Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
indistinctive
U
نا مشخص
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
field
U
مجموعه حروف برای مشخص کردن یک فیلد یا محل آن
fielded
U
مجموعه حروف برای مشخص کردن یک فیلد یا محل آن
fields
U
مجموعه حروف برای مشخص کردن یک فیلد یا محل آن
answer
U
سیگنال فرستاده شده توسط کامپیوتر گیرنده برای مشخص کردن خودش
answered
U
سیگنال فرستاده شده توسط کامپیوتر گیرنده برای مشخص کردن خودش
answering
U
سیگنال فرستاده شده توسط کامپیوتر گیرنده برای مشخص کردن خودش
answers
U
سیگنال فرستاده شده توسط کامپیوتر گیرنده برای مشخص کردن خودش
card
U
کارت پلاستیکی نازک با وسیله حافظه و ریز پردازنده که در آن قرار گرفته است که برای انتقال الکترونیکی یا مشخص کردن کاربر انجام میشود
cards
U
کارت پلاستیکی نازک با وسیله حافظه و ریز پردازنده که در آن قرار گرفته است که برای انتقال الکترونیکی یا مشخص کردن کاربر انجام میشود
marker
U
مشخص کننده
markers
U
مشخص کننده
replace
U
دستوری به کامپیوتربرای یافتن یک داده مشخص وقرار دادن چیزدیگری درآن محل
replaced
U
دستوری به کامپیوتربرای یافتن یک داده مشخص وقرار دادن چیزدیگری درآن محل
replaces
U
دستوری به کامپیوتربرای یافتن یک داده مشخص وقرار دادن چیزدیگری درآن محل
replacing
U
دستوری به کامپیوتربرای یافتن یک داده مشخص وقرار دادن چیزدیگری درآن محل
direct objects
U
دادهای که تصویر یا صوت مشخص تولید میکند
indirect objects
U
دادهای که تصویر یا صوت مشخص تولید میکند
object
U
دادهای که تصویر یا صوت مشخص تولید میکند
objected
U
دادهای که تصویر یا صوت مشخص تولید میکند
objecting
U
دادهای که تصویر یا صوت مشخص تولید میکند
objects
U
دادهای که تصویر یا صوت مشخص تولید میکند
aggregate
U
بیشترین سرعتی که داده روی کانال مشخص میتواند ارسال شود
aggregates
U
بیشترین سرعتی که داده روی کانال مشخص میتواند ارسال شود
queried
U
که به کاربرامکان پرسش سول و دریافت پاسخ یا دستیابی به اطلاع مشخص طبق سوال میدهد
queries
U
که به کاربرامکان پرسش سول و دریافت پاسخ یا دستیابی به اطلاع مشخص طبق سوال میدهد
query
U
که به کاربرامکان پرسش سول و دریافت پاسخ یا دستیابی به اطلاع مشخص طبق سوال میدهد
querying
U
که به کاربرامکان پرسش سول و دریافت پاسخ یا دستیابی به اطلاع مشخص طبق سوال میدهد
region
U
پر کردن فضای صفحه نمایش یا شکل گرافیکی با رنگ مشخص
regions
U
پر کردن فضای صفحه نمایش یا شکل گرافیکی با رنگ مشخص
message
U
حجم اطلاع مشخص
messages
U
حجم اطلاع مشخص
mean
U
مشخص کردن چیزی
meaner
U
مشخص کردن چیزی
meanest
U
مشخص کردن چیزی
basic
U
روش به هنگام سازی و بازیابی مستقیم بلاک داده مشخص که در یک وسیله با دستیالی مستقیم ذخیره شده است
basics
U
روش به هنگام سازی و بازیابی مستقیم بلاک داده مشخص که در یک وسیله با دستیالی مستقیم ذخیره شده است
word
U
سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد
worded
U
سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد
relative
U
محل مشخص در رابط ه با یک مرجع یا آدرس مربوطه پایه
director
U
نرم افزار نوشتاری چند رسانهای محصول Macromedia که به کاربر اجازه کنترل عناصر در زمان مشخص میدهد
directors
U
نرم افزار نوشتاری چند رسانهای محصول Macromedia که به کاربر اجازه کنترل عناصر در زمان مشخص میدهد
private
U
محدوده آدرس حافظه کاربر مشخص , نه برای دستیابی عمومی
privates
U
محدوده آدرس حافظه کاربر مشخص , نه برای دستیابی عمومی
machine
U
شماره یا آدرس مطلق که نقط های در حافظه که کلمه داده قابل یافتن و دستیابی است را مشخص میکند
machined
U
شماره یا آدرس مطلق که نقط های در حافظه که کلمه داده قابل یافتن و دستیابی است را مشخص میکند
machines
U
شماره یا آدرس مطلق که نقط های در حافظه که کلمه داده قابل یافتن و دستیابی است را مشخص میکند
logic
U
ولتاژ نمایش وضعیت منط قی مشخص .
