English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 241 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
lash out <idiom> U ناگهانی حمله به کسی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
canvass U حمله ناگهانی
canvassed U حمله ناگهانی
canvasses U حمله ناگهانی
canvassing U حمله ناگهانی
lunge U حمله ناگهانی
lunge U حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunged U حمله ناگهانی
lunged U حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunges U حمله ناگهانی
lunges U حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunging U حمله ناگهانی
lunging U حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
raid U حمله ناگهانی
raid U تک ناگهانی حمله هوایی
raided U حمله ناگهانی
raided U تک ناگهانی حمله هوایی
raiding U حمله ناگهانی
raiding U تک ناگهانی حمله هوایی
raids U حمله ناگهانی
raids U تک ناگهانی حمله هوایی
mush U افزایش ناگهانی زاویه حمله بدون شتاب قائم انی متعاقب که از اندازه حرکت در امتدادمسیر اصلی ناشی میشود
seizure U حمله ناگهانی مرض
seizures U حمله ناگهانی مرض
sortie U حمله ناگهانی
sorties U حمله ناگهانی
paroxysm U حمله ناگهانی مرض
paroxysms U حمله ناگهانی مرض
coup de main U حمله ناگهانی با تمام قوا
deep stall U وضعیتی در هواپیماهای دارای دم تی شکل که افزایش ناگهانی زاویه حمله سبب عدم توانایی سطوح افقی برای کنترل وضعیت طولی هواپیمامیگردد
ictus U تپش حمله ناگهانی بیهوشی
inburst U استیلا حمله ناگهانی
inruption U استیلا حمله ناگهانی
kink U حمله ناگهانی پیچیدن
shock action U غافلگیری حمله ناگهانی غافلگیر کردن دشمن
thrust line U خط شروع حمله ناگهانی
vortex breakdown/brust U جدایی ناگهانی جریانهای حلقوی از لبه حمله بالهای دلتا در زاویه حمله معین که واماندگی این نوع بالها رانشان میدهد
large scale raid U حمله ناگهانی تعداد زیاد پلیس
police raid U حمله ناگهانی پلیس
round-up U حمله ناگهانی پلیس
bust [colloquial] U حمله ناگهانی پلیس
Other Matches
ambivalence U توجه ناگهانی و دلسردی ناگهانی نسبت بشخص یاچیزی
nose dive U شیرجه ناگهانی در هواپیما تنزل ناگهانی قیمت
flurries U اشفتن طوفان ناگهانی باریدن ناگهانی
flurry U اشفتن طوفان ناگهانی باریدن ناگهانی
surges U یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
surged U یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
surge U یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
hysterics U حمله خنده غیر قابل کنترل حمله گریه
velimirovic attack U حمله ولیمیروویچ در حمله سوزین از دفاع سیسیلی شطرنج
spurts U جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurting U جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurted U جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurt U جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
counter riposte U حمله شمشیرباز پس از دفع حمله متقابل حریف
rio treaty U اکوادور ونیکاراگوئه به سال 7491 که به موجب ان در صورت حمله به یک از کشورهای امریکایی همه کشورهای دیگر حق حمله مسلحانه را دارند
hysteroid U حمله تشنجی شبیه حمله
ond shot U بیک حمله دریک حمله
hysterogenic U حمله تشنجی شبیه حمله
front line U خط حمله خط حمله یادفاع
target date U زمان حمله به هدف یا تاریخ حمله به هدف
post attack U بعد از اجرای حمله یا تک وقایع بعد از اجرای حمله
all at once <idiom> U ناگهانی
precipitated U ناگهانی
precipitates U ناگهانی
strikes U تک ناگهانی
precipitating U ناگهانی
strike U تک ناگهانی
abrupt U ناگهانی
spontaneity U ناگهانی
snap U ناگهانی
snapped U ناگهانی
surprise attack U تک ناگهانی
snapping U ناگهانی
snaps U ناگهانی
precipitate U ناگهانی
on the spur of the moment <idiom> U ناگهانی
sudden U ناگهانی
instantaneous U ناگهانی
twitch U تکان ناگهانی
irruption U ایجاد ناگهانی
twitch U انقباض ناگهانی
twitched U تکان ناگهانی
saltus U انتقال ناگهانی
twitched U انقباض ناگهانی
gusts U باد ناگهانی
bump U تکان ناگهانی
flare up U اشتعال ناگهانی
peripeteia U تغییر ناگهانی
opportunity target U هدف ناگهانی
he acted from impluse U نیروی ناگهانی یا
power surge U برق ناگهانی
accident U مصیبت ناگهانی
accidents U مصیبت ناگهانی
saltation U جنبش ناگهانی
blow out U خروج ناگهانی
flare up U غضب ناگهانی
twitches U تکان ناگهانی
screamed U ناگهانی گفتن
clap U صدای ناگهانی
killings U توفیق ناگهانی
killing U توفیق ناگهانی
