English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 182 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
buoy tender U ناو بویه گذار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
buoy tender U کشتی بویه گذار
dan layers U شناوه بویه گذار
dan runner U کشتی بویه گذار
Other Matches
danbuoy U بویه علامت گذاری بویه راهنما
buoys U بویه
olfactie U بویه
buoyed U بویه
buoying U بویه
buoy U بویه
anchorage buoy U بویه لنگرگاه
anchor buoy U بویه لنگر
mooring buoy U بویه مهار
spar buoy U بویه میلهای
nun buoy U بویه مخروطی
quarantine buoy U بویه قرنطینه
landfalls U بویه خارجی
landfall U بویه خارجی
port hand buoy U بویه سمت چپ
position buoy U بویه موقعیت
reflector buoy U بویه بازتاب
telegraph cable buoy U بویه کابل
mooring buoy U بویه لنگر
reflector buoy U بویه بازتابنده
danger buoy U بویه خطر
buoyed U بویه دریایی
buoy U بویه دریایی
buoying U بویه دریایی
round turn and two half hitches U گره بویه
buoys U بویه دریایی
dan buoy U بویه نشانه
life buoy U بویه نجات
can buoy U بویه استوانهای
buoy shackle U بخوی بویه
breeches buoy U بویه نجات
bouy jumper U بویه گیر
starboard hand buoy U بویه سمت راست
sea buoy U بویه طرف دریا
short scope buoy U بویه شناور قائم
spar buoy U بویه تیر مانند
picking up rope U سیم بویه گیر
short scope buoy U بویه پایه کوتاه
mid channel buoy U بویه میان گذرگاه
buoy pendant U زنجیر مهار بویه
sonobuoy U بویه صوتی و ضد زیردریایی سونوبوی
middle ground buoy U بویه زمین میان گذرگاه
wreck buoy U بویه کشتی غرق شده
dan layers U شناوه مخصوص کاشتن بویه راهنما
position buoy U بویه نشان دهنده موقعیت کاروان دریایی
radio sonobuoy U بویه دریایی شناور بی سیم دار مخصوص تعیین محل زیردریاییها
transitions U گذار
transition U گذار
over U گذار
over- U گذار
control buoy U بویه کنترل کننده مینها دستگاهی که محل مینهای شناور زیر دریا را نشان میدهد
lienee U وثیقه گذار
legislatrix U قانون گذار زن
punctuator U نقطه گذار
zoogenic U بچه گذار
encoder U رمز گذار
grader U نمره گذار
graduator U درجه گذار
grounder U کار گذار
grounder U پایه گذار
instaurator U بنیاد گذار
insurant U بیمه گذار
legator U میراث گذار
legiskative U قانون گذار
legislatress U قانون گذار زن
spotter U خال گذار
lowpass U پایین گذار
marker pen علامت گذار
trend-setters U بدعت گذار
pledgor U وثیقه گذار
tracklayer U ریل گذار
tracked layer U ریل گذار
valuer U قیمت گذار
pracitcable U گذار کردنی
pricer U قیمت گذار
prizer U قیمت گذار
space bar U فاصله گذار
shelver U در تاقچه گذار
pledgor U رهن گذار
transit time U زمان گذار
pawnor U رهن گذار
trend-setter U بدعت گذار
impressionistic U برداشت گذار
tapper U توپی گذار
mortgagor U رهن گذار
nomographer U قانون گذار
transition state U حالت گذار
transition period U دوره گذار
outdoor recreation U گشت و گذار
oviparous U تخم گذار
shelver U در قفسه گذار
marker U نشان گذار
foundering U بنیان گذار
founders U بنیان گذار
swindlers U کلاه گذار
auctioneer U حراج گذار
auctioneers U حراج گذار
contributory U خراج گذار
innovator U بدعت گذار
innovators U بدعت گذار
heretic U بدعت گذار
heretics U بدعت گذار
legislator U قانون گذار
legislators U قانون گذار
bypass U کنار گذار
bypassed U کنار گذار
bypasses U کنار گذار
bypassing U کنار گذار
foundered U بنیان گذار
founder U بنیان گذار
markers U نشان گذار
handler U دسته گذار
handlers U دسته گذار
racer U مسابقه گذار
racers U مسابقه گذار
insured U بیمه گذار
investor U سرمایه گذار
investors U سرمایه گذار
valuers U قیمت گذار
blazer U علامت گذار
blazers U علامت گذار
swindler U کلاه گذار
bailer U امانت گذار
assessor U خراج گذار
mark sense U نشان گذار
coder U رمز گذار
differentiator U فرق گذار
discriminator U فرق گذار
accomodating U منت گذار
crossing site U محل گذار
bailor U امانت گذار
legislative U قانون گذار
depositor U امانت گذار
dotter U نقطه گذار
demographic transition U گذار جمعیت
deepositor U ودیعه گذار
salver U مرهم گذار
salvers U مرهم گذار
subcaliber U تفنگ اثر گذار
truster U ودیعه گذار اعتباردهنده
depositor U ودیعه گذار مودع
burst gate U لامپ پیام گذار
uniparous U هر باریک تخم گذار
testator U شاهد میراث گذار
mine layer U کشتی مین گذار
dot generator U مولد خال گذار
position control U پیچ مرکز گذار
net laying ship U کشتی تور گذار
free capital U سرمایه گذار پولی
spacebar U کلید فاصله گذار
money lender U پول به بهره گذار
miscreant U بدعت گذار خبیث
minelayer U ناو مین گذار
minelayer U کشتی مین گذار
pathfinder U هواپیمای علامت گذار مسیر
parentheses free nataton U نشان گذار بدون پرانتز
pathfinders U هواپیمای علامت گذار مسیر
spademan U نفر خرج گذار توپ
You are not pulling my leg , are you ? U نکند دار ؟ سر بسرم می گذار ؟
truster U باور کننده امانت گذار
to mince matters U از گفتن راستی فرو گذار کردن
godmothers U نام گذار بچه مادر خوانده روحانی
godmother U نام گذار بچه مادر خوانده روحانی
range ladder U تنظیم تیربه روش نردبانی با شلیک گذار و کوتاه
encipher U تبدیل متعلق به کد محافظت شده توسط سیستم رمز گذار
nomothetes U کسیکه گماشته میشد تا درقانون تجدیدنظر نماید قانون گذار
loader U خرج گذار پر کننده توپ سمبه پر کن ماشین خاک بارکن
encrypt U تبدیل متن به حالت امن با استفاده از سیستم رمز گذار
sentinel U 1-علامت گذار یا چاپگر بخش خاص داده .2-پرچمی که وضعیت ثبات را پس از عملیات ریاضی یا منط قی گزارش میدهد
sentinels U 1-علامت گذار یا چاپگر بخش خاص داده .2-پرچمی که وضعیت ثبات را پس از عملیات ریاضی یا منط قی گزارش میدهد
datum dan buoy U علایم شناور دریایی عمقی بویه عمقی علایم عمقی تعیین مسیر مین گذاری شده در اب
winters U قشلاق کردن زمستانرا بر گذار کردن زمستانی
winter U قشلاق کردن زمستانرا بر گذار کردن زمستانی
financiers U سرمایه دار سرمایه گذار
financier U سرمایه دار سرمایه گذار
crossing area U منطقه گذار منطقه پایاب
depositor U صاحب سپرده سپرده گذار
zoogenous U بچه زا بچه گذار
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com