volume
U
نام انتساب شده به دیسک یا نوار مشخص
volumes
U
نام انتساب شده به دیسک یا نوار مشخص
arithmetic
U
دستورالعمل برنامه که در آن عملگر عمل مورد نظر را برای اجرا مشخص میکند
location
U
شماره یا آدرس مطلق که نقط های در حافظه که کلمه داده قابل یافتن و دستیابی است مشخص میکند
locations
U
شماره یا آدرس مطلق که نقط های در حافظه که کلمه داده قابل یافتن و دستیابی است مشخص میکند
update
U
تغییر یا افزودن داده مشخص در فایل اصلی با اطلاعات به روز شوند
updated
U
تغییر یا افزودن داده مشخص در فایل اصلی با اطلاعات به روز شوند
updates
U
تغییر یا افزودن داده مشخص در فایل اصلی با اطلاعات به روز شوند
language
U
قالب و فرمت دستورات و داده ها در یک زبان مشخص
language
U
دستوراتی که منابع لازم برای یک کار که باید توسط کامپیوتر انجام شود را مشخص می کنند
languages
U
قالب و فرمت دستورات و داده ها در یک زبان مشخص
languages
U
دستوراتی که منابع لازم برای یک کار که باید توسط کامپیوتر انجام شود را مشخص می کنند
analogue
U
صفحه نمایشی که از سیگنال ورودی ممتد برای کنترل رنگهای صفحه نمایش استفاده میکند به طوری که بتواند یک محدوده مشخص از رنگها را نمایش دهد
analogues
U
صفحه نمایشی که از سیگنال ورودی ممتد برای کنترل رنگهای صفحه نمایش استفاده میکند به طوری که بتواند یک محدوده مشخص از رنگها را نمایش دهد
realised
U
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realises
U
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realising
U
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realize
U
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realized
U
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realizes
U
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realizing
U
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
effective
U
نرخ یافتن یک بخش مشخص از اطلاع از یک رسانه ذخیره سازی
effective
U
آنچه برای تولید یک نتیجه مشخص قابل استفاده است
power
U
قطعهای که اگر برای مدت زمان مشخص استفاده نشود خود را خاموش میکند
powered
U
قطعهای که اگر برای مدت زمان مشخص استفاده نشود خود را خاموش میکند
powering
U
قطعهای که اگر برای مدت زمان مشخص استفاده نشود خود را خاموش میکند
powers
U
قطعهای که اگر برای مدت زمان مشخص استفاده نشود خود را خاموش میکند
rate
U
تعداد خطاهایی که در یک زمان مشخص رخ میدهد
rate
U
حجم داده یاا کارهایی که در یک زمان مشخص رخ میدهد
rates
U
تعداد خطاهایی که در یک زمان مشخص رخ میدهد
rates
U
حجم داده یاا کارهایی که در یک زمان مشخص رخ میدهد
cyclic
U
دستیابی به اطلاع ذخیره شده که فقط در یک نقط ه مشخص در حلقه اتفاق میافتد
move
U
دستوری که محل بلاک متن که توسط نشانه گر بلاک مشخص شده است را تغییر میدهد
moved
U
دستوری که محل بلاک متن که توسط نشانه گر بلاک مشخص شده است را تغییر میدهد
moves
U
دستوری که محل بلاک متن که توسط نشانه گر بلاک مشخص شده است را تغییر میدهد
structure
U
ترتیب دادن یا سازماندهی به روش مشخص
structures
U
ترتیب دادن یا سازماندهی به روش مشخص
structuring
U
ترتیب دادن یا سازماندهی به روش مشخص
identities
U
عدد یکتا که توسط کلمه رمز استفاده می شدو تا برای کاربر مشخص کند چه زمانی وارد سیستم شود
