Total search result: 201 (3 milliseconds) |
ارسال یک معنی جدید |
|
|
|
|
Menu
 |
English |
Persian |
Menu
 |
 |
it follows necessarily that U |
ناچار این نتیجه گرفته میشود |
 |
|
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
|
Other Matches |
|
 |
additions U |
عمل جمعی که نتیجه در محل یکی از عملوندهای عمل جمع ذخیره میشود یعنی روی مقدار قبلی آن نوشته میشود |
 |
 |
addition U |
عمل جمعی که نتیجه در محل یکی از عملوندهای عمل جمع ذخیره میشود یعنی روی مقدار قبلی آن نوشته میشود |
 |
 |
asynchronous computer U |
نوعی از کامپیوتر که در ان هر عمل در نتیجه سیگنالی که از تکمیل عمل قبلی حاصل میشود و یا در اثر اعلام امادگی وسیله لازم برای عمل بعدی اغاز میشود کامپیوترناهمگام |
 |
 |
timed U |
روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ترکیبی سریع , هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود , گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد |
 |
 |
times U |
روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ترکیبی سریع , هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود , گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد |
 |
 |
time U |
روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ترکیبی سریع , هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود , گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد |
 |
 |
prussic acid U |
اسیدی که ازنیل فرنگی گرفته میشود |
 |
 |
arrowroot U |
نشاستهای که ازریشه اوروت گرفته میشود |
 |
 |
zero hour <idiom> U |
لحظهای که تصمیم مهمی گرفته میشود |
 |
 |
cudbear U |
ماده رنگی که ازاشنه یادواله گرفته میشود |
 |
 |
inland duty U |
حقوقی که از بازرگانی دردرون کشور گرفته میشود |
 |
 |
intake U |
مقداراب یا گازی که با لوله گرفته و جذب میشود |
 |
 |
intakes U |
مقداراب یا گازی که با لوله گرفته و جذب میشود |
 |
 |
cola U |
ماده شیرینی که از برگ ومیوه کولا گرفته میشود |
 |
 |
colas U |
ماده شیرینی که از برگ ومیوه کولا گرفته میشود |
 |
 |
orifice meter U |
روزنهای که مقدار جریان اب بوسیله ان اندازه گرفته میشود |
 |
 |
bush U |
استوانه توخالی که داخل سوراخی جای گرفته و محکم میشود |
 |
 |
bushes U |
استوانه توخالی که داخل سوراخی جای گرفته و محکم میشود |
 |
 |
groundage U |
حقی که بابت ایستادن کشتی درلنگرگاه گرفته میشود حق لنگراندازی |
 |
 |
transit duty U |
حقی که بابت عبور کالایی ازکشوری گرفته میشود حق تراتزیت |
 |
 |
tdm U |
روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ارسال سریع . هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود. گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد |
 |
 |
salvaging U |
نجات کشتی از خطر یا حقوقی که بابت ان گرفته میشود کالای بازیافتی |
 |
 |
phlorizin U |
ماده تلخی که ازپوست ریشه درخت سیب ومانندان گرفته میشود |
 |
 |
salvage U |
نجات کشتی از خطر یا حقوقی که بابت ان گرفته میشود کالای بازیافتی |
 |
 |
salvaged U |
نجات کشتی از خطر یا حقوقی که بابت ان گرفته میشود کالای بازیافتی |
 |
 |
salvages U |
نجات کشتی از خطر یا حقوقی که بابت ان گرفته میشود کالای بازیافتی |
 |
 |
wing photograph U |
نوعی عکس هوایی مایل که به وسیله دوربینهای چند عدسی گرفته میشود |
 |
 |
centrifugal moisture equivalent U |
مقدار ابی که توسط دستگاه سانتریفوژ از یک نمونه خاک مرطوب گرفته میشود |
 |
 |
galbanum U |
