Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 108 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
attack nuclear carrier
U
ناو هواپیمابر افندی هستهای
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
attack carrier
U
ناو هواپیمابر افندی
carrier striking force
U
نیروی ضربتی متشکل ازناوهای هواپیمابر ناوگان هواپیمابر ضربتی
virtual level
U
تراز انرژی سیستم هستهای داخل اتم که انرژی برانگیزش ان کمتر از کمترین انرژی جداشده از ذره هستهای بیشتر است
offenses
U
عملیات افندی
offensives
U
عملیات افندی
offensive
U
عملیات افندی
offence
U
عملیات افندی
air offensive
U
عملیات افندی هوایی
aircraft carrier
U
ناو هواپیمابر
aircraft carriers
U
ناو هواپیمابر
carriers
U
ناو هواپیمابر
carrier
U
ناو هواپیمابر
islands
U
پل فرماندهی ناو هواپیمابر
attack aircraft carrier
U
ناو هواپیمابر تهاجمی
island
U
پل فرماندهی ناو هواپیمابر
flight deck
U
عرشه ناو هواپیمابر
flight decks
U
عرشه ناو هواپیمابر
carrier task force
U
گروه رزمی هواپیمابر دریایی
antisubmarine carrier group
U
ناو گروه هواپیمابر ضدزیردریایی
anti submarine carrier
U
ناو هواپیمابر ضد زیر دریایی
mononuclear
U
یک هستهای
nuclear strike
U
تک هستهای
potential barrier
U
سد هستهای
nuclear
U
هستهای
atomic
U
هستهای
nuclear fission
U
شکافت هستهای
nuclear engineering
U
تکنولوژی هستهای
nuclear technology
U
تکنولوژی هستهای
nuclear fission
U
انشقاق هستهای
nuclear fusion
U
همجوشی هستهای
fission reactor
U
واکنشگاه هستهای
fission bomb
U
بمب هستهای
nuclear number
U
عدد هستهای
nuclear pile
U
پیل هستهای
nuclear fusion
U
گداخت هستهای
nuclear fusion
U
گداز هستهای
nuclear forces
U
نیروهای هستهای
necleo synthesis
U
سنتز هستهای
mononuclear
U
سلول یک هستهای
nuclear chemistry
U
شیمی هستهای
nuclear configuration
U
ترکیب هستهای
nuclear corrosion
U
فرسایش هستهای
nuclear detector
U
اشکارساز هستهای
nuclear electricity
U
الکتریسیته هستهای
nuclear energy
U
انرژی هستهای
nuclear power
U
نیروی هستهای
core storage
U
انباره هستهای
core memory
U
حافظه هستهای
nuclear families
U
خانواده هستهای
transmutation
U
تبدیل هستهای
nuclear reactors
U
راکتور هستهای
nuclear reactor
U
واکنشگاه هستهای
nuclear reactor
U
راکتور هستهای
thermonuclear
U
گرمای هستهای
nuclear fusion
U
ذوب هستهای
fission
U
شکافت هستهای
fission
U
شکاف هستهای
nuclear structure
U
ساختار هستهای
nuclear reaction
U
فرایند هستهای
nucleonics
U
فیزیک هستهای
nuclear family
U
خانواده هستهای
nuclear power
U
انرژی هستهای
nuclear reactors
U
واکنشگاه هستهای
nuclear power station
U
نیروگاه هستهای
fusion
U
جوش هستهای
fusions
U
جوش هستهای
nuclear radiation
U
تشعشع هستهای
nuclear reaction
U
واکنش هستهای
nuclear transformation
U
تبدیل هستهای
thermonuclear reaction
U
واکنش گرما- هستهای
nuclear power production
U
تولید انرژی هستهای
nuclear fusion energy
U
انرژی ذوب هستهای
nuclear power plant
U
تاسیسات انرژی هستهای
nuclear biological chemical
U
شیمیایی میکربی هستهای
fusion
U
عمل ترکیب هستهای
fusions
U
عمل ترکیب هستهای
slugged
U
میزان سازی هستهای
slugs
U
میزان سازی هستهای
thermonuclear
U
بمب هستهای حرارتی
slug
U
میزان سازی هستهای
fusion energy
U
انرژی همجوشی هستهای
internuclear distance
U
فاصله بین هستهای
nuclear binding energy
U
انرژی اتصال هستهای
radiological
U
رادیولوژیکی مربوط به تشعشع هستهای
contingent effects
U
اثرات احتمالی انفجار هستهای
dwarf dud
U
جنگ افزار هستهای عمل نکرده
nuclear submarine
U
زیردریایی هستهای nuclear-poweredsubmarine : syn
lymphocytosis
U
ازدیاد گلبولهای سفید یک هستهای خون
fission
U
تجزیه بمب تجزیهای شکافت هستهای
fusion reactor
U
راکتوری که در ان جوش هستهای صورت میگیرد
nominal weapon
U
جنگ افزار هستهای که قدرت ان 02 کیلو تن باشد
elodea
U
جنس گیاهان کوچک و ابزی و تک هستهای درامریکا
endomixis
U
تجدید وضع هستهای اغازیان تاژکدار در فواصل معینه
induces
U
1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induced
U
1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
inducing
U
1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induce
U
1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
carrier air group
U
دو یا چند گردان هوایی که درروی یک ناو مستقر باشند گروه هوایی ناو هواپیمابر
island
U
پل فرماندهی ناو هواپیمابر پل فرماندهی
islands
U
پل فرماندهی ناو هواپیمابر پل فرماندهی
fission products
U
عوامل تولید شده در اثر تجزیه اتمی بقایای شکافت هستهای
radioactivity
U
قابلیت پخش امواج هستهای رادیواکتیویته داشتن قدرت تشعشع اتمی
inductor
U
قطعه الکتریکی شامل هستهای از سیم برای بیان تاثیرات روی مدار.
controlled thermonuclear reaction
U
جوش هستهای کنترل شده تحت شرایط ازمایشگاهی برای تولید توان مفید
radiological monitoring
U
ارسال امواج تشعشعی یا رله امواج تشعشعی هستهای
european unclear a energy agency
U
اداره انرژی هستهای اروپا یکی از سازمانهایی که درسال 8591 در بطن سازمان همکاری اقتصادی اروپا و به منظور تولید انرژی اتمی وبرای مقاصد صلح امیز درکشورهای اروپای غربی ایجاد شده است
background radiation
U
تشعشعات هستهای محیطی تشعشعات محیطی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com