English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
post U نامه رسان پستچی
post- U نامه رسان پستچی
posted U نامه رسان پستچی
posts U نامه رسان پستچی
letter carrier U نامه رسان پستچی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
mails U نامه رسان
mailmen U نامه رسان
pursuivant U نامه رسان
mailer U نامه رسان
mailman U نامه رسان
mail U نامه رسان
postboy U چاپار چابک سوار نامه رسان
mail orderly U پستچی
Boxing Day U اولین روز کار بعد از عید کریسمس که طی آن به پستچی و کارمند و غیره هدیه میدهند
post script U مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
letter of intent U تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
pourparley U جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparler U جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
cryptoparts U بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
libels U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelling U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libel U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeled U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelled U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeling U هجو نامه یا توهین نامه افترا
exhaust in jector U اب رسان
purveyor U اذوقه رسان
data medium U داده رسان
caterers U اذوقه رسان
caterer U اذوقه رسان
deleterious U اسیب رسان
pesky U ازار رسان
injurious U اسیب رسان
victualler U خواربار رسان
purveyors U اذوقه رسان
feeder U سوخت رسان
feeder U توپ رسان
feeder U گوی رسان
acid freeder U اسید رسان
soniferous U صدا رسان
feeding cloth U مایه رسان
sutler U اذوقه رسان
feeding cloth U پنبه رسان
paper boys U روزنامه رسان
paper boy U روزنامه رسان
masseuse U پیغام رسان
provisioner U توشه رسان
feeders U سوخت رسان
feeders U توپ رسان
feeders U گوی رسان
nocent U زیان رسان
carburator U سوخت رسان
waterworks U دستگاه اب رسان
nobbeing U اسیب رسان
illative U نتیجه رسان
intelligencer U خبر رسان جاسوس
feeder vessel U کشتی سوخت رسان
informant U خبر رسان مخبر
sleeping partners U شریک سرمایه رسان
informers U خبر رسان کاراگاه
prompt book U نسخه سخن رسان
productive of annoyance U زحمت رسان ازارنده
silent partner U شریک سرمایه رسان
informants U خبر رسان مخبر
sleeping partner U شریک سرمایه رسان
informer U خبر رسان کاراگاه
written agreement U موافقت نامه پیمان نامه
certificates U رضایت نامه شهادت نامه
affidavits U شهادت نامه قسم نامه
certificate U رضایت نامه شهادت نامه
credential U گواهی نامه اعتبار نامه
prejudicial U زیان رسان تبعیض امیز
prejudicious U زیان رسان تبعیض امیز
evangelists U صاحب انجیل مژده رسان
illation U نتیجه رسان منتج شونده
prompt box U جای سخن رسان یا سوفلور
evangelist U صاحب انجیل مژده رسان
malignant U زیان اور صدمه رسان
to a. letter U روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
stratotanker U نوعی هواپیمای تانکر سوخت رسان چهار موتوره هوایی
testacy U دارای وصیت نامه بودن نگارش وصیت نامه
sight U سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
sights U سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
recredential U نامهای است که بعضی اوقات رئیس دولتی که سفیر نزد ان ماموریت دارد در جواب احضار نامه سفیر به رئیس دولت فرستنده سفیر می نویسد و در واقع این نامه پاسخی است به استوار نامهای که سفیر در شروع ماموریتش تقدیم داشته است
epistle U نامه
manifesting U نامه
post boy U نامه بر
epistles U نامه
letter U نامه
manifested U نامه
manifest U نامه
carriers U نامه بر
carrier U نامه بر
manifests U نامه
breve U نامه
correspoundence U نامه ها
letters U نامه
pigeongram U نامه کبوتر
billet doux U نامه عاشقانه
bill of indicment U ادعا نامه
questionary U پرسش نامه
concordat U موافقت نامه
concession deed U امتیاز نامه
concessionary agreement U امتیاز نامه
collins U نامه پر سود
circular letter U نامه اداری
certificate of incorporation U شرکت نامه
bylaws U ایین نامه
testimonials U گواهی نامه
bylaw U ایین نامه
byelaw U ایین نامه
by low U ایین نامه
recognizance U تعهد نامه
bill of sale U بیع نامه
statement of a claim U افهار نامه
rental U اجاره نامه
testimonials U تصدیق نامه
stemma U نسب نامه
surety bond U تضمین نامه
swamped with letters U غرق نامه
testimonial U تصدیق نامه
swearing formula U قسم نامه
acknowledgment U شهادت نامه
bacchanalian song U ساقی نامه
road book U راه نامه
leetter writing U نامه نگاری
recognizance U التزام نامه
bill of lading U بار نامه
bill of exception U اعتراض نامه
bill of divorce U طلاق نامه
registered letter U نامه سفارشی
bail bond U ضمانت نامه
swearing formula U سوگند نامه
l/c U اعتبار نامه
letter of a U اگاهی نامه
escape chit U امان نامه
letter of a U اطلاع نامه
letter of indemnity U ضمانت نامه
letter of indemnity U غرامت نامه
epistoler U نامه نویس
letter of introduction U معرفی نامه
letter of invitation U دعوت نامه
letter of recommendation U سفارش نامه
letter of recommendation U توصیه نامه
letter no U نامه شماره 5
letter missive U امر نامه
lease contract U اجاره نامه
guaranty U ضمانت نامه
leter of condolenee U تعزیت نامه
letter book U رونوشت نامه
genealogical tree U نسب نامه
genealogical tree U شجره نامه
gender tree U شجره نامه
formulary U دستور نامه
letter de chancellerie U نامه رسمی
letter writer U نامه نگاری
letter writer U نامه نویس
marriage contract U عقد نامه
memorandum of understanding U تفاهم نامه
deed of endowment U وقف نامه
deed of conveyance U صلح نامه
packet boat U کشتی نامه بر
passionary U شهادت نامه
passionary U مصیبت نامه
decameron U داستان نامه
credential U استوار نامه
corrigenda U غلط نامه
marriage bed U عقد نامه
deed of gift U هبه نامه
letter writing U نامه نگاری
letters of administration U قیم نامه
letters of procurator U وکالت نامه
demand note U مطالبه نامه
warrant of attorney U وکالت نامه
deed of transfer U انتقال نامه
letters patent U نامه سرگشوده
deed of sale U بیع نامه
letters patent U نامه سرگشاده
light list U چراغ نامه
certificate of authority U وکالت نامه
full power of attorney U وکالت نامه
letter of attorney U وکالت نامه
power of attorney U وکالت نامه
power of authority U وکالت نامه
power of procuration U وکالت نامه
letter of reference U معرفی نامه
letter of reference U توصیه نامه
warrant of attorney U اجازه نامه
power of procuration U اجازه نامه
warrant of attorney U وکالت نامه
certificate of authority U اختیار نامه
full power of attorney U اختیار نامه
letter of attorney U اختیار نامه
power of attorney U اختیار نامه
power of authority U اختیار نامه
power of procuration U اختیار نامه
warrant of attorney U اختیار نامه
certificate of authority U اجازه نامه
full power of attorney U اجازه نامه
letter of attorney U اجازه نامه
power of attorney U اجازه نامه
power of authority U اجازه نامه
sylva U درخن نامه
Registered mail. U نامه سفارشی
hear from <idiom> U دریافت نامه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com