English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 21 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
he was put to flight U ناگزیر شد که بگریزد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
in an a to escape he U چون خواست بگریزد
perforce U ناگزیر
indispensable U ناگزیر
avoidless U ناگزیر
incumbents U ناگزیر
incumbent U ناگزیر
ineludible U ناگزیر
helpless U فرومانده ناگزیر
necessitating U ناگزیر ساختن
necessitates U ناگزیر ساختن
needs U ناگزیر نیازها
needful U نیازمند ناگزیر
sine qua non U امر ناگزیر
necessitate U ناگزیر ساختن
necessitated U ناگزیر ساختن
he must needs go U از رفتن ناگزیر است
Hobson's choice U انتخاب از روی ناچاری ناگزیر
interpleader U محاکمهای که بموجب ان دوکس ناگزیر میشونداز اینکه ....خاتمه دهند
having U مالک بودن ناگزیر بودن
have U مالک بودن ناگزیر بودن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com