identities
U
الگوی بیتها پیش از اولین بلاک داده در نوار مغناطیسی که قالب نوار استفاه شده را مشخص میکند
identity
U
عدد یکتا که توسط کلمه رمز استفاده می شدو تا برای کاربر مشخص کند چه زمانی وارد سیستم شود
identity
U
الگوی بیتها پیش از اولین بلاک داده در نوار مغناطیسی که قالب نوار استفاه شده را مشخص میکند
specifies
U
مشخص کردن
specifies
U
مشخص کردن ذکر کردن معلوم کردن
specify
U
مشخص کردن
specify
U
مشخص کردن ذکر کردن معلوم کردن
specifying
U
مشخص کردن
specifying
U
مشخص کردن ذکر کردن معلوم کردن
name
U
کلمه معرفی فایل ذخیره شده مشخص
names
U
کلمه معرفی فایل ذخیره شده مشخص
amorphous
U
دارای ساختمان غیر مشخص
symbolic
U
1-هرزبان کامپیوتری که در آن محل ها با نام مشخص شده است .2-هر زبان که برای نوشتن که منبع به کار می رود
symbolic
U
آدرسی که با نشانه یا نام مشخص شود
Other Matches
algorithm
U
قوانین مصرفی و ایجاد کارهای مشخص یا حل مشکلات مشخص
algorithms
U
قوانین مصرفی و ایجاد کارهای مشخص یا حل مشکلات مشخص
cell
U
جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
cells
U
جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
quartz clock
U
بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
descriptor
U
کدی که مشخص کننده نام فایل یا نام برنامه یا کد رمز به فایل را مشخص میکند
locating
U
تعیین محل کردن مشخص کردن جا دادن مشخص کردن محل هدف
locates
U
تعیین محل کردن مشخص کردن جا دادن مشخص کردن محل هدف
located
U
تعیین محل کردن مشخص کردن جا دادن مشخص کردن محل هدف
locate
U
تعیین محل کردن مشخص کردن جا دادن مشخص کردن محل هدف
physiognomonic
U
مشخص
specifics
U
مشخص
named
U
مشخص
kenspeckle
U
مشخص
signate
U
مشخص
specific code
U
کد مشخص
marked
U
مشخص
pronounced
U
مشخص
distinctive
U
مشخص
highlighted
U
مشخص
distinguished
U
مشخص
highlight
U
مشخص
distinct
U
مشخص
highlights
U
مشخص
specific
U
مشخص
definitions
U
مشخص کردن
ditinct
U
روشن مشخص
denoted
U
مشخص کردن
discriminant
U
مشخص کننده
specified
U
مشخص شده
definition
U
مشخص کردن
diacritical current
U
جریان مشخص
named vessel
U
کشتی مشخص
individuate
U
مشخص کردن
denotes
U
مشخص کردن
named place of destination
U
مقصد مشخص
lay down
U
مشخص کردن
nonsignificant
U
غیر مشخص
earmarking
U
مشخص کردن
identifying
U
مشخص کردن
delineated
U
مشخص کردن
delineates
U
مشخص کردن
distinguishing
U
مشخص اختصاصی
delineating
U
مشخص کردن
define
U
مشخص کردن
defined
U
مشخص کردن
defining
U
مشخص کردن
denote
U
مشخص کردن
identifies
U
مشخص کردن
identified
U
مشخص کردن
signalled
U
اشکار مشخص
clean cut
U
مشخص واضح
clean-cut
U
مشخص واضح
cleaners
U
مشخص واضح
assignable
U
معین مشخص
signal
U
اشکار مشخص
signaled
U
اشکار مشخص
delineate
U
مشخص کردن
indicating
U
مشخص کننده
distinctive
U
فرق مشخص
targets
U
هدف مشخص
defines
U
مشخص کردن
targetting
U
هدف مشخص
registered port
U
بندر مشخص
target
U
هدف مشخص
targetted
U
هدف مشخص
targeting
U
هدف مشخص
identify
U
مشخص کردن
targeted
U
هدف مشخص
pathognomic
U
مشخص مرض
distinctly
U
بطور مشخص
pathognomomical
U
مشخص مرض
to create an image for oneself as somebody
U