نوعی صمغ زرد رنگ که از گیاهی شبیه انقوزه گرفته میشود و مصرف طبی دارد |
 |
 |
gum resin U |
صمغ و رزینی که در نتیجه تیغ زدن بگیاه از ان خارج وسفت میشود |
 |
 |
value added U |
اضافه قیمتی که در مواد خام در نتیجه عملیات صنعتی و تولیدی ایجاد میشود |
 |
 |
postal match U |
مسابقهای که در محل انجام میشود و نتیجه ان با پست نزد داوران ارسال می گردد |
 |
 |
latency U |
تاخیر بین زمانی که دستور دارد کامپیوتر میشود و اجرای آن یا بازگشت نتیجه . |
 |
 |
compressor bleed air U |
هوایی که از قسمت کمپرسورموتور توربینی برای جلوگیری از واماندگی و یابرای بکار اندازی بعضی متعلقات گرفته میشود |
 |
 |
margin cost U |
مقدار هزینهای ک__ه در نتیجه اف_زایش محصول یک واحد تولیدی به کل هزینه افزوده میشود |
 |
 |
tactics U |
دانش فرماندهی در صحنه جنگ طرق و وسائل و طرحهای ماهرانهای که جهت وصول به هدف به کار گرفته میشود رویه ماهرانه |
 |
 |
ripple through effect U |
نتایج یا تغییرات یا خطاهای صفحه گسترده که به عنوان نتیجه یک مقدار تغییر یافته در یک خانه فاهر میشود |
 |
 |
destructive addition U |
عمل جمع که در آن نتیجه روی یکی از عملوندها نوشته میشود یعنی دوباره نویسی صورت می گیرد |
 |
 |
respondentia U |
وامی که به صاحب کشتی داده و کشتی او به رهن گرفته میشود |
 |
 |
high oblique U |
عکس هوایی موربی که ازارتفاع زیاد گرفته شده و افق فاهری عکس در ان مشاهده میشود |
 |
 |
decisions U |
علامت گرافیکی در یک فلوچارت برای بیان تصمیم گیری و یک شاخه یا مسیر یا عملی با استفاده از نتیجه انتخاب میشود |
 |
 |
decision U |
علامت گرافیکی در یک فلوچارت برای بیان تصمیم گیری و یک شاخه یا مسیر یا عملی با استفاده از نتیجه انتخاب میشود |
 |
 |
ineluctable U |
ناچار |
 |
 |
of necessity U |
ناچار |
 |
 |
inevitably U |
ناچار |
 |
 |
fain U |
ناچار |
 |
 |
card U |
کارت پلاستیکی نازک با وسیله حافظه و ریز پردازنده که در آن قرار گرفته است که برای انتقال الکترونیکی یا مشخص کردن کاربر انجام میشود |
 |
 |
cards U |
کارت پلاستیکی نازک با وسیله حافظه و ریز پردازنده که در آن قرار گرفته است که برای انتقال الکترونیکی یا مشخص کردن کاربر انجام میشود |
 |
 |
turboprop U |
توربین گاز که دران توان بیشتری از توربین برای چرخاندن شفت ملخ نسبت به توربوفن گرفته میشود |
 |
 |
remarks U |
عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد |
 |
 |
remark U |
عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد |
 |
 |
remarking U |
عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد |
 |
 |
remarked U |
عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد |
 |
 |
rem U |
عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد |
 |
 |
ring shift U |
جابجایی داده به چپ و راست در یک کلمه بیتی که از موز کلمه بیفتد نادیده گرفته میشود و محلهای خالی با صفر پر می شوند |
 |
 |
cells U |
در صفحه گسترده روشی که نتیجه یا داده در یک خانه نمایش داده میشود |
 |
 |
cell U |
در صفحه گسترده روشی که نتیجه یا داده در یک خانه نمایش داده میشود |
 |
 |
he needs must go U |
ناچار باید برود |
 |
 |
tare and tret U |
وزن بسته یا لفاف یا جعبه محموله و مقدار کمبود وزنی که در نتیجه حمل و نقل درمحموله ایجاد میشود وقابل قبول است |
 |
 |
overplays U |
حریف را ناچار به تغییر محل کردن |
 |
 |
overplay U |
حریف را ناچار به تغییر محل کردن |
 |
 |
overplayed U |
حریف را ناچار به تغییر محل کردن |
 |
 |
overplaying U |
