Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 212 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
mail
U
نامه رسان
mails
U
نامه رسان
mailman
U
نامه رسان
mailmen
U
نامه رسان
mailer
U
نامه رسان
pursuivant
U
نامه رسان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
post
U
نامه رسان پستچی
post-
U
نامه رسان پستچی
posted
U
نامه رسان پستچی
posts
U
نامه رسان پستچی
letter carrier
U
نامه رسان پستچی
postboy
U
چاپار چابک سوار نامه رسان
Other Matches
post script
U
مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
letter of intent
U
تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
pourparley
U
جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparler
U
جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
cryptoparts
U
بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
libels
U
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeled
U
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeling
U
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libel
U
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelling
U
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelled
U
هجو نامه یا توهین نامه افترا
exhaust in jector
U
اب رسان
carburator
U
سوخت رسان
feeding cloth
U
پنبه رسان
purveyor
U
اذوقه رسان
victualler
U
خواربار رسان
feeding cloth
U
مایه رسان
injurious
U
اسیب رسان
provisioner
U
توشه رسان
waterworks
U
دستگاه اب رسان
sutler
U
اذوقه رسان
purveyors
U
اذوقه رسان
caterer
U
اذوقه رسان
caterers
U
اذوقه رسان
data medium
U
داده رسان
masseuse
U
پیغام رسان
illative
U
نتیجه رسان
feeder
U
سوخت رسان
paper boy
U
روزنامه رسان
soniferous
U
صدا رسان
nocent
U
زیان رسان
pesky
U
ازار رسان
paper boys
U
روزنامه رسان
nobbeing
U
اسیب رسان
deleterious
U
اسیب رسان
acid freeder
U
اسید رسان
feeder
U
توپ رسان
feeder
U
گوی رسان
feeders
U
گوی رسان
feeders
U
توپ رسان
feeders
U
سوخت رسان
sleeping partners
U
شریک سرمایه رسان
productive of annoyance
U
زحمت رسان ازارنده
intelligencer
U
خبر رسان جاسوس
feeder vessel
U
کشتی سوخت رسان
prompt book
U
نسخه سخن رسان
informers
U
خبر رسان کاراگاه
informer
U
خبر رسان کاراگاه
informants
U
خبر رسان مخبر
informant
U
خبر رسان مخبر
sleeping partner
U
شریک سرمایه رسان
silent partner
U
شریک سرمایه رسان
written agreement
U
موافقت نامه پیمان نامه
certificates
U
رضایت نامه شهادت نامه
credential
U
گواهی نامه اعتبار نامه
certificate
U
رضایت نامه شهادت نامه
affidavits
U
شهادت نامه قسم نامه
evangelists
U
صاحب انجیل مژده رسان
evangelist
U
صاحب انجیل مژده رسان
illation
U
نتیجه رسان منتج شونده
prejudicious
U
زیان رسان تبعیض امیز
malignant
U
زیان اور صدمه رسان
prejudicial
U
زیان رسان تبعیض امیز
prompt box
U
جای سخن رسان یا سوفلور
to a. letter
U
روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
stratotanker
U
نوعی هواپیمای تانکر سوخت رسان چهار موتوره هوایی
testacy
U
دارای وصیت نامه بودن نگارش وصیت نامه
sight
U
سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
sights
U
سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
recredential
U
نامهای است که بعضی اوقات رئیس دولتی که سفیر نزد ان ماموریت دارد در جواب احضار نامه سفیر به رئیس دولت فرستنده سفیر می نویسد و در واقع این نامه پاسخی است به استوار نامهای که سفیر در شروع ماموریتش تقدیم داشته است
epistle
U
نامه
correspoundence
U
نامه ها
epistles
U
نامه
manifesting
U
نامه
letters
U
نامه
carrier
U
نامه بر
breve
U
نامه
manifests
U
نامه
manifested
U
نامه
manifest
U
نامه
carriers
U
نامه بر
letter
U
نامه
post boy
U
نامه بر
stemma
U
نسب نامه