مشخص کردن
type genus
U
نوع مشخص
unarguable
U
غیرقابلبحثمعلوم مشخص
criss-crossing
U
با ضربدر مشخص کردن
criss-crosses
U
با ضربدر مشخص کردن
indication lamp
U
لامپ مشخص کننده
structureless
U
بدون ساختمان مشخص
at the specified tenor
U
بر حسب مفاد مشخص
criss-crossed
U
با ضربدر مشخص کردن
typified
U
بانمونه مشخص کردن
check indicator
U
مشخص کننده مقابله
typifying
U
بانمونه مشخص کردن
typify
U
بانمونه مشخص کردن
call one's shot
U
مشخص کردن هدف
nodose
U
دارای برامدگیهای مشخص
facies
U
عبارت مشخص یک طبقه
frequency designation
U
مشخص کردن فرکانس
typifies
U
بانمونه مشخص کردن
criss-cross
U
با ضربدر مشخص کردن
overflow indicator
U
مشخص کننده سرریزی
named point of destination
U
نقطه مشخص در مقصد
named port of destination
U
بندر مقصد مشخص
antiseptics
U
تمیز و پاکیزه مشخص
antiseptic
U
تمیز و پاکیزه مشخص
nodous
U
دارای برامدگیهای مشخص
shaded relief
U
عوارض مشخص یا بسیارناهموار
named place of delivery at frontier
U
تحویل در مرز مشخص
shuttle
U
وسیله نقلیه با مسیر مشخص
shuttled
U
وسیله نقلیه با مسیر مشخص
blocky
U
پرشده یا مشخص با قطعات مختلف
highlighting
U
روشن ساختن مشخص کردن
shuttles
U
وسیله نقلیه با مسیر مشخص
costing
U
مشخص کردن هزینه عملیات
margin
U
مشخص کردن اندازه و حاشیه
margins
U
مشخص کردن اندازه و حاشیه
One must draw the line somewhere.
<proverb>
U
هر کس باید ید و مرزش را مشخص کند .
to be clear to somebody
U
برای کسی مشخص بودن
known target
U
هدف شناخته شده یا مشخص
badges
U
امضاء و علامت برجسته و مشخص
temporarily
U
برای زمان مشخص یا نه همیشه
named departure point
U
نقطه مشخص برای حرکت
badge
U
امضاء و علامت برجسته و مشخص
named port of shipment
U
بندر مشخص برای حمل
point of aim
U
نقطه هدفگیری در مسافتهاتی مشخص
settling days
U
روزهای مشخص تصفیه حسابها در بورس
alerted
U
وضعیت یک شی مشخص که یک اخطار را کنترل میکند
My departure time is not determined yet .
U
وقت حرکت من هنوز مشخص نیست.
user
U
انجمن یا کلوپ کاربران یا کامپیوتر مشخص
users
U
انجمن یا کلوپ کاربران یا کامپیوتر مشخص
Well, duh!
[American English]
U
نه ! جدی می گی؟
[این که کاملا مشخص است]
alert
U
وضعیت یک شی مشخص که یک اخطار را کنترل میکند
scheduled plane
U
هواپیمای مسافربری
[با زمان پرواز مشخص]
entry
U
مقدار اطلاعات درون یک سلول مشخص
circle of influence
U
دایرهای که حد منطقه تاثیررا مشخص میکند
special
U
سیستم برنامههای کاربردی مشخص و محدود
scheduled service plane
U
هواپیمای مسافربری
[با زمان پرواز مشخص]
irishism
U
عبارت یا اصطلاح یا رسوم مشخص ایرلندی
insignia
U
علائم ونشانهای مشخص کننده هرچیزی
dorsiventral
U
دارای قسمت پشتی وشکمی مشخص
insigne
U
علائم ونشانهای مشخص کننده هرچیزی
neither fish nor fowl
<idiom>
U
چیزی که به گروه مشخص تعلق ندارد
serve one's purpose
<idiom>
U
مفیدبودن شخص برای کاری مشخص
To be conspicuous.
U
انگشت نما بودن ( مشخص یا سر شناس )
operator
U
انتساب بیشتر از یک تابع به عملگرا مشخص .
determiners
U
مشخص کننده ضمیر یا صفت اشاره
symbolically
U
آدرسی که با نشانه یا نام مشخص شود
operators
U
انتساب بیشتر از یک تابع به عملگرا مشخص .