حریف را ناچار به تغییر محل کردن |
 |
 |
disassembler U |
برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند |
 |
 |
deletion U |
روشی برای دوباره ایجاد کردن فایلهای حذف شده وقتی فایلی حذف میشود سکتورهای دیسک نگهداری می شوند چون ممکن است حذف با اشتباه صورت گرفته باشد |
 |
 |
It wI'll eventually pay off. U |
با لاخره نتیجه خواهد رسید (نتیجه می دهد ) |
 |
 |
patinated U |
جرم گرفته کبره گرفته |
 |
 |
to be a foregone conclusion <idiom> U |
نتیجه حتمی [نتیجه مسلم] بودن |
 |
 |
Inevitably it invites/evokes comparison with the original, of which the remake is merely a pale shadow. U |
این به ناچار مقایسه با نسخه اصلی را مجبور می کند که بازسازی فیلمش کاملا قلابی است. |
 |
 |
RPC U |
روش ارتباط بین دو برنامه روی دو کامپیوتر جدا ولی مرتبط . یک تابع نرم افزاری از کامپیوتر دیگر در شبکه درخواست پردازش یک مشکل را میکند و سپس نتیجه را نمایش میدهد. و در برنامههای client / server استفاده میشود |
 |
 |
foregone conclusion U |
نتیجه حتمی نتیجه مسلم |
 |
 |
top U |
روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی |
 |
 |
sector U |
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود |
 |
 |
sectors U |
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود |
 |
 |
universal U |
آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود |
 |
 |
effluvium U |
پخش بخارج هوای گرفته و خفه استشمام هوای خفه و گرفته |
 |
 |
echoing U |
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود |
 |
 |
echoed U |
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود |
 |
 |
echoes U |
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود |
 |
 |
echo U |
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود |
 |
 |
formed U |
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود |
 |
 |
form U |
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود |
 |
 |
forms U |
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود |
 |
 |
perfoliate U |
درباب برگی گفته میشود که ساقه اش فاهرا ازتوی ان رد میشود |
 |
 |
averages U |
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود |
 |
 |
traced U |
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود |
 |
 |
averaging U |
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود |
 |
 |
averaged U |
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود |
 |
 |
average U |
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود |
 |
 |
traces U |
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود |
 |
 |
trace U |
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود |
 |
 |
load U |
برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود |
 |
 |
loads U |
برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود |
 |
 |
soft U |
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود |
 |
 |
softer U |
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود |
 |
 |
softest U |
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود |
 |
 |
dummy U |
متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود |
 |
 |
dummies U |
متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود |
 |
 |
suffix notation U |
عملیات ریاضی که به صورت منط ق نوشته میشود و نشانه پس از عددی که عمل روی آن انجام میشود می آید |
