
wage control
U
کنترل دستمزد
wage costs
U
مخارج دستمزد
wage cuts
U
کاهش دستمزد
wage determination
U
تعیین دستمزد
wage differentials
U
اختلاف در دستمزد
wage flexibility
U
انعطاف پذیری دستمزد
wage freeze
U
انجماد دستمزد
wage freeze
U
ثابت نگهداشتن دستمزد
wage fund theory of wages
U
نظریه مزد بر اساس وجوه دستمزد براساس این نظریه که توسط استوارت میل بیان شده مزد بر اساس رابطه میان کل وجوه مربوط به پرداخت دستمزد و تعدادکارگران تعیین میشودبنابراین برای افزایش دستمزد بایستی یا کل این وجوه را بالا برد و یا اینکه تعداد کارگران را کاهش داد
wage funds
U
وجوه دستمزد
wage funds
U
مایه دستمزد
wage income
U
درامد بشکل دستمزد
wage index
U
شاخص دستمزد
wage market
U
بازار دستمزد
wage policy
U
سیاست دستمزد
wage price spiral
U
دور تسلسل دستمزد
wage profit ratio
U
نسبت دستمزد به سود
wage stabilization
U
ثبات دستمزد
wage standard
U
دستمزد استانده
wage system
U
نظام پرداخت دستمزد
The wages wI'll be raised.
U
دستمزد ها بالاخواهند رفت
mandate
U
قرارداد پرداخت دستمزد وکیل دائمی
cash-wage
U
دستمزد نقدی
cottage contract
U
نوعی قرارداد بافت روستایی که کارفرما کاغذ شطرنجی، نخ های رنگ شده و طرح را آماده کرده و دستمزد بافنده پس از فروش به وی پرداخت می شود
kabal
U
قبال
[نوعی واحد اندازه گیری در تبریز معادل هزار و چهارصد گره می باشد و جهت تعیین مقدار دستمزد بافنده بکار می رود.]
Moghat
U
مقات
[نوعی واحد اندازه گیری در مشهد که مبنای آن تعداد هزار و دویست گره در یک ردیف طولی و عرضی بوده و جهت پرداخت دستمزد بافنده بکار می رود.]
practice fee
U
دستمزد
[مثال ویزیت دکتر]
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com