internal
U
نمایش حروف در یک سیستم عامل مشخص
determiner
U
مشخص کننده ضمیر یا صفت اشاره
lanes
U
مسیر که باخط کشی مشخص میشود
intensity of rain fall
U
شدت بارندگی که بامیلیمتردرساعت مشخص میشود
channel
U
ارسال سیگنال ها یا داده از یک مسیر مشخص
channeled
U
ارسال سیگنال ها یا داده از یک مسیر مشخص
channeling
U
ارسال سیگنال ها یا داده از یک مسیر مشخص
key
کلیدی که ورودیهای یک رکورد را مشخص میکند
channelled
U
ارسال سیگنال ها یا داده از یک مسیر مشخص
lane
U
مسیر که باخط کشی مشخص میشود
channels
U
ارسال سیگنال ها یا داده از یک مسیر مشخص
alerts
U
وضعیت یک شی مشخص که یک اخطار را کنترل میکند
columns
U
خط عمودی که محل و پهنای ستون را مشخص میکند
column
U
خط عمودی که محل و پهنای ستون را مشخص میکند
failure
U
تعداد مشخص خطا در یک دوره زمان معین
failures
U
تعداد مشخص خطا در یک دوره زمان معین
qualities
U
استاندارد متن چاپ شده از یک چاپگر مشخص
quality
U
استاندارد متن چاپ شده از یک چاپگر مشخص
software
U
که امکان اجرای کار مشخص را فراهم میکند
thread count
U
[تعداد رشته نخ تار یا پود در یک طول مشخص]
semiosis
U
یک سلسله فعل وانفعالات مشخص جانور علامت
open water
U
فاصله مشخص بین برنده ونزدیکترین رقیب
keypad
U
مجموعهای از کلیدهای خاص برای کاربرد مشخص
imagery pack
U
بسته حاوی عکسهای هوایی یک منطقه مشخص
selected
U
یافتن و بازیابی اطلاعات مشخص از پایگاه داده ها
selects
U
یافتن و بازیابی اطلاعات مشخص از پایگاه داده ها
statement of charge
U
مشخص کردن جرایم فرم تقاضای خسارت
truncation
U
حذف رقم یک عدد تا به یک طول مشخص برسد
to tap
U
ولتاژ مشخص کردن
[الکترونیک یا مهندسی برق]
work breakdown
U
روش تقسیم یک عمل به اجزای مشخص و کوچک
voyage charter
U
اجاره دربست کشتی برای سفری مشخص
dd name
U
برچسبی که دستور تعریف خاصی را مشخص میکند
category wiring
U
که نوع کابل ها و سیمهای شبکه را مشخص میکند
tracked
U
محل شیار مشخص روی دیسک مغناطیسی
identifying
U
مشخص کردن شخصیت کسی یا ماهیت چیزی
track
U
محل شیار مشخص روی دیسک مغناطیسی
transmissions
U
اندازه گیری مقدار داده در زمان مشخص
boundaries
U
علامتی که ابتدا و انتهای فایل را مشخص میکند
transmission
U
اندازه گیری مقدار داده در زمان مشخص
boundary
U
علامتی که ابتدا و انتهای فایل را مشخص میکند
identify
U
مشخص کردن شخصیت کسی یا ماهیت چیزی
tab
U
کلید کنترلی که ستونهای خروجی را مشخص میکند
tabs
U
کلید کنترلی که ستونهای خروجی را مشخص میکند
conditional
U
مین کننده وقوع چندین کار مشخص
identifies
U
مشخص کردن شخصیت کسی یا ماهیت چیزی
select
U
یافتن و بازیابی اطلاعات مشخص از پایگاه داده ها
balisage
U
مشخص کردن مسیر جاده باچراغهای راهنما
read
U
تعداد بایتها که خواننده در زمان مشخص می خواند
reads
U
تعداد بایتها که خواننده در زمان مشخص می خواند
compliant
U
وسیلهای که به مجموعهای از استانداردهای مشخص تط بیق میشود
tracks
U
محل شیار مشخص روی دیسک مغناطیسی
identified
U
مشخص کردن شخصیت کسی یا ماهیت چیزی
knowledge
U
دستورات و دانش خبره را در یک فیلد مشخص اعمال میکند
dispatching priority
U
شماره کارها برای مشخص کردن تقدم انها
labeling
U
یی که برای مشخص کردن متغیر یا داده به کار می رود
hierarchical communications system
U
پایگاه دادهای که رکوردها بهم مربوطند با یک ساختار مشخص
labelled
U
یی که برای مشخص کردن متغیر یا داده به کار می رود
labels
U
یی که برای مشخص کردن متغیر یا داده به کار می رود
retrospective search
U
جستجوی متن ها دریک موضوع مشخص ازیک داده
search
U
جستجوی متن ها روی یک موضوع خاص با یک داده مشخص
searched
U
جستجوی متن ها روی یک موضوع خاص با یک داده مشخص
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com