 |
 |
throughput U |
نرخ تولید ماشین یا سیستم که به عنوان کل اطلاعات مفید که در یک زمان پردازش میشود اندازه گیری میشود |
 |
 |
town fog U |
نوعی مه یخ مانند که دردرجه حرارت خیلی پایین تولید میشود و معمولا درشهرهای پر جمعیت دیده میشود |
 |
 |
mastered U |
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود. |
 |
 |
masters U |
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود. |
 |
 |
seconds U |
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود |
 |
 |
seconding U |
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود |
 |
 |
second U |
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود |
 |
 |
seconded U |
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود |
 |
 |
master U |
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود. |
 |
 |
workgroup U |
خصوصیتی که به بستههای نرم افزاری استاندارد اضافه میشود که باعث کارایی بهتر آن در گروه کاربران شبکه میشود |
 |
 |
faxed U |
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند |
 |
 |
faxes U |
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند |
 |
 |
faxing U |
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند |
 |
 |
fax U |
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند |
 |
 |
horned scully U |
مانع افقی زیرابی که برای سوراخ کردن بدنه کشتیهاکار گذاشته میشود و معمولابا بتون و تیراهن ساخته میشود |
 |
 |
standard U |
نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود |
 |
 |
auto U |
کلمه رمز و نام کاربر که پس از تمام شدن صفحه وقتی توسط یک سیستم از راه دور تقاضا میشود ارسال میشود |
 |
 |
autos U |
کلمه رمز و نام کاربر که پس از تمام شدن صفحه وقتی توسط یک سیستم از راه دور تقاضا میشود ارسال میشود |
 |
 |
standards U |
نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود |
 |
 |
phototransistor U |
نیمه هادی حالت جامد که باجذب نور حفره هایی در ان ایجاد میشود و این جریان توسط عمل ترانزیستور تاچندین برابر تشدید میشود |
 |
 |
self- U |
قطعه RAM پوییا با مدار تو کار برای تولید سیگنالهای تنظیم کننده که باعث برگرداندن داده میشود وقتی که برق قط ع میشود با استفاده از باتری پشتیبان |
 |
 |
transfers U |
زمانی که دستور انشعاب یا جهش در برنامه اجرا میشود, کنترل به نقط ه دیگر در برنامه منتقل میشود |
 |
 |
transferring U |
زمانی که دستور انشعاب یا جهش در برنامه اجرا میشود, کنترل به نقط ه دیگر در برنامه منتقل میشود |
 |
 |
config.sys U |
این فایل در هنگام روشن شدن CPU یک بار خوانده میشود و سیستم عامل بار میشود |
 |
 |
transfer U |
زمانی که دستور انشعاب یا جهش در برنامه اجرا میشود, کنترل به نقط ه دیگر در برنامه منتقل میشود |
 |
 |
asynchronous U |
تابعی که جداگانه از برنامه اصلی اجرا میشود و وقتی اجرا میشود که یک موقعیتهای خاصی به وجود آمده باشند |
 |
 |
palmtop U |
کامپیوتر شخصی که آن قدر کوچک است که در یک است جا میشود و با دست دیگر پردازش میشود |
 |
 |
residents U |
برنامهای که از خط دستور شروع میشود , وسپس درحافظه بار میشود, آماده دریافت توسط عملی است و کنترل را به خط دستور برمی گرداند |
 |
 |
mode U |
حالت کامپیوتر محاورهای که در آن متن جدید وارد شده جانشین متن قبلی میشود و طوری تنظیم میشود که فضا داشته باشد |
 |
 |
modes U |
حالت کامپیوتر محاورهای که در آن متن جدید وارد شده جانشین متن قبلی میشود و طوری تنظیم میشود که فضا داشته باشد |