memorandum of understanding
U
تفاهم نامه
marriage contract
U
عقد نامه
letters patent
U
نامه سرگشوده
marriage bed
U
عقد نامه
surety bond
U
تضمین نامه
swearing formula
U
قسم نامه
swamped with letters
U
غرق نامه
letters patent
U
نامه سرگشاده
light list
U
چراغ نامه
statement of a claim
U
افهار نامه
packet boat
U
کشتی نامه بر
questionary
U
پرسش نامه
recognizance
U
تعهد نامه
recognizance
U
التزام نامه
bill of lading
U
بار نامه
registered letter
U
نامه سفارشی
swearing formula
U
سوگند نامه
road book
U
راه نامه
pigeongram
U
نامه کبوتر
passionary
U
مصیبت نامه
passionary
U
شهادت نامه
treaty
U
موافقت نامه
bylaws
U
ایین نامه
certificate of incorporation
U
شرکت نامه
circular letter
U
نامه اداری
collins
U
نامه پر سود
concession deed
U
امتیاز نامه
concessionary agreement
U
امتیاز نامه
concordat
U
موافقت نامه
letter missive
U
امر نامه
corrigenda
U
غلط نامه
credential
U
استوار نامه
decameron
U
داستان نامه
deed of conveyance
U
صلح نامه
deed of endowment
U
وقف نامه
bylaw
U
ایین نامه
byelaw
U
ایین نامه
testimonial
U
گواهی نامه
testimonials
U
گواهی نامه
testimonials
U
تصدیق نامه
rental
U
اجاره نامه
acknowledgment
U
شهادت نامه
bacchanalian song
U
ساقی نامه
bail bond
U
ضمانت نامه
bill of divorce
U
طلاق نامه
bill of exception
U
اعتراض نامه
bill of indicment
U
ادعا نامه
bill of sale
U
بیع نامه
billet doux
U
نامه عاشقانه
by low
U
ایین نامه
deed of gift
U
هبه نامه
deed of sale
U
بیع نامه
letter no
U
نامه شماره 5
letter of a
U
اگاهی نامه
letter of a
U
اطلاع نامه
letter of indemnity
U
ضمانت نامه
letter of indemnity
U
غرامت نامه
letter of introduction
U
معرفی نامه
letter of invitation
U
دعوت نامه
letter of recommendation
U
سفارش نامه
letter of recommendation
U
توصیه نامه
letter writer
U
نامه نگاری
letter writer
U
نامه نویس
letter writing
U
نامه نگاری
letters of administration
U
قیم نامه
letters of procurator
U
وکالت نامه
letter de chancellerie
U
نامه رسمی
letter book
U
رونوشت نامه
deed of transfer
U
انتقال نامه
demand note
U
مطالبه نامه
epistoler
U
نامه نویس
escape chit
U
امان نامه
testimonial
U
تصدیق نامه
formulary
U
دستور نامه
gender tree
U
شجره نامه
genealogical tree
U
شجره نامه
genealogical tree
U
نسب نامه
guaranty
U
ضمانت نامه
l/c
U
اعتبار نامه
lease contract
U
اجاره نامه
leetter writing
U
نامه نگاری
leter of condolenee
U
تعزیت نامه
warrant of attorney
U
وکالت نامه
sylva
U
درخن نامه
certificate of authority
U
وکالت نامه
full power of attorney
U
وکالت نامه
letter of attorney
U
وکالت نامه
power of attorney
U
وکالت نامه
power of authority
U
وکالت نامه
power of procuration
U
وکالت نامه
letter of reference
U
معرفی نامه
letter of reference
U
توصیه نامه
warrant of attorney
U
اجازه نامه
power of procuration
U
اجازه نامه
warrant of attorney
U
وکالت نامه
certificate of authority
U
اختیار نامه
full power of attorney
U
اختیار نامه
letter of attorney
U
اختیار نامه
power of attorney
U
اختیار نامه
power of authority
U
اختیار نامه
power of procuration
U
اختیار نامه
warrant of attorney
U
اختیار نامه
certificate of authority
U
اجازه نامه
full power of attorney
U
اجازه نامه
letter of attorney
U
اجازه نامه
power of attorney
U
اجازه نامه
power of authority
U
اجازه نامه
tenency agreement
U
اجاره نامه
hear from
<idiom>
U
دریافت نامه
Are there any letters for me?
U
من نامه ای ندارم؟
dictionary
U
واژه نامه
glossary
U
واژه نامه
lexicon
[dictionary]
U
واژه نامه
word book
U
واژه نامه
wordbook
U
واژه نامه
dictionary
U
لغت نامه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com