spurt U خروج ناگهانی
spurt U افزایش ناگهانی
flicks U تکان ناگهانی
flicking U تکان ناگهانی
flicked U تکان ناگهانی
spurted U خروج ناگهانی
flick U تکان ناگهانی
clapped U صدای ناگهانی
scream U ناگهانی گفتن
clapping U صدای ناگهانی
screams U ناگهانی گفتن
snaps U شتابزدگی ناگهانی
snapping U شتابزدگی ناگهانی
snapped U شتابزدگی ناگهانی
snap U شتابزدگی ناگهانی
detonation U انفجار ناگهانی
detonations U انفجار ناگهانی
flaw U اشوب ناگهانی
flaws U اشوب ناگهانی
claps U صدای ناگهانی
spurting U خروج ناگهانی
spurting U افزایش ناگهانی
booms U ترقی ناگهانی
booming U ترقی ناگهانی
boomed U ترقی ناگهانی
boom U ترقی ناگهانی
accidental war U جنگ ناگهانی
an abrupt departure U حرکت ناگهانی
break down U سقوط ناگهانی
burst force U نیروی ناگهانی
twitching U انقباض ناگهانی
twitching U تکان ناگهانی
catastrophe U بلای ناگهانی
catastrophes U بلای ناگهانی
abruption U قطع ناگهانی
spurts U خروج ناگهانی
spurts U افزایش ناگهانی
shocks U هراس ناگهانی
shocked U هراس ناگهانی
shock U هراس ناگهانی
sudden death U مرگ ناگهانی
sudden-death U مرگ ناگهانی
spurted U افزایش ناگهانی
suddenly U بطور ناگهانی
explosive U یورش ناگهانی
twitches U انقباض ناگهانی
nosediving U افت ناگهانی
crashing U ورشکستگی ناگهانی
crashes U ورشکستگی ناگهانی
crashed U ورشکستگی ناگهانی
nosedive U افت ناگهانی
crash U ورشکستگی ناگهانی
walk out <idiom> U ناگهانی رفتن
brainwave U الهام ناگهانی
xenogenesis U خلق ناگهانی
in one's tracks <idiom> U ناگهانی ،بیدرنگ
randomly U مسیر ناگهانی
random U مسیر ناگهانی
nosedives U افت ناگهانی
all of a sudden <idiom> U به طور ناگهانی
hit-and-run <idiom> U تاثیر ناگهانی
shoot up <idiom> U ناگهانی بلندکردن
nosedived U افت ناگهانی
crashingly U ورشکستگی ناگهانی
to bolt U ناگهانی جهیدن
fright U ترس ناگهانی
target of opportunity U هدف ناگهانی
switcheroo U تغییر ناگهانی
brainwaves U الهام ناگهانی
supervention U اتفاق ناگهانی
sudden stoppage U توقف ناگهانی
frights U ترس ناگهانی
gust U باد ناگهانی
twitched U حرکت یا کشش ناگهانی
deep creep attack U تک ناگهانی با بمب زیرابی
taken aback <idiom> U ناگهانی متعجب شدن
a pang of hunger U احساس ناگهانی گرسنگی
coroner's inquest U بازجویی در رگهای ناگهانی
cataclysm U تحولات ناگهانی وعمده
crashed U متوقف شدن ناگهانی
lunging U پیشروی ناگهانی خیز
cataclysm U دگرگونیهای طبیعی ناگهانی
coup detat U تغییر ناگهانی درحکومت
crowner's quest U بازجویی درمرگهای ناگهانی
whim U وهم تغییر ناگهانی
whims U وهم تغییر ناگهانی
nosediving U افت ناگهانی کردن
twitch U حرکت یا کشش ناگهانی
crashingly U متوقف شدن ناگهانی
twitching U حرکت یا کشش ناگهانی
to shoot to fame <idiom> U ناگهانی به شهرت رسیدن
cut back U کاهش ناگهانی تولید
cataclysms U تحولات ناگهانی وعمده
aposiopesis U قطع ناگهانی سخن
Yankee U ضربه ناگهانی وشدید
raids U ورود ناگهانی پلیس
jumps U جهش افزایش ناگهانی
jumped U جهش افزایش ناگهانی
Yankees U ضربه ناگهانی وشدید
jump U جهش افزایش ناگهانی
pop U ضربت ناگهانی زدن
to bolt U ناگهانی حرکت کردن
crash U متوقف شدن ناگهانی
crashing U متوقف شدن ناگهانی
cataclysms U دگرگونیهای طبیعی ناگهانی
raiding U ورود ناگهانی پلیس
crashes U متوقف شدن ناگهانی
intuitions U کشف دریافت ناگهانی
raid U ورود ناگهانی پلیس
intuition U کشف دریافت ناگهانی
raided U ورود ناگهانی پلیس
panicking U اضطراب و ترس ناگهانی
sudden ionospheric disturbance U اشفتگی ناگهانی یونوسفر
flounced U حرکت تند و ناگهانی
pangs U درد سوزش ناگهانی
pang U درد سوزش ناگهانی
lunge U پرتاب ناگهانی جهش
lunge U پیشروی ناگهانی خیز
flounces U حرکت تند و ناگهانی
panic U اضطراب و ترس ناگهانی
nosedive U نزول شدید یا ناگهانی
lunged U پرتاب ناگهانی جهش
lunged U پیشروی ناگهانی خیز
police raid U ورود ناگهانی پلیس
nosedive U افت ناگهانی کردن
lunges U پرتاب ناگهانی جهش
lunges U پیشروی ناگهانی خیز
round-up U ورود ناگهانی پلیس
bust [colloquial] U ورود ناگهانی پلیس
cardiac arrests U توقف ناگهانی قلب
take back <idiom> U ناگهانی بدست آوردن
popped U ضربت ناگهانی زدن
pops U ضربت ناگهانی زدن
cardiac arrest U توقف ناگهانی قلب
overshift U تغییر محل ناگهانی
flouncing U حرکت تند و ناگهانی
williwaw U تند باد ناگهانی
twitches U حرکت یا کشش ناگهانی
squawk U جیغ ناگهانی زدن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com