 |
 |
resident U |
برنامهای که از خط دستور شروع میشود , وسپس درحافظه بار میشود, آماده دریافت توسط عملی است و کنترل را به خط دستور برمی گرداند |
 |
 |
POSIX U |
استاندارد که یک سری سرویس سیستم عامل را شامل میشود. نرم افزاری که با استاندارد DOSIX کار میکند و بین سخت افزارها ارسال میشود |
 |
 |
phased U |
وسیله جدید که به تدریج معرفی میشود و وسیله قدیمی کم کم بی استفاده میشود |
 |
 |
phase U |
وسیله جدید که به تدریج معرفی میشود و وسیله قدیمی کم کم بی استفاده میشود |
 |
 |
phases U |
وسیله جدید که به تدریج معرفی میشود و وسیله قدیمی کم کم بی استفاده میشود |
 |
 |
page U |
1-نقط های که در آن صفحه تمام میشود و صفحه بعد شروع میشود. |
 |
 |
paged U |
1-نقط های که در آن صفحه تمام میشود و صفحه بعد شروع میشود. |
 |
 |
pages U |
1-نقط های که در آن صفحه تمام میشود و صفحه بعد شروع میشود. |
 |
 |
choky U |
گرفته |
 |
 |
chock full U |
گرفته |
 |
 |
dulls U |
گرفته |
 |
 |
comate U |
مه گرفته |
 |
 |
hoarser U |
گرفته |
 |
 |
muggy U |
گرفته |
 |
 |
gruff U |
گرفته |
 |
 |
addicted U |
خو گرفته |
 |
 |
pokey U |
گرفته |
 |
 |
hoarse U |
گرفته |
 |
 |
hoarsest U |
گرفته |
 |
 |
clouded U |
گرفته |
 |
 |
darksome U |
گرفته |
 |
 |
heartsore U |
دل گرفته |
 |
 |
folded in mist U |
مه گرفته |
 |
 |
uptight U |
گرفته |
 |
 |
mistful U |
مه گرفته |
 |
 |
fustier U |
بو گرفته |
 |
 |
fustiest U |
بو گرفته |
 |
 |
fusty U |
بو گرفته |
 |
 |
rancid U |
بو گرفته |
 |
 |
low spirited U |
گرفته |
 |
 |
low-spirited U |
گرفته |
 |
 |
dull U |
گرفته |
 |
 |
dulled U |
گرفته |
 |
 |
duller U |
گرفته |
 |
 |
dullest U |
گرفته |
 |
 |
dulling U |
گرفته |
 |
 |
brumous U |
مه گرفته |
 |
 |
air less U |
گرفته |
 |
 |
muzzy U |
گرفته |
 |
 |
thick U |
گرفته |
 |
 |
fogbound U |
مه گرفته |
 |
 |
sombrous U |
گرفته |
 |
 |
thickest U |
گرفته |
 |
 |
accustomed |
خو گرفته |
 |
 |
bunged up U |
قی گرفته |
 |
 |
adopted U |
گرفته |
 |
 |
thicker U |
گرفته |
 |
 |
reads U |
مدت زمان بین وقتی که داده آدرس به رسانه ذخیره سازی فرستاده میشود و داده برمی گردد و با حالت اولیه مقایسه میشود تا خطایی رخ نداده باشد |
 |
 |
warehousing system U |
روشی که به موجب ان کالاهای وارداتی بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی به مملکت وارد و انبار میشود و این عوارض درموقع عرضه برای فروش اخذ میشود |
 |
 |
read U |
مدت زمان بین وقتی که داده آدرس به رسانه ذخیره سازی فرستاده میشود و داده برمی گردد و با حالت اولیه مقایسه میشود تا خطایی رخ نداده باشد |
 |
 |
addicts U |
: خو گرفته معتاد |
 |
 |
airless U |
گرفته یا دم کرده |
 |
 |
mity U |
کزم گرفته |
 |
 |
derivatives U |
گرفته شده |
 |
 |
dull U |
کندشدن گرفته |
 |
 |
wont U |
خو گرفته عادت |
 |
 |
dulls U |
کندشدن گرفته |
 |
 |
dulled U |
کندشدن گرفته |
 |
 |
duller U |
کندشدن گرفته |
 |
 |
cerated U |
موم گرفته |
 |
 |
addict |
خو گرفته معتاد |
 |
 |
derivative U |
گرفته شده |
 |
 |
dulling U |
کندشدن گرفته |
 |
 |
eerie U |
ترساننده گرفته |
 |
 |
in mourning U |
چرک گرفته |
 |
 |
filmy U |
غبار گرفته |
 |
 |
filmier U |
غبار گرفته |
 |
 |
Are you kidding ? Are you being funny? U |
شوخیت گرفته ؟ |
 |
 |
dullest U |
کندشدن گرفته |
 |
 |
filmiest U |
غبار گرفته |
 |
 |
divorcees U |
زن طلاق گرفته |
 |